You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: اقناع و پلیس

    معرف:

    1- معادل انگلیسی: Persuasion and police

    2- تعریف: اقناع از قانع کردن، خشنود کردن و راضی کردن می آید (1) و در اصلاح تخصصی، فرآيندي است که از خلال آن کوشش می شود تا نگرش ديگران در خصوص یک موضوع یا پدیده، با استفاده از ابزار و شیوه های مختلف و به گونه ای هدفمند تغيير یابد.

    متن:

    اقناع از مهم ترین مباحث ارتباطات رسانه ای و انسانی است، که طی آن منبع پیام سعی می کند چیزی یا موضوعی را برای عموم یا بخشی از مردم خوشایند، خواستنی و درست جلوه دهد، تا از این طریق موضوع یادشده از سوی مردم پذیرفته شده یا خریداری شود (2). تمامی تلاش ها در فرآیند اقناع آن است که پیام های ارسالی از طریق انواع وسایل ارتباطات جمعی بتواند تغییری در عقاید، احساس و عمل مخاطبان به وجود آید (3). با این وصف علمای ارتباطی میان اقناع با پذیرش صوری، مسخ شده و خلسه تفاوت قایل اند، چرا که اقناع به معنای پذیرش تغییر به طور عمیق، پایدار و درونی است (4). اقناع فرآیندی طبیعی، مستدل و عقلانی از یک سو، عاطفی و قلبی از سوی دیگر است. مضافا این که در افناع در صدد تحمیل اندیشه یا پیام به مخاب ها بر نمی آئیم.

    به باور گروهی از جامعه شناسان همه افراد، گروه ها و سازمان ها با توسل به ابزارهاي مختلف سعی در، نفوذ بر مخاطبان خود و اقناع (Persuasion) آنها دارند (بومایستر (Baumeister) ، 2008) (5).در این بین رسانه ها ابزاری مناسب و فراگیر براي پژوهش و نیز نفوذ در مخاطبان هستند (6). اقناع را، که نخستین بار « کارل هاولند» به کار بست و بعدها منجر به شکل گیری اصطلاح اعتبار منبع گردید، نوعی از نفوذ اجتماعی می دانند که طی آن فرآیند تغییر افکار، نگرش ها یا رفتارها با استفاده از استدلال هاي منطقی و احساسی براي واداشتن افراد به انطباق با حالت دیگر است (7). اغلب پژوهش ها به قدرت اقناع رسانه ها و در عین حال تلاش این رسانه ها در متقاعدسازي مخاطبین و ایجاد نگرش و یا تغییر نگرش اذعان کرده اند (8). به باور «کازنو» هر چه استدلال ها در ارائه پیام قوي‌تر باشند و از سوی منابع معتبر نیز مطرح شوند، اثرگذاري آن بر مخاطبان بیشتر است و این می تواند به عنوان راهکاری برای پلیس و رسانه های پلیسی باشد تا از طریق آن و هدف مند نمودن آن به اهداف اقناعي و ترغيبي خود درست یازند (9) (كازنو، 1364: 108-102).

    مهم ترین حوزه های ابتدایی کاربرد اقناع، حوزه های سیاسی بوده، اما این مفهوم به زودی در حوزه های مختلف اجتماعی، فردی، تبلیغی، بازاریابی، جنگ و غیره به کار رفت. برای مثال سیاست مداران دریافتند که تنها حضور در میان مردم کافی نیست و برای ماندن در گردونه رقابت ها باید به قلب و درون مخاطبان نفوذ کنند. اقناع تنها از طریق سخنرانی، ارائه تبلیغات تجاری، و پوسترها ایجاد نمی شود، بلکه اقناع که برای نخستین بار از طریق نمایش فیلم پا به عرصه گذارد و توسعه یافت، از خلال همدلی، و نفوذ در قلب ها ممکن می گردد. ارسطو در میان متقدمین، از نخستین کسانی بود که از فن خطابه، اقناع را تجزیه و تحلیل کرد. قرن ها بعد، به خصوص با توسعه وسایل ارتباط جمعی از سوی «هاولند»، لازارسفلد، و مرتون گسترش یافت و به طور منظم تری ادامه یافت.

    اما پلیس چگونه می تواند به اقناع مخاطبان خود دست یابد؟ شرایط تحقق آن را آسان کند؟ و عوامل تاثیر گذار آن را بشناسد؟ یافته ها نشان می هد که ترس عامل ایجاد اقناع نیست، بلکه این ترس گاه موجب به وجود اوردن تنفر و انزجار از پیام و فرستنده پیام می گردد. گذشته از این پذیرش ناشی از ترس تا زمانی داوم می یاد که پیام اور در حوزه قدرت باقی بماند. بنابراین تمسک به ترساندن مردم، نه مشروع و نه عقلانی است. بر اساس رویکرد «هاولند» تغییر نگرش با تاکید بر اقناع، تابع یک نظریه یادگیری یا رویکردی تقویتی است. عامل دیگر تضعیف اقناع، وجود تصورات قالبی پلیس در خصوص گروه های مخاطب خود است. به باور مرتون و لازارسفلد، رسانه ها توان عقاید سازی یا تغییر اندیشه را ندارند، این تنها زمانی امکان می یابد که رسانه ها و پلیس به عنوان منبع پیام بتواند ساختارهای اجتماعی، نیازها و الگوهای فرهنگی جامعه را بشناسند، سپس به اقناع مردم بپردازند.

    از اهم شرایط در تحقق اقناع، وجود سرمایه ارتباطی میان گروه های مخاطب و پلیس است. اگر سازمانی دچار اثر انگ شود یا برچسب خاصی به او زده شود، امکان اقناع کاهش می یابد. از جمله عناصر پیدایی سرمایه ارتباطی، وجود اعتمادمیان پلیس با مخاطبان است. در کنار اعتماد، تخصص یا صلاحیت کاری پلیس، پویایی (میزان آرامش، فعال بودن، هندل بودن) و عینیت (تنگ نظری، روشنفکر بودن، به مردم نزدیک بودن) او نیز اهمیت دارد (10).

    مهم ترین فنون و روش هایی که پلیس می تواند بر کسب اقناع فائق آید، و مخاطبانش را همان گونه که می خواهد سامان دهی کند،عبارت است از: انتقال دوسویه پیام و اجتناب از به کارگیری روش های خطی و یک طرفه پیام، دوم، رسوخ آرام آرام در ذهنیت و عمق مخاطبان، و سوم تشکیل جلسات و گردهمآیی های مختلفی از تمامی گروه ها، سلیقه ها، احزاب و دسته های موافق و مخالف (برای مثال اگر بخواهیم در خصوص آسیب های شبکه های مجازی به بحث بپردازیم، حضور متخصصان شبکه، اینترنت بازها، موافقان و مخالفان شبکه ها، و...در کنار پلس الزامی است).

    «کارل هاولند» و «والتر وانيس» در يک آزمايش تجربی نشان دادند، مردم پیام هایی را که از سوي منبعی با قابليت بالا ابلاغ می گردد، بيشتر باور مي‌کنند تا همان مطلب از سوي يك منبع با قابليت قبول پايين تر. بر همین اساس احتمالا یک قاضی دادگاه جوانان بهتر می تواند عقاید مردم را در مورد جرایم و بزهکاری های جوانان تحت تاثیر قرار داده، یا وزیر بهداشت یک کشور بهتر می تواند موجب تغییر عقیده یا نگرش مردم نسبت به بیمه سلامتی شده و بالاخره یک هواشناس و پلیس راه کاربلد بهتر می توانند مردم را نسبت به خطراتی که آنان را در راه تهدید خواهد کرد، آگاه ساخته، سفر آنان را به تاخیر اندازد (ارونسون، 1366: 67-66).

    مراحل مختلفی برای اقناع مخاطبان وجود دارد که پلیس باید بدان ها توجه کند. نخست برد رسانه ای و تکنولوژیکی است (یعنی ابتدا باید پیام در سطح خاصی ارسال شود)، دوم، مبارزه و قائق آمدن بر موانع فرهنگی اقتصادی دریافت پیام از سوی مخاطب، سوم، تبدیل شیندن به گوش دادن پیام از سوی مخاطب (که فرآیندی ارادی، فعال، و هدف مند است)، چهارم، فهم پیام ارسالی پلیس از سوی مخاطب و سپس جذب  و درونی سازی پیام و بالاخره رسول سازی (یعنی بعد از پذیرش حرف پلیس، مخاطب خود عامل یا پیام اور پیام های پلیس شود). تمامی این بحث ها و مراحل هنگامی ارزشمند است که فرآیند فوق استمرار یابد. به همین سبب پلیس باید در هر زمان و شرایط، روش ها و شیوه های ارسال پیام خود را بازبینی، اصلاح و تغییر دهد تا جلب نظر کند، عناصر مزاحم و مخل را در ارسال پیام شناسایی کند، لنگریابی (Anchoring) کند، یعنی هر آنچه که باعث ماندن پیام در ذهن مخاطبان خود می گردد را بیابد و بر آنها تاکید کند.

    واژه های کلیدی: اقناع و پلیس، قانع کردن، خشنود کردن.

    ارجاعات:

    1- عمید، حسن (1381) فرهنگ فارس. تهران: امیر کبیر.

    2- سورین، و. و تانکارد، ج. (1381) نظریه های ارتباطات. ترجمه علی رضا دهقان. تهران: دانشگاه تهران. ص  235 .

    3- ساروخانی، باقر (1383) اقناع، غایت ارتباط. نامه علوم اجتماعی. شماره 23.صص 93 115.

    4- همان. ص 93 115.

    6- Bordens, K.S. & Horowitz, I.A. (2008). Social psychology (3 ed.). Freeload Press.

    7- Baumeister, R.F. & Bushman, B.J. (2008). Social psychology & Human nature (brief version). New York: Wadsworth.

    8- ارونسون، ا. 1386. . روانشناسی اجتماعی.  ترجمه حسین شکرکن. تهران، رشد. احمدی، حامد و پورشریفی، حمید (1392) نقش منبع خبري در اقناع افراد با تعدیل کنندگی نگرش به منبع خبري، جنسیت و عزت نفس. دوفصلنامه علمی  پژوهشی شناخت اجتماعی. سال دوم، شماره 3، بهار و تابستان .صص 7- 18.

    9- کریمی، یوسف ( 1387 ) روانشناسی اجتماعی. نظریه ها، مفاهیم و کاربردها. تهران: ارسباران// تانکارد و سورین، 1381.

     

    10- كازانو، ژان (1384) جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي. باقر ساروخاني و منوچهر محسني. تهران: اطلاعات.صص 102 108.

نظر شما