You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: مددکاری اجتماعی

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی      Social  Care

    2. تعریف

    مددکاری اجتماعی، حرفه‌ای است که هدف آن کمک به آسیب­دیدگان اجتماعی است (کامپتون و گالاوی[1]، 1387: 154؛ توئلوتریز[2]، 1391: 98). این حرفه پلی است بین روان‌شناسی اجتماعی، روان‌شناسی بالینی و جامعه‌شناسی. مددکاری اجتماعی به‌طورکلی با انطباق اصول علوم اجتماعی بر مسائل اجتماعی سروکار دارد. هرچند تعیین حدود مشخصی برای این حرفه، به‌خصوص با توجه به تخطی مسائل، نظریه‌ها و روش‌های تازه به قلمرو آن، دشوار است، می‌توان آن را به سه زمینۀ عمده تقسیم کرد 1) مددکاری اجتماعی با تمرکز بر درمان فردی و روان‌درمانی خانواده؛ 2) کار گروهی با تأکید بر دسته‌های جنایتکاران، جوانان و غیره؛ 3) روابط اجتماعی، با تمایل به سازمان‌های محلی، گروه‌ها و مؤسسات منطقه و نظایر آنها (پورافکاری، 1373).

     

     

     

     

    ب) متن

    مددکار اجتماعی کمک می‌کند که مددجو (یک فرد یا گروه یا جامعه) مشکل خود را شناخته و به توانایی‌های خود پی ببرد و با استفاده از منابع و امکانات موجود درصدد حل مشکل خود بر آید. درواقع مددکاری اجتماعی عبارت از مجموعه‌ای متشکل از تدابیر و روان­شناسی مشاوره و فعالیت‌های حرفه‌ای است که در قالب نهادها، سازمان‌ها و مؤسسات رفاهی توان‌بخشی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی عرضه می‌شود تا با ایجاد تغییر و دگرگونی مناسب در شرایط مادی و معنوی افراد و گروه­های جامعه، زمینۀ بهزیستی رشد و تعالی آنها را فراهم آورد (حیدری و قایم، 1387: 34).

    اصول مددکاری اجتماعی

    اصل پذیرش: پذیرش مددجو به همان صورتی که هست.

    اصل فردیت: تفاوت قائل شدن بین مددجویان و مشکلات آنها.

    اصل رازداری حرفه‌ای: پنهان نگه‌داشتن اسرار مددجو از دیگران.

    اصل رابطۀ حرفه‌ای: ارتباطی منطقی برای برآوردن نیازها و حل مشکلات مددجو.

    اصل مشارکت: حل مشکل مددجو با استفاده از توانایی‌های وی.

    اصل خودآگاهی مددکار: خودشناسی مددکار اجتماعی و شناخت نقاط قوت و ضعف خود.

    روش‌های مددکاری: به‌طور سنتی مددکاری اجتماعی به سه روش تقسیم شده است: مددکاری فردی یا موردی، مددکاری گروهی و سازماندهی. به‌تازگی و با توجه به مشابهت موجود بین سه روش فوق، از آنها به‌طورکلی با عنوان مددکاری اجتماعی یاد می‌کنند. از سوی دیگر مددکاری اجتماعی را به دو روش «مستقیم و غیرمستقیم» تقسیم کرده‌اند. در روش مستقیم، مددکاران اجتماعی به افراد کمک می‌رسانند تا از عهده مشکلات روزمره زندگی چون از دست دادن کار، مسائل مربوط به ازدواج، طلاق، مشکلات مربوط به انضباط فرزندان، ترس از شکست، نداشتن عزت نفس، تعارض با همسایگان برآیند. خدمات مستقیم مددکاری شامل فعالیت‌هایی نظیر درمان، مشاوره آموزش، خدمات حمایتی، گردآوری و ارائه اطلاعات، ارجاع یا توسعۀ منابع و امکانات است. هدف مددکاران اجتماعی ارائه خدمات است که به‌صورت مستقیم به افراد گروه‌ها و خانواده‌ها عرضه می‌شود تا بتوانند با مشکلات غیرقابل تغییر اجتماعی سازگاری پیدا کنند و آن دسته از مشکلاتی را که قابل تغییر هستند از میان بردارند یا تقلیل دهند. همچنین در مواردی که کارکردهای اجتماعی مدنظر است بتوانند به رشد و کمال دست یابند. علاوه بر این، اهمیت فعالیت مددکاران اجتماعی در تأثیرگذاری بر گروه‌ها، سازمان‌ها، جوامع و حتی اجتماع کمتر از ارائه خدمات فوق نیست. تأثیر فعالیت‌های مددکاران بر نهادهای فوق موجب طرح برنامه‌های اجتماعی یاری‌دهنده و نیز ایجاد محیطی می‌شود که در آن امکان زندگی رضایت‌بخش و بارور برای همه افراد مهیاست.

     نظریه‌های مددکاری اجتماع: امروزه «مددکاران اجتماعی» با انبوهی از نظریه‌های جامعه‌شناسی، روان­شناسی، اقتصاد و دیگر نظریه‌ها احاطه شده‌اند؛ مثلاً یک طبقه‌بندی از نظریه‌های مددکاری به سه دیدگاه کلی اشاره می‌کند: دیدگاه توانمندی‌ها[3]، دیدگاه فمینیست[4]؛ و دیدگاه اکوسیستم‌ها.

    در بین نظریه‌های مددکاری اجتماعی که از سال ۲۰۰۰ میلادی در دانشگاه‌های مغرب زمین تدریس و در خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می‌شود، پنج نظریه عمومیت دارد که عبارت‌اند از:

    نظریۀ توانمندسازی: افزایش میزان اختیار و اقتدار فرد برای انتخاب منابع، افزایش اعتمادبه‌نفس و ظرفیت افراد در تصمیم‌گیری‌ها.

    نظریۀ مداخله در بحران: افراد در طول زندگی خود با بحران‌های گوناگونی مانند زلزله، جنگ و... که موجب بی­تعادلی در جامعه می‌شود، روبرو می‌شوند، هدف این نظریه کاهش خسارات و کمک به بازسازی جامعه است.

    نظریۀ بی‌سازمانی اجتماعی: در این نظریه جامعه مانند یک کل یکپارچه است که بین اجزای ساختی آن تعادل برقرار است، اما این تعادل و نظم در نتیجه تغییرات ناموزون دچار بی‌سازمانی می‌شود، هدف این نظریه بازگرداندن تعادل به جامعه است.

    نظریۀ کار وظیفه­محور: مربوط به مشکلاتی است که جامعه آنها را پذیرفته و مایل است آنها را تغییر دهد. این مشکلات می‌توانند خارج از ارتباط با مددکار اجتماعی هم حل شوند.

    نظریۀ سلامت اجتماعی: چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه و جامعه‌پذیری را در نظر دارد (سام آرام، 1391).

    انواع مدل‌های رایج در مددکاری اجتماعی: مُدل حل مسئله، مدل وظیفه محور، مُدل مشکل‌گشایی، مُدل روایتی، مُدل شناختی رفتاری، مُدل مداخله در بحران.

    با توجه به تغییر سبک زندگی و افزایش آسیب‌های اجتماعی، نیاز به مددکاری خصوصاً مددکاری اجتماعی احساس می‌شود و در این بین، زنان مددکار نقش بسزایی خواهند داشت به‌طوری‌که بیشتر از 70 درصد مشاوران مددکاری را زنان تشکیل می‌دهند و فعالیت‌های مختلفی نیز در این زمینه انجام می‌دهند.

    مددکاران اجتماعی همانند برخی مشاغل مانند پزشکی و امور پلیسی، منشور اخلاقی (سوگندنامه) مددکاری اجتماعی را به وجود آورده‌اند که بر اساس آن به فعالیت می‌پردازند. این منشور در پانزده بند تدوین شده است: مانند «من تعهد می‌کنم در پنهان داشتن اسرار مردم از گزند نامحرمان کوشا باشم و اصل رازداری حرفه‌ای را که از اصول مهم مددکاری اجتماعی است با آغوش باز می‌پذیرم.»

    از سال 1382 و با مجوز رسمی سازمان بهزیستی کشور، کلینیک‌هایی برای انجام امور مددکاری به‌وجود آمده و فعالیت‌های تخصصی خود را با بهره‌گیری از استادان و متخصصان برجسته در حوزه‌های عمومی و صنعتی و سازمانی آغاز کرده­اند. این کلینیک‌ها معمولاً خدمات خود را در سه حیطۀ آموزش، مشاوره و پژوهش ارائه می‌کنند. هم اکنون مددکاری اجتماعی به یکی از رشته‌های مهم دانشگاهی بدل شده و تا مقطع دکتری دانشجو می‌پذیرد. امروزه تحقق توسعه اجتماعی، انسجام اجتماعی، عدالت اجتماعی، حقوق بشر، حقوق اجتماعی، توانمندسازی اجتماعی، سلامت و نشاط اجتماعی و... از جمله مؤلفه‌های مهمی هستند که در تعریف جدید مددکاری اجتماعی به‌عنوان وظایف مددکاران در نظر گرفته شده‌اند.

     

     

    با توجه به گسترش آسیب‌های اجتماعی و تغییر رویکرد پلیس ایران از پلیس حرفه‌ای به پلیس جامعه‌محور، معاونت اجتماعی ناجا از سال 1379 و در راستای نگرش جامعه‌محوری پلیس و لزوم افزایش ارتباط صمیمانه و همدلی پلیس و مردم برای پیشگیری از بروز جرائم و نابهنجاری‌های اجتماعی و با هدف ایجاد رابطۀ نزدیک و صمیمی و اعتمادآمیز پلیس با مردم، شناسایی ریشه‌ها و زمینه‌های رفتارهای نابهنجار و بزهکاری‌ها، تلاش در جهت از بین بردن ریشه‌های مشکلات اجتماعی و پیشگیری از آنها، آگاه‌سازی جامعه به‌منظور افزایش توانایی‌های مقابله‌ای و ایجاد فرهنگ مشاوره در بحران‌های زندگی، اقدام به تأسیس مراکز مشاوره و مددکاری با عنوان «اداره کل مشاوره و مددکاری اجتماعی» کرد. مأموریت این اداره کل به‌طورکلی عبارت است از: شناخت عوامل و متغیرهای مؤثر در کیفیت زندگی مانند بروز و شیوع آسیب‌های اجتماعی با حساس‌سازی و آگاه‌سازی جامعه به‌منظور افزایش توانایی‌های مقابله‌ای، ایجاد فرهنگ مشاوره در بحران‌های زندگی و استقرار نظام خدمات‌رسانی شبکه‌ای سطح‌بندی­شده، سازماندهی و اصلاح ساختار مدیریتی در کاهش عوامل جرم‌زا در جامعه (معاونت اجتماعی ناجا، 1383).

    وظایف ادارۀ کل مشاوره و مددکاری اجتماعی به قرار زیر است:

    تعیین معیار و شاخص‌های لازم برای تأسیس و تأمین امکانات (نیروی انسانی و تجهیزات) و توسعۀ مراکز مشاوره و دفاتر مددکاری اجتماعی کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها؛

    راه‌اندازی و توسعۀ مراکز مشاوره و واحدهای مددکاری اجتماعی و صدای مشاوره در سراسر کشور متناسب با نیاز فرماندهی انتظامی استان‌ها؛

    ارزیابی و تعیین صلاحیت تخصصی مسئولین و کارشناسان مراکز مشاوره و دفاتر مددکاری اجتماعی کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها و نظارت بر عملکرد آنها؛

    برنامه‌ریزی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی به‌منظور مهارت‌افزایی حرفه‌ای کارشناسان، مشاوران، مددکاران و سایر منابع انسانی متخصص در مراکز و دفاتر مشاوره و مددکاری اجتماعی بر اساس نیازسنجی آموزشی و مأموریت‌های محوله؛

    تجزیه‌وتحلیل عوامل مؤثر در بروز رفتارهای ناهنجار در زمینۀ آسیب‌های فردی، گروهی و خانوادگی که امنیت و بهداشت روانی جامعه را به خطر می‌اندازد، بر اساس مشکلات و یافته‌های آمار مراجعان به دفاتر مشاوره و مددکاری اجتماعی (با همکاری اداره کل مطالعات اجتماعی)؛

    ایجاد هماهنگی و تعامل با انجمن‌های علمی تخصصی از جمله روان­شناسی، مددکاری، جامعه‌شناسی به‌منظور دستیابی به آخرین فن‌آوری‌های علمی درزمینۀ پیشگیری و درمان آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی و ارائه راهکارهای مؤثر؛

    برگزاری و شرکت در نشست‌های علمی- تخصصی با حضور استادان و کارشناسان (درون‌سازمانی و برون‌سازمانی) به‌منظور همفکری در بالا بردن سلامت روانی جامعه؛

    بررسی‌های علمی برای بهبود فرایند و روش‌های مؤثر خدمات تخصصی مشاوره و مددکاری اجتماعی؛

    ارائه توصیه‌های بهداشت روانی برای آحاد جامعه در قالب تألیف متون، نشریات آموزشی، بروشورها، ویژه‌نامه‌ها در راستای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی؛

    تعیین رفتارهای آسیب‌زای غالب و حاکم بر یک منطقه خاص از طریق تجزیه‌وتحلیل داده‌های آماری مراجعان و انعکاس به مبادی ذی‌ربط برای هدایت رفتارهای ناهنجار به سوی رفتارهای متعارف آن منطقه (با هماهنگی اداره کل مطالعات)؛

    نظارت بر عملکرد و نحوۀ ارائه خدمات در مراکز مشاوره و دفاتر مشاوره و مددکاری اجتماعی تحت پوشش؛

    جمع‌آوری، تحلیل و پردازش عملکرد و آمار مراکز و دفاتر مشاوره و مددکاری اجتماعی سراسر کشور و انعکاس آن به مبادی ذی‌ربط؛

    تهیه و تدوین بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم در راستای هدایت و راهنمایی مراکز و دفاتر مشاوره و مددکاری اجتماعی کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها؛

    بررسی و پیشنهاد عناوین و نیازهای تحقیقاتی مربوط به مأموریت‌های اداره کل مشاوره و مددکاری و انعکاس آن به مبادی ذی‌ربط (سایت انجمن مددکاران ایران، دسترسی 1398).

    بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که بیشترین تعداد مراجعان به واحد مددکاری اجتماعی کلانتری‌ها، مربوط به اختلافات خانوادگی است. گزارش‌ها در این باره نشان می‌دهد که پس از راه‌اندازی مرکز مددکاری اجتماعی در کلانتری‌ها، میزان این­گونه مراجعات و شکایات به سبب آگاهی‌رسانی، ارائه اطلاعات حقوقی و همچنین مشاوره‌های تخصصی کاهش یافته است. امروزه، بیش از ۴۰ مرکز بزرگ در کشور وجود دارد و در اکثر کلانتری‌ها نیز دایره مددکاری اجتماعی فعالیت می‌کند. معاونت اجتماعی ناجا وظیفۀ مشاوره و مددکاری اجتماعی را به عهده دارد و افرادی که حداقل تحصیلات آنها لیسانس است، وظیفۀ مشاوره روان­شناسی، مطالعات خانواده و را انجام می‌دهند (سایت انجمن مددکاران ایران،بهمن  1398).

     

     

    پلیس و مددکاری اجتماعی: پلیس، مددکار اجتماعی نیست (میلر و مایکل و جان[5]، 1391: 91)، با این وصف برخی بر این باورند که پلیس یک مددکار اجتماعی است. مأمورانی که خود را مددکار اجتماعی یا ارائه‌دهندۀ خدمات اجتماعی در نظر می‌گیرند، معتقدند جرم از علت‌های مختلف نشئت می­گیرد و برخی فعالیت‌های دیگر پلیسی مثل آموزش پیشگیری از جرم و جامعه­سازی ممکن است به کاهش نرخ جرم منجر شود. برخی محققان پلیسی و حتی برخی پلیس‌ها مانند «والمر[6]» طرفدار این باورند که مأمور پلیس یک مددکار اجتماعی است به این معنی که پلیس، بایستی از خلال مداخله در زندگی قربانیان احتمالی خصوصاً نوجوانان به پیشگیری اقدام کند؛ اما برخی دیگر بر این تأکید داشتند که مأموران نمی‌توانند به مددکاران اجتماعی تبدیل شوند، بلکه آنها به کارشناسانی تبدیل خواهند شد که در سطح محله تنها می‌توانند مشکلات را حل کنند. (روبرگ و همکاران[7]، 1398: 38). افراد فقیر از پلیس توقع دارند که در مواقع مختلف و بسته به شرایط، به‌عنوان وکیل، دکتر، روان­شناس و مددکار اجتماعی آنها خدمت کند.

    در ابتدای فعالیت زنان پلیس، آنها در سمت‌های مشابه (مددکار اجتماعی پلیسی) در سازمان‌های پلیسی به استخدام در می امدند و معمولا به کودکان بی سرپرست و صدمه دیده و یا زنان بزه دیده کمک می کردند.تعداد این زنان پلیس در سال 1925 کشور امریکا، برابر بود با 417 نفر به‌عنوان مددکار اجتماعی پلیسی و 355 نفر هم به‌عنوان سرایدار زندان‌ها، مشغول بودند.

    در این بین مفهوم پلیس جامعه‌محور، بیش از تلاش بـرای هـدایت روشـن تصویر مددکاری اجتماعی، مأموران پلیس را تشویق می‌کند تا همچنان­که با جرائم مبـارزه می‌کنند مهارت‌های کمک‌رسانی خود را حرفه‌ای‌تر کنند (میلر و براسول و وایتهد[8]، 1390: 15). آموزش‌های کمـی بـرای مهارت‌های مربوط به مددکاری اجتماعی به پلیس داده می‌شود؛ بنابراین، این باور در ذهن بسیاری از مأموران پلیس ایجاد شده که رسیدگی به اختلافـات خانوادگی نظیر یک مددکار اجتماعی، نباید وظیفۀ پلیس باشد.

     

    کلیدواژه­ها: پلیس و مددکاری اجتماعی، روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی، مددکاری ناجا.

    منابع

    -        ایران. معاونت اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، اداره کل مشاوره و مددکاری ناجا (1383).  http://vazifeh.police.ir/index

    -        پورافکاری، نصرت‌الله (1373). فرهنگ جامع روان‌شناسی- روان‌پزشکی و زمینه‌های وابسته، تهران: انتشارات فرهنگ معاصر.

    -        توئلوتریز، آلن (1391). مددکاری اجتماعی: کار در جامعه، ترجمۀ فریده همتی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).

    -        حیدری، مریم (1387) اصول و فنون مددکاری. تهران: مهر قائم.

    -        روبرگ، روی و همکاران (1398). پلیس و جامعه، ترجمۀ محمد هاشمی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        سام آرام، عزت‌الله (1391). «بررسی کاربرد نظریه‌های مددکاری اجتماعی و بومی‌سازی آنها»، برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی: ویژه‌نامه همایش علمی رفاه اجتماعی. دورۀ چهارم، شماره ویژه. صص 1-40.

    -        کامپتون، بیولارابرتس و برت گالاوی (1387). فرایندهای مددکاری اجتماعی، ترجمۀ سیدجلال صدرالسادات، تهران: سمت.

    -        میلر، لاری و همکاران(1391). روابط انسانی و کار پلیس، ترجمه سروش بهربر، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    http://iraniansocialworkers.irانجمن مددکاران ایران

    منابع بیشتر برای مطالعه

    -        جانسون،  لوئیز (1386). حرفه مددکاری اجتماعی (از دیدگاهی جامع)، ترجمۀ محمدحسین بازرگانی، مترجم، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

    -        لیشمن، جویس (1387). ارتباطات در مددکاری اجتماعی، ترجمۀ رضا آقادستجردی، تهران: سبزان.

    -        منظمی‌تبار، جواد (1382). آموزش مددکاری گروهی و جامعه‌ای، تهران: کمیته امداد امام خمینی (ره).

     

    - Annie Hudson (2015) Social work: a “forgotten” piece of the integration jigsaw? Journal of Integrated Care, vol. 23 no. 2.: https://doi.org/10.1108/JICA-02-2015-0011.

    -George T. Patterson and Philip G. Swan (2019) Police social work and social service collaboration strategies one hundred years after Vollmer: A systematic review. An International Journal, vol. 42 no. 5. https://doi.org/10.1108/PIJPSM-06-2019-0097

    -Kristina L. Guo and Jennifer D. Company (2007) Leaders in hospitalbased social work: The roles and functions of directors of social work in the case management model. Leadership in Health Services, vol. 20 no. 2. https://doi.org/10.1108/17511870710745448.

     

     

     

     



    [1] Compton and Galavi

    [2] Twilight

    [3] strengts

    [4] Feminist

    [5] Miller and Michael and John

    [6] Walmer

    [7] Robert and colleagues

    [8] Miller and Braswell and Whitehead,

نظر شما