You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: پلیس جامعه­ محور

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Community-oriented policing

    2. تعریف

    پلیس جامعه ­محور در کنار پلیس حرفه‌ای و سیاسی، نوعی از راهبرد یا مدل پلیس است (روبرگ و همکاران، 1398: 56) که تأکید خود را بر مطالبات، خواسته‌ها و نیازهای مردم و گروه‌های اجتماعی قرار داده و اساساً حیطۀ وظایف و مأموریت‌هایش مبتنی بر خواست و اراده مردم است (ترویانوویچ و باکوروکس[1]، 1383: 5-4 و 23-19). فریدمن[2]، ویژگی‌های این پلیس را چنین برمی­شمارد: راهبرد و خطِ‌مشی با هدف دستیابی به کنترل مؤثر جرائم، کاهش ترس از جنایت، توسعۀ کیفیت زندگی، گسترش خدمات پلیس و مشروعیت کار پلیس با تکیه بر منابع جامعه که درصدد تغییر شرایط جرم‌خیز هستند. به اعتقاد او این امر مستلزم مسئولیت‌پذیری بیشتر پلیس، سهیم شدن فعال­تر جامعه در فرایند تصمیم‌گیری و توجه بیشتر به حقوق و آزادی‌های مدنی است (فریدمن 1383: 25- 40).

     

    ب) متن

    استنینگ[3]، پلیس جامعه ­محور را برخی از ترتیبات کار پلیسی می‌داند که در پی واگذاری بخشی از نقش‌های مهم به اجتماع است. وی اذعان می‌دارد که پلیس جامعه­ محور را نمی‌توان مفهومی جدید از کار پلیسی دانست، بلکه این پلیس نوعی تجدیدنظر در خصوص نقش و رابطۀ نیروی پلیس و اجتماع است (جعفری، 1387). بایلی[4]، معتقد است توسعه این رهیافت، تغییر کامل اهداف تاریخی پلیس نیست، بلکه راهی برای دستیابی مؤثر و کارآمد به اهداف سنتی حمایت از زندگی و دارایی شهروندان است. همچنین وی پلیس جامعه­محور را که در ابتدا، به مدل غالب پلیسی تبدیل شد (روبرگ و همکاران، 1398: 111) برخی راهکارهای جمعی عموم مردم با یکدیگر می­داند که در قالب گروه‌هایی می‌توانند به دفاع از خودشان در مقابل جرم کمک کند (جانسون[5]، 2002: 281).

    علی­رغم موفقیت‌های پلیس جامعه­ محور (ترویانوویچ و باکوروکس، 1383: 65؛ میلر و هس[6]، 1382: 320) که راهبرد جدید سازمان پلیس شده بود (سگرف و جری[7]، 2004: 188)، تا سال 1992 هیچ تعریف مدونی از آن وجود نداشت و تنها اصول ده‌گانه ترویانوویچ و باکوروکس موجود بود که هریک بر محوری خاص از وظایف و مأموریت‌های پلیس اجتماع‌محور اشاره داشت. این اصول عبارت‌اند از:

     

     

    فلسفه و راهبرد سازمانی: به این معنی که رویکرد پلیس اجتماع ­محور هم فلسفه یا روشی برای تفکر است و هم راهبردی سازمانی (روشی برای به اجرا درآوردن آن روش تفکر). بدین ترتیب، دستورالعمل‌های اجرای قانون، بیشتر از طریق استماع درخواست‌های شهروندان به‌دست می‌آید تا از مفروضات ازپیش‌موجود دربارۀ خواست شهروندان؛

    رویکرد پلیس اجتماع‌محور بر حل مسئله به­صورت خلاق و ابتکاری تأکید دارد؛

    رویکرد پلیس اجتماع‌محور بر افزایش اعتماد اجتماعی تأکید دارد؛

    در این رویکرد برای ضابطین قانون، نقش وسیع‌تری در نظر گرفته می‌شود. در واقع یکایک اعضای پلیس به­عنوان عضوی از اجتماع به شهروندان در حل مشکلات کمک می‌کنند؛

    این رویکرد بر درگیر شدن اجتماع در حل مشکلات خود تأکید دارد و می‌خواهد شهروندان در روند حل مسئله مشارکت داشته باشند؛

    پلیس اجتماع‌محور فعال است و به­صورت انفعالی و واکنشی عمل نمی‌کند؛

    پلیس اجتماع‌محور آماده است تا هر جا به کمک او نیاز است، به خدمت بشتابد؛

    پلیس اجتماع‌محور روند ارائه خدمات به روش سنتی را از طریق تعامل با جامعه تقویت می‌کند؛

    رویکرد پلیس اجتماع‌محور، تمام افراد ضابط قانون را دربرمی‌گیرد؛

    رویکرد پلیس اجتماع‌محور ارائه خدمت را فراتر از انجام وظیفه به­عنوان ضابط قانون، امری شخصی می­داند (فریدمن، 1383).

     

    بنابراین، پلیس اجتماع‌محور را می‌توان رویکرد جدید پلیس دانست که مجموعه‌ای از برنامه‌های معطوف به تقویت تعاملات اجتماعی پلیس و گروه‌های اجتماعی به ­ویژه گروه ­های آسیب‌پذیر مانند زنان، کودکان و سالمندان را (که در قطع­نامه‌های مختلف سازمان ملل و اینترپل نیز بر آنان تأکید شده است) از راه ­های گوناگون همچون تشکیل انجمن‌های مشورتی محله‌ای و با تأکید بر حل مسئله از طریق گفتگو در بر می‌گیرد. بدین ترتیب، پلیس اجتماع‌محور وظایف دیگری چون کاهش احساس ناامنی، کاهش تعداد شکایات علیه خود و افزایش اطلاعات عمومی در خصوص شیوه‌های پیشگیری از جرائم را از طریق جلب مشارکت شهروندان برعهده گرفته است که موجب افزایش رضایت مردم و ارتقای میزان اعتماد عمومی به پلیس و در نهایت ایجاد احساس امنیّت خواهد شد (ترویانوویچ و باکوروکس، 1383: 33).

    بسیاری از سازمان‌های پلیسی در مراحل اولیه اجرای راهبرد پلیس جامعه­محور با دشواری‌های زیادی روبرو شده‌اند، اما با افزایش تجارب و نیز حرکت بیشتر سازمان‌های پلیس به سوی فرایند پلیس جامعه­محور، کیفیت کاری این راهبرد پلیسی افزایش یافت تا جایی که هم اکنون به یکی از راهبردهای کارامد سازمان‌های پلیس تبدیل شده است (روبرگ و همکاران، 1398: 144 و 284). بسیاری از سازمان‌ها به سوی پلیس جامعه­ محور در حال حرکتند، اما آن­ها همچنان تا حدود زیادی سنتی و مردمحور باقی مانده‌اند.

    طرح پلیس جامعه‌محور ناجا

    تصویر پلیس در ذهن آحاد مردم جهان سوم (و نیز ایران)، حاکی از وجود شکافی عمیق و تاریخی میان سازمان‌های انتظامی - امنیّتی و مردم است. شکافی که بیش از هر چیز به­واسطة تعهد این سازمان‌ها به تأمین امنیّت حکومت‌های استبدادی و حفظ وضع موجود پدید آمده، و در عمل تأمین امنیّت مردم مورد غفلت واقع شده بود. با وجود این تصورِقالبی عمومیت یافته، عواملی چون تغییر شکل زندگی جمعی، پیچیده‌تر شدن ساختار و مناسبات انسانی - اجتماعی و افزایش فزاینده انتظارات در حوزه‌های کلان اجتماعی، توجه عمومی به این قبیل سازمان‌ها و به ­طور خاص پلیس را ضروری‌تر ساخته است.

    تحقق امنیّت عمومی در ایران در چنین شرایطی، نیازمند اتخاذ راهبرد پویایی بود که بتواند علاوه بر پاسخگویی به مطالبات جدید مردم، نگرش سنتی آنان را به پلیس دگرگون کند. این راهبرد ناگزیر از به ­کارگیری سازوکارهایی بود که ضمن ایجاد تغییر در نگاه قهری پلیس به مردم (به­عنوان یک آفتِ بر جای مانده از حکومت طاغوت) و افزایش اعتماد عمومی، نگاهی فراسازمانی را در ایجاد امنیّت و احساس امنیّت تضمین کند.

    معاونت اجتماعی ناجا (1383) موانع برقراری تعاملات سازنده میان پلیس و مردم در دوره‌های گذشته، و درنتیجه زمینۀ شکل‌گیری پلیس جامعه­محور را این‌گونه ذکر می‌کند: فقدان گفتمان امنیّتی قابل­قبول در جامعه، نبود سامانه جامع کنترل و هدایت، سیطرة سیاست‌زدگی در تحلیل مسائل فرهنگی و اجتماعی و حتی مسائل امنیّتی، انباشت مطالبات و تقاضاهای روزافزون انتظامی - امنیّتی، شکاف میان پلیس و مردم و کاهش اعتماد عمومی به پلیس، متناسب نبودن سازوکارهای پلیس با شرایط و نیازمندی‌های جدید انتظامی- امنیّتی، رشد غیرقابل­قبول میزان جرائم عمومی و خاص.

    این موانع و مشکلات، نیروی انتظامی را بر آن داشت تا الگویی جدید را مبتنی بر پنج تحول ساختاری و با کارکردهای متقابل در سازمان پلیس طراحی کند که یکی از آن­ها «تحول در نگاه پلیس به جامعه و تغییر رویکرد سلبی و تهدیدمحور پلیس به رویکرد ایجابی و اجتماع‌محور» است (معاونت اجتماعی ناجا، 1383). بدین ترتیب، ناجا فرصتی را فراهم کرد تا ضمن انجام وظایف سنتی خود، مشارکت مردمی را نیز در سطح بالایی امکان‌پذیر کند. به­ گونه­ ای که با افزایش میزان تعاملات پلیس و مردم (در مقابل رویکرد پیشین که عمدة تعامل پلیس با مجرمان و قربانیان، و بزهکاران و بزه‌دیدگان بود) سازوکار بنیادین تأمین امنیّت به جای برخوردهای فیزیکی، بر مفاهمه و گفتگو استوار شد. در این رویکرد، امنیّت، برآیند تعامل و مشارکت همگانی کنش­گران اجتماعی و در نتیجه یک تولید اجتماعی است که با میزان احساس مسئولیت و مشارکت اجتماعی ارتباط نزدیکی دارد. به این معنی که امنیّت مقوله‌ای است که از طریق مردم و برای مردم ایجاد می‌شود. بدین وسیله نه تنها می‌توان ارتباط آشکاری میان پلیس جامعه­محور (شکل­گرفته در سایر جوامع) و نیز طرح پلیس جامعه­محور ناجا یافت، بلکه می‌توان ادعا کرد که مشارکت اجتماعی کلید فهم طرح پلیس جامعه­محور ناجا است (عبدالرحمانی، 1383).

     

     

    در کشور ایران نیز توجه به اصول پلیس جامعه ­محور پس از ادغام نیروهای سه گانه انتظامی سابق (شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی)‌ و تشکیل نیروی انتظامی در سال 1370 به­صورت تدریجی آغاز شد، به‌گونه‌ای که در سال 1378 عملاً تغییرات اساسی را در ساختار تشکیلات پلیس موجب شد. اصول جامعه‌محوری پلیس و تکیه بر نیروهای مردمی، بهره‌گیری از مشارکت عمومی در برقراری نظم و امنیّت اجتماعی، ارائه آموزش همگانی به مردم و اطلاع‌رسانی مستمر و ...، موجب شد نیروی انتظامی ساختار جدیدی را طراحی و پلیس‌های تخصصی را به­تدریج ساماندهی کند. معاونت اجتماعی ناجا دقیقاً با این نگرش در جهت تحقق بند 18 از مادۀ 4 قانون ناجا از سال 1378 شکل گرفت تا بتواند زمینۀ شکل‌گیری اهداف اجتماعی پلیس را فراهم آورد. از سال 1385 نیز برای بسط اقدامات اجتماعی در تمام سطوح فعالیت‌های پلیس، رده‌های اجتماعی در همۀ پلیس‌های تخصصی و مأموریتی ناجا شکل گرفته‌اند تا بازوان قدرتمندی برای تشکیلات پلیس جهت برقراری و ایجاد ارتباط با جامعه باشند؛ بنابراین طرح ناجا در تجدید سازمان بر اساس پلیس جامعه‌محور را می‌توان گامی مناسب در مسیر نوسازی از طریق پذیرش و به­کارگیری تجارب دیگران و مشارکت دادن شهروندان و در نتیجه نهادینگی جامعۀ مدنی ارزیابی کرد.

    کلید واژه‌ها: اجتماع­محوری، مشارکت، تعامل، کاهش جرم، اعتماد.

    ارجاعات

    -        ترویانوویچ، رابرت و بانی باکوروکس (1383). «پلیس جامعه‌محور»، مرکز مطالعات و تحقیقات کاربردی و طرح و برنامه ناجا، تهران: فرات، صص 5-4 و 23-19.

    -        جعفری، روح­الله (1387). «درآمدی بر جایگاه نظری رهیافت پلیس اجتماع­محور»، فصل­نامۀ مطالعات امنیّت اجتماعی، سال چهارم، شمارۀ سیزدهم. ص 25- 49.

    -        روبرگ، روی و همکاران (2018). پلیس و جامعه، ترجمه هاشمی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        عبدالرحمانی، رضا (1383). «پلیس اجتماع­محور و امنیّت محله‌ای»، فصل­نامۀ دانش انتظامی، شال ششم، شمارۀ چهارم. 29- 40.

    -        فریدمن، رابرت آر. (1383). «پلیس جامعه‌محور؛ چند مسئله مفهومی و عملی»، ترجمۀ عبدالرضا رستمی و علیرضا غلامی، تهران: فرات، صص 40- 25.

    -        معاونت اجتماعی ناجا (1383). سیر تحولی ناجا، تهران: معاونت اجتماعی ناجا.

    -        میلر، لیندا اس. و هس، کارن ام. (1382). پلیس در اجتماع، محمدرضا کلهر، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    فهرست منابع انگلیسی

    -Scott Janson(2002) Assessing  the relationship between police community co production and neighborhood. Level social capital journal of contemporary criminal justice, vol.18;2002. pp. 147-166

    Segrave Marie & Radcliff Jerry. Community policing: A descriptive overview. Australian institute criminology. 2004. p.6

    منابع بیشتر برای مطالعه

    -        ریچارد، جی. (1378). «روابط کارآمد پلیس و اجتماع»، ماهنامه داخلی امنیّت، سال اول، شمارۀ دوم، صص 32 38.

    -        رینر، رابرت (1386). حقیقت­گرایی رؤیایی، امور پلیسی و رسانه: مندرج در کتاب امور پلیس و مسائل حیاتی آن. تألیف فرانک لیشمن و باری لاودی و استفان ساویج، ترجمۀ حسین شاکری، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا.

    -        میلر، لیندا (1382). پلیس در جامعه: راهکارهای قرن بیستم، ترجمۀ عباس فرد قاسمی، تهران: معاونت آموزش ناجا.

     

    -Brian Gormally (2004) Tough questions on community policing from Northern Ireland. Safer Communities, vol. 3 no. 3. https://doi.org/10.1108/17578043200400019\

    -Richard Hill (2010) Do the public want more or fewer police community support officers? Safer Communities, vol. 9 no. 1. https://doi.org/10.5042/sc.2010.0010

    Steven S. Schuchart (2004) Community Policing (Can It Work)- Safer Communities, vol. 3 no. 3. https://doi.org/10.1108/17578043200400019.ISSN: 1757-8043.

     

     

     

     

     



    [1] Trojanovich and Bakoroux

    [2] Friedman

    [3] Stinging

    [4] Bailey

    [5] Scott Janson

    [6] Miller and Hess

    [7] Segarf and Jerry



     

نظر شما