You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان مدخل: جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی 

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Sociology of Social Deviance

    2. تعریف

    جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی از جمله زیرگروه‌های علم جامعه‌شناسی است که به مطالع< انحرافات (کجروی­ها، ناهنجاری‌ها) ی اجتماعی به ­عنوان یکی از پدیده‌های اجتماعی می‌پردازد.


     

    ب) متن

    رویکرد آسیب­ شناسانه به‌عنوان مبدأ مطالعه جرم و ناهنجاری‌های اجتماعی در قرون وسطی (قرن چهارم) با آراء «سنت آگوستین» و پس از آن در اندیشه‌های برخی فلاسفه و دانشمندان مسلمان مانند فارابی، غزالی (قرن پنجم) و اخوان­الصفا (قرن هفتم)، و در قرن نوزدهم با لامارک  و داروین  ادامه یافت (اشرف، 1355: 34). پس از طی این دورۀ طولانی که اصولاً توصیف و توضیح ناهنجاری‌ها مبتنی بر آراء متفکران اجتماعی و فلاسفه بود؛ دورۀ جدیدی مبتنی بر مطالعات منظم و متکی بر روش‌های علمی (با ظهور علم جامعه‌شناسی) آغاز شد.

    تعریف و مصادیق انحرافات اجتماعی: انحرافات اجتماعی، به آن دسته از شیوه‌های تفکر، احساس و عملی اشاره دارد که در نزد بیشتر مردم ناپسند و نامطلوب شمرده می‌شود؛ از این رو امور یا پدیده‌هایی مانند سرقت، قتل، تجاوز، طلاق، اعتیاد، تن فروشی، از جمله انحرافات اجتماعی کشور ماست، البته ممکن است این مصادیق در جامعه‌ای دیگر متفاوت باشد.

     

    حوزۀ موضوعی جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی: در میان علومی مانند زیست‌شناسی ، حقوق  و جرم‌شناسی ، روان‌شناسی  و روان‌پزشکی ، جامعه‌شناسی و انسان شناسی و دانش‌هایی چون مددکاری اجتماعی، سیاست کیفری، پلیس کشف جرم، جرم شناسی بالینی و... که به طور مستقیم و غیرمستقیم به فهم و تبیین ناهنجاری‌های اجتماعی توجه داشته و دارند، علم جامعه‌شناسی (انحرافات، جرم و ناهنجاری‌های اجتماعی) هم به لحاظ غنای نظری و هم به دلیل پژوهش‌های تجربی از پراقبال‌ترین و پرکارترین حوزه‌های علمی است (گیدنز ، 1373: 356).

    با این اوصاف، ناگفته پیداست، از آنجا که انحرافات اجتماعی جنبه‌های متفاوت و متنوعی از رفتار ناهنجار را دربر می‌گیرد و از طرف دیگر هر یک از این علوم و دانش‌ها (با زیرگروه‌هایشان) دیدگاه و فرضیات خود را دارند ممکن نیست بتوان نظریه‌ای واحد یافت تا تمامی این جوانب را دربرگیرد، یا روشی را یافت که به مدد آن به پیشگیری و درمان نائل آمد. ناچار هر یک از این علوم و دانش‌ها تنها می‌توانند به درک بعضی از این جنبه‌های رفتارکمک کرده، تصویر کامل‌تری ارائه کنند؛ بنابراین، هیچ یک از این علوم و دانش‌های یادشده، نمی‌توانند به تنهایی تبیین جامعی از انحرافات اجتماعی فراهم سازند. پس ترکیبی از رویکردهای نظری برای درک مقبول‌تر جنبه‌های گوناگون رفتار ناهنجار و مددگیری از فنون مختلف برای ارائه راهکارها ضروری است. (برای یافتن اطلاعات بیشتر در این باره رجوع کنید به: ممتاز، 1381:‌37 و 25؛ زکریایی، 1384: 27؛ محسنی، 1386:‌54؛ سلیمی و داوری، 1385: 319 387؛‌ احمدی، 1384: 41 - 83).

    اهمیت و ضرورت جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی: در هیچ زمینه‌ای به اندازه آسیب‌های اجتماعی، بی‌سازمانی، کجروی، انحرافات و مسائل اجتماعی، که موضوعات مرتبط با نابهنجاری‌های اجتماعی‌اند، بحث و جدل‌های گوناگون انجام نشده است؛ از این رو به نظر می‌رسد که انحرافات اجتماعی، به‌عنوان یکی از حوزه‌های مهم جامعه‌شناسی، از جایگاه و اهمیت بسزایی برخوردار باشد. انحرافات، جرم و ناهنجاری‌های اجتماعی از جمله موضوعات مهم و شایع تمامی جوامع است، که همواره بیشترین بحث‌ها و جدل‌ها را در میان اندیشمندان و دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی برانگیخته، به قسمی که شاید بتوان ادعا کرد در هیچ زمینه‌ای دیگری تا به این اندازه بحث‌های گوناگون درنگرفته است. سیر تاریخی توجه به رفتارهای فوق به عهد باستان و فلاسفه مشهوری چون «آناگزیماندر »، «امپدوکلس »، «افلاطون » و «ارسطو » با تمثیل میان جامعه و ارگانیسم انسان مربوط است.

     مطالعۀ انحرافات اجتماعی برای یک جامعه شناس، از این رو اهمیت دارد که میزان رفتار بهنجار اجتماعی را در زمان معین از میزان ناهنجار آن تمیز می دهد، در مرحلۀ بعد علل پیدایی آن، همچنین حالات و فرایندهای مرضی (آسیب شناسانه) را توضیح دهد. تمایزگذاری میان حالات مطلوب و نامطلوب ناهنجاری‌های اجتماعی از آن رو مهم است که از هرگونه دست پاچگی برای کنترل بی مهابای آنهایی که شاید لازمه هر اجتماعی است، از سویی و از سوی دیگر جامعه را به حال خود گذاردن در شرایط مرضی و آنومیک  که شرایطی بسیار پیچیده است، در امان می‌دارد. چه بسیارند اجتماعات و جوامعی که به واسطه فهم و تبیین نادرست شرایط بهنجار از نابهنجار و اتخاذ تدابیر مغایر با شرایط مذکور، دچار صدمات جبران ناپذیر شده‌اند. نتیجه اینکه اگر بخواهیم به این پرسش که اهمیت مطالعۀ نابهنجاری‌های اجتماعی در چیست؟ و مطالعۀ آن چه دردی از ما دوا می‌کند؟ پاسخ دهیم، می‌توان گفت که جوامع از این طریق می‌توانند نه تنها شرایط بهنجار، نابهنجار، مرضی و آنومیک را از یکدیگر تمیز داده تا اندازه‌ای به کنترل و مقابله با آن بپردازند، بلکه بدین واسطه در صورت لزوم، به تغییر یا اصلاح عوامل دخیل در این گونه اختلالات اهتمام ورزد. شناخت عوامل مؤثر در تعادل ساختاری، احتمالاً امکان غلبه بر اختلال و عدم تعادل ساختاری را فراهم می‌کند.

    پیشینۀ جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی: جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی که پیش از این با عناوین دیگری چون جامعه‌شناسی ناهنجاری‌های اجتماعی، جامعه‌شناسی کجروی، جامعه‌شناسی جنایی و کیفری، جامعه‌شناسی بزهکاری، جامعه‌شناسی کجروی و غیره مطرح می شد، یکی از زیرگروه‌های علم جامعه‌شناسی است. جامعه‌شناسی به طور عام این امر را مورد توجه قرار می‌دهد که چگونه نظم اجتماعی ممکن می‌شود (ورسلی ، 1378: 123؛ چلبی، 1375: 247)، ولی جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی به دنبال آن است که انحرافات، جرم و ناهنجاری اجتماعی و علل مؤثر بر آن را توضیح دهد، و به عبارت-دیگر به این پرسش پاسخ گوید که چرا عده‌ای از افراد و گروه‌های اجتماعی از هنجارهای پذیرفته شده گروه یا جامعه پیروی نمی‌کنند.

    مطالعۀ جامعه شناختی رفتارهای انحرافی و ناهنجار مستلزم تمایز میان چند دسته از پدیده‌های اجتماعی و در عین حال مرتبط با یکدیگر است: 1. پدیده‌هایی که با عنوان ناهنجاری (انحراف، کجروی، کژروی، ناهنجاری) اجتماعی نامیده می‌شوند و موضوع اصلی جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی است؛ 2. پدیده‌های انحرافی که کیفیتی «مرضی» یافته‌اند و به‌عنوان پدیده‌های آسیب شناسانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند؛ 3. پدیده‌هایی که فاقد هرگونه نظم و قاعده (آنومیک) اند و از آنها با عنوان مسائل اجتماعی یاد می‌شود؛ 4. پدیده‌هایی که به افعال مجرمانه مشهور شده‌اند و موضوع مورد مطالعه جامعه‌شناسی جنایی است؛ 5. پدیده‌هایی که از آنها به‌عنوان افعال گناهکارانه نام برده می‌شود و اساساً به حوزه دین مربوط است؛ 6. افعالی که پدیده‌های ناهنجار نامیده می‌شوند، لکن بدان‌ها نوآوری و خلاقیت نیز می گویند.

    بنابراین جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی به طور کلی مطالعۀ شش دسته از افعال به ظاهر یکسان با معنای متفاوت است. مفروض اصلی جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی آن است که «انحراف و ناهنجاری»، پیش از هر چیزی پدیده اجتماعی بهنجاری است، که طیف وسیعی از افعال (مغایر با اخلاق، مغایر با قانون، و مغایر با شرع و نوآورانه) را در برمی گیرد؛ از این رو جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی در کل هم رفتارهای مخالف با اخلاق اجتماعی (ناهنجاری‌ها)، هم قانون (جرم)، هم شرع (گناه) را مورد مطالعه قرار می‌دهد، که امروزه نامطلوبند، و هم انواع نوآوری‌هایی که ممکن است در حال حاضر نامطلوب باشند، اما بعدها ممکن است مطلوب به حساب بیایند. چنین به نظر می‌رسد که انحرافات اجتماعی، همان گونه که رابرتسون  (1374: 169) یادآور شده، هیچ گاه از معانی ثابت و پایداری بهرمند نبوده و نخواهند بود (زکریایی، 1384: 10).

    هدف جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی: به این ترتیب جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی در تلاش است تا نخست، مشخص کند که چه نوع رفتاری از منظر اکثریت افراد جامعه، قانون و شرع به‌عنوان رفتار ناهنجار، مجرمانه، گناه و نوآورانه تعریف می‌شود، و این رفتارها چه تفاوت‌هایی با هم دارند. دوم آن که چه کسی یا کسانی آن رفتار را منحرفانه تعریف می‌کنند. سوم اینکه چگونه و چرا مردم منحرف می‌شوند. و بالاخره اینکه رویارویی جامعه، قانون و دین با انحرافات چگونه است؛ بنابراین به لحاظ نظری مهم-ترین کار جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی، آن است که نسبت‌های موجود میان نمود فردی ناهنجاری‌ها (روان شناسی) و پدیده اجتماعی ناهنجار یا فراوانی میزان انحرافات را تعیین کند و به عبارت دقیق‌تر معین نماید پاره‌ای از شرایط که در تولید انحرافات اجتماعی یا در تولید برخی از مشخصات آن دخیل است، کدام اند؟ از این رو هدف جامعه‌شناس این حوزه آن است که شرایط مقدم بر انحرافات اجتماعی، و کافی برای ایجاد آن را با فرض وجود نظم‌های قانونمند موجود میان پدیده منحرفانه و سایر پدیده‌های اجتماعی، معین کند (دورکیم ، 1386: 46). با وجود این با تمام تفاوت‌هایی که میان شاخه‌های مختلف جامعه‌شناسی رفتارهای منحرفانه (رفتار ناهنجار، مجرمانه، گناهکارانه، و نوآورانه) وجود دارد، و می‌توان همه آنها را (برای پرهیز از تشتّت و چندگونگی به کارگیری مفاهیم مختلف و رهایی ساختن مخاطبان از سردرگمی) ذیل یک عنوان کلی یعنی (جامعه‌شناسی ناهنجاری‌های اجتماعی) قرار داد.

     

    نظریه های انحرافات اجتماعی: دیدگاه‌های متنوع و متفاوتی در خصوص چرایی انحرافات اجتماعی وجود دارد. با این وصف دو رویکرد اساسی در این باره آن است که نخست؛ نابهنجاری‌های اجتماعی پدیده‌هایی نامطلوب‌اند و دوم؛ نابهنجاری‌های اجتماعی پدیده‌هایی بهنجار و مطلوب است.

     این دسته (اول) از نظریه پردازان که اساساً قائل به حفظ وضع موجودند، هرگونه انحرافات، جرائم، ناملایمات و در کل نابهنجاری‌های اجتماعی را هزینه‌های اضافی تحمیل شده بر جامعه می‌دانند، که در نهایت زیان بار، تهی کننده ویژگی‌های انسانی، تهدیدکننده بقای جامعه، مخدوش کننده حس اعتماد اجتماعی و به تعبیر دیگر دشمنانی اند که هر لحظه به دنبال فرصتی می‌گردند تا جامعه را از پای در آورند؛ از این رو پدیده‌هایی مانند فقر، طلاق، قتل، تکدی، بالارفتن سن ازدواج و از این قبیل، اموری مضر برای جامعه‌اند و باید به هر شکل ممکن مرتفع شوند. مجازات مجرمان، منحرفان و در کل نابهنجاران اجتماعی، صرفه نظر از همه فوایدش، موجب افزایش میزان همبستگی اجتماعی می‌شود.

    برخی جامعه شناسان (دسته دوم) مانند «دورکیم» بر این باورند که نابهنجاری‌های اجتماعی پیش از هر چیز، پدیدۀ اجتماعی بهنجاری است که میزان معینی از آنها نشانه سلامتی و جزیی جدایی‌ناپذیر از همه جامعه‌هاست، زیرا هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان یافت که با پدیده انحراف و مجرمیت و به طور کلی نابهنجارهای اجتماعی روبرو نباشد؛ بنابراین، نه تنها وجود میزانی از نابهنجارهای اجتماعی برای هر جامعه‌ای لازم و ضروری است، بلکه با شرایط بنیادی حیات اجتماعی گره خورده است. شرایطی که به خودی خود در سیر تحول عادی اخلاق و قانون ضروری است (آرون ، 1381: 238).

    آنچه می‌توان از آرای این دو جمع بندی کرد آن است که انحرافات اجتماعی هم واجد کارکردهای منفی (برای مثال، اختلال در میزان همنوایی، سر درگمی دربارۀ این که هنجارها و ارزش‌ها کدام اند، تحمیل هزینه‌های اضافی، کاهش میزان اعتماد اجتماعی و سست شدن نظم اجتماعی) و هم واجد کارکردهای مثبت (مشخص شدن مرز مجاز رفتار، تقویت انسجام اجتماعی، تشخیص اختلالات و مشکلات اجتماعی، نقش سوپاپ اطمینان را داشتن، و زمینه سازی برای تغییرات اجتماعی) هستند، که البته در هر دو صورت انحرافات اجتماعی عاملی تأثیرگذار بر حیات اجتماعی است.

    وضعیت انحرافات اجتماعی در ایران: به نظر می‌رسد که طی سال‌های پس از انقلاب به دلیل برخی تحولات شدید اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، برخی انحرافات مانند طلاق، سرقت، و اعتیاد افزایش داشته است. چنان که در همایش سال 1381 و 1391، و آخرین همایش ملی آسیب‌های اجتماعی در سال 1397 که به همت انجمن جامعه‌شناسی ایران (و بسیاری از سازمان‌های دولتی و غیر دولتی) برگزار شد، حاکی است جامعه طی سال‌های گذشته، بستر و  زمینه ساز شکل گیری تغییرات و تحولات اجتماعی فراوانی بوده است. از سوی دیگر اشتیاق و شتاب عرصه‌های حاکمیتی در به انقیاد کشیدن عرصۀ عمومی و هنجارهای تجربه شده آن، هندسه ناموزونی را شکل داده است. در همین اوضاع است که عرصۀ عمومی توسط عرصۀ سیاسی بلع شده و روند بیگانگی‌ها، کاهش همبستگی و سرمایه اجتماعی، و از سوی دیگر واگرایی و افزایش مسائل و آسیب‌های اجتماعی (از جمله، طلاق، اعتیاد، حاشیه نشینی، سرقت، انحرافات جنسی) را به دنبال داشته است.

    دین و انحرافات اجتماعی: دین به دلیل ماهیت اجتماعی خود و دیدگاهش نسبت به انسان‌ها و رشد و کمال و سعادت آنها، دربردارندۀ مؤلفه‌های جامعه شناختی در حوزۀ آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی است (پسكو سوليدو و جورجیانا ، 1989: 33-48). دین از دیدگاه دورکیم فقط نظامی از باورداشت ها و مفاهیم نیست، بلکه دین نظام کنش و دربرگیرنده مناسک عملی نیز هست. در واقع، این مناسک و مراسم مذهبی هستند که شور و شوق ایجاد می‌کنند و احساسات مذهبی را در پیروان تقویت و تجدید می‌کنند. همچنین حس وابستگی به یک قدرت خارجی روحانی و اخلاقی را (که در واقع به زعم دورکیم همان جامعه است) تشدید می‌کنند و موجب حفظ و تحکیم همبستگی و انسجام اجتماعی می‌شود. از سوی دیگر، احساس عمیق سرخوشی و بهروزی‌ای که حاصل انجام مناسک دینی است، تصوری از تحقق حقیقی اغراض مناسک را در نظر شرکت کنندگان مراسم پدید می‌آورد که در حفظ پیروان از به خطا رفتن بسیار مؤثر است. مناسکی که طبق پیش فرض باید وضعیت خوشایندی را به ارمغان بیاورد، یا از وقوع وضعیتی ناخوشایند جلوگیری کند. به زعم دورکیم، آنچه شرکت‌کنندگان گمان می‌کنند اتفاق می افتد، در حقیقت اتفاق نمی‌افتد. تبیین کارکردگرایانه مناسک و مذهب، دورکیم را از جهتی به مارکس شبیه می‌سازد; با این تفاوت که اولی دین را به مفهوم «شیرازه اجتماعی» در نظر می‌گیرد، در حالی که دومی از آن به‌عنوان «تریاک اجتماعی» یاد می‌کند.

    با تأکید بر کتاب خودکشی اثر دورکیم، پسكو سوليدو و جورجیانا تحقیقی را در خصوص فرضیه دورکیم بر بازداری دین به‌عنوان عاملی در خودکشی، انجام دادند و اذعان داشتند که به نظر می‌رسد به طور كلي، مذهب به تأثير خود بر کاهش نـرخ خودكـشي ادامه می‌دهد (1989). با این وصف در مباحث دینی و ارتباط آن با انحرافات اجتماعی؛ وقتی از نقش دین در جلوگیری از انحرافات اجتماعی سخن می‌رود، مقصود انحراف از آن دسته هنجارهای اجتماعی است که به نحوی (امضایی یا تأییدی) هنجار دینی نیز شمرده شود. همچنان که زمانی از انحرافات اجتماعی سخن به میان می‌آید، هنجارهای دینی غیر اجتماعی (هنجارهایی دینی که مورد توافق جامعه به‌عنوان معیار عمل و هنجار قرار نگرفته است)، مورد بحث قرار نمی‌گیرد. با پذیرش شأن هدایتگری دین از یک سو و ابتنای هدایت بر رعایت هنجارهای دینی از سوی دیگر، ناگزیر باید پذیرفت که دین نمی‌تواند دغدغة رعایت هنجارهای دینی را (خواه هنجارهای دینی اجتماعی، خواه غیر اجتماعی) از سوی مردم نداشته باشد و درصدد مقابله با تخلف از آن هنجارها برنیاید.

    دین دو راهکار نظری و عملی برای بازداشتن افراد از انحرافات ایفا می‌کند: 1. راهکارهای نظری: معارف و شناخت دینی که در بازداشتن افراد از انحرافات مؤثر است، تحت سه مقوله می‌باشد: ترسیم سازوکار پاداش و عقوبت؛ بدی و خوبی و معارف بنیادین (ترسیم دین از زشتی‌ها و زیبایی‌ها، آنگاه درونی می‌شود که مستند به خداوند دانا شود)؛ 2. راهکارهای عملی: راهکارهای عملی را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: توصیه‌های فردی؛ رفتاری که هر کسی با عمل به آن می‌تواند خودش را از انحراف دور کند. توصیه‌های اجتماعی؛ رفتاری که افراد برای بازداشتن یکدیگر از انحراف باید به کار گیرند (مانند ارشاد و تبلیغ، امر به معروف و نهی از منکر، نظارت و کنترل اجتماعی و دینی، جامعه پذیری دینی). (نیز نگاه کنید به: حسینی جبلی، 1395).

    پلیس و انحرافات اجتماعی

    همان گونه که دیدیم ممکن است، نخستین واکنش‌ها در برابر نابهنجارها و جرم، استفاده از نیروهای قانونی پلیس برای تعقیب و دستگیری مجرمان باشد. پلیس در این بین هم مسئول پاسخگویی به مافوق‌ها و هم تعامل با شهروندان (حتی متهمان و مجرمان) است. موضوعی که همیشه پلیس را در مقابل جامعه قرار داده، تصویری منفی از وی در اذهان به وجود می‌آورد، حق استفاده از قوۀ قهریه در مواردی از دستگیری متهمان، متخلفان و غیر آن است. طبق مادۀ 4 قانون استخدامی ناجا پلیس موظف به حفظ نظم و امنیّت فردی و عمومی در چارچوب قانون است. بر همین اساس مهم‌ترین و نخستین وظیفه پلیس مبارزه با جرم و ناهنجاری اجتماعی است. در یک جمع بندی کلی می‌توان پلیس را به واسطه آن که سعی در اجرای قوانینی دارد که جامعه برای مقابله با مجرمان و نابهنجاران تدوین کرده، نیروی پیشگام برای پیشگیری، کشف و مقابله با مجرمان و نابهنجاران است. طبیعتاً نخستین تلاش‌ها برای اصلاح، بازپروری و درمان مجرمان نیز از سوی همین حوزه‌ها که حامیان سازمان‌های رسمی و حقوقی مانند پلیس و  زندان‌ها (که پیش از این وظیفه دستگیری و مجازات مجرمان را به عهده داشتند) بودند به (کمک سایر سازمان‌های و نهادهای رسمی و غیر رسمی) اجرا گذاشته شد.

    به هر روی، ارتباط و نحوۀ رویارویی دستگاه‌های کیفری، مانند پلیس، قوه قضائیه و زندان‌ها، به‌عنوان سازمان‌های پیش گیرنده از نابهنجاری‌ها (به طور کلی)، یکی از جالب‌ترین بحث‌های حوزه نابهنجاری‌ها به-ویژه کنترل اجتماعی است، زیرا این سازمان‌ها به واسطه رسمی و دولتی بودن از یک سو و از سوی دیگر به دلیل قانونی (و نه اخلاقی) بودن، مخالف هرگونه نوآوری در خصوص الگوهای رفتاری‌اند. تمامی سعی این دستگاه آن است که با کمترین تغییرات، بیشترین کنترل را بر افراد جامعه (به ویژه مجرمان و ناهنجارها) اعمال کنند.

    در عین حال تأکید بر مفهوم «توسعه نابهنجاری‌های اجتماعی»، از این جهت سودمند است که نشان می‌دهد چگونه پاسخ‌های سازمانی بازدارنده از جرم و نابهنجاری، مانند پلیس، عملاً با افزایش پدیدۀ نابهنجاری اجتماعی مرتبط است. به نظر «ویلیکنز » هنگامی که رفتاری از سوی پلیس، فعل مجرمانه تعریف می‌شود، داغی است که بر پیشانی مجرم می‌نشیند. داغی که ارتباط او را با جریان کلی جامعه قطع می‌کند و فرد نابهنجار (مجرم) می‌فهمند که به وی به‌عنوان یک فرد نابهنجار نگریسته می‌شود. حاصل این آگاهی شروع فرایند شرکت در خرده فرهنگ نابهنجار است. نتیجه آن که افزایش فشارها از یک سو و از سوی دیگر جدا افتادگی بیشتر فرد نابهنجار از جامعه، گرایش بیشتر وی به اعمال نابهنجار را مهیا می‌کند.

    کلیدواژه: انحرافات اجتماعی، جامعه‌شناسی جرم، جامعه‌شناسی کجروی اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، ناهنجاری‌های اجتماعی.

    منابع

    -        احمدی، حبیب (1386) .جامعه‌شناسی انحرافات، تهران: سمت.

    -        اشرف، احمد (1355). کژرفتاری، مسائل انسانی و آسیب‌های اجتماعی، تهران: انتشارات آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی.

    -        آرون، ریمون (1381). مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی، ترجمۀ باقر پرهام، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

    -        حسینی جبلی، سیدمیرصالح (1395). انحرافات اجتماعی از دیدگاه اسلام، قم: مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص).

    -        دورکیم، امیل (1386). قواعد روش جامعه‌شناسی، ترجمۀ  علی محمد کاردان، تهران: دانشگاه تهران.

    -        رابرتسون، یان (1377). درآمدی بر جامعه، ترجمۀ حسنین بهروان، مشهد: آستان قدس رضوی.

    -        زکریایی، محمد علی (1384). درآمدی بر جامعه‌شناسی کجروی، تهران: ستاد مبارزه با مواد مخدر.

    -        سلیمی، علی و محمد داوری (1385). جامعه‌شناسی کجروی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

    -        گیدنز، آنتونی (1373). جامعه‌شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران: نی.

    -        محسنی، منوچهر (1386). جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی، تهران: طهوری.

    -        ممتاز، فریده (1381). انحرافات اجتماعی: نظریه‌ها و دیدگاه‌ها، تهران: انتشار.

    -        ورسلی، پیتر (1378). نظم اجتماعی در نظریه‌های جامعه‌شناسی، ترجمۀ سعید معیدفر، تهران: تبیان.

    منابع انگلیسی

    -Pescosolido, B.A, Sh. Georgiana (1989) "Durkheim, suicide and Religion -Toward a network Theory of suicide", American Sociological Review, Vol. 54, No.1 (Febriary P. 33-48).

    منابع برای مطالعه بیشتر

    -        انجمن جامعه‌شناسی ایران (1381 و 1391 و 1397) آسیب‌های اجتماعی ایران: مجموعه مقالات، تهران: انشارات آگه.

    -        بیات، بهرام (1387) فرا تحلیل آسیب‌های اجتماعی و جرائم، تهران: معاونت اجتماعی ناجا.

    -        رئیس دانا، فریبرز (1383) چکیده مباحث مطرح شده در محور جرائم مالی - اقتصادی. در کتاب مسائل و جرائم مالی اقتصادی، جلد ششم / مقالات اولین همایش ملی آسیب‌های اجتماعی ایران، تهران: خرداد ماه 1381.

    -        ستوده، هدایت الله (1383). آسیب شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات) تهران: آوای نور.

    -        سخاوت، جعفر (1376). جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی تهران: دانشگاه پیام نور.

    -        صدیق سروستانی، رحمت الله (1383). آسیب شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات). تهران: آن.

    -        عبداللهی، محمد (1383). آسیب‌های اجتماعی و روند تحول آن در ایران، تهران: آگاه.

    -        عبدی، عباس (1371). آسیب شناسی اجتماعی: تأثیر زندان بر زندانی، تهران: نور.

    JD Douglas and FC Waksler FC (1982).The sociology of deviance: an introduction. Boston: Little, Brown,.

    Donal E. J. MacNamara and Andrew Karmen (1983) DEVIANTS: Victims or Victimizers? Beverly Hills, California: Sage,.

    Macionis, J., and Gerber, L. (2010). The Criminal Justice System" Sociology, 7th edition.

    Pratt, Travis (1992). "Reconsidering Gottfredson and Hirschi’s General Theory of Crime: Linking the Micro- and Macro-level Sources of Self-control and Criminal Behavior Over the Life-course"

     

     

نظر شما