You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: اعتماد اجتماعی

    معرف

    1. معادل انگلیسی: Social Trust

    2. تعریف

    در فرهنگ لغت فارسی عمید، اعتماد مترادف با «تکیه کردن، متکی شدن و کاری را با اطمینان به کسی سپردن» آمده است (عمید، ذیل اعتماد) و در فرهنگ فارسی معین، اعتماد مترادف با «اطمینان، وثوق، باور و اعتقاد، تکیه کردن، متکی شدن به کسی و کاری را بی‌گمان به کسی سپردن» است (معین، ذیل اعتماد). اعتماد دلالت دارد بر میزان مقبولیت و کارایی و اعتمادی که مردم به نهادهای رسمی دولتی دارند؛ بنابراین میزان اعتماد برحسب نوع ارزیابی مردم از کارکنان ادارات، سازمان­ها و نهادهای مختلفی که در زندگی روزمره با آن­ها ارتباط دارند سنجیده می‌شود (زتومکا[1]، 1386: 45). میزان اعتمادی که مردم به نهادهای مختلف دارند در بین جوامع متفاوت است و در طی زمان دستخوش تغییراتی می‌شود (علی پور، 1388: 122).

    متن

    «اعتماد» پدیده یا مفهومی ذهنی بوده و اندازه‌گیری و به دست دادن تعریف از آن بسیار مشکل است؛ با این وصف «گیدنز[2]» اعتماد را اطمینان به قابلیت یک شخص و یا یک سیستم که خود بیانگر ایمان، پاکدامنی دیگران یا عشق به آن­هاست، دانسته است. «وایت[3]» اعتماد را معادل ایمان به مردم، «اینگلهارت[4]» قابلیت پیش­بینی رفتار افراد، و «پارسونز» آن را در ارتباط با نقش‌هایی که کنش­گران در جامعه به عهده گرفته و ایفا می‌کنند، تعریف کرده است. برای مثال ما به نظام سیاسی و سیاست­مداران اعتماد کرده، بدان‌ها رأی می‌دهیم و کار خود را به آنها می‌سپاریم، زیرا جامعۀ سیاسی اخلاقیاتی را به­منظور اجرای تعهدات و قول‌های داده شده تنظیم می­کند که سیاست­مداران بر اساس آنها، می‌دانند که چه انتظاری از آنان می‌رود و چه کارهایی را باید انجام دهند و چه کارهایی را نباید انجام بدهند. به باور «پارسونز» یک نظام منسجم در حقیقت نظامی است که کنش­گران در ایفای نقش‌های­شان قابل اعتماد باشند، چراکه این قابلیت «اعتماد متقابل» به میزان زیادی در نظم و ثبات سیستم کلان اجتماعی مؤثر است (چلبی، 1375: 328). «چلبی» اعتماد (عام) را حُسن‌ظن به تمامی افراد جامعه در روابط اجتماعی می­داند؛ حُسن‌ظنی که جدای از هرگونه تعلقات گروهی (نظیر تعلقات قومی، قبیله‌ای و دینی) بوده و عامل مؤثری در گسترش روابط درون گروهی به جای روابط برون گروهی است (چلبی، 1375: امیر کافی، 10:1374). این اعتماد تعمیم یافته و عام که در فرایند توسعة اجتماعی و بسط روابط بین گروهی شکل می‌گیرد، زمینة احساس مسئولیت، مشارکت و تعادل اجتماعی را فراهم می‌کند (عظیمی هاشمی، 1373: 38).

    کهلبرگ[5]، اعتماد  را پیروی از قواعد فوق فردی، قانونی و عمل بر طبق انتظارات دیگران میداند. کلمن[6] اعتماد کردن را به­معنی قرار دادن منابع در اختیار کسانی که این منابع را برای استفادۀ خود یا اعتمادکننده یا هر دو به­کار می‌برند، تعریف می‌کند. زتومکا، اعتماد را کارآمدی عمومی در ایجاد توانایی برای همکاری، ارتباط، خلاقیّت، تحمل، سرمایه اجتماعی و نظایر آن می‌داند. به اعتقاد جانسون[7] اعتماد یک خصیصه شخصیتی نیست و جنبه‌ای از روابط است که مدام در حال تغییر است، رابطۀ مبتنی بر اعتماد واجد شرایط زیر است: 1. صداقت؛ 2. صراحت؛ 3. سهیم کردن؛ 4. تمایلات همکاری‌جویانه؛ و 5. اطمینان.

    لذا زمانی می‌توانیم بگوییم که فرد اعتماد دارد که ویژگی‌های فوق را در رابطۀ خود با دیگران نشان دهد. برخورد قاطع پلیس با مجرمان، حضور به­موقع پلیس در محل جرم، احساس آرامش مردم، کاهش آمار جرائم و مجرمان و کاهش میزان ناامنی در جامعه، از عواملی هستند که می‌تواند در مردم احساس اعتماد به پلیس ایجاد کند.

    به همین دلیل اگر کسی در رفتار اطرفیان، همکاران، دوستان و همکلاسی‌هایش صادق، درستکار، بدون سوء تفاهم و در یک کلام حُسن­ظن داشته باشد، مسلماً نسبت به آنها صداقت و صراحت هم خواهد داشت. در این صورت است که میزان همکاری و اطمینان به یکدیگر افزایش یافته، سطح مشارکت اجتماعی گسترش می‌یابد. درمقابل زمینۀ احساس منفی (سوءظن به جای حُسن‌ظن) یکی از موانع اساسی ایجاد فضای اعتماد و همکاری است؛ بنابراین برای جلب اعتماد و فرایند مصالحه، نه­تنها به حداقل رساندن احساسات و ادراکات منفی، بلکه به حداکثر رساندن احساسات مثبت نیز ضروری است. بر همین اساس، چلبی، اعتماد اجتماعی را بیش از هر چیز، تابع تعاملات اظهاری (احساسات و عواطف مثبت توأم با حُسن‌ظن افراد به یکدیگر، فارغ ازحسابگری و ملاحظات اقتصادی) می‌داند (امیر کافی، 1374: 123 و 113؛ چلپی، 1375: 329)، که گافمن[8] تظاهرات بیرونی آن را در ظاهر فرد، قیافه، حالت‌های چهره، اشارات، حرکات بدن، رفتار و منش بازیگران نقش جست­وجو می‌کند (اسکید مور[9]، 1372: 165؛ گیدنز،111:1373).

    با توجه به مباحث یادشده، هرچه نیروهای پلیس خصوصیات فردی و اجتماعی مطلوب‌تری داشته باشند (از قبیل ارتباطات و تعامل مؤثر، آداب و معاشرت اجتماعی، ظاهر، قیافه، رفتار و منش) اعتماد دیگران به آن­ها بیشتر جلب می‌شود و هرچه از این امر فاصله بگیرند به همان نسبت از میزان اعتماد اجتماعی کاسته می‌شود (زتومکا، 1384: 53).

     

    اهمیت و ضرورت اعتماد اجتماعی: به نظر پیوتر زتومکا، جوامع معاصر ویژگی‌هایی دارند که باعث برجستگی پدیده اعتماد می­شود. نخست آن که ما از جوامع مبتنی بر سرنوشت به سوی جوامعی حرکت می‌کنیم که تحولشان به‌وسیلۀ عامل انسانی و اعتماد به یکدیگر است؛ دوم، دنیای ما به‌شدّت دارای وابستگی متقابل شده است. به همان اندازه که وابستگی‌مان به تعاون و همکاری دیگران رشد یافته، به همان میزان اعتماد به اطمینان آنها اهمیت پیدا کرده است؛ سوم، گسترش نظام تمایز و ازدیاد نقش‌های پیوسته باعث افزایش ناپایداری در نقش‌ها و ابهام در انتظارات نقش شده، از­این­رو امکان بیشتری برای بحث اعتماد به‌عنوان صورتی از روابط اجتماعی میسر شده است؛ چهارم، زندگی اجتماعی (جدید) تهدیدهای گسترده و جدیدی دارد و آنچه را که خود ساخته است در معرض خطر قرار می‌دهد. برای رویارویی با افزایش آسیب‌پذیری در جامعه مخاطره‌ای به انباشت و ذخیره اعتماد نیاز است؛ پنجم، افزایش انتخاب‌های موجود در جهان، قدرت پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات مردم را کاهش داده است. برای اینکه کنش‌ها و تصمیمات، امکان بیشتری را برای تنظیم شدن با گزینه‌ها و انتخاب‌های دیگران داشته باشد، اعتماد اهمیت فزاینده‌ای خواهد داشت؛ ششم، بخش‌های بزرگی از دنیای اجتماعی معاصر برای اعضایش غیرشفاف و مبهم است. پیچیدگی نهادها، سازمان‌ها و نظام‌های فن‌شناختی و گسترش جهانی حوزۀ عملیاتی‌شان آنها را به‌شدّت برای مردم و حتی کارشناسان، غیرقابل شناخت ساخته است، به­طوری­که اغلب بیش از هر زمان دیگر مجبور به عمل در تاریکی هستیم. اعتماد راهبردی ضروری برای رویارویی با ابهام و تیرگی محیط اجتماعی‌مان است. بدون اعتماد قادر به انجام هیچ عملی نیستیم؛ هفتم، ویژگی جامعۀ معاصر در رشد و ناشناختگی کسانی است که بهزیستی ما وابسته به کنش و عمل آنهاست. در موارد بی‌شماری به کارایی، مسئولیت و نیّت خیر دیگران که ناشناخته هستند اعتماد می‌کنیم. هیچ ابزاری نمی‌تواند این حفره و شکاف گمنامی را از میان بردارد، مگر اینکه به اعتماد متوسل شویم؛ و بالاخره اینکه برای کنار آمدن با حضور فراگیر غریبه‌ها، که از ویژگی‌های دنیای معاصر است، اعتماد یک منبع ضروری می‌باشد (زتومکا، 1386: 2).

    ویژگی‌های اعتماد اجتماعی: اعتماد اجتماعی، فرایندی پیچیده و درعین حال ظریف و شکننده است (کلمن[10]، 1377: 273؛ گیدنز، 1373: 32). چنان­که «اسپرلیک[11]»  بر این باور است که یک کنش­گر اجتماعی (مثلاً یک پلیس یا یک معلم) می‌تواند اعتبار خود را در یک ثانیه کاهش دهد، اما شاید سال‌ها وقت و میلیون‌ها عمل و اقدام لازم داشته باشد تا اعتماد از دست رفته را بازگرداند. بدین ترتیب اعتماد پدیده­ای است که هر لحظه ممکن است با یک حرکت ویران شود. شما ممکن است که بتوانید فردی را به اطاعت وادار کنید، اما مطمئناً نمی‌توانید به‌اکراه در درون او نفوذ کرده، از او بخواهید که به شما اعتماد کند، و شما را فردی شایسته بداند.

    رهیافت‌های نظری اعتماد اجتماعی: در بررسی پیشینۀ جامعه‌شناختی اعتماد به سه رهیافت فکری جامع برخورد می‌کنیم که عبارت است از: 1. روان‌شناسی اجتماعی؛ در این حوزه اعتماد به‌عنوان ویژگی فردی مطرح می‌شود و بر احساسات، عواطف و ارزش‌های فردی تأکید می‌شود و در بررسی اعتماد، نظریۀ شخصیت و متغیرهای فردی مورد توجه قرار می‌گیرد؛ 2. جامعه‌شناختی؛ در این رهیافت اعتماد را به‌عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم‌سازی می‌کنند. اعتماد در این دیدگاه بیشتر به‌عنوان یک ویژگی جمعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این شیوه، سیستم‌ها یا نظام‌های با درجه اعتماد بالا یا پایین ارزیابی می‌شوند؛ 3. رهیافت ترکیبی؛ رهیافت سوم در مقابل دو رهیافت دیگر، بر توانایی بالقوه اعتماد اجتماعی در پر کردن شکاف میان سطوح خرد و کلان در نظریۀ اجتماعی تأکید می‌کند (اوفه[12]، 1384: 208). این نوع برداشت از اعتماد،  این توانایی را به ما می‌دهد، که نشان دهیم چگونه اعتماد در سطح فردی با اعتماد در سطح کلان که انتزاعی‌تر است رابطه برقرار می‌کند؛ مثلاً یک تماس مثبت با یک پزشک محلی ممکن است اطمینان ما را به نظام گسترده‌تر پزشکی افزایش دهد و برعکس (امیر کافی، 1380: 11).

    نظریه‌های اعتماد اجتماعی. مبانی نظری اعتماد را می‌توان در سه سطح «کلان، میانه و خُرد» دسته­بندی کرد. سطح خرد؛ شامل اعتماد به اشخاص در گروه‌های اولیه مثل خویشاوندان، خانواده و دوستان، اعتماد در سطح میانی یا اعتماد تعمیم‌یافته، شامل اعتماد به اشخاص و گروه‌ها به‌طور عام و همچنین اعتماد در سطح کلان؛ شامل اعتماد به نهادها، سازمان‌ها و حاکمیت می‌شود. در «سطح خُرد» مهم‌ترین نظریه پرداز، «جیمز کلمن» است که کنش اجتماعی را بر اساس رفع نیاز، بده بستان‌های اجتماعی تبیین می‌کند. به باور وی در اعتماد حداقل دو جزء وجود دارد؛ اعتمادکننده و اعتماد­شونده. در روابط اجتماعی هم می‌توان اعتماد­کننده بود و هم اعتماد­شونده (کلمن، 1377: 271). در «سطح میانه» شاخص‌ترین نظریه پرداز، «گیدنز» است که به­عقیده او اعتماد بلاواسطه با مفهوم ساختار و نهاد از یک­سو وخصلت جامعه مدرن از سوی دیگر مرتبط است. از نظر او نظام‌های تخصصی جوامع مدرن و امروزی وابسته به اعتماد هستند. و بالاخره اعتماد در سطح کلان با «فوکویاما»[13] شناخته می‌شود. او با نوعی رویکرد اقتصادی به موضوع اعتماد می‌پردازد و مبنای نظری و کانون توجه وی بر حفظ سرمایه اجتماعی به‌عنوان مجموعه معینی از هنجارها و ارزش‌های غیر رسمی و اعضای گروه که با یکدیگر همیاری و همکاری دارند، تمرکز یافته است (فوکویاما، 1379: 49).

    کارل مارکس[14] با زیر بنا قرار دادن شرایط مادی تولید به شکل‌گیری روابط اجتماعی برخاسته از آن اشاره کرد و روابط را در قالب طبقات اجتماعی و مبارزات انقلابی مطرح ساخت. دورکیم[15] نیز در بُعد ساختاری بر محوریت اجتماع برای ایجاد سرمایه اجتماعی و انواع آن تأکید کرده و با گونه‌های همبستگی اجتماعی مکانیکی و ارگانیکی درصدد تحلیل روابط اجتماعی بر­آمده است (دورکیم، 1369: 86). جورج زیمل[16] با مباحث مبادله و شکل‌گیری تعاملات اجتماعی در اجتماعات کوچک و بزرگ از سرمایه اجتماعی و به­ویژه بعد شبکه روابط اجتماعی سخن به میان آورده است. این نگاه، در نظریۀ «مبادله» هومنز[17]، در قالب رفتارهای مبادله‌ای و مبتنی بر سودمندی متقابل مطرح شده است. ماکس وبر[18]، جامعه‌شناس آلمانی، در روابط و تعاملات اجتماعی به جنبه‌های فردی پرداخته و در قالب کنش اجتماعی بر عناصری چون تکلیف، احساس تعهد، عقلانیّت و... تأکید کرده است.  پارسونز[19] بر این باور بود که در اجتماعات سنتی نوع سنتی سرمایه اجتماعی و در اجتماعات مدرن نوع جدید آن شکوفا می‌شود. به نظر بوردیو[20]، سرمایه اجتماعی «مجموع منابع بالفعل و یا بالقوه‌ای را در بر می‌گیرد که به مالکیت یک شبکه پایدار متصل است» (بوردیو،248:1986). رابرت پاتنام[21] (2000) هم همانند کلمن و بوردیو، سرمایۀ اجتماعی را از دیگر انواع سرمایه‌ها متمایز می‌کند و از آن به­عنوان سازمانی اجتماعی متشکل از شبکه روابط و کنش‌های آگاهانه و اعتماد اجتماعی یاد می‌کند (پاتنام، 2000). فوکویاما در مباحث خود به عوامل مؤثر بر ذخیره سرمایه اجتماعی در یک جامعه می‌پردازد و معتقد است که عوامل، نه بر همبستگی گروهی، بلکه به شیوۀ برقراری ارتباط آنها با افراد خارج از گروه خود مربوط می‌شود (فوکویاما، 1379: 23).

    بر همین اساس مهم‌ترین کارکردهای اعتماد اجتماعی عبارت است از: افزایش مشروعیت حکومت و در نتیجه پلیس، پذیرش و درک دیگران، افزایش کنش جمعی، افزایش هویت جمعی، افزایش احساس امنیّت و... .

    در یک تقسیم­بندی، می‌توان اعتماد را به چهار دسته تقسیم کرد: اعتماد بنیادین[22] (نگرشی است که فرد به خود و دنیای پیرامون خود دارد و موجب تقویت این احساس می‌شود که افراد و امور دنیا قابل اعتماد و دارای ثبات و استمرار هستند)؛ اعتماد بین شخصی[23] (شکلی از اعتماد که در روابط چهره به چهره خود را نشان می‌دهد)؛ اعتماد تعمیم­یافته[24] (داشتن حُسن‌ظن به اکثریت افراد جامعه جدای از تعلق آنها به گروه‌های قومی و قبیله‌ای) و اعتماد به نظام اجتماعی (شکل دیگری از اعتماد که متوجه ساختارهای غیرشخصی بوده و خود از دو نوع اعتماد نهادی و اعتماد مدنی یا انتزاعی تشکیل شده است) (امیرکافی، 1380: 4؛ گیدنز، 1378: 23؛ زتومکا، 1386: 2). یافته‌ها نشان می‌دهد اعتماد با مقولاتی مانند میزان فساد در دستگاه دولتی و ارزیابی مردم از آن، عدالت اجتماعی، عدالت توزیعی و قضایی، توسعۀ اقتصادی و تکثر قومی و فرهنگی رابطه دارد (اینگلهارت، 1374: 189).

    کارکردهای اعتماد (و بی‌اعتمادی) در جامعه. به نظر زتومکا اعتماد امری نسبی است و اعتماد کردن به­طور مطلق امر مثبتی نیست. اعتماد کردن و یا بی‌اعتمادی بسته به اینکه مناسب و یا نامناسب باشد می‌تواند دارای کارکردهایی به شرح جدول زیر باشد (بختیاری، 1389: 24).

     

    اعتماد اجتماعی و اسلام: اعتماد یعنی تکیه کردن بر دیگری، واگذارکردن کار به کسی، سپردن چیزی را به کسی، وثوق و اطمینان. در بررسی منابع اسلامی اصطلاحاتی همانند ثقه، اطمینان، توکل و مشتقات آن­ها با اندکی تفاوت، در مفهوم اعتماد به­کار رفته است (شمسی، 1393). بخش عمده‌ای از نظریه سرمایه اجتماعی مبتنی بر بحث اعتماد است و به‌طور­کلّی اعتماد، شاخص مناسبی برای پیوندهای مثبت و متقابل است و به­همین­دلیل مهم‌ترین شاخص سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود. روابط میان انسان‌ها به­شدّت، به قراردادها، پیمان‌ها و تعهداتی وابسته است که کنش­گران اجتماعی به یکدیگر دارند؛ بنابراین وفای به عهد و پیمان از عوامل مؤثر بر تقویت اعتماد در روابط میان افراد است. علاوه‌برآن، امانتداری، اخلاص، صداقت، تقوا، و پرهیز از تجاوز، اذیت و رساندن ضرر به دیگران از اصول مورد تأکید در اخلاق اسلامی است که تأثیر بسزایی در ایجاد اعتماد میان افراد و گروه‌ها دارد (فصیحی، 1386).

    حُسن‌ظن یکی دیگر از فضایل اخلاقی است که در اخلاق اسلامی مطرح می‌شود. مسلمانان بر اساس تعالیم قرآن باید به دیگران حُسن‌ظن داشته باشند. در اسلام، حُسن‌ظن و اعتماد به سایر مسلمانان یک اصل است. در این خصوص می‌توان به قواعد فقهی مانند «قاعده سوق المسلمین»، «قاعده اصاله الصحه» و «قاعده ید» اشاره کرد.

    یکی از عوامل کاهش اعتماد در میان مردم یک جامعه تفاوت‌های قومی و زبانی است (زاک و کاناک[25]، 2001). تعصبات قومی، نژادی و زبانی، اعتماد را در میان افرادی که نژاد یا زبان متفاوتی دارند، کاهش می‌دهد. اسلام با هرگونه قوم‌گرایی و نژادپرستی مبارزه می‌کند و تفاوت‌های قومی و زبانی را اسباب شناخت جوامع بشری می‌داند و تنها درستکاری و پرهیزکاری را به­عنوان ارزش و دلیل برتری انسان‌ها معرفی می‌کند («وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»[26]). اسلام محبت و برادری (اصل اخوت) را جایگزین تعصب و قوم‌گرایی می‌کند («إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُمْ[27]». و اعتماد را به بالاترین میزان ممکن می‌رساند. خداوند در آیات «۱۰۳ سوره آل عمران و ۶۳ سوره انفال» مسلمانان را به وحدت و الفت دعوت می‌کند. در آیات ۱۱ و ۱۲ سوره حجرات نیز مسلمانان از مسخره‌کردن، دادن القاب زشت، سوءظن، تجسس و غیبت کردن، که همگی تأثیر منفی بر روابط میان آنها و کاهش اعتماد دارد، نهی شده‌اند.

    وضعیت اعتماد اجتماعی در ایران: پژوهش‌های فراوانی دربارۀ اعتماد اجتماعی در گذشته و حال انجام شده است[28]. برای مثال، مقایسه نتایج پژوهشی با عنوان «پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» که در دو نوبت در سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۲ انجام شد، نشان می‌دهد شاخص اعتماد اجتماعی در بسیاری از زمینه‌ها مطلوب نیست، بلکه یک روند کاهشی را نیز دنبال می‌کند. نتایج پژوهش بالا نشان می‌دهد که اعتماد جامعه به حکومت طی 10 سال گذشته کاهش یافته است. بعد از خانواده (که بالاترین اعتمادهاست) بیشترین اعتماد به «اقوام» است و بعد از آن، به «دوستان» و در آخر به «حکومت». بر این اساس یافته‌ها ما را دربارۀ یک بحران اعتماد اجتماعی در ایران هوشیار می‌کند. این بحران، سطح خاصی ندارد و فقط مخصوص جامعه یا حکومت نمی‌شود و در میان گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی نیز وجود دارد؛ مثلاً حدود دو سوم پاسخگویان در همین تحقیق (پیمایش ملی ارزش و نگرش‌ها، 1353، 1379 و 1383) بیان کرده‌اند که به «مردم» اعتماد ندارند، درحالی‌که این عدد، در سال ۵۳ حدود ۴۵ درصد بوده است. کاهش اعتماد اجتماعی را در طول سه دهه به‌صورت تشدید یافته‌ای می‌شود دید. بی‌اعتمادی در میان زنان بیشتر از مردان است (پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، 1379 و 1383؛ واردی و همکاران، ۱۳۹۳).

    آنچه از مجموع این تحقیقات نمایان است، این است که اعتماد اجتماعی در بین مردم وضعیت مطلوبی ندارد. محققان، اعتماد بین شخصی و گروهی در ایرانیان را در سطح بالا و اعتماد در سطح میانی و نهادی یا عام را در حد متوسط و پایین‌تر از آن و در حال فرسایش ارزیابی کرده‌اند. با این وصف نتایج بسیاری از یافته‌ها در ایران نشان می‌دهد که خوشبختانه جامعۀ ایران هنوز سطح قابل‌قبولی از اعتماد اجتماعی به‌خصوص در سطح خرد را در اختیار دارد که می‌توان از آن برای افزایش اعتماد در سطوح متوسط و کلان بهره گرفت. تقویت جامعه مدنی شامل سازمان‌های مردم‌نهاد و داوطلبانه و اتحادیه‌ها و انجمن‌های صنفی و تشکلات مردمی به‌عنوان پلی بین حاکمیت و توده مردم، می‌تواند در افزایش سطح اعتماد اجتماعی مؤثر باشد.

    پلیس و اعتماد اجتماعی: اعتماد، مهم‌ترین عامل در روابط اجتماعی و جذب همکاری و همیاری عمومی با پلیس محسوب می‌شود (فاضلی و نامدار، 1389). «اعتماد» به­عنوان اساس و جوهره روابط اجتماعی و به­مثابه ارزشمندترین و مهم‌ترین مؤلفه سرمایه اجتماعی است که اهتمام در برآورد میزان و افزایش آن در بین مردم برای نیروی انتظامی با عنایت به گستردگی و تنوع مأموریت‌ها می‌تواند به مشارکت بیشتر مردم برای تأمین نظم و امنیّت اجتماعی منجر شود و چراغی فراروی مسئولان ناجا برای ارائه خدمات بهتر باشد (حسین­زاده و عنبری، 1389). یافته‌های برخی تحقیقات نشان می‌دهد بین اعتماد اجتماعی و موفقیت سازمانی پلیس، ارتباط معناداری وجود دارد. همراهی و همکاری پلیس در مسائل اجتماعی و حضور آن­ها در مشکلات عمومی مانند ارائه خدمات اجتماعی، کمک به زلزله­زدگان و سیل زده‌ها و اقدامات فراسازمانی آنها، راه را برای افزایش اعتماد اجتماعی باز می‌کند. در تحقیقات مشخص شد که در مقایسه با پنج نهاد سیاسی کشور (مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، قوه قضائیه و قوه مجریه) اعتماد مردم به آینده پلیس که وظیفه­اش حفظ نظم و امنیّت کشور است، و اینکه بتواند مسائل جامعه مربوط به خود را حل کند، بیش از سایر نهادها بود (شایگان، 1387). مقایسه میان پیمایش‌های قبلی نشان می‌دهد که تا اواخر دهۀ 80 شمسی میزان اعتماد به نیروی انتظامی در حال افزایش بوده است؛ تا جایی که این نسبت بالاتر از روحانیّت، قضات، روزنامه­نگاران، کاسبان و بازاریان بوده است (زین­آبادی، 1387: 53). علاوه بر این، فرمانده ناجا با اشاره به اینکه اعتماد مردم به ناجا در استان‌ها افزایش پیدا کرده است گفت: روزبه‌روز محبوبیت ناجا بین مردم بیشتر می‌شود و «مدارا با مردم» گفتمان نیروی انتظامی است[29]. برای صحت این ادعا ما منتظر نتایج تحقیقات در پیمایش‌های دوره سوم و چهارم هستیم.

    کلیدواژه‌ها: پلیس، اعتماد اجتماعی، صداقت، صراحت، اطمینان.

    منابع

    -         امیر کافی، مهدی (1374). اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن، پایان­نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ پژوهشگری علوم اجتماعی، دانشگاه شهید بهشتی.

    -         امیر کافی، مهدی (1380). «اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن»، فصل­نامۀ نمایه پژوهشی. سال پنجم، شماره 18.صص 1-2.

    -         اوفه، کلاس (1384). «چگونه به شهروندان اعتماد کنیم»، از کتاب سرمایه اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه به­کوشش کیان تاج‌بخش، ترجمۀ حسن پویان و افشین خاکباز، تهران: شیرازه.

    -         اینگلهارت، رونالد (1374). تحول فرهنگی در جوامع بشری، ترجمۀ مریم وتر. تهران: کویر.

    -         بختیاری، مهدی (1389). بررسی اعتماد اجتماعی و برخی عوامل مؤثر بر آن، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان.

    -         چلپی، مسعود (1375). جامعه­شناسی نظم: تشریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی. تهران: نشر نی.

    -         حسین­زاده علی حسین و علی عنبری (1389). «تبیین جامعه­شناختی میزان اعتماد مردم به پلیس در برخورد با یک مسئله اجتماعی در شهر اهواز»، مطالعات امنیّت اجتماعی، دورۀ جدید، شماره 24، صص 161 190.

    -         دورکیم، امیل (1369). درباره تقسیم کار اجتماعی، ترجمۀ باقر پرهام، بابل: کتابسرای بابل.

    -         زتومکا، پیوتر (1384). نظریۀ جامعه‌شناختی اعتماد، ترجمۀ غلامرضا غفاری گلابی، تهران: شیرازه.

    -         زین ابادی، مرتضی (1387). «بررسی وضعیت اعتماد در جامعه ایران و راه‌های بازسازی آن»، پژوهش­نامه، شمارۀ 16 (ویژه­نامه اعتماد اجتماعی)، پژوهشکدۀ تحقیقات استراتژیک، صص 32- 65.

    -         شمسی، مراد (1393). ررسی مفهوم اعتماد از نظر اسلام، کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی، قم، مرکز راهبری مهندسی فرهنگی شورای فرهنگ عمومی استان بوشهر، https://www.civilica.com/Paper-ICCRT01-ICCRT01_0824.html

    -         عظیمی هاشمی، مژگان (1373). عام گرایی و عوامل مؤثر بر آن. پایان­نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ پژوهشگری علوم اجتماعی، دانشگاه شهید بهشتی.

    -         علی‌پور، پروین و محمد جواد زاهدی و ملیحه شیانی  (1388). «اعتماد و مشارکت، بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت در شهر تهران»، مجلۀ جامعه‌شناسی ایران، دورۀ دهم، شمارۀ 2.صص 109- 135.

    -         عمید، حسن (1379). فرهنگ لغت فارسی عمید، تهران: امیر کبیر.

    -         فاضلی، حبیب­الله و علی نامدار (1398). «نقش اعتماد اجتماعی در کارآمدی نهادی ناجا»، فصل­نامۀ علمی منابع انسانی ناجا. دورۀ 10، شمارۀ 56. صص 105-126.

    -         شایگان، فریبا (1387). «بررسی میزان اعتماد مردم به پلیس»، دانش انتظامی، شمارۀ 39.صص 39-59.

    -         فصیحی، امان‌الله (1386). «دین و سرمایه اجتماعی»، نشریه معرفت، شمارۀ ۱۲۳.صص 79- 100.

    -         فوکویاما، فرانسیس (1379). پایان نظم؛ سرمایۀ اجتماعی و حفظ آن، ترجمه غلام­عباس توسلی، تهران: جامعه ایرانیان.

    -         کلمن، جیمز (1377). نظریه‌های بنیادین جامعه­شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

    -         گیدنز، آنتونی (1373). جامعه­شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران: نی.

    -         گیدنز، آنتونی (1378). تجدّد و تشخص، ترجمۀ ناصر موفقیان، تهران: نی.

    -         معین، محمد (1377). فرهنگ فارسی معین. تهران: انتشارات امیرکبیر.

    -         واردی، سیده شایسته و همکاران (۱۳۹۳). «ارزیابی وضعیت اعتماد در جامعه ایران»، دومین کنفرانس بین‌المللی مدیریت چالش­ها و راهکارها، شیراز، مرکز همایش‌های علمی همایش نگار.

    https://www.civilica.com/Paper-ICMM02-ICMM02_812.html

    -  وزارت فرهنگ، هنر و ارتباطات (1379). پیمایش ارزش‌ها و نگرش ایرانیان. تهران: دفتر طرح‌های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

    -  وزارت فرهنگ، هنر و ارتباطات (1383). پیمایش ارزش‌ها و نگرش ایرانیان. تهران: دفتر طرح‌های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

    - وزارت فرهنگ، هنر و ارتباطات (1383). پیمایش ارزش‌ها و نگرش ایرانیان: اعتماد به نیروی انتظامی: نتایج پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (موج اول و دوم). تهران: دفتر طرح‌های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

    -  Zak and Knack، S (۲۰۰ I)، Trust and Growth، Economic Journal، ۲۹۵- ۳۲۱.

    -  Putnam, r.d(2000)bowling alone;the collapse and revival of american community.newyork:simon and Schuster.

    منابع برای مطالعه بیشتر

     

    -          Grootaert, Christian and bastelaer(2002).the role of social capital in development:an empirical assessment.uk:Cambridge university press.

    - Putnam, r.d(2000)bowling alone;the collapse and revival of american community.newyork:simon and Schuster.

    -  جبّه­دار، علیرضا و عبدالرضا ساویز و جواد رضایی (1387). «اعتماد بین پلیس و مردم: تأثیر دفتر نظارت همگانی تهران بزرگ در اعتمادسازی بین پلیس و مردم»، فصل­نامۀ مطالعات مدیریت انتظامی، سال سوم، شمارۀ دوم، صص 141 - 155.

    -  محسن تبریزی، علیرضا (1380). «بررسی مفهوم اعتماد با رویکرد روان­شناختی اجتماعی»، نمایه پژوهش، سال پنجم، شمارۀ 18.صص 3-8.

    -  محمدی شکیبا، عباس (1375). بررسی عوامل مؤثر بر میزان اعتماد اجتماعی دانشجویان به اشغال­کنندگان پایگاه اجتماعی درون دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی، پایان­نامۀکارشناسی ارشد رشتۀ جامعه­شناسی، دانشکده علامه طباطبایی.



    [1] Ztomka

    [2] Giddens

    [3] White

    [4] Inglehart

    [5] Kohlberg

    [6] Coleman

    [7] Johnson

    [8] Goffman

    [9] Acid Moore

    [10] Coleman

    [11] Spray

    [12] Ove

    [13] Francis Fukuyama

    [14] Karl Marx

    [15] Durkheim

    [16] George Simmel

    [17] Hummins

    [18] Max Weber

    [19] Parsons

    [20] Bourdieu

    [21] Robert Putnam

    [22] Basic trust

    [23] Interpersonal trust

    [24] Generalized trust

    [25] Zak and Knack، S

    [26] حجرات/ آیه ۱۳.

    [27] حجرات/ آیه ۱۰.

    [28] رجوع شود به فصل­نامۀ نمایه پژوهش. سال پنجم شماره 18. تابستان 1380: شماره مذکور ضمن آن که ویژه­نامة اعتماد اجتماعی است و حاوی مقالات متعددی در این خصوص می‌باشد؛ مشتمل بر معرفی بیش از یک­صد عنوان کتاب، طرح پژوهشی، رساله، پایان­نامه و مقاله در حوزه‌های یاد شده است که در عمدة کشورهای جهان اجرا و تألیف شده است.

    [29] https://www.farsnews.com/news/13970928در دیدار با آیت­الله فلاحتی و خبرگزاری تسنیمhttps://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/07/12/


     

نظر شما