You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: هیجان و جرم

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:  Emotion and crime

    2. تعریف

    هیجان در لغت‌نامۀ دهخدا به معنای جوش و جوشش و برانگیخته شدن است (لغت­نامۀ دهخدا: ذیل مدخل هیجان) و در فرهنگ لغت عمید (1379: 1983) هیجان به معنای برانگیخته شدن، مضطرب شدن، به جوش‌وخروش آمدن اضطراب، جوش‌وخروش است.

    جرم در لغت‌نامۀ دهخدا (1346، ج 17: 360)) به معنی گناه و خطا، بزه و عصیان جمع اجرام و جروم است (لغت­نامۀ دهخدا: ذیل مدخل جرم) و در فرهنگ فارسی عمید (1379: 686) یعنی گناه، خطا و بزه.

    هیجان به معنای «حرکت، تحریک و حالت تنش» ازجمله اصطلاحاتی است که تعریف آن با دشواری روبرو بوده و از مسائل حل‌نشده در روان‌شناسی است. در کاربرد رایج امروزه، «هیجان» اصطلاحی پوششی برای تعداد نامعینی از حالات ذهنی است که وضعیت هستی‌شناسی هر یک با برچسبی که معنی آن با توافق ساده معین می‌شود، تثبیت خواهد شد (پور افکاری،1391: 495). «زاکرمن[1]» نیز هیجان را به‌صورت صفتی تعریف کرده که ویژگی آن، جست­وجوی هیجان و تجربۀ متنوع، تازه، پیچیده و جدید و میل پرداختن به خطرهای بدنی، اجتماعی و مالی به خاطر خود این تجربه‌ها است (واگنر[2]، 2001: 25). بهادری، شاهی و خانجانی (1396: 2) مفهوم جرم و بزهکاری را یکی دانسته‌اند. هاگان[3] (1985: 48) نیز جرم را یک عمل عمدی و ارادی علیه قانون می­داند؛ که غیرقابل حمایت و بخشودن است و مجرم باید به‌وسیلۀ دولت دستگیر و مجازات شود. جرم در روان­شناسی نیز به‌عنوان مطالعۀ علمی افکار، تمایلات، نگرش‌ها و واکنش‌های جنایتکاران و مجرمین تلقی می‌شود که در رفتار مجرمانه آنان دخالت دارد (کاسیس[4]، 2018). با دقت نظر در تعریف، می‌توان چنین اذعان داشت که هیجان و جرم با هم در ارتباط است؛ زیرا با شناخت افراد مجرم و هیجان‌های حاکم بر آنها؛ پلیس می‌تواند اقدامات بسیار ارزنده‌ای را برای پیشگیری از جرم انجام دهد. علاوه بر آن شناخت آثار روانی -اجتماعی جرم موجب می‌شود تا پلیس درک بیشتری از مجرمان داشته باشد و بتواند قانونمند با آنان رفتار کند.

    امام صادق (ع) نیز در این باره می‌فرمایند: «من لم یملک غضبه، لم یملک عقله» هر کس مالک غضب (هیجان خشم) خود نباشد مالک عقل خود نخواهد بود.» (کلینی، ‌1421، ج 3/415 و مجلسی، 1392، ج 73/278).

    ب) متن

    دیدگاه‌های جرم­شناختی

    درزمینۀ جرم و رفتارهای جنایی دیدگاه‌های مختلفی مطرح است، به‌گونه‌ای که برخی از دیدگاه‌های روان‌شناختی، علت جرم را ضمیر ناخودآگاه و تجربه‌های دوران گذشته (نظریه‌های روانکاوی) دانسته و برخی دیگر بر نقش پیامدهای رفتار و عده‌ای نیز بر یادگیری مشاهده‌های و الگو برداری در فراگیری و بروز جرم (نظریه‌های یادگیری) تأکید کرده‌اند (سوری 1395:33). برخی از این دیدگاه‌ها هم به روابط بین ساختارهای اجتماعی نظیر سطح طبقاتی و قومی و نژادی در بروز جرم و برخی نیز به تأثیر شرایط اجتماعی اعتقاد دارند. از دیدگاه جامعه‌شناسی نیز سطوح طبقاتی اجتماعی، تأثیر دوستان و همسالان (هال[5]،2007)، به‌هم‌ریختگی اجتماعی، دسترسی نداشتن فرد به موقعیت‌های اجتماعی و خرده‌فرهنگ‌های مجرمان (آلبرت کوهن[6]،1977:17) و غیره عامل گرایش به رفتار مجرمانه است. روان­شناسان همچنین رویکرد جدیدی از رفتار مجرمانه را که می‌تواند با کارکرد نابهنجار مغزی ارتباط داشته باشد پیشنهاد کردند. میشل و بلر[7] (2000) نشان دادند که یک ساختار مغزی به نام «آمیگدال[8]» با دخالت در هیجان‌های انسان فعالیت او را افزایش می‌دهد. آنها تأکید کردن که بدکاری آمیگدال بر اجتماعی­شدن فرد به شیوۀ معمول اثرگذار است، هرچند ممکن است اختلال کارکرد مغز در بعضی از موارد به تمایلات رفتاری منجر شود که ناشی از انواع خاصی از رفتارهای بزهکارانه به­خصوص رفتارهای همراه با خشونت است؛ و بسیاری از روان­شناسان احساس ناخوشایندی دربارۀ علت‌های زیست‌شناسی یا ژنتیکی رفتار مجرمانه دارند (قماشچی و رئیسی،1394: 44). آیزنک (1998) نیز بیان می‌کند که مجرمان در سه بُعد شخصیت که عبارت‌اند از: «برون‌گرایی در برابر درون‌گرایی، روان­آزرده­گرایی در برابر ثبات هیجانی و روان‌پریشی­گرایی در برابر تکانه» نمرات بالایی کسب می‌کنند (دیکرز، آیزنک و گادجانسون[9]،1989: 25). آیزنک[10] معتقد است احتمال بروز رفتارهای مجرمانه در فرد هیجان­پذیر بیش از شخصی است که نمرات پایینی در بُعد روان­رنجوری دارد؛ زیرا هیجان­پذیری می‌تواند همانند یک کشاننده فرد را به انجام کارهای عادی وا دارد؛ به‌عبارت‌دیگر، در شرایط هیجانات شدید، شخص در برابر عادت‌های خوب و بد خود آسیب‌پذیر می‌شود و اگر عادت‌های ضد اجتماعی در وی ایجاد شده باشد در شرایط هیجانی، تمایل وی به انجام آنها بیشتر خواهد شد (بهادری، شاهی و خانجانی،1396: 13). سوری (1395: 39) نیز بیان می‌کند پایین بودن سطح سروتونین با پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی همراه است.

    دیدگاه‌های مربوط به هیجان

     نظریۀ ماروین زاکرمن[11] (1998) با عنوان «هیجان­خواهی» است. هیجان یک ویژگی شخصیتی است که اولین بار «ماروین زاکرمن» نظریه‌پرداز زیست‌شناختی که متأثر از دیدگاه آیزنگ بود، آن را مطرح و توصیف کرد (آقاجانبگلو، انعامی و علوی،1390: 146). هیجان یکی از ابعاد مدل شش عاملی شخصیت هگزاکو[12] است (اشتون و لی[13]، 2009: 1516). طبق تعریف زاکرمن، هیجان­خواهی یک ویژگی است که گرایش به جست­وجوی احساس‌ها و تجربه‌های جدید، تازه، پیچیده و شدید و میل به خطرجویی بدنی و اجتماعی صرفاً به‌منظور تجربه را توصیف می‌کند (شولتز و شولتز[14]،1397: 421). نتایج پژوهش‌های مختلف حاکی از آن است که افراد بزهکار از نظر هیجان‌ها در سطح بسیار بالایی قرار دارند. همچنین بسیاری از پژوهش‌ها نشان دادند بین هیجان‌های انسان‌ها و برخی از رفتارهای آنها مانند موتورسواری و رانندگی با سرعت زیاد، پرش با چتر نجات، مصرف سیگار، الکل و داروهای غیرمجاز رابطه وجود دارد. برخی از پژوهش‌ها نیز نشان داده‌اند که میزان هیجان با اضطراب و پرخاشگری مجرمان مرتبط است؛ برای‌مثال هافمن[15])1996) معتقد است اعمال منافی عفت و رفتارهای خشن درنتیجه نیاز شخص به برانگیختگی صورت می‌گیرد (حسین­خان­زاده و طاهر،1392: 33).

    تنظیم هیجان‌ها

     محققان آسیب‌شناسی روانی، معتقدند داشتن عملکرد ناموفق در تعاملات اجتماعی، پرخاشگری، خشونت تکانشی، احساس شرمندگی و گناه نیز درنتیجۀ تنظیم ناکافی پاسخ‌های هیجانی ایجاد می‌شود (سندلر، تین و وست[16]،1994: 1745). تنظیم هیجان شامل گستره‌ای از راهبردهای شناختی و رفتاری هشیار و ناهشیار است که جهت کاهش، حفظ یا افزایش یک هیجان صورت می‌گیرد (گراس[17]،2001: 216). تنظیم هیجانی به‌عنوان فرایند آغاز، حفظ، تعدیل یا تغییر در بروز، شدّت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایندهای اجتماعی روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می‌شود (گراس، 2007). همچنین تنظیم نکردن هیجان می‌تواند باعث ایجاد رفتارهای مشکل‌آفرینی همچون خشونت و جرم باشد (دیلون، ریتچی، جانسون و لا-بار[18]،2007: 355). به‌گونه‌ای که نیاز انسان برای برانگیختگی یا هیجان­خواهی، همان تمایل شخص برای جست­وجوی تجربه‌های جدید، تنوع‌طلبی، کسب هیجان‌های جدید و اشتیاق زیاد برای خطر کردن است (حسین­خان­زاده و طاهر،1392: 33).

    موریانی، استوف، تید مارش، اگرو ددنیسین[19] (2001) نشان دادند افراد دارای روان­رنجوری پایین که توانایی تنظیم و کنترل عواطف بالایی دارند در پیش‌بینی خواسته‌های دیگران توانایی بیشتری دارند؛ آنها فشارهای ناخواسته دیگران را درک و هیجان‌های خود را بهتر مهار می‌کنند و درنتیجه در برابر ارتکاب جرم و مشکلات ناشی از آن مقاومت بیشتری نشان می‌دهند. یانویتزکی[20] (2005: 67) با بررسی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم هیجان­خواهی (به‌عنوان یک ویژگی شخصیتی) در مصرف مواد، دریافت که برخی اوقات، هیجان­خواهی در مصرف مواد تأثیر دارد. اعظمی، سهرابی، برجعلی و چوپان (1393: 129) نیز با آموزش تنظیم هیجان توانستند در کاهش علائم تکانشگری در افراد وابسته به مواد مؤثر باشند. مدنی فرد، نمایی و جعفرنیا (1395: 70) بیان کردند افراد معتاد از قابلیت تنظیم شناختی هیجان کمتری در قیاس با افراد عادی برخوردارند و در مقایسه با افراد عادی کمتر از شیوه‌های سازنده در حل مسئله استفاده می‌کنند. بائو و هس و پی[21] (2004) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که کنترل عواطف مانند خشم، کینه‌توزی، اضطراب و افسردگی به‌عنوان متغیرهای واسطی بین تعارضات فردی و جرم عمل می‌کنند.

    ماهیت رفتار بزهکارانه

    روان­شناسی جرم مطالعۀ رفتار مجرمان، علل جرم و راهکارهای پیشگیرانه و اصلاح مجرمان است. رفتار جنایی نیز به‌گونه‌ای با جرم و بزه مترداف است، و کنشی ارادی محسوب می‌شود زیرا شخص آن را بروز می‌دهد؛ رفتاری که با هنجارها و ارزش‌های متداول جامعه مغایرت دارد (گروسی، علی­لو و کورانه، 1386: 25). رفتار بزهکارانه فرایند پیچیده و چندوجهی است که از عوامل محیطی و زمینه‌های سرشتی فردی تأثیر می‌پذیرد. رفتار ضد اجتماعی و بزهکاری، دامنۀ وسیعی از اختلال‌های رفتاری را شامل می‌شود که موجب نقض قانون و حقوق دیگران می‌شود؛ مانند پرخاشگری، خشونت، دزدی، فرار از مدرسه و خانه، دروغ‌گویی و حمل اسلحه (حسین خانزاده، طاهر؛ 1392: 32). در رویکرد زیست­شناسانه به جرم که یکی از دستاورد‌های «لمبروزو[22]» است، او معتقد بود که ما با یک مجرم مادرزادی روبرو هستیم که جلوه ارثی نیاکان دور ماست؛ نمایی که از انسانیت تهی و از لحاظ عقلی متوقف شده است و ذاتاً مجرم است (نجفی ابرندآبادی،1392: 87). مسچی، بردلی و مورگن[23] (2008: 137) در پژوهشی به بررسی عوامل فیزیولوژیکی و بیولوژیکی بزهکاری پرداختند و نشان دادند که ذهن مجرم و بزهکار تحت ترکیب خاص بیولوژیکی قرار دارد که منجر به بروز رفتارهای بزهکارانه در این افراد می‌شود. ساترلند[24] به‌عنوان پدر جرم‌شناسی آمریکا، براین اعتقاد است که رفتار انحرافی از طریق «هم‌نشینی افتراقی» یا معاشرت با افراد بزهکار و یا ارتباط با افراد تبهکار آموخته می‌شود. برای اینکه یک فرد جنایتکار شود باید نخست یاد بگیرد که می‌توان جنایت کرد، سپس با معاشرت با افراد مجرم، فرد آمادگی ارتکاب جرم را پیدا می‌کند. از نظر ساترلند رفتارهای بزهکارانه تظاهرات نیازها برای مثال نیاز به پول و ارزش‌ها است. رفتار بزهکارانه با در معرض دید قرارگرفتن هنجارهای بزهکاری آموخته می‌شود؛ این امر در دامن خانواده و گروه‌های هم­سن­و­سال اتفاق می‌افتد (نجفی توانا، 1383: 117). بنابراین تعامل پیوسته با گروه‌های منحرف و قرارگرفتن در درون شبکه اجتماعی بزرگ‌تر، نقش اصلی را در هدایت افراد به‌سوی یا دور ساختن آنها از رفتار مجرمانه ناشی از الگوبرداری دارد (ابراهیمی قوام، 1387: 102).

    پلیس و جرائم ناشی از هیجان

    در دو دهه اخیر، در مقایسه با سایر دوره‌های زندگی بشر بزهکاری، تکانه‌ها و هیجانات و استرس و اضطراب‌ها در زندگی امروزی نمود بیشتری یافته است که بهداشت روانی و سلامت جامعه را تهدید می‌کند.

    پلیس نیز به‌عنوان یک نهاد حکومتی، اولین مرجعی است که پس از ارتکاب جرم توسط مجرمان در صحنه حاضر شده و برابر وظایف ذاتی خود عمل می‌نماید؛ بنابراین رفتارشناسی مجرمان و آشنایی با ماهیت و نوع جرائم و همچنین شیوه رفتار و تعامل با مجرمان قبل و بعد از ارتکاب جرم و بالاخره چگونگی نگهداری آنان تا صدور حکم قضایی در سازمان پلیس اهمیت فراوانی دارد که می‌تواند در نحوه تعامل با مجرمان و متهمان و پیشگیری از رفتار مجرمانه و غیره در جامعه کمک نمایید.

    کلیدواژه: هیجان، جرم، پلیس، هیجان و جرم.

    منابع

    ابراهیمی قوام، صغری (1387). «بررسی نظریه‌ها و فرایندهای روان‌شناختی در تبیین جرائم و کاربرد آنها در تدوین برنامه‌های کاهش جرم»، فصل­نامه کارآگاه، دوره دوّم، شماره پنجم، صص 101 122.

    اعظمی، یوسف؛ سهرابی، فرامرز؛ برجعلی، احمد و چوپان (1393). «اثربخشی آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس بر کاهش تکانشگری در افراد وابسته به مواد مخدر»، فصل­نامه اعتیاد پژوهی سوءمصرف مواد، سال 8، (30)، 128-141.

    آقاجانبگلو، سوسن؛ انعامی شهره؛ و علوی، حمیرا (1390). «بررسی رابطه هیجان‌خواهی و ارتکاب به جرم نوجوانان بزهکار (موردمطالعه: کانون اصلاح و تربیت استان بوشهر)»، فصل­نامه علمی تخصصی دانش انتظامی بوشهر، دوره دوم، صص 145-162.

    بهادری، جعفر؛ شاهی، خسرو؛ و خانجانی، زینب (1396). «صفات شخصیتی پیش‌بینی­کننده خودکنترلی و تنظیم عاطفی در بزهکاران: تحلیل ارتکاب جرم برحسب روانشناسی شخصیت»، فصل­نامه انتظام اجتماعی، سال نهم (2)، صص 1-18.

    پورافکاری، نصرت‌الله (1391). فرهنگ جامع روان‌شناسی و روان‌پزشکی، چاپ هشتم، تهران: فرهنگ معاصر.

    حسین­خان­زاده، عباسعلی و محبوبه طاهر (1392). «مطالعه تحلیلی ویژگی‌های شخصیتی نوجوانان بزهکار»، پژوهشنامه حقوق کیفری، سال پنجم، شماره اوّل، صص 31-53.

    دهخدا، علی‌اکبر (1346). لغت‌نامه، تهران: انتشارات سیروس.

    سوری، احمد (1395). روان­شناسی جرم و شخصیت­شناسی، تهران: انتشارات دانشگاه علوم انتظامی امین.

    شولتز، دووان و شولتز، سیدنی آلن. (۱۳97). نظریه‌های شخصیت، ترجمۀ یحیی سیدمحمدی. چاپ چهل و یکم، تهران: انتشارات ویرایش.

    عمید، حسن (1379). فرهنگ عمید، تهران: انتشارات امیرکبیر.

    قماشچی، فروس و فاطمه رئیسی (1394). روان­شناسی و جرم، پوتون، دیوید و سیمونز، آیدان، تهران: انتشارات دانشگاه علوم انتظامی امین.

    کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق (1421). الکافی، جلد 3، الطبعه الثالثه، قم: دارالحدیث.

    گروسی، علیلو، کورانه (1386). «مقایسه ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های مقابله‌ای مجرمین با افراد بهنجار»، فصل­نامه روان­شناسی معاصر، دوره دوّم شماره اوّل، صص 24-31.

    مجلسی، محمدباقر (1392). بحار االنوار، جلد 73، تهران: انتشارات کتاب نشر.

    مدنی فرد، مهدی؛ نمایی، محمدمهدی؛ جعفرنیا، وحید (1395). «مقایسه تنظیم شناختی هیجان و شیوه‌های حل مسئله در افراد وابسته به مواد اپیوئیدی و افراد بهنجار»، مجله روان­شناسی و روان‌پزشکی شناخت، 3، (3)،69-80.

    نجفی ابرندآبادی، علی­حسین (1392). تقریرات درس جرم‌شناسی، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

    نجفی توانا، علی (1383). «مسئولیت کیفری اطفال در ایران، در تطبیق با مصوبات هفدهمین کنگره بین‌المللی حقوق جزا»، مجله کانون وکلا، (186 و 187)، 116 129.

    Ashton, M.,& lee, M. (2009), Empirical theorical and practical advantages of theHEXACO model of personality structure. Personality and Individual Differences,42, 1515–1526.

    Bao, W. N., Haas, A., & Pi, Y. (2004). Life strain, negative emotions, and delinquency: An empirical test of general strain theory in the People’s Republic of China. International journal of offender therapy and comparative criminology, 48(3), 281-297.

    Cohen, A. K. (1977). The concept of criminal organisation. Brit. J. Criminology, 17, 97.

    Deckers, R. J., Eysenck, H. J., & Gudjonsson, G. H. (1989). The causes and cures of criminality. Springer Science & Business Media.

    Gross, J. (2007). Handbook of emotion regulation. The Guilford Press.

    Hagan, J. L. (1985). Modern criminology: Crime, criminal behavior and its control.

    Hall, A. (2007). Socio-economic Theories of Crime. Completed in Partial Fulfilment.

    Kocsis, R. N. (Ed.). (2018). Applied criminal psychology: a guide to forensic behavioral sciences. Charles C Thomas Publisher.

    Maschi, T., Bradley, C.A., & Morgen, K. (2008). Unraveling the link between trauma and delinquency: The mediating role of negative affect and delinquent peer exposure. Youth Violence and Juvenile Justice 6(2), 136-157.

    Mitchell, D., & Blair, J. (2000). State of the art: Psychopathy. The psychologist.

    Moriarty, N., Stough, C., Tidmarsh, P., Eger, D., & Dennison, S. (2001). Deficits in emotional intelligence underlying adolescent sex offending. Journal of Adolescence, 24(6), 743-751.

    Sandler, I. N., Tein, J. Y. & West, S. G. (1994). Coping, stress, and the psychological symptoms of children of divorce: A crosssectional and longitudinal study. Child Devlopment, 65 (6) 1744-1763.

    Wagner, P. (2001). Theorizing modernity: inescapability and attainability in social theory. Sage.

    Yanovizky, I. (2005). Sensation seeking and adolescent drug use: The mediation role of association with deviant peers and pro-drug discussions. Health Communication, 17 (1), 67-89.

    Zuckerman, M. (1998). Psychobiological theories of personality. In Advanced personality (pp. 123-154). Springer, Boston, MA.



    [1] - Zuckerman

    [2] - Wagner

    [3]-Hagan

    [4] - Kocsis,

    [5] -Hall

    [6] -Albert Cohen

    [7] -Mitchell & Blair

    [8] -Amygdala

    [9] - Deckers, Eysenck & Gudjonsson

    [10] - Eysenck

    [11]- Zuckerman

    [12] - HEXACO

    [13] - Ashton & lee

    [14] - Schultz & Schultz

    [15] -Huffman

    [16] - Sandler, Tein & West

    [17] - Gross

    [18] - Dillon, Ritchey, Johnson & La-Bar

    [19] - Moriarty, Stough, Tidmarsh, Eger & Dennisin

    [20] -Yanovitzky

    [21] - Bao, Haas & Pi

    [22] - Lombroso

    [23] - Maschi, Bradley& Morgen

    [24] -Sutherland

نظر شما