You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: تصویرسازی رسانه‌ای پلیس

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی      Police Media Illustration

    2. تعریف

    این واژه به مفهوم یا فرایندی اشاره دارد که طی آن تصویر پلیس از طریق رسانه‌ها[1] (اعم از روزنامه و کتاب، رادیو، تلویزیون و اینترنت) در ذهن مردم نقش می‌بندد. بر این اساس، می‌توان ادعا کرد که آنچه از پلیس در ذهن مخاطبان ساخته شده (چه مثبت، چه منفی و چه خنثی) تحت تأثیر پیام‌ها و برنامه‌هایی است که از طریق رسانه‌های جمعی انتقال یافته است.

     

    ب) متن

    تصویرسازی رسانه‌ای از پلیس معمولاً به چند طریق صورت می‌گیرد: نخست تصویرهای ذهنی مردم از پلیس، عملکرد پلیس در جامعه در منظر عمومی است؛ مثلاً چنانچه در یک حادثۀ جنایی - مثل گروگان‌گیری یا سرقت مسلحانه و... - پلیس عملکرد سریع و به‌موقع و موفقیت‌آمیزی داشته باشد؛ این امر در ذهن مردم به‌عنوان اقتدار و قدرت پلیس مورد تحسین همگانی قرار می‌گیرد و افرادی که این صحنه را مشاهده کرده‌اند، سینه به سینه یا در شکل مدرن آن از طریق فیلم‌برداری و در شبکه‌های اجتماعی مجازی برای عموم تعریف و بازیابی می‌کنند. عامل دیگر در ایجاد تصویر پلیس مواقعی است که مردم به علل مختلف (مانند دریافت برگۀ جریمه مربوط به تخلف راهنمایی و رانندگی؛ حمل خودرویشان توسط پلیس به­علت پارک در محل نامناسب؛ برخورد پلیس با میهمانی‌های پر سروصدا و یا احیاناً برخلاف شئون اخلاقی و اسلامی؛ دعوای خانوادگی؛ بازداشت به­علت بدهکاری یا رانندگی پرخطر و یا اینکه خودشان قربانی جرمی باشند) با پلیس روبرو می‌شوند. زمان دیگر وقتی است که رسانه‌ها خبر یا گزارشی دربارۀ پلیس می‌دهند. رسانه‌ها تأثیر غیرقابل‌انکاری بر افکار عمومی می‌گذارند؛ ازاین‌رو می‌توان گفت که تصویر پلیس در ذهن مردم تا اندازۀ زیادی متأثر از شیوه‌های به تصویر کشیدن جرم و فعالیت‌های پلیس در رسانه‌هاست.

    گونه ­شناسی تصویرسازی رسانه‌ای پلیس: بررسی محتوای رسانه‌ها نشان می‌دهد که تصویر پلیس معمولاً به سه گونۀ گاه متناقض (مثبت، منفی و خنثی) از یکدیگر ارائه شده است. رسانه‌های کشورهای مختلف (و همچنین شهرها و روستاهای بزرگ و کوچک) اصولاً تصویری یکسان از پلیس ارائه نمی‌کنند؛ مثلاً درحالی‌که برخی فیلم‌های سینما و تلویزیون در شهرها از پلیس تصویری منفی ارائه می‌کردند، رسانه‌های محلی - مانند روزنامه‌ها - تصویر مثبت‌تری از پلیس عرضه می‌کردند. پلیس در مقاطع مختلف زمانی به شکل‌های گوناگون در رسانه‌ها ظاهر و البته حمایت و نقد می‌شده است؛ مظهر عدالت، نظم، خشونت، قانون‌شکنی، موجودی پیچیده و دقیق، ژانر کمدی و طنز (کرم­زاده، 1392).

     

     

     رسانه‌ها بیشتر بر تجارب شاکیان تمرکز داشته و تلاش می‌کنند نظرات آنها را برجسته‌تر و برحق جلوه دهند؛ لکن مهم است که آثار دعوی‌ها و تجارب یادشده را از دیدگاه مأموران نیز ملاحظه کنند (روبرگ و همکاران[2]، 1398: 39). امروزه گزارش‌های مهیج جنایی بخش عمده‌ای از رسانه‌ها را به خود اختصاص داده است، به‌طوری‌که نگرانی عمومی و بحث‌های سیاسی دربارۀ جرم و کنترل آن افزایش یافته است. رسانه‌های ارتباط جمعی در قالب اخبار و گزارش‌های ساختگی، نگرانی و خشونت (های اجتماعی و پلیس) را به بدترین نحو ممکن به تصویر می‌کشند. رسانه‌های گروهی عکس آنچه آمارهای رسمی در خصوص پلیس، مجرمین و جرائم بیان می‌کنند، نشان می­دهند. تعداد و همچنین ترکیب سنی قربانیان جرم و مجرمینی که رسانه‌های گروهی به تصویر می‌کشند در مقایسه با آمارهای رسمی از لحاظ شاخص اجتماعی، اغراق‌آمیز است. رسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌دهی عقاید عمومی دربارۀ رواج جرم و مشکلات ناشی از آن و نیز راهکارهای مقابله با آن از سوی پلیس داشته‌اند که منجر به پیدایش مبحث نظم و قانون شد (رینر[3]، 1380: 4 و 27 و 132). رسانه‌ها گاه مأموران پلیس را به‌گونه‌ای به تصویر می‌کشند که چندان به مسئولیت خود عمل نمی‌کنند و منافع شخصی خود را بر منافع جامعه مقدم می‌دانند. آن‌ها در هنگام انجام وظایف از مواجهه با خطرات شانه خالی می‌کنند و مانند برخی فیلم‌ها و سریال‌ها همیشه بعد از حادثه ظاهر می‌شوند (محکی، 1385: 124؛ میلر و هس[4]، 1382: 151). بر این اساس نباید این‌گونه فرض کرد که آنچه در رسانه‌ها پخش می‌شود، تجسّمی دقیق و کامل از واقعیات است (روبرگ و همکاران، 1398).

     تصاویر نامناسب از پلیس در رسانه‌های عمومی[5] برخی کشورها مانند آمریکا باعث شد تا رؤسای پلیس برای تدوین قوانینی در خصوص به تصویر کشیدن پلیس در رسانه‌ها تلاش کنند. «پلیس و رسانه‌ها» دو سازمانی هستند که مرتباً با یکدیگر در تعامل‌اند. این ارتباط را می‌توان یک ارتباط همزیستی مسالمت‌آمیز خواند؛ رسانه‌ها از پلیس می‌خواهند که اطلاعات مربوط به جرائمی را که برای خوانندگان، شنوندگان و بینندگان جالب است، به آنان برسانند (محکی،1383). در مقابل، پلیس نیز از رسانه‌ها توقع دارد که وجهه آنان را در جامعه خوب نشان داده، تصویر مثبتی از مأموریت‌ها و فعالیت‌های پلیس درزمینۀ کشف جرم، دستگیری مجرمان و برقراری امنیت به نمایش گذارد.

    از اوایل سال 1857 میلادی بود که رسانه‌ها نگرانی‌های خود را دربارۀ استفادة افسران پلیس از زور مطرح کردند (مور و همکاران[6]، 1390: 482). روابط بین پلیس و رسانه‌ها از گذشته‌های دور اغلب تیره بوده، درگیری‌ها، شکایت‌ها و ایرادات این دو از یکدیگر تمامی ندارد (میلر و هس، 1382).

     

     

    برای نمونه درحالی‌که پلیس معتقد است: گزارشگران حقیقت را تغییر داده و آنچه اتفاق افتاده را در برخی مواقع به نحو دیگری نشان می‌دهند؛ آنها تلاش می‌کنند در حوادث و یا وقایع جنایی عملکرد پلیس را زیر سؤال ببرند؛ در بازجویی‌های در حال جریان دخالت می‌کنند؛ به منافع خصوصی و اخلاقی متهمان و محکومین توجه ندارند؛ به دنبال نقاط ضعف در پلیس هستند و نقاط مثبت را بیان نمی‌کنند. مهم‌ترین انتقادات رسانه‌ها از پلیس آن است که: آنها معمولاً انتقادپذیر نیستند؛ از دادن اطلاعات مهم و حقیقی مضایقه می‌کنند؛ با رسانه‌ها همکاری خوبی ندارند و از آنان فاصله می‌گیرند؛ نظارت‌های رسانه‌ای را برنمی‌تابند.

    در دهۀ هشتاد میلادی، یک باور همگانی وجود داشت که نشان می‌داد کار واقعی پلیس برعکس آنچه در رسانه‌ها به تصویر کشیده می‌شود، اثربخش و کارآمد بوده است؛ مانند کنترل جرم (اخذ گزارش‌های جرم، تحقیقات و رسیدگی در مورد جرم، رسیدگی در مورد شرایط مشکوک)، نظم و قانون (ادارۀ اختلافات و مناقشه‌ها، حفظ آرامش)، اجرای قانون (اعمال بازداشت، صدور احضاریه به خاطر تخلف رانندگی) و ارائه خدماتی (همه چیز از پیدا کردن کودکان گمشده تا کمک به رانندگان ناتوان در خیابان‌ها) (روبرگ و همکاران، 1398: 39).

    تصویرسازی رسانه‌ای پلیس و نوع حکومت‌ها: به‌هرحال رقابت سالم و کارآمد میان پلیس و رسانه‌ها ضرورت دارد؛ اما این رقابت تا اندازۀ زیادی برگرفته از نظام سیاسی و قضایی کشورهاست (فرجی‌ها، 1385). درحالی‌که در جوامع اقتدارگرا به‌ندرت به رسانه‌ها اجازه کوچک‌ترین دخالت در امور پلیسی داده می‌شود، در جوامع مردم‌سالار قوانین مدونی برای تعامل و ارتباط میان این دو به‌ویژه همکاری پلیس با رسانه‌ها تدوین شده است (رایت[7]، 1386).

    ارتباط متقابل با رسانه‌ها می‌تواند نه فقط به پلیس در انجام مأموریت‌هایش کمک کند، که تصویر بسیار مطلوبی از وی در ذهن مردم ترسیم خواهد کرد. پلیس برای ایجاد ارتباط با مردم نیاز به برقراری ارتباط سالم با رسانه‌ها دارد (میلر و هس، 1382). رسانه‌ها به‌عنوان ابزاری که می‌تواند پیام‌های جامعه را به پلیس و پیام‌های پلیس را به جامعه برساند، نقش بسیار مهمی در افزایش آگاهی و رشد اجتماعی مردم دارند و پلیس می‌تواند از این ظرفیت برای افزایش ضریب امنیتی جامعه و بالابردن محبوبیت و مشروعیت خود استفاده کند. همچنین رسانه‌ها می‌توانند در این زمینه‌ها به پلیس یاری رسانند: ایجاد و تقویت اعتماد اجتماعی؛ افزایش مشارکت عمومی در پیشگیری از جرم و کشف جرائم (رحمانیان، 1378)، اطلاع‌رسانی مناسب و ارائه هشدارهای انتظامی و آگاه‌سازی افکار عمومی، آموزش عمومی و ویژه شهروندان در امور امنیتی جامعه، جلوگیری از بروز شایعات، آموزش حقوقی و شناساندن جرائم و مجازات‌ها به مردم و همچنین بسترسازی انجام مأموریت‌های انتظامی در جامعه.

    در سال‌های اخیر، ارتباط میان پلیس و رسانه‌ها از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار شده است، زیرا گزارش‌های برخی رسانه‌ها دربارۀ پلیس انگلستان، به‌ویژه از محله‌هایی که پلیس با رویکرد تحمل صفر به اجرای عملیات در آنها می‌پردازد، نگران‌کننده است. بخش تحقیقات روابط عمومی پلیس در بررسی‌های خود از روابط رسانه‌ای پلیس در سراسر انگلستان دریافته که ارتباطات رسانه‌ای پلیس نیازمند بازبینی است (بویل[8]، 1999). تحقیقات چارماک و مک کریل و گرین والد[9](2006) در خصوص تأثیر برخی عوامل جمعیتی، محله‌ها و وضعیت جرم نشان داد که پلیس نیازمند بازنگری در ارتباطات رسانه‌ای خود است.

    ارتباطات بهینه میان رسانه‌ها و پلیس: علاوه بر بهبود روابط پلیس با جامعه و مردم، یک ارتباط خوب با رسانه‌ها می‌تواند به پلیس در انجام مأموریتش کمک کند. پلیس برای ایجاد ارتباط با مردم نیاز به برقراری و ارتباط خوب و سالم و شناخت رسانه‌ها دارد. رسانه‌ها به‌عنوان پیام‌رسان جامعه، نقش مهمی در افزایش آگاهی و رشد اجتماعی مردم دارند و پلیس می‌تواند از این ظرفیت برای افزایش ضریب امنیتی جامعه استفاده کند. یکی از راه‌های مؤثر در روابط پلیس و رسانه‌ها، آموزش (هر دو) است؛ راه مؤثر دیگر تعیین و مشخص کردن یک افسر روابط عمومی برای ارتباط با رسانه‌ها در تمام دوایر و یگان‌های اجرایی است، به‌نحوی‌که این فرد با رسانه‌ها و عملکرد آن‌ها آشنایی کامل داشته باشد؛ سوم، برگزاری جلسات منظم ماهیانه یا هفتگی با اصحاب رسانه در مکان‌هایی نظیر هتل یا رستوران برای صرف صبحانه و یا ناهار و بحث و گفتگو؛ چهارم، ارتباط مناسب یگان‌های اجرایی نظیر کلانتری و پاسگاه با رسانه‌های محلی می‌بایست به‌طور مرتب برقرار باشد؛ اطلاعاتی را که پلیس به رسانه‌ها می‌دهد می‌بایست ساده شده باشد و از عبارات پیچیده و گنگ و تخصصی پرهیز کنند، پنجم، محترم شمردن اصحاب رسانه و با لحنی دوستانه سخن گفتن با آنها راهکار دیگر است (میلر و هس، 1382).

    روابط شفاف با رسانه‌ها[10]: چگونگی مدیریت تعامل پلیس با رسانه‌ها در دوران پلیس جامعه‌محور بسیار مهم و درعین‌حال پیچیده شده است. رابطۀ میان رسانه‌ها و پلیس به یکی از چالش­برانگیزترین روابط بدل شده، زیرا هر دو به هم بی‌اعتماد هستند. در محیط مدرن امروز، سازمان‌های پلیس باید در مواجهه با عموم مردمی که به آنها خدمت می‌کنند شفاف باشند؛ مدیران و رهبران پلیس باید راه‌هایی را برای برقراری ارتباط به‌صورت صریح و صادقانه با رسانه‌ها پیدا کنند تا وجهه و اعتبار خود را به مردم نشان دهند. البته گفتن این موضوع از انجامش سخت‌تر است، زیرا رسانه‌های خبری بیشتر بر رویدادهای ماجراجویانه مثل جرائم شدید و بدرفتاری پلیس و نه بر فعالیت‌های جاری پلیس و اصلاح و بهبودی در سیستم پلیسی تمرکز دارند. علاوه بر این، شفاف‌سازی شامل تعامل صادقانه با رسانه‌ها و عموم مردم در خصوص رویدادهای خطرناک (تیراندازی پلیس) و مشکلات مرتبط با بدرفتاری (بی‌رحمی و فساد) و گزارش اقدامات کاری برای تصحیح آنها است.

    چرماک و وایز[11]، در سال 2006 یک مطالعه ملّی بر روی 239 سازمان مجری قانون و 420 سازمان رسانه‌ای (تلویزیون و روزنامه) در شهرهای بزرگ انجام دادند تا روابط پلیس و رسانه‌ها و میزان ارائه و پوشش راهبردهای پلیس جامعه‌محور را مشخص کنند. نتایج نشان داد که روابط پلیس و رسانه رو به بهبودی است. پلیس‌ها سعی کرده بودند واحد یا منبعی را برای ارائه اطلاعات به رسانه‌ها مهیا کنند. یکی دیگر از حوزه‌های رابطه میان پلیس و رسانه‌ها که در پژوهش‌ها کانون توجه قرار نگرفته، چگونگی ادارۀ رویدادهای بحرانی و پرونده‌های بدرفتاری پلیس در سازمان پلیس است (سوءاستفاده از زور، تیراندازی‌های مشکوک و سوءاستفاده‌ها) (روبرگ و همکاران، 1398: 178). درنهایت، اگر قرار باشد که پلیس روابط خود با رسانه‌ها را بهبود بخشد، باید در تعاملاتش با رسانه‌ها شفاف باشند و اطلاعات صادقانه در خصوص رویدادها را ارائه دهند.

    پلیس و تصویرسازی

    رسانه‌ها معمولاً، یک تصویر خیالی، از کار پلیس ارائه می‌دهند که انتظارات غیرواقعی را هم در شهروندان و هم نیروهای جدید پلیس، بالا می‌برد. رسانه‌های ارتباط جمعی علاوه بر آن در قالب اخبار و گزارش‌های گاه ساختگی، نگرانی و خشونت را به بدترین نحو ممکن به تصویر می‌کشند (رینر، 1380: 27).

    در دهۀ هشتاد میلادی، یک باور همگانی وجود داشت که کار واقعی پلیس برعکس آنچه در رسانه‌ها به تصویر کشیده می‌شود، غنی بوده و ترکیبی از انواع فعالیت‌هاست؛ فعالیت­هایی مثل کنترل جرم (اخذ گزارش‌های جرم، تحقیقات و رسیدگی به جرم، رسیدگی به شرایط مشکوک)، نظم و قانون (ادارۀ اختلافات و مناقشه‌ها، حفظ آرامش) و اجرای قانون (اعمال بازداشت، صدور احضاریه به­خاطر تخلف رانندگی، و خدماتی) شاید همه چیز از پیدا کردن کودکان گمشده تا کمک به رانندگان ناتوان در خیابان‌ها.

    با آنکه رسانه‌ها بیشتر بر تجارب شاکیان تمرکز دارند، مهم است که تأثیر دعوی‌ها را از دیدگاه مأموران نیز ملاحظه کنند. زمانی که مأموران و ناظران به­خاطر تخلفات قانونی تحت پیگرد قرار می‌گیرند، می‌توان آثاری فراتر از اتلاف منابع مالی در نظر گرفت. امروزه، بیشتر سازمان‌های پلیس از وب‌سایت‌ها (تارنماها)، وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی برای پیشبرد ارتباط خود با عامه مردم استفاده می‌کنند.

    آن‌دسته از رسانه‌های گروهی که به مباحث سیاسی می‌پردازند، یک الگوی کاملاً متفاوت در تفسیر جرم ارائه می‌دهند. آنچه رسانه‌های گروهی به تصویر می‌کشند از «قانون تضادها» پیروی می‌کند، به‌قول ری سورت[12] جرم‌شناس آمریکایی، «رسانه‌های گروهی عکس آمارهای رسمی ثبت شده در خصوص مجرمین و جرائم را نشان می‌دهند». رسانه‌ها معمولاً آنچه اتفاق افتاده را به‌دقت گزارش نمی‌کنند. آنها معمولاً درصدد جلب مخاطب و هیجان‌انگیزتر کردن خبرها هستند. گزارش‌های خبری حتی نادرست هم می‌تواند تأثیرات عمیقی بر ذهن و برداشت مردم و اقوام در خصوص پلیس داشته باشد؛ مثلاً وقتی در رسانه‌ها در خصوص ارتکاب جرائم توسط پلیس‌ها، یا فساد و رشوه در سازمان پلیس، یا اخباری در خصوص ضرب و شتم پلیس، یا شکایت از پلیس به سبب اعمال خشونت، منتشر می‌شود، بر میزان اعتماد مردم و منفی‌تر شدن نگاه مردم به پلیس تأثیر دارد (شوستا و همکاران[13]، 1395: 853).

    تصویر رسانه‌های گروهی از جرم، با ترسیم «قانون، نظم» به‌عنوان تأمین‌کنندۀ امنیت در برابر تهدید جدی و فزاینده متجاوزان بی‌رحم، زیربنای بسیاری از مناظره‌های عمومی و سیاسی را تشکیل می‌دهد. سیاستمداران نسبت به جرائم جنجالی و البته بسیار نادر که مرکز توجه بیشتر رسانه‌های گروهی است، حساسیت بالایی دارند که این موجب شده تا سیاست‌گذاری‌ها در این خصوص، اغلب با سراسیمگی و ترس و وحشت همراه باشد. در این بین پلیس مهم‌ترین وجهه نظام عدالت کیفری است که در رسانه‌های گروهی نمود پیدا می‌کند. عمدتاً نیروهای پلیس موفق، قانون‌مدار و افرادی با اخلاق فاضله به تصویر کشیده می‌شوند (با اینکه در پنجاه سال اخیر تصاویر منفی از پلیس در رسانه‌ها افزایش یافته، اما همچنان این تصاویر در اقلیت قرار دارند). رسانه‌ها موارد ویژه‌ای که سیاست عدالت کیفری یا روش‌های آن با شکست مواجه شده بود را به‌صورت رسوایی بزرگ مطرح کردند.

    با این وصف مراقبت‌های پلیسی و تأمین امنیت،‌ مجازات و پیشگیری از جرم به لحاظ منابع، تعداد نیرو و اختیارات پلیس در مقایسه با سه دهه گذشته افزایش گسترده‌ای داشته است. پیشنهاد‌های جدید سیاسی و وحشت و اضطرابی که بعضاً رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند، به‌طور مداوم این شایعه را قوت می‌بخشد که کنترل جرم از سوی سازمان‌های مربوط، به‌ویژه پلیس تضعیف شده است. تحقیقات تجربی دربارۀ میزان تأثیر رسانه‌ها در «ترس از جرم» ضد و نقیض است؛ اما رسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌دهی عقاید عمومی در مورد رواج جرم و مشکلات ناشی از آن و نیز راهکارهای مقابله با آن داشته‌اند که منجر به پیدایش و گسترش مبحث نظم و قانون شد. یکی از پرسش‌های مهم در این باره آن است که رسانه‌ها از کجا خط می‌گیرند. رسانه‌ها پیام‌آوران بی‌طرفی نیستند که مستقیماً از سوی خدا به آنها وحی شود؛ اما تأثیر بسیار زیادی در گرایش‌های اجتماعی و فرهنگی دارند. در داستان‌های رسانه‌ها، رواج فردگرایی، جنجال‌طلبی و کاهش حرمت‌ها به‌چشم می‌خورد که همگی وابسته به تحول فرهنگی گسترده‌تر می‌باشند. رسانه‌ها همیشه، داستان‌های جنایی را در صدر خبرها و برنامه‌های جذاب خود قرار داده‌اند؛ اما در چهار دهة اخیر رسانه‌ها، تمرکز بسیاری بر مسئلۀ جرم و تبهکاری داشته‌اند. امروزه گزارش‌های مهیج جنایی بخش عمده‌ای از محتوای رسانه‌ها را به خود اختصاص داده است.

    فیس‌بوک، توئیتر، متن­نویسی و چت و دیگر جوانب شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر، تحولات جدیدی در صحنۀ علوم و فناوری ایجاد کرده‌اند و برخی از سازمان‌های پلیس در راستای به‌کارگیری این فناوری‌های جدید سریع عمل کرده‌اند. از جمله کارکردهای فناوری‌های جدید، تقویت ارتباطات میان سازمان‌های پلیسی و دولتی است که به‌سرعت و به‌طور گسترده می‌توانند جلسات مطبوعاتی برگزار کرده، برنامه‌های خود را تبلیغ کنند و اخبار اضطراری منتشر کنند. از سویی دیگر، این شبکه‌ها می‌توانند اطلاعات، پیشنهاد‌ها و انتقادات را از مردم جمع‌آوری کنند. این رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی اگر درست مورد استفاده قرار کیرند، می‌توانند در بخش‌های مختلف مأموریت پلیس، به آنها کمک کنند.

    تصویرسازی پلیس در ایران: جانشین پیشین فرمانده نیروی انتظامی (سردار ایوب سلیمانی) در خصوص ارتباطات میان پلیس و رسانه‌ها بر این باور است که تقویت نقش پلیس در رسانه و حضور در آن از اولویت‌های نیروی انتظامی به­شمار می‌آید؛ ازاین‌رو توسعۀ تعامل و ارتباط با رسانه‌ها می‌تواند بسیاری از مسائل و مشکلات در فضای جامعه را تعدیل و حل کند (خبرگزاری میزان[14]، پانزدهم اسفند 1397). علاوه براین، ارتباط و تعامل با رسانه‌ها می‌تواند در ارتقای اعتماد اجتماعی و نیز افزایش سرمایۀ اجتماعی بسیار مهم باشد. در این خصوص منابع مختلف (کلیزال[15]، 1376) و الگوهایی در دنیا وجود دارد که می‌تواند به‌ویژه در کارویژه پلیس یعنی حفظ نظم، افزایش احساس امنیت و پیشگیری از وقوع جرائم، بسیار مهم و حیاتی باشد(کرم­زاده و عرفانی، 1396).

    نتایج تحقیقات قاسمی و بارسلطان (1389) حاکی از آن است پاسخگویان، موفق‌ترین برنامه‌های رسانه‌ای پلیس در پیشگیری از جرم را به­ترتیب پخش گزارش‌های خبری از قبیل برنامۀ در شهر، حوادث رانندگی و ...، پخش تیزر / آگهی­های تبلیغاتی (مثل سیا ساکتی)، تهیه و پخش برنامه‌های آموزشی مثل پلیس بزرگراه، پخش گزارش‌های خبری از دستگیری مجرمان مثل دستگیری سارقان خودرو، کیف‌قاپان و... دانسته‌اند. حتی برخی دربارۀ گزارش از معاونت اجتماعی فرماندهی استان‌ها (مانند خراسان) اظهار داشته‌اند که انتقال آرامش و احساس امنیت به جامعه با تکیه بر تعامل بین رسانه و پلیس امکان‌پذیر است و تعامل سازندۀ پلیس با رسانه‌ها و سایر نهادها می‌تواند به کاهش آسیب‌های اجتماعی و تولید امنیت مطلوب کمک کند. در این تحقیق با اشاره به اینکه خراسان جنوبی یکی از امن‌ترین استان‌های کشور است، این امنیت مرهون تعامل خوب رسانه‌ها و مردم با پلیس دانسته شده است (خبرگزاری جمهوری اسلامی[16] شانزدهم تیر 1398). همچنین، فرماندهی استان هرمزگان اذعان داشته که همکاری رسانه، موفقیت مأموریت‌های پلیس را تضمین می‌کند (خبرگزاری جمهوری اسلامی هفدهم مهر 1398).

    کلیدواژه‌ها: تصویرسازی، پلیس، رسانه‌ها، تبلیغات، برجسته‌سازی.

    فهرست منابع

     

    -        اکیفی، جیمز (1387). آموزش افسران جدید پلیس، ترجمۀ عباس فرد قاسمی، تهران: معاونت آموزش ناجا.

    -        رایت، آلن (1386). «مدیریت آینده از دیدگاه نظری»، چاپ­شده در کتاب امور پلیس و مسائل حیاتی آن. نگاشته فرانک لیشمن و باری لاودی و استفان ساویج. ترجمۀ حسین شاکری، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا.

    -        رحمانیان، منصور (1378). تأثیر رسانه‌ای گروهی بر پیشگیری از جرم، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق.

    -        روبرگ، روی و کنث نوواک و گری کردنر و برد سمیث (2018). پلیس و جامعه، ترجمۀ محمد هاشمی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        رینر، رابرت (1380). نظم و قانون و پلیس، ترجمۀ مجید نعیم‌یاوری، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        رینر، رابرت (1386). «حقیقت‌گرایی رؤیایی، امور پلیسی و رسانه»، چاپ­شده در کتاب امور پلیس و مسائل حیاتی آن. نگاشته فرانک لیشمن و باری لاودی و استفان ساویج. ترجمۀ حسین شاکری، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا.

    -        شوستا، رابرت ام. و همکاران (1395). اجرای قانون در محیط‌های چند فرهنگی؛ راهبردهایی برای حفظ صلح در جوامع متنوع، ترجمۀ حمیدرضا شهروسوند، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        فرجی‌ها، محمد (1385). «بازتاب رسانه‌ای جرم»، فصلنامۀ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال ششم، شمارۀ 22، صص 57 - 86.

    -        کرم‌زاده، اسماعیل (1392). پلیس و رسانه، تهران: معاونت پژوهش دانشگاه علوم انتظامی.

    -        محکی، علی‌اصغر (1383). پلیس و مردم در مطبوعات ایران: تحلیل محتوای شیوه ارائه رابطه پلیس و مردم در مطبوعات کشور در مقاطع زمانی مختلف، رساله دکتری علوم ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه طباطبایی.

    -        میلر، لیندا اس. و هس، کارون ام. (1382). پلیس در جامعه، راهکارهای قرن بیست و یکم، ترجمۀ عباس فرد کاظمی. تهران: معاونت آموزش ناجا.

    -        قاسمی، محمد و سیده رؤیا بارسلطان (1389). «رسانه‌های جمعی و پیشگیری از جرم (با تأکید بر برنامه‌های تلویزیونی پلیسی)»، مجلۀ نظم و امنیت انتظامی، دورۀ سوم، شمارۀ سوم، صص 65 - 88.

    -        کرم زاده اسماعیل و سهراب عرفانی (1396). «الگوی تعامل پلیس و رسانه‌های ارتباط جمعی در پیشگیری از وقوع جرم و نقش آن در احساس امنیت»، امنیت ملی، دورۀ هفتم، شمارۀ 24، صص 81 - 105.

    -        کلیزال، ژان (1376). «امنیت، پلیس و جرم»، ترجمۀ علی اوسط جاویدزاده، ماهنامۀ امنیت، دورۀ دوم، شمارۀ دوم، صص 35-40.

     

    -         Raymond Boyle (1999) Spotlight Strathclyde: police and media strategies. Corporate Communications: An International Journal, vol. 4 no. 2. https://doi.org/10.1108/13563289910268133.

     

    -         Steven Chermak, Edmund McGarrell and Jeff Gruenewald (2006) Media coverage of police misconduct and attitudes toward police. An International Journal of Police Strategies & Management, vol. 29 no. 2. https://doi.org/10.1108/13639510610667664

     

    منابع برای مطالعۀ بیشتر

    -        مور، هری دبلیو و همکاران (1390). مدیریت و رفتار سازمانی نیروی پلیس، ترجمۀ محمد اعرابی. تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

     

    - Mengyan Dai, Wu He, Xin Tian, Ashley Giraldi and Feng Gu (2017) Working with communities on social media: Varieties in the use of Facebook and Twitter by local police. Online Information Review, vol. 41 no. 6. https://doi.org/10.1108/OIR-01-2016-0002.

    - Rick Ruddell and Nicholas Jones (2013) Social media and policing: matching the message to the audience. Safer Communities, vol. 12 no. 2. https://doi.org/10.1108/17578041311315030.

    - Steven Chermak, Edmund McGarrell and Jeff Gruenewald (2006) Media coverage of police misconduct and attitudes toward police. An International Journal of Police Strategies & Management, vol. 29 no. 2. https://doi.org/10.1108/13639510610667664.



    [1] media

    [2] Robert and colleagues

    [3] Rainer

    [4] Miller and Hess

    [5] Common Medium

    [6] Moore et al

    [7] write

    [8] Boyle

    [9] Steven Chermak, Edmund Mc Garrell and Jeff Gruenewald

    [10] Media Relations

    [11] Chermak and Weiss

    1. Ray Surette

    [13] Shosta, Robert M. Et al

    [14] https://www.mizanonline.com/fa/news/          

     

    [15] Klizal

    [16] https://www.irna.ir/news/83384857 تعامل پلیس و رسانه موجب ارتقای احساس امنیت می‌شود

نظر شما