You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • جامعه شناسی پلیسPolice Sociology

    در لغت نامه عمید صفحه  پلیس را نظم، انتظام، اداره شهربانی، پاسبان شهربانی معنا کرده است. جامعه شناسی پلیس از دو واژه جامعه شناسی (به عنوان یکی از علوم انسانی و اجتماعی) و پلیس (سازمانی رسمی متکفل نظم و امنیت فردی و اجتماعی) تشکیل شده است.  ( اسم ) 1- شهربانی نظمیه. 2- پاسبان آژان عسس محتسب. یا اداره پلیس. سر کلانتری. یا اداره مخفی. کار آگاه (1).

    متن:

    سازمان ها به عنوان پديده ی ديرآشناي حيات اجتماعي، به قول فريدمن (2) كانون اصلي مطالعات جامعه شناسي عصرمدرن و به زعم پارسونز ويژگي عصر جديد، موضوع محوري علوم انساني بوده است (3). چنانكه امروزه سازمان ها نقشي تعيين كننده در جوامع يافته اند، به قسمي كه هيچ گونه فعاليت يا فرآيندي بدون وجود سازمان قابل تصور نيست (4). سازمان ها (و به طريق اولي سازمان پليس)، به عنوان پديده اي اجتماعي از سه منظر(سطح) قابل بررسي اند. نخست، محيط سازمان (رسمي) پليس، دوم؛ ساختار و گروه هاي(كوچك) كاري، سوم، اعضا يا همان تك تك پرسنل سازمان پليس (5) به عنوان كساني كه نقش مامور را به عهده گرفته اند، و بالاخره ارتباطات و تعاملات پلیس با سایر سازمان ها (ارتباطات برون سازمانی)، در قالب مطالعات سطح میانه جامعه شناسی.

    ترديدي نيست كه كليت سازمان انتظامي در مقايسه با اجزاي تشكيل دهنده آن كاركردي متفاوت دارد. لذا هنگام مطالعه جامعه شناختی سازمان پليس توجه به تفكيك ناپذير بودن بسياري از اجزاي سازماني (یادشده در بالا)، به فراخور نوع مطالعه بايد از سطح تجزيه و تحليل مناسبي استفاده شود. چنانكه بررسي تاثيرات متقابل ميان سازمان پليس و نقش هاي پذيرفته شده از سوي هر يك از ماموران و نيز شخصيت (6)، روحيه افسران، ميزان رضايت شغلي (7)، و عوامل برانگيزانه  آنان (8) ( كه گاه با اصطلاح روان شناسي سازمان (9) ياد مي شود) در سطح خرد (فرد) است. در سطح گروه هاي كوچك موضوعاتي از قبيل انسجام گروهي و يا بهم پيوستگي گروه هاي كوچك افسران يا درجه داران در محيط كار براي پيش برد منافع مشترك، روابط غير رسمي ميان افسران، درجه داران و سربازان در درون گروه كاري، و اين كه اين روابط تا چه اندازه مكمل يا تضعيف كننده روابط رسمي اند. و بالاخره در سطح سازمان رسمي، واحد تحليل كل سازمان است، كه بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي كلي آن، تحليل سازمان به هيچ وجه كامل نيست (10).

    بنابراين هنگام مطالعه افسران پليس در سازمان بايد توجه داشت كه در واقع هر فرد پليس، سيستمي پيچيده تلقي مي شود كه رفتارش تحت تاثير عواملي مختلفی (مانند شخصيت، زمينه ادراكي، نگرش، تجارب، تحصيلات و ارزش هاي او، گروه هاي کاری و اجتماعي، و کلیت سازمان) است. به همين ترتيب سازمان نيز ضمن تاثير پذيري از تعامل رفتار افراد و گروه ها داخلي، تحت تاثير رفتار ساير سازمان هاي محيطي و تعامل پيچيده عناصر محيط خارجي آن قرار دارد (11).

    در كنار سطوح ياد شده،  محققان حوزه جامعه شناسي سازمان پليس از ديدگاه هاي گوناگوني مي توانند اين سازمان را مورد مطالعه قرار دهند. چنانكه برخي به مطالعه ساختارهاي بوروكراتيك و نتايج اين نوع ساختارها بر اعضاي سازمان در سطوح مختلف سسلسله مراتب اقتدار سازمان؛ ديگران به ايجاد دگرگوني در ابعاد و شكل سازمان پليس(به ويژه موضوع قدرت پليسي) و بالاخره عده اي ديگري نيز به شيوه هاي گوناگون سازماندهي و هماهنگي فعاليت ها براي دست يابي به هدف هاي سازمان با حداكثر كارآيي و يا مطالعه رفتار سازماني و جنبه هاي اجتماعي سازمان توجه كرده اند (12). علاوه بر موارد ياد شده  موضوعات ديگري نيز از قبيل علل شكل گيري سازمان پليس،  نقش ارزش ها و هنجارهاي نظامي گري در جامعه پذيري، دوام و بقاي سازمان پليس، و بالاخره تاثير سازمان بر شخصيت (13) در خصوص سازمان پليس قابل مطالعه است.

    از ميان تمامي سازمان‌هايي که ما را احاطه كرده‌اند، شايد نتوان هيچ سازماني را يافت که همچون سازمان پليس با شبكه‌اي از پديده‌هاي بنيادي اجتماعي نظير قدرت، اقتدار (14)، نظم، شهروندي (15)، قانون، مدنيت (16)، آزادي و از همه مهمتر امنيت پيوند داشته باشد (17). چنين پيوندی موجب می‌شود سازمان پليس از بالاترين ميزان تاثيرگذاري بر سرنوشت تک تک افراد جامعه برخوردار باشد. بنابراین، عدم‌شناخت كافي آن ممکن است نه تنها اسباب پايمال شدن حق و حقوق افراد جامعه و نارضايتي عمومي، که در عالی‌ترين سطح باعث اختلال کارکردی و در نهايت اضمحلال نظام اجتماعی شود.

    در واقع، سازمان پليس، به عنوان اصلی‌ترين سازمان در نهاد نظم و امنيت اجتماعی، علاوه بر كاركردهای آشکار و پنهان سياسي که دارد، به شکل مستقيم و غيرمستقيم در طيف گسترده‌ای از کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی جامعه درگير است. در عين حال بايد اين نکته را نيز افزود که سازمان پليس به واسطه برخورداري از قدرت و اختيارات قانوني و ويژه ای که از سوي حكومت‌ها بدان ها واگذار شده (مانند سلب آزادي با استفاده از قوه قهريه و یا از طریق استراق سمع و البته پاسداشت حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی)، همواره بطور‌ بالقوه تهديدي ـ بزرگتر و جدی‌تر از تهديدات ديگر سازمان‌هاي دولتي ـ نيز برای حقوق شهروندی به حساب می‌آيد. از اين رو مطالعه سازمان پليس نه تنها در كشورهاي در حال توسعه كه در جوامع توسعه‌يافته نيز حائز اهميت است.

    نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران (ناجا) همانند هر سازمان رسمي ديگر بر اساس مستندات قانوني (18) به منظور برآوردن اهدافي خاص (در حوزه هاي اطلاعاتي، امنيتي، ‌مرزباني و به ويژه انتظامي) تاسيس گرديده و طي ساليان در چارچوب قوانين و مقررات مربوط، پيوسته با پذيرفتن تغييرات ساختاري و اتخاذ رويه‌هاي تازه به انجام وظيفه پرداخته است (19). مهم ترین هدف های پلیس عبارت است از: اهداف انتظامی (برقراری نظم )، اهداف قضایی (تعقیب و دستگیری متهمان و مجرمان به عنوان ضابط قوه قضائیه، اهداف امنیتی، اطلاعاتی و مرزبانی (به عنوان پلیس سیاسی ) و بالاخره اهداف فرعی یا پشتیبانی.از اين رو، سازمان ناجا را بايد از سويي، مجموعه قوانين و مقرراتي دانست كه ماموريت‌ها، اهداف، وظايف، ساختار، و ارتباطات (فرايندهاي) سازماني آن را مشخص مي‌سازد و از سوي ديگر رويه‌هاي عملي در دست اقدام و به اصطلاح جاري آن كه بنا بر آنها به ايفاي نقش و انجام وظيفه مي‌پردازد.

    واژه های کلیدی: جامعه شناسی پلیس، سازمان پلیس، برقراری نظم، پلیس سیاسی.

    ارجاعات:

    1- پايگاه اطلاع‌رساني ناجا. 2007. قوانين و مقررات. http://police.ir/Portal. (دسترسی در 1/7/88). مجیدی و ديگران، 1383: ص 48.

    2- friedmann

     

    3- باله، كاترين (1379) جامعه‌شناسي سازمان. حميدرضا ملك‌محمدي. تهران: دادگستر.ص 11و 113 و 173.

    4- قلي‌پور، آرين(1380) جامعه‌شناسي سازمان‌ها: رويكردهاي جامعه‌شناختي به سازمان و مديريت. تهران: سمت. ص 29.

    5- نگاه كنيد به قلي پور1380: 20؛ صبوري84 13: 11-13.

    6- personality

    7- Job Satisfaction

    8- رجوع شود به بنت و هس1380. بنت، وين دبليو و هس، كارن. ام (1380) پليس و تنش(قسمت اول) استركي و تورج ريحاني. فصلنامه دانش انتظامي. سال سوم.شماره سوم.صص160- 188.// بنت، وين دبليو و هس، كارن. ام (1380) تعارض: امري اجتناب ناپذير در سازمان پليس(قسمت دوم). فصلنامه دانش انتظامي. سال پنجم.شماره چهارم. صص98- 124. بنت، وين دبليو و هس، كارن. ام (1380) انضباط و رفتار مسئله ساز(قسمت اول). عبدالله مجيدي. فصلنامه دانش انتظامي. سال سوم.شماره اول.صص176- 188.

    9- Police Psychology

    10- صبوري، منوچهر(1384) جامعه‌شناسي سازمان‌ها. تهران: نشر ني.صبوري.ص 11.

    11- همچنين رجوع شود به محسنی، منوچهر (1370) مقدمات جامعه شناسی. تهران:مولف. ص153- 155 و باله1379: 58- 59. قلي پور1380: 20- 21.

    12- رجوع كنيد به صبوري1384: 9 ؛ قلي پور1380: 38 ؛ جواهري، فاطمه (1382) مرتون و بوروكراسي. فصلنامه آموزش رشد علوم اجتماعي، دوره جديد، شماره 3،  (22)، صص 63- 60. ایران. نيروي انتظامي جمهموري اسلامي ايران: معاونت اجتماعي ناجا (1383) سير تحولي ناجا. تهران: معاونت اجتماعي ناجا.

    13- قلي پور 1381: 29.

    14- authority

    15- Citizenship

    16- Civility

    17-  رینر، رابرت (1386) حقیقت گرایی رویایی، امور پلیسی و رسانه: چاپ شده در کتاب امور پلیس و مسایل حیاتی آن. نگاشته فرانک لیشمن و باری لاودی و استفان ساویج. تهران: حسین شاکری. سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا. ص 15.

     

    18- قانون نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران. روزنامه رسمي (1369). شماره هاي13239 و 44982.

    19- رسالت یا عمده دلایل بوجود آمدن ناجا (بر اساس ماده 4 قانون نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1369) عبارتند از:  پاسداری از امنيت عمومي در سطح عملياتي، استقرار نظم، تامين آسايش عمومي،تامين آسايش فردي، و پاسداري و نگهباني از دستاوردهاي انقلاب اسلامي در چارچوب قانون، در قلمرو كشور جمهوري اسلامي ايران؛ مجيدي، عبدالله و سعيد فتح‌الهي و اكبر آستركي و جواد كاملي (1384) آشنايي با ساختار و مقررات استخدامي نيروي انتظامي. تهران: نشر جهان جام جم.

     

نظر شما