You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  روان شناسی تروریسم     Terrorism    of  pshycology

       

    در فرهنگ فارسی عمید، ترور  به معنای دهشت و دهشت­افکنی و کشتن افراد به صورت ناگهانی آمده است  (عمید ،1371). در لغت­نامۀ دهخدا (1377) ترور به معنای قتل سیاسی با کمک اسلحه است . بر اساس دانشنامه بریتانیکا ، تروریسم به معنای کاربرد نظام مند ارعاب یا خشونت پیش‌بینی‌نشده علیه حکومت‌ها، مردم  یا افراد برای رسیدن به یک یا چند هدف سیاسی ، مذهبی یا برای کسب منافع شخصی است (عطارزاده؛ پیرعلی ،1393 : 17) .

    روان­شناسی تروریسم، به بررسی پدیدآیی، تحول و شناخت تروریسم به عنوان نوعی از رفتار خشونت ­آمیز می­پردازد که در طبقة رفتارهای نابهنجار جای می­گیرد (بورام رندی  به نقل از انصاری نژاد،1392 : 21). در روان شناسی تروریسم، سؤالاتی مانند: چه چیزی سبب ميشود تا افراد مواد منفجره را به خود ببندند و به مکانهای عمومی رفته و خودشان را منفجر کنند؟ آیا آنان جنایتكاران بدون عاطفه هستند؟ آیا آنان جان فشان‌‌‌هایدیوانه هستند؟یا چیز دیگری شبیه اینها مطرح می­شود. روان شناسی تروریسم، به مطالعة ماهیت تروریسم، نظام باورها و مراحل انتقالی برای کاهش میدان عمل تروریسم علاقه مند است (منشوری ،1395: 34).

        متن

    تروریسم، یکی از جدی ترین تهدیدها در محیط امنیت ملی و بین المللی به شمار می­رود که منابع قابل توجهی را به خود اختصاص داده و ضربه¬ های بسیار جدی را متوجه کشورها کرده¬ است. اولین مطلب مهم منتشر شده درباره روان شناسی تروریسم، در سال 1976 در کتاب"سربازان جنگ صلیبی ، جنایتکاران و دیوانه ها" از یک روان پزشک به نام فردریک هکر   بود که در تحلیل خود از تروریسم، بر تنوع انگیزه ها تاکید بسیار داشت. نسل اول تحقیقات روان شناختی در مورد تروریسم، از اواخر دهه 1960 میلادی شروع شد و تا میانه دهه 1980 ادامه یافت. در این تحقیقات، اعتقاد براین بود که روان شناسی تروریسم از محرک ها و انگیزه های ناخودآگاهی نشات می گیرد که منشا آنها در دوران کودکی است . نسل دوم تحقیقات، توسط جرولد پست در سال 1984 به عمل آمد. او به این نتیجه رسید که تروریسم نتیجه آسیب شناسی روانی یا نقص شخصیتی در تروریست ها است (بورام رندی ، به نقل از انصاری نژاد ،1392: 32).

     در توضیح ریشه های روان شناختی تروریسم، از دو نوع پرخاشگری یاد کرده اند:  «پرخاشگری ابزاری » و «پرخاشگری هیجانی » ؛ از سوی دیگر، در مطالعات روان شناسی از پاداش روانی به مثابه «عاملی برای اقدام» و «انگیزه ای برای عمل» یاد می شود. رفتارهای تروریستی می توانند بیانگر پاداشی باشند که تروریست ها به هیجانات آنی ناشی از پرخاشگری هیجانی خود می دهند. پاداش روانی ناشی از پرخاشگری هیجانی، آسیب رساندن به کسی است که به فرد پرخاشگر آسیب رسانده است. این فرد می تواند جامعه ای باشد که پرخاشگر از آن ناراضی است. برخلاف پرخاشگری هیجانی، پرخاشگری ابزاری حاصل تلاشی کنترل شده برای دستیابی به اهداف مشخص است. چنین وضعیت روان شناختی، گویای استفاده ابزاری از پرخاشگری برای نیل به اهداف عملیاتی و انتحاری است (مبلغی و محمدی کیا،1392 : 223).

     در زیر به مهم ترین عوامل روان شناختی و انگیزشی مؤثر در ایجاد تروریسم می پردازیم:

    1-  بحران هاي هويتي و مسئله هويت آفريني: بسیاری از رفتارهای تروریستي ناشی ازپرخاشگری ابزاری پاسخي به «بحران هاي هویت جمعی»هستند. البته به این معنا نیست که همه یا بخش مهمی از این بحران ها به تروریسم ختم می شوند؛ بلکه در موارد متعددی، این بحران ها در قالب واکنش های ویژه روانی غیرخشونت آمیز یا کمتر خشونت آمیز، مثل «کیش شخصیت اجتماعی » بروز و ظهور می یابند. اما گاهی بحران های هویتی به مثابه مبنایی برای «رفتارهای خشونت آمیز» عمل می کنند. از جمله این رفتارهای خشونت آمیز می توان به «رفتارهای ضد اجتماعی » اشاره کرد . تروریسم، یکی از مصادیق مهم این دسته از رفتارهاست. پرخاشگری ابزاری ناشی از بحران هویتی، زمانی شکل می گیرد که فرد تروریست خود را نماینده یک هویت جمعی انکار، سرکوب یا محدودشده شناسایی کند.در چنین شرایطی، فرد تروریست به مثابه عضوی از گروه دچار بحران هویت شده، در پاسخگویي به پرسش روان شناختی «من کیستم؟»، پاسخی این گونه عرضه می دارد: «من فردي هستم که براي حقوق ازدست رفته نزدیکان/ صاحبان هویت مشابه خود مبارزه می کنم».از منظر روان شناسی ، چنین پاسخگویی هایی به بحران هویت ، گاه تا آنجا کارآمد است که وجود آن برای تداوم یک جنبش تروریستي کافي است(اسماعیلی ، 1391 :  168).

    2-توهم در معرض ظلم بودن : پایداري در مقابل ظلم و ستم، از اولین پاسخ هایي است که فرد تروریست   برای توجیه رفتار خود عرضه می دارد. به اعتقاد روان شناسان، افرادي که به طور مستمر در معرض ظلم (یا توهم در معرض ظلم بودن) واقع مي شوند، دچار سرخوردگي هاي  فردي و جمعي هستند. چنین افرادی به دلیل تجربه پیوسته و تداوم یافته مورد ستم واقع شدن، قابلیت بالایي براي مبارزه جویي و پرخاشگری دارند. این قابلیت ممکن است به انتقام گیري کور از غیرنظامیان و انجام عملیات خرابکارانه دهشت انگیز علیه مردم بي گناه نیز بینجامد(بهرامی ، 1395 : 264).

    1-     جلب توجه : تروریست ها معمولا می کوشند تا آنجا که امکان دارد ، با ایجاد رعب و ترس ، برای رفتارهای تروریستی مخاطبان بیشتري بیابند. چنین رویکردي، یکي از اهداف هر عملیات تروریستي است(منشوری ، 1395 : 75) .

    2-     خودکشي : خودکشی در تروریست ها دارای هدف است. آنان برای اهدافشان برنامه‌ای طراحی می‌ کنند که منجر به مرگ خود و دیگران می‌شوند. هدف فرد تروریست پیش از این‌ که بخواهد خود را از بین ببرد  یا به پوچی برسد، هدفی بزرگ‌تر است که حاضر است خود را برای آن فدا کند و هدفي فراتر از نابودي دارد. تروریست هایی از این دست، نه تنها هدفي سلبي (دست شستن از زندگي خود) خواهند داشت، بلکه هدفي ایجابي نیز در توجیه رویکرد خویش به دست می آورند. این هدف ایجابی به چالش کشیدن جامعه اي است که فرد سرخورده را از زندگي ناامید کرده است. از جمله این موارد می توان به حملات انتحاری گروه های تکفیری اشاره کرد.حمله انتحاری، نوعی خودکشی به قصد دیگرکشی و صدمه زدن به غیر (دشمن) است. در این نوع از خودکشی، فرد دست به طراحی و اجرای یک برنامه تخریبی می‌زند که طی آن خود را وسیله آسیب زدن به دشمن قرار می‌دهد و از بین می‌برد (عزیزی ، 1391 : 92) .

    3-     اختلالات شخصیتی : اختلالات شخصیتی، عبارت است از نارسایی در تکوین، رشد، تکامل شخصیت  یا داشتن گرایش‌های مرضی در ساختمان شخصیت که الگوهای رفتار نابهنجاری را در طی زندگی نشان می‌دهد. اختلال شخصیت، یک اختلال شایع است که در بین 15-10درصد از افراد جامعه دیده می‌شود(فریدحسینی ،1388 : 95) . نتایج تحقیقات صورت گرفته نشان داده است ، بیشتر افرادی که گرایش به جذب و همراهی با تروریست¬ها دارند ، به خصوص تروریست¬های اعتقادی نظیر تکفیری‌ها و داعشی ها ،  دچار اختلالات شخصیت هستند. از جمله مهم‌ترین اختلالات این افراد می‌توان به شخصیت ضد اجتماعی  ، اسکیزوفرنی ، پارانویید  و خودشیفتگی  اشاره کرد که در بیشتر تحقیقات میدانی و آزمایشی، نمود بیش­تری داشته‌اند (بورام رندی، به نقل از انصاری نژاد ،1392 : 410).

    واژه ­های کلیدی:

     روان شناسی تروریسم، پرخاشگری ، رفتار انحرافی، اختلال شخصیت.

    ارجاعات :

    - اسماعیلی ، مهدی (1391).تروریسم از منظر اختلالات روانشناختی . فصلنامه حقوق پزشکی، سال 6 ، شماره 20 ، 170-168.

    - بورام، رندی(1392). روان شناسی تروریسم. ترجمة نصراله انصاری نژاد.تهران : انتشارات دانشگاه علوم انتظامی .

    - بهرامی ، سیامک (1395) . برسازی اجتماعی و ریشه های تروریسم در خاورمیانه. جلد اول ، کرمانشاه : انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه .

    - پست، جرلد م، احوود اسپینزاک، و لوریتا م. دنی (2003).تروریست ها به عبارت خود: مصاحبه با سی و پنج زندانی تروریست در خاورمیانه.فصلنامه تروریسم و خشونت سیاسی ، شماره15، 171-84.

    - دهخدا ،علی اکبر (1377). لغت‌نامه دهخدا .جلد 15 و جلد 17، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

    - عزیزی ، علی (1391). تروریسم . چاپ اول ، تهران : انتشارات معاونت تربیت و آموزش

    ناجا، 94-92 .

    - عمید ، حسن (1371). فرهنگ عمید. جلد 8 ،  تهران : انتشارات امیرکبیر.

    - عطارزاده ، سعید و مصطفی پیرعلی (1393). تروریسم و ریشه های آن . چاپ اول ، تهران : انتشارات معاونت تربیت و آموزش ناجا ، 18-17.

    - ﻓﺮﻳﺪ ﺣﺴﻴﻨﻲ، فرهاد(1388). ارزﻳﺎﺑﻲ تصمیم ﮔﻴﺮي در ﺷﺮاﻳﻂ مخاطره آﻣﻴﺰ ﺑﻴﻤﺎر در ﺑﻴﻤﺎران ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻻت ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺮزي و ﺿﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ. ﻣﺠﻠﻪ اﺻﻮل ﺑﻬﺪاﺷﺖ ، شماره 2 ، 95-94 .

    - مبلغی ، عبدالمجید و طیبه محمدی کیا (1392). روان شناسی تروریسم و نسبت آن با امنیت . فصلنامه آفاق امنیت، سال 6 ،شماره 21 ، 224-223.

    - منشوری ، مسعود (1395) .روانشناسی جوامع در شکل گیری تروریسم . چاپ اول ، تهران : انتشارات فرهیختگان دانشگاه، 75-60.

     مراجع برای مطالعات بیشتر:

    - بهاری، بهنام ومهدی بخشی شیخ احمد (1388) . چیستی تروریسم جدید و ویژگی ها ی آن. فصلنامه پژوهش حقوق و سیاست ، شماره27، 20-1 .

    - توکلی، سعید(1391). راهبردهای تروریسم. فصلنامه آفاق امنیت،  سال 5، شماره16، 104-77.

    - سیلیک، اندرو (1998). ناهنجاری های تروریستی در پژوهش های روانشناسی. فصلنامه روانشناسی جرم و قانون ، شماره4، 51-69.

    - مسعودیان، محسن(1391). تروریسم و امنیت اجتماعی. مطالعات امنیت اجتماعی ، شماره 32، 186-157.

نظر شما