You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: جامعه­ شناسی ترافیک

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Traffic Sociology

    2. تعریف

    جامعه‌شناسی علمی است که به مطالعۀ کنش‌ها، سازمان‌ها، و نهادهای اجتماعی، همچنین روابط میان آنها می‌پردازد. در مقابل ترافیک در لغت به ­معنی رفت و آمد، حمل و نقل، آمد و شد و... و در معنای فنی خود عبور و مرور انسان، وسیله و حیوان در راه گفته می‌شود. جامعه‌شناسی ترافیک در معنای خرد آن علمی است که به مطالعۀ مجموع روابط و کنش‌های متقابل (دائم و موقتی) بازیگران ترافیکی (اعم از عابران، رانندگان، پلیس و دیگران) خارج از محل سکونت می‌پردازد. به تعبیر دیگر ترافیک، پدیده یا نهادی اجتماعی مانند سایر نهادهاست که برای برآوردن نیازهای اجتماعی کنش­گران ترافیکی به وجود آمده و در تعامل با سایر نهادها نیاز به حرکت و جابه ­جایی را فراهم کرده است (عبدالرحمانی، 1388: 14)، ذیل اصطلاح جامعه ­شناسی ترافیک، مشکلات حاصل از این برآوردن نیازها مانند شهرنشینی و حاشیه ­نشینی، تخلفات و تصادفات، هنجارهای ترافیکی، آلودگی‌ها و... بررسی می‌شود.

    ب) متن

    جابه­ جایی، حمل و نقل و امروزه ترافیک اهمیتی فراوان در زندگی ما یافته است، زیرا سهم صنایع خودروسازی نه تنها در تولید ناخالص ملی و بازار کار، بلکه در مصرف فراوان منابع طبیعی (سوخت‌های فسیلی) و تخریب منابع طبیعی و جنگل‌ها، آلودگی محیط زیست، بار مالی دولت‌ها، گسترش غیرمنطقی شهرها (به قیمت تخریب روستاها و تضعیف روستانشینی)، سرانه سفرهای درون و برون شهری، سرانه حمل بار، اوقات تلف شده، میزان تصادفات و مرگ ناشی از آنها نمایان است (عبدالرحمانی، 1385: 45؛ دفتر حمل و نقل و دبیرخانۀ شورای عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور، 1387؛ سازمان بهداشت، 1389). علاوه بر آن، ترافیک به ­دلیل پیچیده و چند بعدی بودنش موضوع مورد علاقه بسیاری از حوزه ­ها، اعم از زیباشناختی، روان‌کاوی، انسان­ شناسی و مطالعات فرهنگی، مهندسی، روان­شناسی اجتماعی، اقتصاد و جامعه‌شناسی بوده است (اوری[1]، 2004: 25-39؛ عبدالرحمانی و همکاران، 1391: 39).

    چیستی جامعه‌شناسی ترافیک: به­ طور­کلی جامعه‌شناسی ترافیک یا «جامعه‌شناسی جابه­ جایی» و «آمد و شد»، از جمله زیرگروه‌های علم جامعه‌شناسی است، که به مطالعۀ حمل و نقل و جابه ­جایی‌ها به ­عنوان پدیده‌ای اجتماعی، که نمی‌توان آن را مجزای از دیگر پدیده‌های اجتماعی دانست، می‌پردازد. این شاخه از جامعه‌شناسی درصدد آن است تا روشن کند که ترافیک و جابه ­جایی‌ها به ­عنوان پدیده‌ای اجتماعی چگونه و طی چه فرایندهایی به وجود آمده‌اند؟ چه تغییراتی را پشت سر نهاده است؟ و هم اینک چه نیازی از نیازهای اجتماعی را برآورده می‌سازد؟

    جامعه‌شناسی ترافیک تنها منوط به توضیح خاستگاه اجتماعی و علیّت اجتماعی ترافیک نیست، بلکه با موضوعات دیگری نیز نظیر: خاستگاه اجتماعی حمل و نقل، تبیین علّی ترافیک و جابه­ جایی، کارکردهای اجتماعی ترافیک، شناخت اجتماعی افراد و گروه‌هایی که مشغول فعالیت در حوزه ترافیک‌اند مانند پلیس، شناخت سازمان‌های دخیل در حوزه ترافیک و ارتباطات میان آنها، سر وکار دارد. مفروضه اصلی جامعه‌شناسی آن است که ترافیک و جابه ­جایی‌ها، پیش از هر چیز، پدیده و نهادی اجتماعی است، که برای رفع یکی از مهم­ترین نیازهای بشر یعنی نیاز به تحرک، جابه ­جایی، و حرکت به ­وجود آمده است (فیبلمن[2]، 1956: 64). شاید بتوان گفت که در میان تمامی نیازهای بشر (مانند خوراک، پوشاک، پناهگاه، امنیّت، سلامتی، بهداشت، دانش) تحرک و جابه ­جایی، نیازی اجتناب­ناپذیر بوده است، زیرا اصولاً پاسخ­گو­یی به هر یک از نیازها (و بالاتر از آن، بقای انسان‌ها) در گرو جابه­ جایی او از یک مکان به مکان دیگر و از یک نقطه به نقطه دیگر بوده است.

     

     

    سطوح مطالعه جامعه‌شناسی ترافیک: به لحاظ نظری مهم­ترین کار جامعه‌شناسی ترافیک، بررسی و تبیین ترافیک در سه سطح «کلان»، «میانه یا برد متوسط»، و «خرد» است. «جابه‌جایی و ترافیک» به‌عنوان «نهادی اجتماعی» موضوع محوری جامعه‌شناسی کلان است، که طی ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن و نیز ارتباط متقابل آن با سایر نهادهای اجتماعی بررسی می‌شود. هر جامعه‌شناسی که بخواهد نهاد اجتماعی جابه‌جایی و ترافیک را در این سطح و آن ابعاد مورد بررسی قرار دهد، ناگزیر از مطالعه روابط درون و برون نهادی و نیز تأثیرات و تأثرات این نهادها و سازمان‌های ذیل این نهادها بر نهاد ترافیک و سازمان‌هایش است. این حوزه از جامعه‌شناسی همچنین در خصوص کارکردهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نهاد ترافیک و سازمان‌هایش به بحث و تحلیل می‌پردازد (اوری[3]، 2000؛ عبدالرحمانی، 1388: 32).

    گمان نمی‌رود اگر جامعه‌شناسی بخواهد دربارۀ نهاد و سازمان‌های ترافیکی (مانند سازمان پلیس) سخن گوید؛ هیچ زمان، مکان و فضایی (جاده، خیابان، کوچه، میدان، پارک، بزرگراه، درون خانه و خودرو و غیره) را بیابد که خالی از حرکت و جابه‌جایی باشد؛ از­این­رو می‌توان ادعا کرد که تحرک و دگرگونی‌های عمیقی که در امر جابه‌جایی و حمل و نقل روی داده و یکی از بزرگ‌ترین و مؤثرترین تغییرات علمی و فناورانه قرون اخیر محسوب می‌شود (پیسی، 1374: 21)، موضوع جامعه‌شناسی ترافیک است.

     

     

    جامعه‌شناسی که بخواهد در سطحی خُرد به مطالعه نهاد اجتماعی ترافیک و حمل و نقل بپردازد، نخستین چیزی که توجه وی را به خود جلب خواهد کرد، انواع نقش‌هایی (نقش راننده، پلیس راهنمایی و رانندگی، عابر پیاده، مسافر) است که در این نهاد از سوی تمامی افراد جامعه پذیرفته شده و به اجرا در می‌آید؛ از­این­رو تمامی افراد و گروه‌های اجتماعی به‌عنوان افرادی که نقشی در ترافیک به عهده گرفته‌اند، موضوع جامعه‌شناسی ترافیک‌اند.

    جامعه‌شناسی ترافیک در مطالعۀ انواع کنش‌های ترافیکی، با قرار دادن کنش­گران در زمینه‌های اجتماعی و کالبدی ترافیک، با کوشش برای درک شیوه‌های رفتاری، ما را یاری می‌دهد تا فهم دقیق‌تری از روابط، تبادلات و رفتارهای اخلاقی و قانونی در حوزه ترافیک، ارائه کنیم (کاظمی و رضایی، 1385). از این حیث جامعه‌شناسی ترافیک را می‌توان به معنای علم تفهمی انواع کنش‌های (عقلانی معطوف به هدف، عقلانی مربوط به ارزش، انفعالی و سنتی) ترافیکی در وضعیت‌های عادی (عبور و مرور همه روزه) و ویژه (مانند ازدحام و تراکم شدید ترافیکی) دانست. «فروین[4]» در مطالعات متعدد خود دریافت که عابران پیاده و رانندگان الگوهای مختلفی را برای راه رفتن، ایستادن، و راندن بر اساس میزان ازدحام و شلوغی بر می‌گزینند. سرعت دادن و تعجیل در حرکت که معمولاً با تصادم، تصادف و کاهش سطح تبادلات اجتماعی همراه است، محصول همین شرایط و وضعیت‌های ویژه است (دوسرتو[5]، 1378: 191).


     جامعه‌شناسی ترافیک در کنار مطالعه سیر تحول جابه‌جایی‌ها (کمپ[6]، 1379: 47)، دگرگونی میزان سرعت، چرایی و چگونگی اختراع ماشین آلات (ریچاردز[7]، 1381: 67-92)، لذت راندن و رانندگی (فکوهی، 1381: 65)؛ به بررسی و تحلیل روابط و ارتباطات بین سازمان‌های ترافیکی در سطح میانه می‌پردازد. اموری مانند اینکه سازمان‌های ترافیکی چه ارتباطات و تعاملاتی با یکدیگر دارند؟ ساختار ارتباطی آنان چگونه است؟ و هر یک از آنان برای چه به وجود آمده و چه نیازی را رفع می‌کنند؟ در کل، «ترافیک» و جابه‌جایی امروزه برای ما چیزی بیش از برآوردن صرف نیاز به جابه­جایی، که چیزی در حدود معنا برای حیات اجتماعی امان است.

    جامعه‌شناسی ترافیک که در بالاترین سطوح به مطالعۀ ترافیک به‌عنوان نهاد اجتماعی تأکید دارد، به موضوعاتی مانند ارتباطات میان نهادها نیز می‌پردازد، از نقش‌های کوچک هر یک از کنش­گران ترافیکی (کشمکش میان دو راننده که خودرو‌های آنها با یکدیگر برخورد کرده و در حال درگیری‌اند) و سازمان‌های دخیل در ترافیک نیز غافل نیست.

    ترافیک و پلیس راهنمایی: پلیس راهنمایی و رانندگی که آن را پلیس راهور هم می‌نامند، یکی از انواع پلیس‌های تخصصی در حوزۀ ترافیک است. این پلیس که تقریباً در تمامی پلیس‌های دنیا بین 17 تا 20 درصد کل سازمان پلیس را تشکیل می‌دهد (بیلی[8]، 1379: 62)، سه هدف اساسی دارد که عبارت است از: برقراری امنیّت ترافیک، تسهیل در عبور و مرور، رسیدگی به تصادفات. پلیس راهور کشورمان از جمله پرکارترین حوزه‌های پلیس است و شاید بیشترین تعاملات را با شهروندان، گروه‌های اجتماعی، جوانان و نوجوانان و...، زنان، قومیت‌ها، اقلیت‌ها، و همه احاد جامعه دارد. گرایش به داشتن خودرو و وسیلۀ نقلیۀ شخصی طی سال‌های گذشته (قانعی راد، 1390؛ اوری، 1999)، افزایش تعداد زنان دارای گواهی­نامه (شریف[9]، 1991؛ هاراوی[10]، 1991؛ ایزدی، 1393)، آموزش ترافیکی و فرهنگ ترافیک، تعداد بالای تصادفات منجر به جرح و مرگ در کشورمان، تعداد بالای تخلفات رانندگی و البته جریمه‌ها در کشورمان (صفارزاده و باقری، 1391) رشد و توسعه شهرنشینی و حاشیه­نشینی، و آلودگی‌های مرتبط با ترا فیک از جمله موضوعاتی است که به پلیس راهور مربوط می‌شود.

    نهاد دین (اسلام) و ترافیک: ارتباط میان نهاد دین با جابه ­جایی (در هر سه سطح یادشده در بالا) به دو گونه است: 1. ارتباطی که نهاد دین با نهاد جابه ­جایی برقرار می‌کند تا نیازهای او با توجه به اعتقادات و باورهای دینی جامعه رفع شود. ارتباط نهاد دین با نهاد ترافیک در این صورت اساساً در چگونگی تعریف و معنایی است که نهاد دین به فعالیت‌ها و افعال ترافیکی می‌دهد. برای نمونه نهاد دین با تأکید بر اخلاق و قوانین شرعی و ارتباط دادن آن با اخلاق و قوانین ترافیکی، مانند حرام دانستن تخلفات رانندگی از سوی امام خمینی در مجموعه استفتائات (1369)، سبقت غیرمجاز و عبور از چراغ قرمز از سوی آیت­الله مکارم شیرازی در سال 1394، یا آنچه خلاف قانون است خلاف شرع نیز هست، و یا حتی ممنوع کردن دفن افرادی که با بی احتیاطی رانندگی کرده و باعث مرگ خود شده‌اند (چرمایف و الکساندر[11]، 1376: 70) به این نهاد کمک می‌کند. علاوه بر آن کمک در امر آموزش ترافیکی شهروندان و احترام به قوانین و مقررات ترافیکی، کمک به معماری شهری با رویکردی اسلامی و... از جمله دیگر کمک‌های دین به ترافیک است.

    2. ارتباطی که جابه ­جایی با نهاد دین دارد تا نیازهای نهاد دین را با تأکید بر عناصر جابه ­جایی فراهم کند. بر همین اساس نهاد ترافیک نیز با ارائه انواع خدمات جابه­ جایی و حمل و نقلی، بسیاری از موانع و مشکلات غیر قابل حلی که پیش از این پیشِ روی پیروان این نهاد بود (مانند جابه‌جایی توأم با خطر و تأخیرهای زائران، سرعت آهسته، وجود راه‌های صعب­ العبور، نبود امکانات تحرکت برای آن دسته از دوستداران اهل بیت که امکان زیارت برای آنها به سبب کهولت سن وجود نداشت، وجود راهزنان مسلح، گران بودن سفر و غیره) را برای پیروان دین و نهاد دین امکان­ پذیر ساخته تا آنها بتوانند هم مناسک دینی را به جا آورند و هم به تبلیغ و صدور دین بپردازند. اگر تا صد سال پیش تنها افراد متمول و جوان امکان زیارت خانه خدا، مشهد، کربلا، نجف و سوریه را می‌یافتند، امروزه هرکسی در هر شرایط سنی این امکان را می‌یابد.

    بخشی دیگر از ارتباط میان نهاد دین و ترافیک کمک به فرایند اجتماعی کردن افراد جامعه در خصوص قواعد و هنجارهای ترافیکی مرتبط است. نهاد دین در کنار سایر آژانس‌های دخیل در امر جامعه­ پذیری، نه فقط به تعمیق، و درونی کردن هنجارهای جابه­ جایی کمک می‌کند، که از طریق ایجاد احساس گناه یا مسئولیت شرعی، در دوام و بقای آنها نقش ­آفرینی می‌کند. برای مثال درک جوامع (با تأکید بر میزان گرایش به دینداری) از مفاهیمی مانند حریم، قلمرو، فضاهای عمومی و خصوصی با یکدیگر به سبب نوع درکی دینی آنان متفاوت است (هال[12]، 1377: 141؛ پیز[13]، 1384: 36؛ چرمایف و الکساندر[14]، 1376: 67).

    کلیدواژه: جامعه‌شناسی ترافیک، فرهنگ ترافیک، قواعد ترافیکی، قوانین و مقررات ترافیکی، هنجارهای ترافیکی، نهاد اجتماعی.

    منابع

    -        ایزی، الهه سادات (1394). «تحلیل جامعه ­شناختی رفتار رانندگی پرخطر در بین جوانان»، فصل­نامۀ دانش انتظامی خراسان شمالی دفتر تحقیقات کاربردی فرمانده انتظامی خراسان شمالی، سال دوم، شمارۀ 5.صص 49-66.

    -        بیلی، دیوید (1379). پلیس آینده، تهران: ترجمه غلامرضا زندی. معاونت آموزش ناجا.

          پایگاه اینترنتی سازمان بهداشت (1389). https://behdasht.gov.ir/

    -        پیسی، آرنولد (1374). تکنولوژی و فرهنگ، ترجمل بهرام شالگونی، تهران: مرکز.

    -        دفتر حمل و نقل و دبیرخانه شورای عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور (1387). مطالعه آموزش ترافیک به شهروندان: بررسی و تحلیل اطلاعات و سوابق روش‌های آموزش ترافیک به شهروندان و دانش­آموختگان شهرهای پرجمعیت، متوسط و آمار جمعیت و نقاط قوت و ضعف آنها.

    -        دوسرتو، میشل (1378). راه رفتن در شهر، از کتاب مطالعات فرهنگی نوشته سایمن دورینگ، ترجمۀ حمیرا مشیرزاده، تهران: مؤسسه فرهنگی آینده پویان.

    -        پیز، آلن (1384). زبان بدن: راهنمای تغییر حرکات بدن، ترجمۀ سعیده زنگنه، تهران: جانان.

    -        چرمایف، سج و کریستفر الکساندر (1376). عرصه‌های زندگی جمعی و زندگی خصوصی: به جانب یک معماری انسان، منوچهر مزینی، تهران: دانشگاه تهران.

    -        موسوی خمینی، روح­الله (1369). استقتائات، ج 3، قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین قم. صص 174-453.

    -        موسوی خمینی، روح­الله (1388). صحیفۀ امام خمینی،  ج 17، قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین قم.

    -        ریچاردز، بری (1381). جامعه بزرگ اتومبیل (دیدگاهی روانکاوانه دربارۀ اتومبیل در فرهنگ معاصر). حسین پاینده. فصل­نامۀ فلسفی، ادبی، فرهنگی ارعنون، شمارۀ 20. ویژه­نامه فرهنگ و زندگی روزمره (2). صص 67- 92.

    -        صفارزاده محمود و سیدرامتین باقری (1391). «مطالعات تطبیقی جریمه‌های ترافیکی راهنمایی و رانندگی در ایران و سایر کشورها»، راهور، دورۀ 9، شمارۀ 17، صص 59 -74.

    -        عبدالرحمانی، رضا (1385). جامعه‌شناسی ترافیک، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -        عبدالرحمانی، رضا (1388). مقدّمه‌ای بر درک فرهنگ ترافیک، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -        عبدالرحمانی، رضا و همکاران (1391). ترافیک و جابه‌جایی: رویکردی نهادی، تهران: دفتر تحقیقات کاربردی راهنمایی و رانندگی.

    -        فکوهی، ناصر (1381). انسان‌شناسی شهری، تهران: نشر نی.

    قانعی راد، محمدامین (1390). «بازنمایی‌های فرهنگی اتومبیل به­مثابۀ توسعه، ویرانی و عشق». مجله      جامعه شناسی ایران. سال دوازدهم، شمارۀ 4.صص 1- 13.

    -        کاظمی، عباس و محمد رضایی (1385). «ترافیک و اخلاق شهروندی: شهر بی انضباط»، ارائه شده در همایش انسان­شناسی و اخلاق شهروندی، تهران: دفتر مطالعات فرهنگی شهرداری.

    -        کمپ، تام (1379). الگوهای تاریخی صنعنتی شدن، ترجمۀ محمد ابراهیم فتاحی، تهران: نی.

    -        هال، ادوارد. تی (1377). بُعد پنهان، ترجمۀ منوچهر طبیبیان، تهران: دانشگاه تهران.

    Haraway, D. (1991) Simians, Cyborgs and Women: The Reinvention of Nature.

    Scharff, Virginia (1991) Taking the Wheel: Women and the Coming of the Motor Age.

    Feibleman, James K. (1956) The Institutions of Society. By James K. Feibleman. (George Allen & Unwin Ltd. 1956. Pp. 389. Price 50s.)

    Urry, J. (1999) ‘Automobility, Car Culture and Weightless Travel’, discussion paper, Department of sociology, Lancaster University, UK, available online http:// www.lancaster.ac.uk/sociologysoc008ju.html

    Urry, J. (2000) Sociology beyond Societies. London: Routledge.

    Urry. J. (2004) 'The "System" of Automobility", Theory, Culture & Society 21(4/5): 25-39.

    منابع بیشتر برای مطالعه

    -        اسماعیلی، علیرضا (1380). «الگوهای رفتاری (یادگیری پنهان) و تأثیر آن بر رفتار ترافیکی رانندگان»، مجموعه مقالات دومین سمینار مدیریت ترافیک. تهران، سازمان حمل و نقل و ترافیک تهران، معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران، https://www.civilica.com/Paper-TTC07-TTC07_102.html

    -        اسماعیلی، علیرضا (1385). «فرهنگ ترافیک و چگونگی شکل­گیری آن»، پنجمین همایش حمل و نقل، تهران. سازمان حمل و نقل و ترافیک تهران، معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران، https://www.civilica.com/Paper-TTC07-TTC07_102.html

    -        علی­زاده اقدم، محمدباقر و ذاکر صالحی (1390). «سبک زندگی فرهنگی رانندگان؛ ابزاری برای تبیین رفتار ترافیکی آنها (مطالعه موردی: رانندگان درون شهری تبریز)»، فصل­نامۀ علمی - ترویجی راهور، سال هشتم، شمارۀ 15. صص 21 40.

    -        فیالکوف، یانکل (1383). جامعه‌شناسی شهر، ترجمۀ عبدالحسین نیک‌گهر، تهران: آگاه.

    -        لنسکی، گرهارد و جین لنسکی (1374 ) سیر جوامع بشری، ترجمۀ ناصر موفقیان، تهران: انشارات علمی و فرهنگی.

    Dona j. Stewart 1996.  Cities in the Desert: The Egyptian New – Town Program.  College of Liberal Arts, Florida Atlantic University. Annals, pp. 459- 480

    James P. Collins, Ann Kinzig, Nancy B. Grimm, William F. Fagan, Diane Hope, Jianguo Wu and Elizabeth T. Borer (2001) Modeling human communities as integral parts of ecosystems poses special problems for the development and testing of ecological theory.university of washinton college of forest resources.

    Wirth, Louis, ' Urbanism as a way of life ' American Journal of Sociology, vo 144, 1938.

    Hayward, Clarissa Rile (2003) Binding problems, boundary problems: The trouble with “Democratic Citizenship”. Paper for the Yale Political Science Department Conference on Identities, Affiliations and Allegiances, New Haven, CT, October.

    Urry john(2004)the system of automobility. Theory culture & society.vol21.no4/5.

    Yaşar ERJE (2007) Human Sciences Sociological study on the course of the traffic system and the traffic accidents. www.insanbilimleri.com/en.Journal Article

    Yago Glenn(1983) The Sociology of Transportation. Annual Review of Sociology Vol. 9 (1983), pp. 171-190

     



    [1] Urry

    [2] James K. Feibleman

    [3] Urry

    [4] Fruin

    [5] doserto

    [6] camp

    [7] Richards

    [8] Billy

    [9] Scharff

    [10] Haraway

    [11] Charmayf and Alexander

    [12] Hall

    [13] Pizza

    [14] Carmayev

     

نظر شما