You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان مدخل:      انسجام اجتماعی

    معرف:

    1-    معادل انگلیسی : Social Solidarity

    2-    تعریف

     

    تعریف: انسجام، مصدر است به معنی روان بودن و روان شدن. 2- منظمشدن و باهم جور شدن (معین، 1371). اجتماعی نیز صفت منسوب به اجتماع، مقابل فردی. 1- کاری که به اجتماع و به همگان بستگی داشته باشد آنچه مربوط به گروهی باشد که با هم زندگی می­کنند، مانند مؤسسات فرهنگی، بهداشتی، اقتصادی، سیاسی، تعاونی و مانند آنها. 3- کسی که با آداب و رسوم همگانی آشنا و دمساز است. 4 - طرفدار اجتماع یا کارهای اجتماعی؛ کارهایی که به ­سود اجتماع مردم صورت می ­گیرد (بیرو، 1366: 244).

    متن:

     انسجام اجتماعی مفهومی است که از سوی دورکیم[1] برای نخستین بار در کتاب «تقسیم کار اجتماعی (دورکیم، 1369: 176) » با تأکید بر دو مفهوم انسجام مکانیکی و ارگانیکی مطرح شد (کوزر[2]، 1377: 119). برای مثال وی بر این باور بود که هر چه میزان انسجام اجتماعی بالاتر و قوی­تر باشد، به همان نسبت میزان خودکشی در جامعه کمتر خواهد بود و برعکس هر چه میزان انسجام اجتماعی پايین­تر و ضعیف­تر باشد، به همان نسبت میزان خودکشی در جامعه بیشتر خواهد بود. انسجام يا همبستگي[3] اجتماعي معمولاً مفهومي را مي­رساند كه بر پايه آن در سطح يك گروه يا يك جامعه، اعضا به يكديگر وابسته ­اند و به طور متقابل نيازمند يكديگر. انسجام اجتماعي همچنين نوعي احساس ارتباط، گرايش و تعامل با ديگران است و منظور از آن «احساس مسئوليت متقابل بين چند نفر يا چند گروه است كه از آگاهي و اراده برخوردار باشند(بیرو، 1366: 400). انسجام اجتماعي در اين معنا، در واقع احساس همبستگي، پيوند و تعهد عاطفي است كه اعضاي جامعه نسبت به يكديگر دارند (زیری، 1383: 118).

     

    اين برداشت از انسجام كه به برداشت روان­شناسان اجتماعي از اين مفهوم نزديك است، آن را عمدتاً به صورت احساس نزديكي عاطفي با افراد ديگر تعريف مي­ كند. اما به نظر مي­رسد، انسجام اجتماعي مفهومي فراتر از احساس نزديكي با ارتباط عاطفي افراد با يكديگر باشد و در واقع ­بايد چيزي باشد كه بر ماحصل اين احساس نيز دلالت كند.

    طبق آنچه عموماً در جامعه ­شناسي از مفهوم انسجام اجتماعي مستفاد مي­شود، اين مفهوم به درجه يا نوع همگرايي يك جامعه و در واقع، به پيوندها و روابطي كه اعضاي يك جامعه يا گروه را به يكديگر مرتبط مي سازند، اشاره دارد (افروغ، 1378). هکتر[4] (1987) مفهوم انسجام اجتماعي را با سطح، مقدار يا شدت همكاري اعضاي گروه در راستاي دست يابي به اهداف جمعي مرتبط مي­داند (ویدگرین[5]، 1997: 33). دیگر جامعه شناسان نیز آن را در کل «ناظر بر میزان و الگوي رابطه متقابل بين كنشگران، گروه ­ها و خرده فرهنگ­ هاي تمايز يافته (افروغ، 1378) می­ دانند. برای نمونه دورکیم بر پيوستگی يا همبستگی ترتيبات اجتماعی (با تأکید بر خانواده و اعتقادات دینی) تأکيد کرده است (گرب[6]، 1373: 99). «انسجام اجتماعي» از موضوعاتي است كه از آغاز نظريه پردازي­هاي اجتماعي، همواره مورد توجه جامعه شناسان بوده است. نظريه پردازان علوم اجتماعي، خصوصاً جامعه شناسان پيشكسوت و بزرگي چون دوركيم، تونيس و پارسونز، اين مفهوم را در كانون نظريه پردازي خود قرار داده و به آن توجه ويژه اي داشتند. هم اینک نیز مفهوم انسجام اجتماعي، اهميتِ محوري خود را در مباحث مهم جامعه شناسي حفظ كرده است، به طوري كه دومعيار غالب در جامعه شناسي، يعني «نظم گرايي[7]» و «ستيزگرايي[8]» و مباحث اخير آنها، هرگز خالي از اين مفهوم و مناقشات مرتبط با آن نبوده است. نظريه كاركردي در جامعه شناسي، براي موضوع «انسجام اجتماعي» جايگاهي محوري و بنيادي قائل است و اساساً دوام و پايداري جامعه را بدون آن ناممكن مي­داند. موضوع انسجام اجتماعي در اين نظريه­ها، همواره با مباحث مربوط به نهادهاي اجتماعي، (و البته پلیس به عنوان یک نهاد اجتماعی) همراه بوده است؛ چرا كه در اين نظريه­ها، نهادها و نهاد پلیس، عنصري مهم و حياتي براي نظم و امنیت و در نتیجه حفظ انسجام اجتماعي محسوب مي­شود. نهاد پلیس همراه و در کنار سایر نهادهای اجتماعی (با ایجاد ارتباط میان مردم و نظام اجتماعی) در دوام و بقای جامعه نقشی تعیین کننده دارد. در واقع می توان گفت که پلیس در تعامل با اكثریت قریب به اتفاق جامعه علیه ناهنجاری‌های اجتماعی، جرم و بزهكاری بسیج می‌شود و این اقدام، انسجام اجتماعی را به همراه دارد. در این رویكرد امنیت يك فرایند است و تعریف آن در برآیند تعامل و تعاون اجزای مختلف اجتماع است. از این منظر پلیس برای مردم، در خدمت مردم و به كمك مردم با افزایش كارآیی و توانمندی‌های خود می‌كوشد تا پاسخ­گوی نیازهای امنیتی و انتظامی جامعه باشد. سازوكار او در این اقدامات بهره‌گیری از دانش و راهكارهای مرتبط با علوم اجتماعی، روان ­شناسی، حقوق و علوم ارتباطات بوده و از برخورد فیزیكی، صرفاً در شرایط خاص و بنابر ضرورت در مقابل مجرمان و تبهكاران استفاده می‌نماید (اسکیدمور[9]، 1372: 211).

     

    آثار انسجام اجتماعی. از آن جایی که اعضا و یا جوامع ایی که جذب گروه و یا ائتلاف خاصی می شوند، سخت تر کار می کنند تا به هدف های ائتلاف برسند، انسجام آنان معمولا با باروری بیش تری همراه است. به این معنا که اعضای گروه و یا جوامع ایی که به طور کامل از انسجام برخوردارند در مقایسه با اعضا و جوامع ایی که دارای انسجام کم تری هستند، امکان بیش تری دارند تا به هدف خود دست یابند؛ زیرا توافق آنان موجب می شود تا نوعی ارتباط عاطفی در میان آنان برقرار گردد. به سخن دیگر، در جوامع با انسجام قوی نوعی موافقت پدید می آید. یک دلیل برای این موافقت و همدلی این است که همگونی در جوامع و گروه های منسجم مورد تأکید دایمی قرار می گیرد.

     

     

    وقتی شما اعضای یک گروه را دوست بدارید، ممکن است تمایل بیش تری در سازش با عقاید آنان داشته باشید و این باور را خواهید داشت که هماهنگی، احساس های خوبی را که در گروه و جوامع منسجم وجود دارد، افزایش می دهد. نتیجه نهایی انسجام، یکپارچگی گروه و جوامع هم هدف است. در این صورت توافق و هماهنگی بیشتری از سوی گروه ها و جوامع روی موضوع ها و پدیده ها رخ می دهد و نتیجه آن کارایی بیش تر است به طوری که زمان رسیدن به هدف و مقصد کاهش می یابد و افراد جامعه با آرامش و امنیت روانی بهتری فعالیت می کنند؛ زیرا امید دست یابی به موفقیت در آنان افزایش یافته و فعالیت ها از سوی اعضا مفید و سازنده ارزیابی می شود. افزایش امید در جوامع و اعضای گروه یکی از مهم ترین عوامل روانی در پیشرفت جوامع و رسیدن به اهداف والاتر است.

    افزایش نفوذ از دیگر آثار و کارکردهای انسجام گروهی یا اجتماعی جوامع است. مفهوم نفوذ آن است که کسی توان تاثیر قرار دادن دیگران را از طریق گفتار و رفتار خود دارا باشد. هنگامی که در عرف از نفوذ اجتماعی سخن به میان می آید به این معنا است که او یا با پول خود و یا از طریق دوستی و آشنایی توانایی انجام کارهایی را دارد که از همه کس بر نمی آید. هنگامی که ملت ها و جوامع منسجم بخواهند کاری را پیش ببرند راحت تر و آسان تر از ملت ها و جوامع غیرمنسجم به هدف دست می یابند. فشار روانی اعمال شده در جوامع انسجام یافته، اساسا بیش از فشاری است که از سوی جوامع غیرمنسجم و پراکنده اعمال می شود. از این رو می توان از قدرت نرم جوامع منسجم سخن گفت. قدرتی که با کم ترین هزینه بیش ترین و بزرگ ترین بهره را به همراه خواهد داشت.

    جوامع منسجم همان اندازه که می توانند اعمال نفوذ بر دیگر جوامع داشته باشند و آنان را با خود همراه ساخته و اهداف و مقاصد خود را به کرسی بنشانند، می توانند در برابر فشارهای گروه ها و جوامع رقیب به آسانی مقابله کرده و از برخورد با آن امتناع کرده و یا دفع کنند. در برخی از موارد این قدرت نرم است که به عنوان بازدارنده عمل کرده و از فعالیت و تلاش های رقیب می کاهد و یا رفع می کند به گونه ای که از همان آغاز به سراغ اعمال فشار نمی روند. تلاش های جوامع رقیب هنگامی موفقیت آمیز خواهد بود که جوامع از انسجام کم تری برخوردار باشند (ریتزر، 1374). از این رو در بحث از علل و عوامل انسجام و همدلی می بایست بر روی علل و عواملی تاکید کرد که بتواند نیروهای اعمال شده بر اعضا برای ماندن در گروه و ائتلاف را بیش از کل نیروهایی قرار دهد که می کوشد تا آنان را به ترک ائتلاف و اتحاد وادار سازد و جلوی انسجام و تقویت آن را بگیرد. به سخن دیگر افزایش همدلی (الفت و محبت درونی و عاطفی) به جای همرنگی (اتحاد تحت فشارهای بیرونی) و یا همنوایی (منفعت مشترک) نفوذ جوامع منسجم را از دو جهت تقویت می کند. از یک سو تاثیرگذاری و یا درجه نفوذ آنان را برای اعمال قدرت نرم افزایش می دهد و از سوی دیگر با اعمال قدرت های ضدانسجام بیرونی مقابله می کند و از تاثیرگذاری آن کاسته و یا باز می دارد. بنابراین به جای همرنگی که تحت تاثیر فشارهای بیرونی نوعی از انسجام غیرواقعی و همراهی و تسلیم را فراهم می آورد، و یا به جای هم نوایی که همانند اشتراک سرمایه داران و هم گرایی در جلب و کسب منافع است و پس از رسیدن به منفعت از هم فرو می پاشد، همدلی به معنای تسلیم واقعی در برابر اهداف گروه و جامعه منسجم است.

    گروه ها و جوامع منسجم هرگز تظاهر به متابعت نمی کنند که در باطن با دشمن همراهی و همگامی کنند و به منافع و اهداف جوامع خود ضربه زنند. در صورتی که عامل هم گرایی، همرنگی یا هم نوایی باشد، احتمال متابعت متظاهرانه در گروه و جوامع افزایش می یابد و در صورت برداشتن فشار بیرونی یا رسیدن به هدف کوتاه از گروه و جامعه جدا و به جرگه مخالفان می پیوندد. در جوامع مدرن عامل مهم ائتلاف های بین المللی را می توان همرنگی (تحت اعمال قدرت و زور سخت) یا هم نوایی (منافع مشترک) دانست. از این رو به سرعت این گونه ائتلافات با کوچک ترین تغییر از هم فرو می پاشد.

    عوامل تقویت انسجام اجتماعی. علاوه بر تعادل و هماهنگی میان ایده ها، باورها و ارزش های مشترک با محیط، این عوامل در ایجاد و تقویت همبستگی میان انسانها می توانند مؤثر باشند:علم و آگاهی، مشورت و تفاهم، مهربانی و مدارا، صفا و یکرنگی، نوعدوستی و پیمان برادری. در مقابل عوامل تهدید انسجام اجتماعی از نظر جامعه شناسانی مانند پارسنز برهم خوردن ضرورت های کارکردی در نظام اجتماعی است، یعنی کارکرد تطبیق و انطباق خرده نظام با نظام اجتماعی است (نگاه کنید به: ریتزر[10]، 1374؛ توسلی، 1379). چنانچه کارکرد تطبیق نتواند نیازهای خود را با شرایط محیطی و ارزشها حاکم بر جامعه هماهنگ نماید، همبستگی اجتماعی نظام اجتماعی تهدید خواهد شد. ابن خلدون اضمحلال عصبیت قومی را موجب تضعیف همبستگی اجتماعی میان انسانها می داند و معتقد است که در برآوردن نیازها هر چه انسان به تن پروری و تجمل خواهی فرو رود به همان میزان به نابودی نزدیک می شوند (ابن خلدون، 1375: 29 و 30).

     

     همچنین عوامل (اخلاقی- روان شناختی اجتماعی) زیر تهدید کننده همبستگی اجتماعی انسان ها به شمار می آیند: بدبینی و سوءظن عمومی،  بهتان و افترا، توقع های بی جا، جاه طلبی و برتری جویی.

    ابن خلدون با نگرشی تحولی سیر حرکتی جوامع انسانی را از ابتدایی ترین مراحل زندگی و بادیه نشینی تا اوج تمدن شهری مورد کاوش قرار می دهد. ازدیدگاه وی عمران بشری در مراحل مختلف از پیدایش تا توسعه و تکامل دو شکل بادیه نشینی و شهر نشینی را به خود می گیرد. به نظر او اجتماع ساده و بسیط بادیه نشینی در اثر همبستگی و تلاش گروهی وضعیت خویش را بهبود می بخشد و جهت تأمین آسایش و رفاه به سوی شهر روی می آورد. زندگی پیچیده ی شهری با مشاغل متنوع و تعدد در ابزار و وسایل مورد نیاز جهت برآورده شدن نیازهای تجملی، تمایز خاصی را به اجتماع شهری می دهد. وقتی این عنصر عصبیت بادیه نشینی  وارد شهر و زندگی اجتماعی افراد وارد می شود، عصبیت های دیگری شکل می گیرند و نتیجه آن روابط اجتماعی و عاطفی، که قبلا وجود داشته و بسیار قوی بود، با ورود به شهر رفته رفته کم رنگ می شود و تجملات، انحرافات، و جاه طلبی و برتری جویی افزایش می یابد.گروه‌هاي عشيره‌اي و روستايي در این زمان ديگر نمي‌توانند عصبيت ايجاد كنند یا عصبیت خود را گسترش دهند و نواحي شهري در هر صورت به آنها آسيب مي‌رسانند كه پيامد آن از دست رفتن توان و انسجام میان این گروه هاست (همان، 1375: 324).

    انسجام اجتماعی در منابع دینی.

    در قرآن کریم، باتوجه به نقش محــوری اعتقادات و ارزش ها در انسجام اجتماعی، توحید باوری و ایمان محوری به عنوان اصول اساسی اعتقادی و ارزشی مطرح می گردد که نقش عمده در ساخت هنجارها و به دنبال آن انسجام ایفا می کند؛ از این رو، این اصول همواره بر فرهنگ جامعۀ مبتنی بر آموزه های قرآن ســایه می افکند و تنها خاص جوامع سنتی نیست. بنابراین، از دیدگاه قرآن کریم، برای تقویت انسجام اجتماعی در دنیای امروزی، هم باید به مؤلفه های انســجام ناشــی از همانندی (همان همبستگی مکانیکی دورکیم) توجه کرد و هم به تقسیم کار به عنوان اساسی ترین مؤلفۀ انســجام اجتماعی مبتنی برتمایز (همبستگی ارگانیکی) نظر داشت و نیز می بایستعوامل مقوم و مخل انسجام اجتماعی را شناخت. بدین منظور، قرآن کریم، خود از شــاکله سازی(شــخصیت ســازی) از طریــق جامعه پذیری صحیح، تقویت وابســتگی عاطفی و انجام مناسک دینی به عنوان عوامل تقویت کنندۀ انســجام یاد می کند و از اختــلالات هنجاری، نابرابری های ناشــی از بی عدالتی و هم چنین دروغگویی و حرمت شکنی را از عوامل مخل انسجام می شمارد (نظری، 1390).

    یکی از کارکردهای دین از نظر قرآن همبستگی اجتماعی و دور نگه داشتن جامعه از اختلاف است. برای نمونه شرکت در تجمع های مذهبی بزرگ از قبیل حج، نماز جمعه، نماز جماعت، اعیاد و شهادت های ائمه معصومین که همه آن ها در انسجام اجتماعی تاثیر زاید الوصفی دارد. در قران کریم هم بر انسجام اجتماعی تاکید شده انجا که می فرماید: « وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ[ال عمران\103]و همگی به ریسمان خدا [قران و هر گونه وسیله وحدت الهی] چنگ زده و پراکنده نشوید» که از جمله این ریسمان ها می توان به مواردی که ذکر شد اشاره داشت. در جایی دیگر همچنین قرآن چندین راه برای ایجاد همبستگی معرفی نموده است که برخی از آن عبارتند از

    قرآن پیروی از صراط مستقیم را یکی از عوامل انسجام اجتماعی معرفی نموده است. خداوند در این مورد می فرماید: «وَ أنَّ صِراطِی مُستَقیما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُو السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبیلِهِ».

    در آیه دیگر خداوند تمسک به دین را عامل اصلی وحدت و انسجام اجتماعی معرفی نموده است. خداوند در این مورد می فرماید:وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعا وَ لا تَفَرقُوا.

    در آیه دیگر خدای متعال پذیرفتن داوری دین را عامل همبستگی اجتماعی دانسته، می فرماید: فَلا وَ ربِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بینَهُم ثُم لا یَجِدوا فِی أنْفُسِهِم حَرَجا ممّا قَضَیْتَ وَ یُسْلِّموا تَسْلیما). 4. نکته دیگری که دین را عامل همبستگی اجتماعی تلقی نموده توجه به شعایر الهی است. خداوند در این مورد می فرماید: (جَعَلَ اللّهُ الکَعْبَةَ البَیتَ الحَرامَ قِیاما لِلْناسِ وَ الشهرَ الحَرامَ وَ الْهَدی وَ الْقَلائِدَ ذلِکَ لِتَعلَمُوا أن اللّهَ یَعلَمُ ما فِی السمواتِ وَ ما فی الارضِ وَ أن اللّهَ بِکُل شَیٍ عَلیم.

    با همه اینها صریح ترین آﯾﻪ اي ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ  ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺷﺎره دارد، آﯾﻪ اي103 ﺳـﻮره آل ﻋﻤـﺮان اﺳـﺖ. در اﯾﻦ آﯾﻪ، ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از وﯾﮋﮔﯽﻫﺎي اﻧﺴﺎﻧﯽ از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺸﺘﺮﮐﺎت ﻗﻮﻣﯽ، ﺧﻮﻧﯽ، ﻧﮋادي، زﺑـﺎﻧﯽ و ... ﺑـﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﺎﻣﻞ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ زﯾﺮا ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از اﯾـﻦ وﯾﮋﮔـﯽ  ﻫـﺎ ﺑﺮﺧﺎﺳـﺘﻪ از ﻓﻄـﺮت، ﻣﺸﺘﺮك ﻫﻤﻪ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ، ﻫﺮﭼﻨﺪ در ﻣﻮاردي ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻢ ﮔﺮاﯾﯽ و ﺟﻤﻊﮐـﺮدن ﻋـﺪه اي ﻣﯽ ﺷﻮد، اﻣﺎ ﻋﺪة ﺑﯿﺸﺘﺮي را (از گردونه انسجام اجتماعی) ﺧﺎرج ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. اﯾﻦ اﻣﺮ ﺧﻮد، ﻋﺎﻣﻞ ﮔﺴﺴﺖ و ﺟﺪاﯾﯽ ﻣﯽ  ﺷـﻮد. عاملی ﮐﻪ در اﯾﻦ آﯾﻪ، ﻣﻮرد ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ، ﭘﯿﺮوي ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ و اﻟﺘﺰام ﻋﻤﻠﯽ ﺑﻪ دﯾﻦ اﺳﻼم اﺳـﺖ و ازﻫﻤﮕﯽ ﺧﻮاﺳﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ رﯾﺴﻤﺎن اﻟﻬﯽ ﭼﻨﮓ زده و از ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻔﺮﻗﻪ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻨﻨﺪ. ﻧﮑﺘﻪ ﻣﻬﻢ در اﯾﻦ آﯾﻪ، اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه، ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺻـﻮرت ﻫﻤﺒﺴـﺘﻪ و در   ﻗﺎﻟﺐ اﻣﺖ اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺮ ﻣﺤﻮر دﯾﻦ اﺳﻼم و آﻣﻮزه ﻫﺎي آن، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﯾﮏ اﺟﺘﻤﺎع واﺣﺪ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﻪ رﯾﺴﻤﺎن اﻟﻬﯽ ﭼﻨﮓ ﺑﺰﻧﻨﺪ، ﻧﻪ آﻧﮑﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ از آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﺪاﮔﺎﻧـﻪ و ﻓـﺮدي ﻣـﺆﻣﻦ ﺷـﻮﻧﺪ واﯾﻤﺎن ﺑﯿﺎورﻧﺪ.ﺳﯿﺪ ﻗﻄﺐ، در ﺧﺼﻮص ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ و انسجام اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﺎﺷﯽ از اﺳﻼم، ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﮑﺘـﻪ اﺷـﺎره ﮐـﺮد ﮐـﻪ اﯾـﻦﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺗﺄﻟﯿﻒ ﻗﻠﻮب ﺑﻮده، و اﯾﻦ ﻧﻮع ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ و اﺗﺤﺎد از ﻋﻤﻖ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﺮﺧﻮردار است و ﻣﺎﻧﺪﮔﺎري آن ﺑﯿﺶ از اﻧﻮاع دﯾﮕﺮ اﺳت (سید قطب، 1988: 344). به هر ترتیب ﺗﮑﯿﻪ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ و انسجام اجتماعی ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﻗﺮآن ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺮ اﻣـﻮر ﻓﻄـﺮي و ﺗﮑـﻮﯾﻨﯽ، ﻣﺸـﺘﺮك ﺑـﯿﻦ ﻫﻤـﻪاﻧﺴﺎن ﻫﺎ، استوار است (حسامی، 1390).

    انسجام اجتماعی، پلیس و امنیت. نظم و امنیت اجتماعی، به عنوان کار ویژه نیروی انتظامی، در هر جامعه ای دارای عوامل ایجاد و زایل کننده ای است که در اندیشه امام خمینی (ره) مشارکت مردمی، عدالت خواهی، قانون مندی و مسئولیت پذیری از جمله عوامل بسیار مهم در ایجاد نظم و امنیت می باشد. موفقیت در اجرای برنامه های پیشگیری از جرم با رویکرد جامعه محوری، نیازمند اقدامات فرا سازمانی نهادهای مرتبط، ازجمله پلیس، برای افزایش اعتمادسازی، همبستگی، انسجام و مشارکت اجتماعی است. بر همین اساس در یکی از تحقیقات داخلی که بر اساس مدل کرنر و فارست[11] انجام گرفته، محقق انسجام اجتماعی را به چهار متغیر یا مولفه؛ یعنی گرایش به ارزش های اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، گرایش به انتظام اجتماعی و مشارکت اجتماعی) تقسیم کرد. وی سپس رابطه این چهار مولفه با نظم و امنیت را مورد ازمون قرار داد. نتایج نشان داد که همبستگی معناداری میان کاهش جرم و تقویت امنیت ملی و وحدت انسجام اجتماعی وجود دارد (رهبر و زارع، 1395). لذا پلیس با تاکید بر مولفه های چهارگانه، و البته برخی مولفه های دیگر، مانند اعتمادسازی، کاهش جرم، و ایجاد ارتباطات موثر می تواند در افزایش انسجام اجتماعی موفق باشد. این موفقیت در افزایش مشروعیت پلیس در جامعه نیز موثر است.

    کلیدواژه­ ها

     انسجام اجتماعی، احساس ارتباط، تعامل با دیگران، نظم­ گرایی.

    ارجاعات

    -        ابن خلدون (۱۳۷۵)، مقدمه ابن خلدون (جلد اول). یا العبر و دیوان المبتداء و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر. ترجمه محمد پروین گنابادی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،  ص۲۹۳۰

    -        اسکيدمور، ويليام (1372) تفکر نظری در جامعه شناسی.ترجمه علی محمد حاضری و ديگران. تهران: نشر سفير، 1372.

    -        افروغ، عماد (1378) خرده فرهنگ­ها، مشارکت و وفاق اجتماعی. مجموعه مقالات وفاق اجتماعی و فرهنگ عمومی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

    -        بيرو، آلن (1366) فرهنگ علوم اجتماعی.ترجمة باقر ساروخانی. تهران: انتشارات کيهان.

    -        توسعل، غلامعباس (1379) نظریه های جامعه شناسی. تهران: سمت.

    -        حسامی، فاضل (1390) ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻗﺮآن. معرفت فرهنگی اجتماعی. سال دوم. شماره چهارم. صص 29- 48.

    -        دورکيم، اميل (1369) دربارة تقسيم کار اجتماعی. ترجمة باقر پرهام. کتابسرای بابل.

    -        رهبر، عباسعلی و زارع، ملیحه (1395) تحلیل تأثیر انسجام و وحدت اجتماعی و رابطه آن با تقویت امنیت ملی و کاهش جرم از دیدگاه شهروندان شیراز (با استفاده از آزمون اسپیرمن). علوم خبری. سال پنجم. شماره 19.صص

    -        ریتزر، جورج (1374) نظریه های جامعه شناسی. محمدصادق مهدوی و همکاران. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

    -        زيری، محمد جواد (1383) بررسی تأثير انسجام و انعطاف­ پذيری خانواده بر شکل گيری هويت در جوانان شهر شيراز. فصلنامه مطالعات جوانان، 1383. شماره 7 و 118.

    -        ﺳﯿﺪ ﺑﻦ ﻗﻄﺐ: سید، قطب (1988) ﻓﯽ ﻇﻼل اﻟﻘﺮآن. بیروت: دارالشرق.

    -        کوزر، لوئيس (1377) زندگی و انديشه بزرگان جامعه شناسی. ترجمة محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.

    -        گرب، ادوارد ج. نابرابری اجتماعی: ديدگا ه های نظريه پردازان کلاسيک و معاصر.ترجمه محمد سياهپوش و احمدرضا غروبی زاد. تهران: نشر معاصر.

    -        معین، محمد (1371) فرهنگ فارسی متوسط. تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر.

    -        نظری، نصرالله (1390) انسجام اجتماعی از منظر قرآن كريم. دوفصلنامه تخصصی پژوهشهای میان رشته ای قرآن کریم. سال دوم، شماره پنجم، صص 36- 27.

    فهرست منابع انگلیسی.

    -        Widegren, Orjorn (1997). Social Solidarity and Social Exchange, Sociology, vol.31, No. 4,pp.755- 771.

    منابع بیشتر برای مطالعه.

    -        كوثري، مسعود (1375) بررسي تأثير انسجام اجتماعي برمشاركت روستائيان استان خراسان د رفعاليت هاي عمراني. كارشناسي ارشد جامعه شناسي. تهران: دانشگاه تربيت مدرس.

    -        توسعل، غلامعباس (1379) نظریه های جامعه شناسی. تهران: سمت.

    -        ریتزر، جورج (1374) نظریه های جامعه شناسی. محمدصادق مهدوی و همکاران. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

     

    - Efremenko D., Evseeva Y. Studies of Social Solidarity in Russia: Tradition and Modern Trends. // American Sociologist, v. 43, 2012, no. 4, pp. 349-365. – NY: Springer Science+Business Media.

    -Levi, Ori (2011). "Will Biomedical Enhancements Undermine Solidarity, Responsibility, Equality and Autonomy?". Bioethics. 25 (4): 177–184. doi:10.1111/j.1467-8519.2009.01779.x. PMC 2888791. PMID 20002073.

    -Ter Meulen, Ruud (March 2015). "Solidarity and Justice in Health Care: A Critical Analysis of Their Relationship". Diametros: An Online Journal of Philosophy.

    -Thijssen, Peter (November 2012). "From mechanical to organic solidarity, and back: With Honneth beyond Durkheim". European Journal of Social Theory. 15: 454–470. doi:10.1177/1368431011423589 – via EBSCO.

    -Jeffries, V. (2014). The Palgrave Handbook of Altruism, Morality, and Social Solidarity. New York, NY: Palgrave Macmillan.

     



    [1] Emile Durkheim

    [2] Coozer

    [3] Solidarity

    [4] Hector

    [5] Wegdrin

    [6] Grub

    [7] Order

    [8] "antagonism"

    [9] Skidmore

    [10] Ritzer

    [11] Corner and Forrest

     

     

     

     

     

نظر شما