You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: هذيان و جرم

    معرف:

    1-       معادل انگلیسی: Delusion and crime

    2- تعریف:

    در تعريف هذيان مي توان گفت ؛هذيان باور غلط يا قضاوت اشتباهي است كه برخي اوقات با توهمات رابطه داشته و اعتقاد راسخ به آن به رغم شواهد مخالف ادامه ميابد (فارلكس[1]، 2012). همچنين در تعريفي ديگر آمده است ،هذيان باور اشتباه و غير متعارفي است كه عليرغم شواهد روشن و مسلم حفظ ميگردد(ديكشنري پزشكي هريتيج[2]،2007). و يا مي توان گفت ،هذيان باور غلطي است كه فرد آن را به رغم شواهد آشكار و غير قابل انكار و به رغم اين حقيقت كه ديگر اعضاي فرهنگ او چنين باوري ندارند؛ حفظ مي نمايد(ميلر[3]،2003).

    واژه جرم در لغت به معنای گناه، خطا، ذنب، تعدی، بزه، عصیان و معصیت است و در اصطلاح حقوقی هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد،جرم نامیده می‌شود. جامعه شناسان نیز معتقدند که جرم پدیده طبیعی اجتماعی است و از فرهنگ و تمدن هر اجتماع ناشی می‌شود و هر عملی که وجدان عمومی را جریحه‌دار کند، جرم محسوب می‌شود (مراديان،1393: 1). مجرمان مبتلا به اختلالات رواني اغلب در زمان ارتكاب جرم تحت تاثير نشانگان روانپريشي همچون ( توهم و هذيان ) قرار دارند. به دليل اهميت وجود هذيانها در  افزايش احتمال ارتكاب جرم ، بررسي رابطه ميان هذيان و جرم مي تواند ياريگر پليس در كشف دلايل وقوع برخي از جرائم باشد.

    متن

    بسياري از متخصصان باليني هذيان ها را از عوامل موثر در رفتارهاي خشن  و در دوره هاي خاص روانپريشي مي دانند و اغلب توضيحاتي را در ارتباط با خشونت بيماران ارائه مي دهند.هر چند مطالعات اوليه از اين ديدگاه حمايت مي كند كه خشونت مي تواند از نشانگان  روانپريشي شامل هذيان ها،عدم اعتنا به كنترل يا تهديد ، و توهمات دستوري  مشتق شود(فاكس و همكاران[4] ،2004). ذكر اين نكته در ابتداي بحث حائز اهميت است كه وجود هذيان ها به عنوان عاملي كليدي در وقوع جرم در نظر گرفته مي شود، اما  از اين منظر كه چگونه هذيانها اعمال مجرمانه را برانگيخته ميكنند ، به نظر نمي آيد كه نقش باورهاي هذياني متفاوت از نقش باورهاي غير هذياني باشد ، مگر آنكه تصور كنيم هذيانها نشانه اي بر وجود نقص شناختي هستند كه تصميم به ارتكاب جرم را تحت تاثير خود قرار مي دهند(برتولتي، بروم، مملي [5]؛2014: 380).

     

    ميزان شيوع اختلالات هذياني

    مطالعات سوويساري [6] در امريكا و در سال 2009 نشان ميدهد ،ميزان شيوع اختلالات هذياني در جمعيت بالاي 30 سال در حدود 0.18% بوده است و اين ميزان با تعداد بيماران مبتلا به اختلالات هذياني بستري و غير بستري در بيمارستانهاي تايلند از سال 2003 تا 2007 برابري مي كند. به طور كلي  برمبناي تجربيات قضايي و باليني  انتظار ميرود بيماري هاي رواني در ميان زندانيان بيش از ساير افراد جامعه مشاهده شود)فاضل و همكاران،2011: 658). بالاترين آمار مربوط به زندانياني است كه در دهه سوم عمر خود هستند و اين سن به گونه اي قابل ملاحظه  با سن شروع اختلالات هذياني يعني 35 تا 44 سالگي، همپوشاني دارد( اداره آمار قضايي واشنگتن دي سي، 2013). كندلر [7] توزيع جمعيت شناسي اختلالات هذياني را بررسي كرد و بيان نمود ميزان پاسخ بررسي هاي او مشابه اسكيزوفرني است (بجگير و همكاران[8]، 2015: 83). مطالعه اي در انگلستان نشان داده است كه  در طول بررسي 3 ساله از ميان 227 بيماري كه  در دوره اول روانپريشي به مراكز سلامت روان ارجاع داده شده اند، 7% از آنها مبتلا به اختلالات هذياني ، 11% اسكيزوفرني و 19% افسردگي اساسي  تشخيص داده شده اند(ميتفورد [9]،2004).

    لازم به توضيح است كه اختلالات هذياني ، گونه اي از اختلالات رواني است كه در آن هذيان ها مشخص تر از ساير نشانه ها هستند. اين اختلال نسبتا نادر بوده و مبتلايان به آن گوشه گير بده و  از لحاظ پيشرفت اجتماعي در سطح پايين تري قرار دارند (تاتاري ، سودي ،1379).  اسكيزوفرني نيز يك بيماري ناتوان كننده ي وخيم رواني مي باشد كه ويژگي هايي از قبيل هذيان، توهم، رفتار آشفته، علايم منفي و مختل شدن عملكرد اجتماعي و شغلي را به همراه دارد. طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني، اسكيزوفرني اختلال شديدي است كه بيشتر در پايان دوره ي نوجواني و اوايل جواني شروع ميشود. ويژگي مهم آن آشفتگي فكر و ادراك است كه با احساسهاي نامتناسب همراه ميباشد (راهداري ،مدرس غروي ، طبيبي ،1389 ). اختلال افسردگي اساسي نيز يكي از اختلالات خلقي است در آن حداقل يك دوره افسردگي اساسي بدون تاريخچه مانيا توصيف مي شود ، و لازم است در آن خلق افسرده و فقدان علاقه و لذت از امور روزمره زندگي وجود داشته باشد كه حداقل دو هفته به طول بينجامد و حداقل چهار مورد از علائم زير را داشته باشد ، اين علائم شامل فقدان احساس لذت ، فقدان انرژي ، كاهش اشتها و خواب ، بي قراري يا كندي حركتي ، كاهش تمركز ، مشكل در تصميم گيري ، افكار خودكشي و مرگ ، احساس گناه و ... ميباشد ( اسكندري و همكاران ، 1392).

    اختلالات هذياني

    باورهاي هذیانی در اسکیزوفرنی بیشتر غیر منطقی، عجیب و غریب و منظم و پایدارتر از بیماري افسردگی پسیکوتیک میباشد ،در حالیکه هذیان در افراد مبتلا به بیماري افسردگی بیشتر تحت تاثیر هیجانات میباشد به عبارت دیگر هذیان در اسکیزوفرنی ناهماهنگ با خلق بوده ولی هذیان در بیماري خلقی هماهنگ با خلق میباشد (آلپرت ، روزنبرگ، پوگت ، شاو[10] ، 2000).

      انواع هذيان و ارتباط برخي از آنها با وقوع جرائم :

     در اينجا به ذكر برخي از انواع هذيان مي پردازيم:

    1-هذيان گزند و آسيب[11]: معمول ترين نوع اختلالات هذياني ؛ هذيان گزند و آسيب نام دارد.در اين نوع از هذيان فرد مبتلا از اين مورد بيم دارد كه تعقيب ميشود، فردي جاسوسي وي را ميكند، ديگران قصد مسموم كردن وي را دارند، يا قصد توطئه عليه وي را دارند.در نتيجه ممكن است فرد مبتلا بسيار خشن از تعقيب كنندگان خود انتقام بگيرد و يا به از سازمانهاي حقوقي كمك بگيرد.

    تحقيقات پيشين نشان مي دهند كه هذيان گزند و آسيب با خطر فزاينده وقوع جرائم خشن رابطه دارد (داگلاس[12]،2009: 676). و اين افزايش احتمال خشونت به واسطه نشانگان عدم اعتنا به تهديد  و كنترل يا (TCO)[13] نشان داده ميشود. نشانگان TCO شامل اين باور است كه فردي در معرض تهديد قرار دارد( براي مثال تعقيب و يا مسموم مي شود)، و يا كنترل خود را بر عوامل خارجي از دست مي دهد( براي مثال ذهن شخص به واسطه نيروهاي خارج از كنترل وي احاطه ميشود)(اسكات و رسنيك[14]،2013: 29).

    2- هذيان بزرگ منشي[15]: در اين نوع از هذيان فرد بيمارخود را بسيار مهم تر  يا تاثير گذار تر از آنچه واقعا هست مي پندارد.

    3- هذيان حسادت[16]:دليل اين هذيان ترس از بي وفايي شريك زندگي مي باشد. چنين شك هايي ممكن است بي اساس باشد و سبب ساز صدماتي جدي در رابطه فرد با ديگران باشد.

    4- هذيان عشق [17]: در اين نوع از هذيان ،بيمار مصرانه باور دارد كه فردي عاشق وي شده است. اين اشتغال ذهني منجر به تعقيب، حسادت غير طبيعي، و حتي اگر فرد مورد علاقه آنها با شريك زندگي اش ديده شود ،موجب حمله به وي ميشود.

    در اين نوع از هذيان بيمار تصور ميكند فردي كه معمولا از لحاظ اجتماعي در جايگاهي بالاتر از وي قرار دارد عاشق وي شده است، و ممكن است بيمار با فرد مشهور مكررا تماس تلفني برقرار كند ، براي وي نامه هايي را ارسال نمايد و يا به محل كار وي برود و در موارد بسيار شديد وي را به قتل برساند(پيستوريس[18]،2004، 288).

    5-اختلال هذيان بدني يا جسمي[19]: در اين نوع از اختلال فرد متقاعد ميشود كه حالش خوب نيست. اين نوع از اختلال ممكن است منجر به شكايت هاي متعدد جسمي، اعمال جراحي، افسردگي و حتي خودكشي شود(مندال[20]،2014).

    6-هذيان كاپگاراس يا همزاد[21]: عارضه اي است كه مشخصه آن باور هذياني فرد در اين زمينه است كه همزاد ها يا افراد شياد جانشين او با افراد آشنا شده اند. اين نوع نشانگان ممكن است با اسكيزوفرنياي پارانوئيد،اختلالات خلقي همراه باشد(احدي،1391: 268).

    تحقيقات نستر و ديگران[22] در زمينه قتل نشان ميدهد احتمال هذيان كاپگراس  در بيماران رواني مجرمي كه دچار اختلالات روانپريشي هستند و مرتكب قتل ميشوند از ساير اختلالات بيشتر است. همچنين به احتمال زياد، بيشتر قربانيان به قتل رسيده در اثر هذيان كاپگراس از اعضاي خانواده بيمار هستند( كارابلاسه، روكا، كندلي، كاتانسي، 2014: 11).

    7-هذيان فرگولي[23]: از هذيان هاي نادري است كه در آن شخص معنقد است كه برخي از افرادي كه در حال حاضر در اطراف وي حضور دارند افرادي آشنا هستند كه هويت خود را مخفي مي كنند (لانگدون، كوناتون، كلترت[24]،2014: 616).

    بيماران مبتلا به سندرم فرگولي به دليل ماهيت هذياني اين بيماري، شامل زير گروهي از بيماران مي شود كه احتمال خشونت و حمله در آنها زياد است. اين بيماران دچار علائم پارانوئيا و نفرت از افرادي هستند كه به اشتباه آنها را مورد شناسايي قرار ميدهند ، همچنين دامنه  رفتار اين بيماران از تهديد كلامي تا آسيبهاي جسمي شديد متغير است(اشرف،آنتونيس،سينگمن، كلينهاس،مالاس پينا[25]،2011: 1).

    انواع اختلالات رواني كه با نشانه هاي هذياني همراه هستند

     هذيانها  نشانگان پزشكي، عصب شناختي يا رواني هستند و ممكن است در هريك از اختلالات رواني زير تظاهر پيدا كنند:

    1-اختلالات روانپريشي [26] يا اختلالاتي كه در آنها فرد مبتلا ادراكي آشفته از حقيقت دارد و نمي تواند حقيقت را از غير حقيقت تشخيص دهد. كه شامل اسكيزوفرني [27]، اختلال اسكيزو افكتيو [28]، اختلال هذياني[29]، اختلال اسكيزوفرني گونه [30]، اختلال روانپريشي مشترك [31]مي باشد(گايلنس[32]،2017).

    2- اختلال دو قطبي[33] :  پنج عامل در تشخيص اختلال دو قطبي به عنوان عوامل اصلي در نظر گرفته مي شوند. اين پنج عامل عبارتند از هذيان همه كارتواني (هذيان قدرت مطلق) [34]، توهم شنوايي [35] ، خطاي ادراكي [36] ، توهم دهليزي حركتي [37] ، و حواسپرتي [38] مي باشد.

    3-اختلال افسردگي اساسي[39] : در اين گروه هفت عامل هذيان نامتجانس با خلق [40] وجود دارد كه شامل هذيان حسادت[41] ، توهم شنوايي غير كلامي[42] ، تحريف ادراكي [43] ، توهم جسمي[44]، حواسپرتي ، تفكر جادويي [45] ، و هذيان جنسي [46] مي باشد (قمري ، حشمتي ، حبيبي، 1388 : 21).

    4-زوال عقل [47]: هذيانهايي كه در اوايل سير بيماري دمانس نظير دمانس آلزايمري پيدا مي شود ممكن است ظاهر يك اختلال  هذياني را به خود بگيرد ، اما معمولا در آزمون هاي روانشناسي عصبي مختل بودن وضع شناختي اين بيماران معلوم مي شود(كاپلان و سادوك[48]،2015؛ ترجمه رضاعي، 1395: 616).          

    5- دليريوم [49] : دليريوم اختلالي حاد و گذرا در عملكرد مغز است. گرچه هسته اصلي اين سندروم اختلال هشياري و نقص توجه و تمركز است ، اما نقص كلي در تمامي عرصه هاي رواني تفكر ، خلق ، ادراك ، زبان ، تكلم ، خواب ، و ديگر حوزه هاي شناختي ديده مي شود. دليريوم از مهمترين بيماريهاي داخلي و خارجي سيستم اعصاب مركزي مي باشد. دليريوم را مي توان با توجه به نوسان هاي سطح هشياري و با مختل شدن توانايي هاي شناختي از اختلالات هذياني افتراق داد ،زيرا هر گروه از اختلالات روانپريشي كه ويژگي اساسي يك يا چند هذيان عادي را دارا بوده ، حداقل يك ماه تدوام داشته باشد و ناشي از اسكيزوفرني نباشد ؛ جزو اختلالات هذياني به شمار مي رود (مدبر نيا ، فرقان پرست ، نجفي ،خلخالي ،1381 ). هذيان هايي كه معمولا در ابتداي سير بيماري هاي دمانسي همچون دمانس آلزايمري مشاهده مي شود ، ممكن است ظاهر يك اختلال هذياني را به خود بگيرد ، اما معمولا در آزمونهاي روانشناسي عصبي مختل بودن وضعيت شناختي اين بيماران معلوم مي شود (كاپلان و سادوك[50]،2015؛ ترجمه رضاعي، 1395: 616). 

    اختلالات طيف اسكيزوفرني ؛در مقايسه با كل جمعيت معمولا با ميزان فزاينده جرائم خشن ارتباط دارد. عوامل خطر ساز در بيماران اسكيزوفرني همانند ساير افراد شامل  زمينه اجتماعي و خانوادگي ميشود اما عوامل خطر ساز ويژه بيماران اسكيزوفرني، همانند هذيان و توهم ،اين دسته از بيماران را به ارتكاب جرائم خشن وامي دارد(كيوبارا و ديگران[51]،2015: 763).

    دلايل هذيان ها

    دلايلي چند ميتواند سبب ساز بروز هذيان ها شود، كه از ميان آنها ميتوان موارد زير را برشمرد:

    1-عوامل ژنتيكي

    اختلالات هذياني رابطه ارثي بسيار  مستحكمي با اسكيزوفرني و اختلالات شخصيت اسكيزوفرني گونه دارد. هر چند اختلالات هذياني مي تواند در گروه هاي سني جوانتر هم اتفاق بيفتد اما اين اختلال در افراد مسن شايع تر است.

    2-عوامل بيوشيميايي

    عوامل بيوشيميايي ممكن است نقشي درپيشرفت اختلالات هذياني داشته باشد، زيرا هذيان ها با دامنه وسيعي از شرايط پزشكي غير روانپريشانه در ارتباط هستند. در بيماران مبتلا به اختلالات عصب شناختي همچون  ديمنتياي اوليه، صدمات مغزي، و انواع صرع؛ مشكلات لب گيجگاهي و گانگليايي پايه با هذيان ها ارتباط دارند(آكاهان و همكاران[52]،2009: 185). اختلالات سمي- متابوليك و اختلالات موثر بر دستگاه ليمبيك و هسته هاي قاعده اي بيش از همه با بروز باورهاي هذياني همراه است. دز بيماري هانتينگتون و در كلسيفيكاسيون ايديو پاتيك عقده هاي قاعده اي، بيش از 50% بيماران در مقطعي از زندگي خود دچار هذيان ميشوند(كاپلان و سادوك ،1394: 615).

    روانپریشی یکی از ویران کننده ترین پیامدهاي آسیب مغزي  تروماتیك [53] است. بنا به تعریف، روانپریشی اختلالی روانی است که در آن افکار، واکنش عاطفی، توانایی تشخیص واقعیت و توانایی برقراري ارتباط با دیگران آنقدر آسیب دیده میشود که به میزان زیادي در ظرفیت تعامل فرد با واقعیت تداخل مینماید. ویژگیهاي کلاسیک روانپریشی  شامل نقص در واقعیت آزمایی  ، توهمات  ، هذیانها و  خطاهاي حسی است.تاثير TBI شدید روي قربانی تقریبا" همیشه مخرّب است. اما پژوهشهاي پیشین نشان داده اند، حتی TBI خفیف نیز میتواند به پیامدهاي جدي و  اختلالات عصب-روانپزشکی ناتوان کننده اي منجر شود. در همین زمینه فیوجی و احمد [54]در یک مرور  سیستماتیک بر 39 گزارش موردي که اختلال روانپریشی ناشی از TBI را مبتنی بر معیارهاي DSM-5 بررسی نموده بودند، دریافتند که چیزي بالغ بر 89 %از موارد گزارش شده، نقص هشیاري را تجربه کرده و در 22 مورد از 29 موردي که داده هاي آنها قابل دسترسی بود، آسيب وارده به سر  ، متوسط تا شدید درجه بندي شده بود. این بیماران ناهنجاريهاي الکتروانسفالوگرافیک، به ویژه در مناطق لوب گیجگاهی داشتند و 30 %نیز دچار  تشنج بودند (رضايي ، موسوي، يوسف زاده، صالحي،1391).

     

    3-عوامل روانشناختي

    روانشناسي تجربي و شناختي بيان ميدارند كه افراد مبتلا به هذيان ها به طور انتخابي به اطلاعات محيطي توجه مي كنند و به نظر مي رسد اين ويژگي در آنها با بيماران هيپوكندريايي همپوشاني دارد. اين افراد برمبناي اطلاعات ناقص نتيجه گيري كرده و رويداد هاي منفي را به عوامل فردي خارجي اسناد مي دهند و در ادراك انگيزه ها و تمايلات ديگران مشكل دارند. روانپريشي تك نشانه اي خود بيمار انگارانه [55] ،تظاهر حقيقي اين امر است كه فرد به رغم شواهد پرشكي ،باور دارد كه بيمار است. اين بيماري به عنوان زير گروه جسمي اختلالات هذياني در نظر گرفته شده و از اختلالات بدشكلي بدن كه مربوط به هذيانهاي مرتبط با ظاهر بدن ميباشد متمايز ميگردد(زيونگ و ديگران[56]،2007).

     در توضيح رابطه خودبيمار انگاري و هذيان بايد گفت ، خـود بیمارانـگاري (هیپوکندریـا) اختلالى روانی اسـت کـه فرد با وجـود برخوردارى از سـلامت بدنـى، به وجود یـک بیماري جدي در خـود معتقـد اسـت. ایـن بـاور اشـتباه بایـد حداقل 6 مـاه دوام داشـته باشـد تـا بیمـارى تلقى شـود. بـا وجـودى کـه در معاینات بالینـى و آزمایشـگاهى کامـل هیـچ مشـکل و بیمـارى مشـاهده نمى شـود فـرد خـود بیمارانـگار بـه ابتـلا به یـک بیمـارى جدى معتقد بوده و به تشـخیص پزشـک مشـکوك مي باشد (دلشاد نوقاني، صنعتي، حاتمي كيا، محمدي، 1392). ساير اختلالات شبه جسمي نيز در تشـخیص افتراقـی بـا اختـ ـلال خود بیمار انگاري قرار میگیرند. اگر اعتقاد نادرسـت بـه داشتن بیماري در حد یک هذیان باشد در ایـن صـورت تشخیص اختلال هذیانی مناسبتر است (طلايي و همكاران ،1387).

    اختلالات هذياني از نوع جسماني را ،روانپريشي تك نشانه اي خود بيمار انگارانه نيز مي نامند. تفاوت اين اختلال با ساير اختلالات توام با علائم خود بيمار انگاري ، در شدت مختل شدن حس واقعيت سنجي است. در اختلال هذياني ، هذيان ثابت و غير قابل بحث مي باشد و با شدت ابراز ميشود زيرا بيمار بر اين امر اصرار دارد كه مشكل وي ماهيتي جسماني دارد  (كاپلان و سادوك[57]،2015؛ ترجمه رضاعي، 1395: 612). 

    راهكارهاي پيشنهادي:  درمان اختلالات هذياني به دلايلي بسيار چالش برانگيز است، زيرا بيمار اغلب وجود مشكلاتي را كه عمدتا ماهيت روانشناختي دارند همچون مشكل در زمينه گسترش پيوند درماني، و تعارضات بين فردي و اجتماعي را انكار مينمايد. بنابراين راهكارهايي كه در ادامه به آنها اشاره خواهد شد صرفا در جهت بيان اصول درماني و ملاحظاتي مي باشد كه به واسطه آنها درمان اين دسته از اختلالات تا حدي تسهيل مي گردد.

     اصول درماني بيماران مبتلا به هذيان بايد موارد زير را شامل شود :

    1-ايجاد يك پيوند درماني و پيش بيني اهداف درماني قابل قبول

    2-تهيه رضايت نامه اي بي نقص از بيمارشامل تصميم گيري در خانواده بيمار و آموزش آنها

    3-لحاظ كردن تاثير فرهنگ در طرحواره درماني

    4-اجتناب از مقابله مستقيم با نشانگان هذياني به منظور تقويت امكان پيوند درماني و پاسخ آن

    5-كاربرد عاقلانه دارو درماني به جهت رفع نشانگان اصلي و مشكلات مربوطه همچون خشم بستري نمودن بيمار در صورتيكه توهمات وي موجب صدمه به خود يا ديگران شود (برجويس، 2015 :21).

    6-استفاده از داروهاي ضد روانپريشي و تثبيت كننده خلق علاوه بر كاربردشان در پيشگيري ازعود بيماري و كاهش نشانگان ،سبب كاهش ميزان جرائم خشن وكاهش هذيان ها در  اين دسته از بيماران مي شود(فاضل ،2014: 1213).

    كليد واژه

    جرم، هذيان ، گزند و آسيب بزرگ منشي،جنون عشق

    منابع

    احدي، حسن. ( 1391). فرهنگ توصيفي انجمن روانشناسي امريكا. تهران: انتشارات جيحون.

    اسكندري، ذكريا. طارميان ، فرهاد. نظري، محمد علي. بختياري ، مريم. ممتازي، سعيد . رضايي ، مظاهر. (1392). اثربخشي درمان نوروفيدبك در كاهش شدت علائم اختلال افسردگي اساسي. مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي زنجان. 22 (92). 86-95.

    تاتاري ،فائزه . سودي ، سودابه. (1379). بررسي اختلالات هذياني در بيماران بستري در بينارستان فارابي كرمانشاه. فصلنامه انديشه و رفتار. 6 (3). 4-8.

    دلشاد نوقاني، علي. صنعتي، سيده زري. حاتمي كيا، مريم. محمدي، شبنم. (1392) . خودبيمارانگاري و عوامل موثر بر آن در جمعيت 20 تا 50 ساله شهر گناباد. فصلنامه افق دانش. 19 (5). 265-270.

    راهداري، مژده. مدرس غروي ، مرتضي . طبيبي، زهرا . (1389). رابطه بين وسژگي هاي شخصيتي و سطح هيجان ابراز شده در مادران بيماران مبتلا به اسكيزوفرني . مجله اصول بهداشت روان. 12 (1). 438-447.

    رضايي، سجاد. موسوي، سيد حشمت ا... . يوسف زاده ، شاهرخ. صالحي، ايرج. ( 1392). روانپريشي ثانوي بر آسيب مغزي تروماتيك با تظاهر علامت برجسته هذيان بزرگ منشي : يك مطالعه موردي با پيگيري 4 ماهه. مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي كردستان. 17 (1). 43-53.

    طلايي، علي. فياضي بردبار، محمد رضا. نصيرايي، افشين. ثمري، علي اكبر. ميرشجاعيان ، مهزاد. رضايي ارداني، امير. (1387). خود بيمار انگاري و عوامل وابسته به آن در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مشهد. مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي ايلام. 17 (1). 8-19.

    قمري گيوي،حسين. حشمتي، رسول. حبيبي ،مجتبي. (1388). شناسايي علائم علائم شاخص در اختلالهاي روانپريشي: اختلالهاي اسكيزوفرني، افسردگي اساسي و خُلقي دوقطبي. فصلنامه روانشناسي كاربردي. (4)12 ، 21-39.

    مراديان، ميثم.(1393). جرم در منظر جرم شناسان. پژوهشكده باقر العلوم (ع).

    References:

    A. Bourgeois,james. (2015).  Delusional disorders. www. Emedicine .medscape .com

    Akahane, T. Hayashi, H. Suzuki ,H., Kawakatsu, S. Otani, K.(2009). Extremely grotesque somatic delusions in a patient of delusional disorder and its response to risperidone treatment. Gen Hosp Psychiatry. 31(2)..185-186. [Medline].

    Alpert M, Rosenberg SD, Pouget ER, Shaw RJ. Prosody and Lexical accuracy in flat affect schizophrenia. Psychiatry research. 2000 Dec; 97(2): 107-118(12)

    American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental DisordersFifth EditionArlington, VAAmerican Psychiatric Association.

    Anthony C. Tamburello, Joanna Bajgier and Rusty Reeves.(2015). Journal of the American Academy of Psychiatry and the Law . 43 (1) 82-86.

     

    Ashraf, Nauman . Antonius, Daniel .sinkman, Arthur ,. Kleinhaus, Karine Malaspina, Dolores.(2011). Fregoli Syndrome: An Underrecognized Risk Factor for Aggression in Treatment Settings. Department of Psychiatry, New York University School of Medicine .

     

    A. Ciubara , N. Cartas, L.S. Burlae, R. Chirita.(2015). The relationship between schizophrenia and criminality. European psychiatry. (30) 1, 793.

    Bhandari, smitha. (2016). are there different types of schizophrenia? Web MD physical reference. www. WebMD.com

    Bortolotti. Lisa. R. Broome, Matthew. Mameli, Meteo.(2015). Delusions and responsibility for actions: insights from the Breivik case. (7). 377-382.

    Bourget D, Whitehurst L. (2004). Capgras syndrome: a review of the neurophysiological correlates and presenting clinical features in cases involving physical violence. Can J Psychiatry .49(11),719-725.

    Bureau of Justice Statistics. (2013). Prisoners in 2011Washington, DCOffice of Justice. http://www.bjs.gov/index.cfm?ty=pbdetail&iid=4559.

    Carabellece, felice. Rocca, gabrielle. Candelli, Chiara. Catanesi, Roberto.(2013) Mental illness, violence and delusional misidentifications: The role of Capgras’ syndrome in matricide.journal of forensic and legal medicine. Volum21. 9-13

    Douglas KS, Guy LS, Hart SD. (2009). Psychosis as a risk factor for violence to others: a meta-analysis. Psychol Bull. 135(5):679-706

    Fazel SBaillargeon J. (2011). The health of prisoners. Lancet 377:956–965

    Fazel, seena. Zetterqvist, john. Larsen, henrick. Langstrome, niklas. Lichtenstein, paul. (2014). Antipsychotic, mood stabilizer and risk of violence crime. Department of psychiatry, university of oxford. 384. 1206-1214.

    Fox JRE, Gray NS, Lewis H. (2004). Factors determining compliance with command hallucinations with violent content: the role of social rank, perceived power of the voice and voice malevolence.  J Forensic Psychiatry Psychol. 15(3), 511-531.

    Guilane. Erica. (2017). Delusions. www.minddisorders.com

    Krueger Robert. (2007). Linking, Antisocial Behavior, Substance Use, and Personality: An Integrative Quantitative Model of the Adult Externalizing Spectrum, 116 J. ABNORMAL PSYCHOL. 645, 646–47.

    Langdon, Robyn. Connaoughton, Emily. Coltheart, Max. (2014). The fregoli delusion: the disorder of person identification and tracking. Topics in cognitive science. 6(4), 559-680.

    Liettu A, Saavala H, Hakko H, Räsänen P, Joukamaa M.(2009) Mental disorders of male parricidal offenders: a study of offenders in forensic psychiatric examination in Finland during 1973e2004. Soc Psychiatry Psychiatr Epidemiol .44(96).

    L.S Scot, Charles. J. Resnick, Phillip. (2013). Evaluating psychotic patients’ risk of violence : a practical guide. Current psychiatry.12(5).29-30.

    Mandal. Ananya.(2014). Delusion types. www.news- medical.net

    Miller-Keane Encyclopedia and Dictionary of Medicine, Nursing, and Allied Health, Seventh Edition. © 2003 by Saunders, an imprint of Elsevier, Inc

    Nordqvist. Christian. (2017). Types of schizophrenia: what are they and are they still used? Medical news today.

    Pistorius. M. (2004). Fatal females: Women who kill. Pretoria: Penguin.

    Ptoctor.SE. Mitford.E. Paxton. R. (2004).first episode psychosis . a novel methodology reveals higher than expected incidence. A reality based population profile in northnumberland. UK.10(4). 539-547.

    Suvisaari J, Pera J, Saarni S, et al. (2009) The epidemiology and descriptive and predictive validity of DSM-IV delusional disorder and subtypes of schizophrenia. Clinical Schizophrenia and Related Psychoses 2: 289–97

    Tracy. Natasha. (2017). Types of schizophrenia. Healthy place for your mental health. www. healthy place.com

    Xiong G, Bourgeois JA, Chang C, Liu D, Hilty DM. (2007). Hypochondriasis: common presentations and treatment strategies in primary care and specialty settings. Therapy. 4(3).323-338.

     

     

     



    1-Farlex

    2-Heritage medicine dictionary

    3-Miller

    4 -Fox & et al           

    [5] - Lisa Bortolotti, Matthew R. Broom, Matteo Mameli

    6 –Soviestary

    7-Kendler

    8- Bajgier & et al   

    [9]-Mitford & et al

    [10]-Alpert, Rosenberg, Pouget , Shaw

    [11] -persecutory delusion

    [12] -Douglas

    12-Threat-Control-Override symptom (TCO)

    13-Scot & Resnick

    [15] -delusion of grandeur

    [16] -delusion of jealousy

    [17] - erotomania delusion

    [18] - Pistorius

    [19] -somatic delusion

    [20]-Mandal

    [21]-capgras delusion

    21. ashraf Antonius, sinkman kleinhaus, malaspina

    [23]-fregoli delusion

    [24]- Langdon, Connaughton, cultert,

    24-survissary

    [26] -psychotic disorders

    [27] -schizophrenia

    [28]-schizoaffective disorder

    [29] -delusional disorder

    [30] -schizopherny form disorder

    [31]-share psychotic disorder

    [32] -Guilance

    [33]-bipolar disorder

    [34] -omnipotent

    [35] -auditory hallucination

    [36] -illusion

    [37]-vestibular motor hallucination

    [38] -distractibility

    [39]-major depression

    [40] -mood non-congruence delusion

    [41] -jealousy delusion

    [42] -non-verbal auditory hallucination

    [43] -illusion

    [44]-somatic hallucination

    [45]-magic thinking

    [46] -erotic delusion

    [47] -dementia

    [48] -kaplan & sadock

    [49] -delirium

    [50] -kaplan & sadock

    [51]-Ciubara & others

    [52] -Akahane & coworkers

    [53]-traumatic brain injury (TBI)

    [54] -Fuji and Ahmed

    [55] -monosymptomatic  hypochondriacal psychosis (MHP)

    [56] -Xiong & others

    [57] -kaplan & sadock

     

     

نظر شما