You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: مدیریت حل مسئله

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:  Problem Solving management

    2. تعریف

    «مدیر» در لغت یعنی اداره‌کننده، گرداننده و کسی که کاری را اداره می‌کند (فرهنگ لغت عمید: ذیل مدیر). «حل» یعنی گشودن گره، باز کردن، گداختن، مخلوط کردن چیزی در آب که تبدیل به مایع شود (فرهنگ لغت عمید: ذیل حل). مسأله به معنای حاجت، مطلب و جمع آن، مسائل است (فرهنگ لغت عمید: ذیل مسأله).

    خداوند در قران کریم در آیۀ 269 سوره بقره می‌فرماید: به هر که خواهد حکمت (مهارت حل مسئله) عطا کند و به هر که حکمت عطا شده، نیکی فراوانی داده شده و جز خردمندان پند نپذیرند.

    به‌طورکلی حل مسئله به یک فرایند شناختی رفتاری ابتکاری اطلاق می‌شود که فرد با آن می‌خواهد راهبردهای مؤثر و سازش­یافته مقابله‌ای برای مشکلات روزمره را تعیین، کشف یا ابداع کند (خوشکام، ملک­پور و مولوی،1387: 143). پرلا و ادونل[1] (2004: 48) نیز حل مسئله یا مسئله­گشایی را فرایندی شناختی می‌دانند که فرد به‌وسیلۀ آن می‌کوشد راه‌حل مناسبی برای یک مشکل پیدا کند؛ و درنهایت مدیریت حل مسئله را می‌توان اداره کردن گره یا مشکل تعریف کرد. در شغل پلیس، مدیریت حل مسئله همان مدیریت و حل کردن مشکل به بهترین وجه ممکن با توجه به حساسیت شغلی است.

    ب) متن

    مفهوم­شناسی حل مسئله

    حل مسئله عبارت است از: فرایند شناختی- رفتاری که توسط خود فرد هدایت می‌شود و فرد سعی می‌کند با کمک آن، راه‌حل‌های مؤثر و سازگارانه برای مسائل زندگی روزمره خویش پیدا کند (حیدری، 1395: 4).

    حل مسئله همواره جزئی از افکار اولیه نوع بشر بوده و به‌عنوان بُعد مهمی از زندگی انسان باقی مانده است (نجاتی و ملکی،1391: 82). حل مسئله تلاش برای پیدا کردن یک راه‌حل است که باید با انجام موفقیت‌آمیز و متوالی برخی مراحل، بدان دست یافت. مسیر حل مسئله، در همه موارد از ابتدا مشخص نیست (کوپر، هردسفیلد و ایرونز[2]،1996: 148). یافتن راهِ حل مسئله، نیازمند دامنه‌ای از مهارت‌های شناختی مشتمل بر تفسیر اطلاعات، برنامه‌ریزی، حافظۀ روش­شناسانه، کنترل نتایج و تلاش برای تغییر نتایج است (اندرسون- وایت[3]، 2000: 129).

    هدف از ارائه مدیریت حل مسئله، کمک به افراد برای شناخت هر چه بهتر خود، برقراری روابط بین فردی مناسب و مؤثر، کنترل هیجانات، مدیریت داشتن بر شرایط تنش‌زا و حل کردن مسائل و مشکلات افراد است. در سایه تأمین چنین هدفی، توانایی‌های روانی - اجتماعی افراد افزایش پیدا می‌کند. یک عامل مهم دیگر که به هنگام رویارویی با مسائل، توجه بدان ضروری است، آگاهی از فرایند حل مسئله است. واقعیت این است که بسیاری از ما انسان‌ها نمی‌دانیم چگونه باید با مشکلات مقابله کنیم. به‌عبارت‌دیگر، راهکار مشخصی برای حل مسئله خود نداریم (لاکانی، باقرشاهی، محمدزاده، محمدی و ابوالقاسمی، 1385: 24). می‌توان گفت حل مسئله، فقط برای خود فرد نیست؛ بلکه این مهارت می‌تواند به حل مسائل دیگران هم کمک کند.

    مسئله

    مسئله عبارت است از: تعارض بین موقعیت موجود و موقعیت دیگری که ایجاد می­کنیم. وقتی که شخص با موقعیت یا تکلیفی روبرو می‌شود که نمی‌تواند از طریق کاربرد اطلاعات و مهارت‌هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت یا تکلیف پاسخ دهد، گفته می‌شود او با مسئله‌ای روبرو شده است (زارع، پیر خائفی و مبینی، 1389: 50).

    فرایند حل مسئله

    روان­شناسان معتقدند که حل مسئله، یک فرایند است و اگر فرد بخواهد برخورد درستی با مسئله خود داشته باشد بهتر است مراحلی را در این فرایند طی کند. متخصصان علوم رفتاری معتقدند که می‌توان با پیچیدگی مسائل - به هر اندازه که باشد - به کمک یک ساختار طبقه‌بندی‌شده، برخورد کرد. ساختار چندمرحله‌ای به افراد کمک می‌کند تا به هنگام مواجهه با مشکل، مسئله را از قالب کلی خارج کرده و آن را به اجزایش تقسیم کنند. بدین صورت مسئله از حالت کلی، رعب‌آور و غیرقابل حل بودن خارج شده و به اجزای قابل فهم و قابل حل، تفکیک می‌شود. حل مسئله دارای مراحل و فرایندهای زیر است:

     1) تعریف و شناسایی مشکل

    اولین مرحله، تبیین دقیق مشکل و حل مسئله است؛ یعنی ابتدا باید مسئله تعریف شود.

     2) پیدا کردن راه‌حل‌های مختلف

    هنگامی که مسئله یا مشکل دقیقاً مشخص و معلوم شد، فرد باید بکوشد تا راه‌حل‌های مختلفی را برای مشکل خود پیدا کند.

     3) تصمیم‌گیری

     تصمیم‌گیری، فرایند پیچیده‌ای است شامل انواع مختلف توانایی‌های فکری و نیز آگاهی از عوامل مختلفی که بر این مقوله تأثیر می‌گذارد.

     4) بازنگری

    پیش از آنکه خود را به اجرای راه‌حلی متعهد کنیم، لازم است یک بازنگری نهایی انجام شود. همچون سایر موارد مربوط به فرایند حل مسئله، طول مدت زمان بازنگری و شیوه‌هایی که به کار می‌گیریم، به اهمیت و فوریت مسئله بستگی دارند (لاکانی و همکاران، 1385: 26)

    دربارۀ حل مسئله، دیدگاه‌هایی وجود دارد و مسئله را «تعارض بین یک موقعیت موجود و موقعیت دیگری که می‌خواهد ایجاد شود» می‌دانند. در مبحث حل مسئله یکی از مواردی که به‌وفور دیده می‌شود تفکیک نکردن مسئله و مشکل[4] از یکدیگر است. درواقع مشکل به‌صورت مبهم و کلی گفته می‌شود و در بین مردم و عموم نیز دربارۀ آن سخن گفته می‌شود؛ اما مسئله بر اساس شواهد مربوط به مشکل، شکل می‌گیرد و هر کسی می‌تواند با عینک خود به آن مشکلات نگاه کند.

    برخی معتقدند خلاقیّت نوعی حل مسئله است، بااین‌حال «رانکو[5]» تأکید دارد که خلاقیّت به‌هیچ‌وجه تنها حل مسئله نیست. تفکر خلّاق می‌تواند به هنگام حل مسئله کمک‌کننده باشد. حل مسئله فعالیتی عینی‌تر از خلاقیّت است و هدف عینی و بیرونی و مشخص‌تری دارد ولی تفکر خلّاق، تفکری تازه، مستقل و جامعه­پسند است و بیشتر جنبۀ شخصی دارد و به شهود و تحلیل وابسته است (رانکو، 2007: 2).

    زارع و همکاران (1389: 51) بیان کردند که آموزش حل مسئله اثر چشمگیری در افزایش خلاقیت افراد تحت آموزش دارد؛ و پاتامایی[6] (2006: 13) بیان کرد که برنامۀ آموزشی در رابطه با خلاقیّت به‌طور معناداری باعث ارتقایء خلاقیّت و مؤلفه‌های شناختی آن در دانش­آموزان شده است. جردن و تروٍث[7] (2004: 195) نشان دادند که گروه‌هایی که دارای اعضایی با هوش هیجانی بالا هستند، بهتر از گروه‌هایی که دارای اعضا با هوش هیجانی پایین هستند با یکدیگر کار می‌کنند؛ زیرا هوش هیجانی بالا توانایی حل مسئله و حل و فصل بهتر میان اعضا را تضمین می‌کند. آنها همچنین اشاره کردند که افراد به­دلیل داشتن کنترل احساسات می‌توانند به دیدگاه­های دیگران گوش کنند و راه‌حل بهتر را برگزینند.

     پلیس و حل مسئله

    آل فارابی[8] (2016: 23) مدیریت حل مسئله را توانایی شناسایی ماهیت یک مشکل، ساختن آن (شکستن آن) و ایجاد مجموعه‌ای مؤثر از اقدامات برای حل چالش‌های مرتبط با موضوع می‌داند. وی معتقد است اولین قدم در توسعۀ مدیریت حل مسئله این است که یاد بگیریم چگونه وضعیت را به‌عنوان یک مشکل قابل شناسایی بررسی کنیم. با دقت نظر در مفاهیم می‌توان چنین اذعان داشت که ویژگی «مدیریت حل مسئله» برای پلیس حائز اهمیت است؛ زیرا شغل پلیسی، شغلی پر از اضطراب و استرس است که به توانایی‌های مغزی برای مقابله با اضطراب نیاز دارد و این توانایی‌ها باعث بهترین نوع تفکر و حل مسئله می‌شود. پلیس می‌بایست مدیریت هیجانی و حل مسئله داشته باشد تا بتواند در شرایط مختلف اعم از رویارویی با مردم یا مجرمان، بزه­دیدگان و غیره رفتار خود را تنظیم کند و مهارت مدیریت حل مسئله داشته باشد.

    کلیدواژه: حل مسئله، مدیریت حل مسئله، پلیس، مدیریت حل مسئله پلیس.

    منابع

    حیدری، علی (1395). مهارت حل مسئله، کارشناس روان‌شناس بالینی، کارشناس آسیب‌های اجتماعی اداره کل آموزش‌وپرورش استان البرز.

    خوشکام، زهرا؛ ملک پور، مختار، مولوی، حسین (1387). «اثربخشی آموزش حل مسئله گروهی بر مهارت‌های اجتماعی دانش­آموزان با آسیب بینایی»، پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، سال هشتم، شماره دوّم، 141-156.

    دهخدا، علی‌اکبر (1346). لغت‌نامه، تهران: انتشارات سیروس.

    زارع، حسین؛ پیر خائفی، علیرضا؛ و مبینی، داوود (1389). «بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های حل مسئله بر ارتقاء خلاقیت مهندسین با توجه به سنخ شخصیتی آنان»، فصل­نامه تازه‌های روان­شناسی صنعتی سازمانی 1. (3)، 49-56.

    عمید، حسن (1379). فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر.

    لاکانی، مژگان؛ باقرشاهی، زهرا؛ محمدزاده، زینب؛ محمدی، کبری؛ ابوالقاسمی، مهیار (1385). آموزش مهارت‌های زندگی، معاونت آموزشی و پژوهشی اداره آموزش، جمعیت هلال‌احمر سازمان جوانان.

    نجاتی، وحید و قیصر ملکی (1391). «رابطه بین تکانشگری و تأمل­گرایی با عملکرد حل مسئله»، مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان، 14، (1)، 76-81.

    Al-Farabi Kazakh (2016)How to Improve Your Problem-Solving Skills. QS Top universities (UK)RA http://www.topuniversities.com/blog/how-improve-your-problem-solving-skills

    Anderson, J., & White, P. (2000). Problem solving in learning and teaching mathematics. Research in mathematics education in Australasia, 2003, 127-150.

    Bakhtiari esfandghe F, Molavi H, Malekpur M. [The impact of self instruction procedure on mathematical problem solving performance and attention in female impulsive student] Persian. Iranian J Psychol 2003; 36: 387-398.

    Basadur, M. (2004). Leading others to think innovatively together: Creative leadership. The Leadership Quarterly, 15(1), 103-121.

    Cooper, T. J., Heirdsfield, A. M., & Irons, C. J. (1996). Children’s mental strategies for addition and subtraction word problems. In J. Mulligan & M. Mitchelmore (Eds.), Children’s number learning (pp. 147-162). Adelaide: Australian Association of Mathematics Teachers, Inc.

    Jordan, P. J., & Troth, A. C. (2004). "Managing emotions during team problem solving: Emotional intelligence and conflict resolution". Human performance, 17(2), 195-218.

    Perla, F., & O'Donnell, B. (2004). Encouraging problem solving in orientation and mobility. Journal of Visual Impairment & Blindness, 98(1), 47-52.

    Runco, M. A. (2007). A hierarchical framework for the study of creativity. New Horizons in Education, 55(3), 1-9.

    Ypatumai, K. (2006), Characteristics of Creativity charge in students. Vilniaus university.

     



    [1] -Perla & O’ Donnel

    [2] - Cooper, Heirdsfield & Irons

    [3] - Anderson J, White P.

    [4] - difficulty

    [5] -Runco, M.A.

    [6] -Ypatumai

    [7]- Jordan PJ & Troth AC

    [8] - Al-Farabi

نظر شما