دستورالعمل تدوین مقالات دانشنامه پلیس
ساختار شیوه نامه مقالات دانشنامه (جدید)
فرم امتیازدهی مقالات دانشنامه
فرم ارزیابی مقالات دانشنامه
تقویم سال
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه : 79560
بازدید امروز : 1780
کل بازدید : 3462064
بازدیدکنندگان آنلاين : 5
بارگزاری صفحه : 1.29

ثانیه

امنیت اجتماعی





پليس    police                                                                                                                                     

 پلیس، قدرتی است که همة دولت­ها برای به اجرا درآوردن قواعد رسمی رفتار از طریق کاربرد قانونی زور، از آن استفاده می­کنند. ضوابط قانونی در نظام­ های مردم سالار (دمکراتیک) محدودیت­ هایی در مقابل پلیس قرار می­ دهند که منظور از آنها اطمینان یافتن از این است که قدرت پلیس به نحوی عادلانه و به شیوه­ای خویشتن­ دارانه و درخور موقعیت اعمال شود.

معنی اصطلاح پلیس در طول پنج سدة گذشته دگرگون شده است. در اروپای قرن پانزدهم، انتظامات پلیسی عمدتاً به علاقة حکومت به موضوعاتی شامل زیست، تندرستی و مالکیت اشاره داشت. برقراری نظم متناوباً بر عهدة قدرت نظامی بود و جامعه بیشتر اوقات انتظامات پلیسی نداشت. در آغاز سدة هجدهم، هنگامی که دولت­ های بزرگ جدید با مرزهای روشن ملی یکپارچه می­شدند، توجه انتظامات پلیسی به برقراری امنیت داخلی و پیشگیری از خطرهای عمومی معطوف گشت. طی سده­ های بعد، برد قانون افزایش یافت و قدرت پلیس برای جلوگیری از موارد نقض قانون و جبران آنها به­ کار برده شد. در عین حال، پلیس تحت نظارت دقیق­تر قانون درآمد. انتظامات پلیسی، در الگوی اولیة انگلیسی خود، بر مبنای رضایت اجرا می­شد و پلیس ملزم بود که غیر مسلح باشد. بی آنکه ضرورتی به ارعاب باشد، شهروندان موظف به پذیرش صلاحیت پلیس و احترام گذاشتن به او هستند (4).

امروزه پلیس یک کلمة بین ­المللی است و مراد از آن در درجة نخست یک سازمان دولتی یا محلی است که مسئول حفظ نظم، امنیت، آسایش و آرامش عمومی و متصدی حراست از جان و مال و حیثیت اشخاص است و در مقام ثانی بازرسی و کشف جرایم، جمع­آوری دلایل، دستگیری متهمان و مجرمان و سرانجام اجرای احکام کیفری را به عهده دارد (5).

رویکردهای پلیسی

تحولات اقتصادی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... چند سدة اخیر بر رویکردهای پلیسی همانند سایر رهیافت­ها اثر گذاشته و سیر تحول و بهبود را طی نموده است. به طوری که می­توان به چهار نوع تقسیم ­بندی مبتنی بر روش­ های انجام مأموریت­ های پلیسی اشاره کرد:

1- رویکرد سیاسی

 این رویکرد با ماهیت اقتدارگرایانه بر محور حمایت از منافع و امنیت طبقة حاکم و مراقبت از حکومت قرار دارد. دوران وجودی این نوع پلیس، قبل از انقلاب صنعتی بوده است. امروزه پلیس با چنین مأموریتی  برای مردم کشورها قابل قبول نیست.

2- رویکرد حرفه ­ای

در این رویکرد، پلیس با توجه به زمینه ­های تکوین و پیدایش جرایم و بزه­ های جدید و تخصص ­های مورد نیاز شکل می­گیرد. پلیس حرفه­ای اولین بار در سال 1829م در بریتانیا در شهر لندن تأسیس گردید. تقسیم­ بندی­ های متعددی در این زمینه وجود دارد. یک نوع تقسیم ­بندی کلی شامل پلیس اداری و قضایی است که پلیس اداری به فعالیت­های انتظامی یعنی دسته­ای خاص از اعمال دولت اطلاق می ­شود که این فعالیت ­ها جنبة جلوگیری از وقوع جرایم و انحرافات دارد.

پلیس قضایی مجموعه فعالیت ­های مربوط به مرحلة بعد از وقوع جرایم است و همچنین به سازمان و مأمورانی گفته می­ شود که وظیفة تجسس، بررسی، کشف جرم، جمع­ آوری دلایل، دستگیری متهمان، تسلیم پرونده و تحویل متهمان به مراجع قضایی را به عهده دارند .

تقسیم ­بندی دیگر شامل پلیس عمومی و اختصاصی است که پلیس عمومی وظیفة حفظ نظم عمومی و پلیس اختصاصی وظایف خاص از قبیل راهنمایی و رانندگی، آتش ­نشانی، راه ­آهن، گمرک، موادمخدر و ... را به عهده دارد.

3- رویکرد دموکراتیک

اگر چه هیچ تعریف ساده یا کاملاً پذیرفت ه­ای دربارة پلیس دموکراتیک وجود ندارد، همة نظام­های پلیسی دموکراتیک در این آرمان سهیم ­اند که اختیارات پلیس باید بنا بر حکم قانون اعمال شوند. قدرت دولت باید به شیوه­ای خویشت ن­دارانه و متناسب با مسئله به­ کار برده شود. برخی از شیوه ­ها، از جمله شکنجه و اعدام خارج از تشریفات و مقررات، آدم­ربایی، آزار رساندن به خانوادۀ فرد مظنون، در هر شرایطی ممنوع اند. روش­ های دیگر، استفاده از زور، محرومیت از آزادی یا بازپرسی، باید با اجرای مناسب مراحل قانونی دادرسی صورت پذیرند. در اکثر کشورها، اعمالی نظیر استراق سمع یا بازداشت فرد مظنون برای مدتی بیش از یک زمان کوتاه، باید از طرف مقام مستقل قضایی یا اجرایی به تصویب برسد. اعمال زور، هر جا که به آن نیاز افتد، باید فقط در حد ضروری برای دفاع از خود، یا تضمین دستگیری، به ­کار برده شود. مجازات فقط پس از رسیدگی قضایی جاری شود.

نمونۀ مطلوب پلیس دموکراتیک از طریق روش­های سازمانی متنوعی تأمین می­شود. این روش­ها عبارت اند از:

1) تقسیم کار میان کسانی که دستگیر، بازجویی، محاکمه و مجازات می­کنند؛

2) وجود یک ساختار دیوانسالارانه شبه­ نظامی که دامنة آزادی عمل را محدود و مسئولیت­پذیری ایجاد می­کند؛

3) جدایی پلیس از ارتش و به ­وجود آوردن کارگزاری ­های پلیسی رقیب؛

4) کارگزاری­ های مستقل (و تفکیک بخش­های سازمانی) که مراقب رفتار پلیس باشند و برای برخی از اعمال بسیار زحمت­آور باید مجوز صادر کنند؛

5) تعیین هویت پلیس (مثلاً با استفاده از لباس ­های هم­شکل همراه با اسامی یا شماره ­های شناسایی و استفاده از خودروهای دارای علایم مشخص، یا در مورد پلیس مخفی که هویتش پنهان است، وجود دادگاهی که در آن جرائم پلیس داوری شود؛

6) چرخش انتصابات.

4 - رویکرد جامعه­ محور

این رویکرد با ماهیت مشارکت­گرا بر محور استفاده از مردم و ارتباط دوسویه با مردم استوار است و نوعی رویکرد دموکراتیک است. در این دوره اعتقاد به این مسئله که هر چه تعداد پلیس بیشتر باشد معضل جرم و ترس از آن حل خواهد شد به سر آمده و جای خود را به پلیس اجتماعی داده است.

اندیشة پلیس اجتماعی، که بعد از 1980م. در آمریکا رواج یافت، نشانۀ گسستی از الگوی پلیس عام، اداری- حرفه ­ای و فنی بود که برای حفظ بی­طرفی و کارآمدی پلیس خواستار جدایی او از اجتماع بود. در این الگو،  دستگیری­ ها بعد از وقوع جرم صورت می­ گرفتند. برعکس، هدف از تشکیل پلیس اجتماعی آن است که پلیس در درون یک محله یا منطقه غوطه­ور شود (مثلاً با واداشتن مأموران به گشت پیاده در حوزه­ های نگهبانی در محله ­های خاص به جای استفاده از خودروهای گشت­زنی در نواحی وسیع­تر). بدین ترتیب، مأموران پلیس دلگرم می­ شوند از این که خود را در مقام مدافع اجتماعی می­بینند و در حل مشکلات شهروندان ساکن محل با آنان شریک اند. آنان می­کوشند که نیازها و مشکلات اجتماعی را پیش­بینی و در حل آنها دخالت کنند (مثلاً، از طریق کمک به مجرمان بالقوه در پیدا کردن کار یا با اعمال نفوذ برای تأمین روشنایی پارک شهر)  طبق الگوی پلیس اجتماعی، پلیس ­باید بیشتر آدمی جامع­ الاطراف باشد تا فردی متخصص و باید دارای سازمانی غیر متمرکز باشد.

تشکیل پلیس اجتماعی کوششی آشکار برای ایجاد نیروی پلیسی دموکراتیک­تر است این کوشش بر این فرض استوار است که مراقبت پلیسی وقتی مؤثرتر خواهد بود که از پشتیبانی و مشارکت جامعه برخوردار باشد و جنبه­ های مختلف نقش پلیس در زمینه خدمات اجتماعی و حفظ نظم را به رسمیت شناسد (4).

کلیدواژه ها

پلیس، پلیس سیاسی، پلیس حرفه ­ای، پلیس دمکراتیک، پلیس جامعه محور.

ارجاعات

1- بختیاری، حسین و یوسف ترابی. سیر تاریخی آموزش عالی پلیس در ایران تا سال 1370. تهران: دانشگاه علوم انتظامی ناجا، 1385، ص 80.

2- دهخدا، علی­اکبر. لغت­نامۀ دهخدا. ج 4. تهران: مؤسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، ص 5714.

3- جعفری­لنگرودی، محمد. ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش، 1378، ص 1081.

4- لیپست، سیمورمارتین، (ویراستار). دایرة­المعارف دمکراسی. سرپرستان ترجمه  کامران فانی و نورالله مرادی. تهران: وزارت امور خارجه، کتابخانة تخصصی، 1387. صص 450- 446.

5- انصاری، ولی­الله. کشف علمی جرایم. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها، 1380، صص 29-28.

منبع بیشتر

آقابخشی، علی و مینو افشاری­راد. فرهنگ علوم سیاسی. تهران: نشر چاپار، 1383، ص 514.

 





نظر شما :