You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: حاشیه­ نشینی

     الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:  Marginalization

    2. تعریف

    «حاشیه» در لغت به­معنی کنار هر چیز و کنایه از کسان و اطرافیان است (فرهنگ عمید: ذیل مدخل حاشیه). حاشیه‌نشینی به شیوۀ جدیدی از زندگی شهری اطلاق می‌شود که با تراکم بیش‌ازحد جمعیت، تعارض فرهنگی، بی‌ثباتی اجتماعی، بیکاری و مشاغل کاذب، بی‌هویتی، خشونت و جرم و جنایت و احساس حقارت و آمادگی برای آشوب و انفجار و... همراه است. در زبان فارسی اصطلاحات متعددی - مثل زاغه‌نشینی، آلونک‌نشینی تا حلبی‌آباد و...- درزمینۀ حاشیه‌نشینی مورد استفاده قرار گرفته است. در سایر زبان‌ها و فرهنگ‌ها نیز اصطلاحات متفاوتی، در این مورد، وجود دارد؛ مانند رانچو[1] یا فاولا[2] در امریکای لاتین؛  بوستی[3] یا کامپونگ[4] در آسیا؛ بی دونویل[5] یا شانتی تاون[6] در افریقا (صالحی‌امیری و خدایی، 1390؛ علیزاده اقدم، 1392).

     

     

     

    ب) متن

    حاشیه‌نشینی یک مفهوم ذهنی محسوب می‌شود و مصادیق آن از در شهرها و کشورهای مختلف، متفاوت است. در ساده‌ترین تعریف یک زیست‌گاه انسانی پرجمعیت[7] است که مساکن آن استاندارد نیست[8] و محلاتش، کثیف و آلوده[9] هستند. حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است که با اسکان غیررسمی و بدون مجوز گروه بزرگی از مردم در مکانی در کناره شهرها ایجاد می‌شود و دارای ویژگی‌های فیزیکی، فضایی و رفتاری- اجتماعی خاص خود است. مسکن در این مناطق از متزلزل تا بسیار مستحکم و مدرن متفاوت می‌باشد.

     

     

     

    ستاد ملی توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی، حاشیه‌نشینی را این‌گونه تعریف کرده است: بافت‌هایی هستند که عمدتاً مهاجرین روستایی و تهی­دستان شهری را در خود جای داده و بدون مجوز و خارج از برنامه‌ریزی رسمی و قانونی توسعۀ شهری (طرح‌های جامع و تفصیلی) در درون یا خارج از محدودۀ قانونی شهرها به­وجود آمده‌اند، عمدتاً فاقد سند مالکیت هستند و از نظر ویژگی‌های کالبدی و برخورداری از خدمات رفاهی، اجتماعی و فرهنگی و زیرساخت‌های شهری، کمبود زیادی دارند (وزارت راه و شهرسازی، اسفند[10] 1393).

    برخی، حاشیه‌نشینی را منطقه‌ای از واحدهای مسکونی رو به ویرانی، فرسوده و با تجهیزات ناقص در حاشیه شهرها می‌دانند که دارای این ویژگی‌هاست: تسلط فرهنگ فقر در منطقه، جدایی­گزینی توده‌ای مردم روستایی از جامعۀ شهری، شهرک‌های چسبیده به شهر با مواد و مصالح کم‌دوام ساختمانی، مهاجرت و سکونت بخشی از مردم روستاها در حاشیه شهرها (شکویی، 1380: 43).

    حاشیه‌های شهری به دو دسته تقسیم می‌شوند: الف) حاشیه‌های درون‌شهری: این حاشیه‌ها معمولاً در بخش‌های قدیمی‌تر شهرها دیده می‌شوند. این قسمت از شهر در گذشته وضعیت مطلوب و سامان‌یافته‌ای داشته، ولی به‌تدریج شرایط آنها نامناسب شده و ساکنان آن به نقاط بهتر و جدیدتری از شهر رفته و در آنجا سکنی گزیده‌اند (مانند بافت فرسوده و قدیمی اطراف حرم امام رضا (ع) در مشهد سال‌های گذشته (دراین‌باره رجوع کنید به: شم‌آبادی و عباس­زاده، 1368). ب) حاشیه نشینی برون شهری گونه ای از حاشیه نشینی است که برخلاف اولی، عمر چندانی نداشته و غالباً در اطراف و در لبه بیرونی محدوده رسمی کلان شهرها شکل می گیرد .

    حاشیه‌نشینی امروزه به یکی از معضلات کلان‌شهرها و شهرهای بزرگ کشور تبدیل شده است (صدیق سروستانی، 1386: 64).

    این پرسش بسیار مهم است که اگر حاشیه‌نشینی علتِ وقوع بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است، خودِ مفهومِ حاشیه‌نشینی معلولِ کدام علت است؟ در تحلیل حاشیه‌نشینی، آن را پیامد اصلیِ مهاجرت می‌دانند و مهاجرت را معلولِ بیکاری و جذابیت شهرها به‌عنوان مأوایی برای یافتن شغل. حاشیه‌نشینان معمولاً مهاجران روستایی و تهی­دستان شهری هستند و محل شکل‌گیری در درون یا خارج از محدودۀ قانونی شهرهاست.

    سازمان‌های بین‌المللی در برآوردهای خود اعلام کرده‌اند که بیش از یک میلیارد نفر از مردم (یعنی در حدود ۳۲ درصد جوامع شهرنشین) در حاشیۀ شهرها زندگی می‌کنند. حاشیه‌نشینی گسترده امروزی در جهان از دهۀ ۹۰ میلادی شروع به رشد کرده است و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰، بیش از دو میلیارد نفر در جهان، حاشیه­نشین وجود داشته باشد. وزارت راه و شهرسازی ایران در تاریخ نهم مرداد ۱۳۹۶ تعداد حاشیه‌نشینان در ایران را نوزده میلیون نفر اعلام کرد؛ یعنی از هر چهار نفر ایرانی یک نفر در سکونت‌گاه غیررسمی سکونت دارد و حاشیه‌نشین است.

    رویکرد دولت‌ها در مواجهه با حاشیه‌نشینی: رویکرد دولت‌های جهان در دهه‌های گذشته در مواجهه با حاشیه‌نشینی با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. سیاست‌های کاربردی دولت‌ها، طیفی از اقدامات را در برمی‌گرفته که از مدارا و چشم‌پوشی منفعلانه تا اقدامات سلبی و اخراج و پاکسازی مناطق حاشیه‌نشین را شامل می‌شود. در این طیف البته، سیاست‌های ایجابی و حمایت‌های هدفمند و کمک به بهبود سطح درآمدی خانوارها از طریق توانمندسازی و احیاء آن سکونت‌گاه‌ها نیز دیده می‌شود. در بیشتر کشورهای روبه رشد، بخش دولتی به­دلیل فقدان منابع، قادر به عرضه خدمات بهداشت و درمان به همه مردم و به‌ویژه شهرنشینان، نیست؛ ازاین‌رو، مشارکت کامل جامعه به شکل تأمین تسهیلات عرضه خدمات، کار داوطلبانه و حضور بخش غیردولتی در فرایند ارائه خدمت ضرورت دارد. واقعیت این است که بدون مشارکت جامعه بسیاری از برنامه‌های حوزۀ سلامت در شهرها محکوم به شکست است و برنامه‌های آموزشی و تبلیغ بسیج همگانی مردم و سوق دادن آنها به سوی سلامت و بهبود محیط زیست، مستلزم مشارکت جدی و کامل همۀ مردم است (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، اردیبهشت[11] 1396).

    مهم ترین ابعاد حاشیه‌نشینی

    الف) ویژگی‌های حاشیه‌نشینان: حاشیه‌نشینان در سطح پایین سلسله‌مراتب اجتماعی جای می‌گیرند و معمولاً از پیگیری منافع خود ناتوان و یا از آنها بی­اطلاع­اند (پیران، 1376). بیشتر افراد مهاجر، روستایی و عشایر هستند. حاشیه‌نشینی عموماً غیرقانونی، خلق‌الساعه، با جمعیت متراکم است (هزارجریبی و امین صارمی، 1386). افراد حاشیه‌نشین معمولاً فاقد مهارت لازم و در بعضی از اوقات غیرماهرند و اغلب شغل هم ندارند؛ دچار فقر شهری­اند (درآمد پایین، سرمایۀ انسانی پایین، سواد پایین، سلامتی در معرض تهدید، سرمایۀ اجتماعی پایین، سرمایۀ اقتصادی پایین)؛ اغلب افراد فقیر و غالباً بی‌سواد و کم‌سواد، فاقد شغل رسمی هستند؛ زنان سرپرست خانوار در این مکان­ها زیاد است. (حاتمی­نژاد و زمردیان، 1372).

    ب) ریشۀ حاشیه‌نشینی: حاشیه‌نشینی عموماً ریشه در مسائلی همچون فقر، درآمد پایین و نامناسب بودن نظام مقررات ساختمان؛ نابرابری اجتماعی و رانده‌شدگی؛ محدودیت‌های موجود در زادگاه افرادی که به حاشیه‌نشینی روی می‌آورند؛ رانده شدن تدریجی خانوارهای فقیر از مرکز به حاشیه و شاخص‌های اجتماعی- اقتصادی نظیر تحصیلات، شغل و درآمد و عوامل دیگر دارد (لهسایی­زاده، 1368؛ نادری، 1387).

     

     

     

     

    ج) اَشکال اجتماع در نقاط حاشیه‌نشین: سکونت در کانون‌هایی از شهر به‌صورت به ­هم پیوسته یا جدا از یکدیگر؛ شکل‌گیری در محدودۀ اقتصادی شهرها و فاقد جمعیتی همگن از مهم‌ترین اَشکال اجتماعات حاشیه‌نشین است.

    د) مشخصات محلات حاشیه‌نشین: ساخت‌وساز غیر استاندارد و غیرقانونی (در مسیر مسیل، پایین‌دست کارخانه‌ها با دفع پسماندهای سمی، محل‌های دفع زباله، مجاورت پایانه‌های مسافربری، ایستگاه‌های راه‌آهن، فرودگاه‌ها)؛ پایین بودن سطح بهداشت (کاهش امید به زندگی، افزایش بیماری‌ها، فقر غذایی، کودکان با کوتاهی قد و کاهش وزن، بالابودن مرگ مادران در اثر بارداری و زایمان) و ایمنی، بروز جرائم و انزوای اجتماعی و شلوغی و ازدحام؛ فقدان یا ضعف جدی در دسترسی به خدمات پایه و خدمات شهری (آب، برق، بهداشت محیط، دفع فاضلاب، جمع‌آوری زباله، آسفالت معابر و خیابان‌ها، روشنایی معابر و ...) از مشخصات این مناطق است.

    ه) مهم‌ترین آسیب‌ها و تهدیدات محیطی سکونت‌گاه‌های غیررسمی: خطرات ناشی از ایمن نبودن حمل‌ونقل؛ آلودگی‌های صنعتی کارخانه‌های همجوار؛ آسیب‌پذیری بالا به­دلیل رانش زمین و حوادثی نظیر سیل؛ بروز بیمارهای عفونی به‌خصوص سل و ایدز؛ آلودگی هوا، آب و خاک به­دلیل دپوی زباله؛ اشتغال به مشاغل غیرعادی (دست‌فروشی لباس کهنه)، مشاغل غیرقانونی (خرید و فروش مواد) وکودکان کار را می­توان برشمرد (پیران، 1387).