You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  ارتباطات غیر کلامی


     Non- Verbal Communication

     منظور از ارتباطات غیر کلامی یا غیر زبانی، آن دسته از حالات، حرکات، نمادهاست که افراد در هنگام ارتباط با دیگران از آنها استفاد می کنند، مانند حالات چهره، تن صدا، نحوه ايستادن، صحبت كردن، نگاه كردن، گوش دادن، حركت دست و پا، و ژست ها (1). در معنای وسیع آن به شامل موسیقی، رقص، معماری، نقاشی و طراحی گفته می شود (2).

    ارتباطات غير كلامي در کنار ارتباطات کلامی، از جمله عناصر برقراری تعاملات موثر است (3) که ادوارد تي. هال از آن به عنوان زبان خاموش یادکرده است (4). رفتارهاي غيركلامي از تنوع وگستردگي فراوانی برخوردار است. از حالات چهره و نوع نگاه كه مهم ترين منبع ارائه اطلاعات است، گرفته تا استفاده از حركات واشارات دست، نوع نشستن، نوع راه رفتن يا زبان بدن (Body language) نوع لباس پوشيدن، استفاده از عطرها و رنگ ها و ساير نمادها و زبان اشياء همه بخشي از رفتارهاي غير كلامي ما را تشكيل مي دهد كه به صورت ارادي يا غير ارادي از سوي ما پيام هايي را منتقل مي كند.

    اگر چه برخی ارتباطات غیر کلامی را به سه بخش اساسی، «زبان تن»، «پیرا زبان» و «ظاهر» دسته بندی کرده اند (5) ، در عین حال به نظر می رسد که مرز دقيقي بين ارتباط كلامي و غير كلامي وجود ندارد. مثلاً صحبت كردن نيز خود آميخته با عناصر غير كلامي چون تن صدا، سكوت هاي بين جمله ها و غيره است (6). بسياري براين باورند كه همواره ارتباطات غير كلامي بر ارتباطات كلامي از نظر صحت ارجحيت دارد، چرا كه علامات غيركلامي از درون انسان نشأت گرفته و از این رو نمي توان آنها را كنترل کرد (7). در حالی که گروهی از محققان، مانند اكمن (Ekman) ، فرايسن (Friesen) ، و اليس ورث (Elise worth) تعداد حرکات و نمادهای ارتباطات غير كلامي را در حدود هفت صد هزار تخمين زده و بر این باور که در حدود 70 الي  88 درصد قضاوت هاي افراد وابسته به این نوع از ارتباط است (8) ، بيردوسيل(Birdwhistell) در تحقیقات خود دریافت تنها 35 درصد از معانی (meaning) در یک وضعیت خاص با کلام منتقل می گردد و 65 درصد درصد باقيمانده آن در زمرة غير كلامي است (9).

    یافته های تعدادی از تحقیقات نشان می دهد که زبان پليسي، زبان محدود (Restricted code  ) و خاصي است، كه بسياري از مفاهيم آن به زبان (كلام) در نمي آيند و به عبارت ديگر غيركلامي اند، مانند انواع ژست هاي شق و رق، حركات دست و پا و چشم، شکل و ساختار لباس (10). شواهد تجربی و مطالعات اکتشافی نشان مي دهد كه براي مثال لباس فرم اتو كشيده و مرتب، بدون رد و بدل شدن هيچ كلامي، پيام هاي زيادي (همچون قدرت و اقتدار، نظم و ديسيپلين نظامي) را به شهروندان و گروه هاي اجتماعي منتقل مي كند (11).

    وضعيت ظاهري ماموران پليس كه معمولا"چهره اي جدي با قد و هيكلي درشت، صورتي تميز و اصلاح شده، ناخن ها و موهاي كوتاه با دست كش، كلاه و تجهيزات نظامي سبك، كفش هاي واكس زده، همه و همه در بردارنده پيام هاي غير كلامي اند مختلفی هم برای تمامی شهروندان و هم برای مجرمان و تبهكاران است. به باور «سري واستاوا (12) » ارتباطات غير كلامي، به عنوان فرهنگ قلدرمآبانه توام با ساختار شبه نظامي سازمان پليس، از آنچان اهمیتی برخوردار بوده و هست که براي مدت هاي طولاني (و حتي هم اينك نيز) در استخدام افسران و درجه داران به عنوان ملاك هاي اصلي جذب و استخدام از آنها استفاده مي شود.

    واژه های کلیدی: ارتباطات غیرکلامی، غیر زبانی، برقراری تعاملات.

    ارجاعات:

    1- میلر، لیندا و هس (1382). پلیس در اجتماع (دوجلدی). تهران: دانشگاه علوم انتظامی.ص 237؛ فرارو، گري پي (1379) انسان شناسي فرهنگي. ترجمة غلامعلي شاملو، تهران: سمت. ص: 110).

    2- گیل، دیوید و آدمز، بریجت (1384) الفبای ارتباط. رامین کریمیان و مهران مهاجر و محمد نبوی. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه.ص33.

    3- ميلر و هس،ص 237؛

    4- فرارو، ص 75 و 76 و 89. //رضایی راد، ایراج (1388) مقدمه اي بر ارتباط كلامي پليس راهنمايي و رانندگي در تعامل با مردم. فصلنامه مطالعات مديريت ترافيك/ سال چهارم، شماره 13 ،صص 85- 108.

    5- گیل، دیوید و آدمز، بریجت (1384). ص 34.

    6- محسنيان راد، مهدي (1384) ارتباط شناسي. چاپ ششم، تهران: سروش.ص 43 و 44 و 45و 272.

    [1] رضایی راد.

    7- پيز، آلن (1382) زبان بدن: راهنماي تعبير حركات بدن. سعيده زنگنه. تهران: جانان.ص 2. //كروبي، مهدي.

    8- ارتباطات غير كلامي و توسعه صنعت جهان گردي. فصلنامه علوم اجتماعي. شماره 21، زمستان. ص 51. (1381)

    9- فرهنگي، علي اكبر (1386) ارتباطات انساني(جلد اول). تهران: موسسه خدمات فرهنگي رسا. ص 5و6و63.

    10- ميلر و هس: 271 و 272).

    11- ميلر و هس، 270؛مارلند، لوئيز وست (1384) جنسيت و پليس (جنس، قدرت و فرهنگ پليس) فرزان سجودي. تهران: مركز تحقيقات و پژوهش هاي ناجا.ص12. //سري واستاوا. س.پ. (1379) حرفه گرايي پليس. اداره اطلاع رساني پليس بين الملل ناجا. فصلنامه دانش انتظامي. شماره يك بهار.ص 160 //تاي بولت، ادوارد ا. و لينچ، لورنس ام. و مك برايد، بروس (1376) مديريت پليس بر اساس پيشگيري از جرم. تهران: اداره كل پژوهش و تاليفات ناجا. صص 36 79.

    12-  (سري واستاوا 160:1379)،

نظر شما