You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: خرده ­فرهنگ پلیس

     الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:  Police Subculture

    2. تعریف

    «خرده‌فرهنگ» مجموعه‌ای از ارزش‌ها، سلوک‌ها، شیوه‌های رفتار و طرز زندگی یک گروه اجتماعی است که از فرهنگ مسلط جامعة مفروض متمایز ولی با آن مرتبط است(ترنر و آبرکرامبی و هیل[1]، 1367: 33). خرده‌فرهنگ پلیس به عادات، ارزش‌ها و نگرش‌های پلیسی اطلاق می‌شود که طبقة اجتماعی پلیس را از باقی طبقات جامعه متمایز می‌سازد (گرین[2]، 2007: 87).

    ب) متن

    با توجه به تعریف ذکر شده، به‌طور ساده می‌توان گفت خرده‌فرهنگ، فرهنگی درون فرهنگ بزرگ‌تر است. علاوه بر فرهنگ کلی جامعه، طبقات و گروه‌های مختلف جامعه نیز دارای فرهنگ ویژة خود هستند که «خرده‌فرهنگ» خوانده می‌شود. خرده‌فرهنگ‌ها غالباً متأثر از طبقة اجتماعی هستند، به‌طوری‌که می‌توان گفت هر طبقة اجتماعی یک خرده‌فرهنگ است، البته هر خرده‌فرهنگی لزوماً یک طبقة اجتماعی محسوب نمی‌شود؛ زیرا طبقة اجتماعی همیشه دلالت بر قشربندی عمودی دارد. یک طبقه متضمن مفهوم «بالاتر» و «پایین‌تر» است، درحالی‌که خرده‌فرهنگ همیشه چنین مفهومی را در خود نمی‌پروراند.

    مفهوم خرده‌فرهنگ اساساً حاکی از وجود قابل‌تشخیص یک فرهنگ مسلط است و درعین‌حال که دارای تفاوت‌هایی با انواع مشابه خود است، ولی با فرهنگ کل جامعه هماهنگی دارد. در فرهنگ معاصر و جامعة جدید به­دلیل تعدد خرده‌فرهنگ‌ها، تشخیص فرهنگ مشترک دشوار است.

    حرفۀ پلیسی تنها یک شغل محسوب نمی‌شود، بلکه نگرش‌ها، فرهنگ، خلقیات و عاداتی در حرفة پلیس حاصل می‌شود که سبک زندگی افسران پلیس را تغییر می‌دهد؛ این سبک زندگی «خرده‌فرهنگ پلیس» نامیده می‌شود. خرده‌فرهنگ پلیس، ارزش‌ها، آداب و رسوم و باورهای پلیس را نشان می‌دهد و زندگی حرفه‌ای و فردی کارکنان پلیس را تحت تأثیر قرار می‌دهد (پورافکاری، 1389).

    ویژگی‌ها و عناصر خرده‌فرهنگ (سازمانی) پلیس را می‌توان در سه بخش اصلی (زبان، ماهیت فعالیت و روابط انسان‌ها و ماهیت انسان) دسته‌بندی کرد (میلر و هس[3]، 1382: 147 و 151).

    1) زبان و گفتار پلیسی«ادوارد تی. هال[4]» با تأکید بر تأثیرات زبان و ارتباطات زبانی، فرهنگ‌ها را به دو گروه عمده «فرهنگ‌های با زبان ساده و فرهنگ‌های با زبان پیچیده» تقسیم کرده است (هال 1376؛ شنایدر و بارسو[5]، 1382: 67). او در تحقیقاتش دریافت که در فرهنگ‌های با زبان‌های ساده، اصولاً ارتباطات واضح، صریح، بدون حاشیه و با تعارفات اندک است، درحالی‌که در فرهنگ‌های با زبان پیچیده به‌راحتی نمی‌توان همه چیز را گفت یا دربارۀ آن سخن گفت. پیچیده­گویی و مبهم‌گویی و نیز استفاده از مفاهیم غیرکلامی در این فرهنگ‌ها بیشتر است سازمان پلیس یکی از نمونه‌های بارز فرهنگ زبانی پیچیده است. مأموران پلیس به‌طور روزمره در مأموریت‌های انتظامی و امنیّتی از واژه‌ها و مفاهیمی سود می‌برند که درک آنها برای شهروندان به‌سادگی امکان‌پذیر نیست، ولو اینکه این زبان پیچیده، خود منبع بالقوه برخی مشکلات ارتباطی است. در فرهنگ سازمانی پلیس مفاهیم و واژه‌ها و همچنین حرکات و ایما و اشارات زیادی در تعاملات پلیس با شهروندان می­بینیم؛ مانند فساد، مبارزه، شورشی، اهلیت قانونی، مظنون، متهم (نادرپور 1380 و 1384؛ ترابی 1381). علاوه بر آنها برخی مفاهیم دیگر که چندان محترمانه نیستند و نوعی «بدزبانی، توهین، تحقیر، تهدید، زبان پرخاشگرانه و...» محسوب می­شود (میلر و هس[6]،1382: 271 و 99؛ تای بولت و لینچ و مک براید[7]، 1376:39). روبرگ و همکاران در این باره یادآور شده‌اند که تنوع‌گرایی (قومی و زبانی) در بعضی مناطق آمریکا چشمگیر است؛ مثلاً در شهر لس‌آنجلس، بیش از هشتاد زبان صحبت می‌شود. سؤال این است که پلیس چطور می‌تواند با مشکلات مرتبط با حفظ نظم مقابله کند، درحالی­که خود تاریخ، فرهنگ و زبان مشترک با شهروندانی که به آنها خدمت می‌کنند را ندارند؟ چنین تنوع زبانی و فرهنگی یکی از مشکلات اساسی پلیس است (روبرگ و همکاران[8]، 1398: 489 و 513)

    «پومورنک[9]» در خصوص پیچیده و رمزگونه بودن[10] زبان پلیسی آن‌چنان اغراق کرده که اصطلاحات تخصصی و اختصاری هیچ حرفه‌ای را به اندازه حرفه پلیسی پیچیده نمی‌داند. عامل زبان در پلیس ایران به‌واسطه وجود گویش‌ها، لهجه و حتی زبان‌های مختلف از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. علاوه بر ارتباطات کلامی، ارتباطات غیرکلامی (از قبیل حالات چهره، لحن صدا، نحوۀ ایستادن، سخن گفتن، نگاه کردن، گوش دادن، حرکت دست و پا و ژست‌ها که تعداد آنها در حدود هفت‌صد هزار تخمین زده شده)، عنصر عینی دیگری در فرهنگ‌ها به‌ویژه خرده‌فرهنگ سازمانی پلیس وجود دارد (میلر 1382: 237؛ فرارو 1379: 110) که به باور اکمن[11]، فرایسن[12] و آلیس ورث[13] در حدود 70 الی 88 درصد قضاوت‌های افراد وابسته به این نوع از ارتباط است (پیز[14]، 1382: 2؛ کروبی، 1381: 51). گروهی از پژوهشگران در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که زبان پلیسی، زبان محدود[15] و خاصی است، که بسیاری از مفاهیم آن به زبان (کلام) در نمی‌آیند و به‌عبارت‌دیگر غیرکلامی‌اند، مانند انواع ژست‌های شق و رق، حرکات دست و پا و چشم و از این قبیل (میلر و هس 1382: 271 و 272). شواهد نشان می‌دهد که برای مثال لباس فرم اتو کشیده و مرتب، بدون رد و بدل شدن هیچ کلامی، پیام‌های زیادی را (همچون قدرت، اقتدار، نظم و دیسیپلین نظامی) به شهروندان و گروه‌های اجتماعی منتقل می‌کند (میلر و هس 1383؛ تای بولت و لورنس و مک براید 1376: 36-79؛ مارلند[16]،1383: 12؛ شاکری 1381). وضعیت ظاهری مأموران پلیس - چهره‌ای جدی با قد و هیکلی درشت، صورتی تمیز و اصلاح‌شده، ناخن‌ها و موهای کوتاه با دست‌کش، کلاه و تجهیزات نظامی سبک، کفش‌های واکس‌زده - دربردارندۀ پیام‌های غیرکلامی، نه‌تنها برای شهروندان، بلکه به‌ویژه برای مجرمان و تبهکاران است. ارتباطات غیرکلامی از این دست، که به باور «سری واستاوا» نشانۀ فرهنگ قلدرمآبانه توأم با ساختار شبه‌نظامی سازمان پلیس است (سری واستاوا[17]، 160:1379)، چنان برای این سازمان اهمیت دارد که برای مدت‌های طولانی (و حتی هم اینک نیز) در استخدام افسران و درجه‌داران به‌عنوان ملاک‌های اصلی جذب و استخدام از آنها استفاده می‌شود.

    2) ماهیت روابط انسانی در خرده‌فرهنگ سازمانی پلیس: فرضیات مختلفی دربارۀ متفاوت بودن فرهنگ‌ها وجود دارد که آنها را ذیل مفاهیمی چون جمع‌گرا بودن[18] در مقابل فردگرا بودن[19]، وظیفه­گرایی (ضابطه­مداری) در مقابل رابطه­گرایی و خاص­گرا بودن در مقابل عام‌گرا بودن دسته‌بندی کرده‌اند (تری یاندیس[20]، 1378). درحالی‌که فردگرایی در حالت خاص خود عموماً بر این چارچوب اجتماعی دلالت دارد که طی آن اعضای یک سازمان در پی محافظت و حمایت از خود و حداکثر خانواده‌هایشان هستند؛ فرهنگ جمع‌گرایی اشاره به چارچوبی اجتماعی دارد که در آن کنش­گران میان گروه خود و برون گروه تمایز قائل می­شوند و به درون گروه وفادار هستنددر فرهنگ سازمانی پلیس، داوطلبان و افسران تازه‌وارد پس از چند صباحی با ملاحظۀ شرایط ساختاری سازمان، درمی‌یابند که باید تمامی سعی و تلاش خود را نه برای تغییر دادن فرهنگ سازمانی پلیس، بلکه تغییر دادن اخلاق و باورهای قبلی خود، که از قضا برایشان بسیار اهمیت دارد، به کار بندند. این وضعیت به بروز تنش‌های درونی داوطلبان جدید و گاه انصراف از خدمت پلیسی می‌انجامد. درعین‌حال تحقیقات «گلدستاین[21]» نشان می‌دهد که افسران پلیس قدیمی‌تر که سال‌های زیادتری را در این سازمان خدمت کرده‌اند، معمولاً کمتر از افسران جوان‌تر دچار تنش می‌شوند؛ چرا که سنت‌ها، به‌ویژه سنت‌های پلیسی بسیار سخت و مقاوم‌اند و بدین سبب اغلب افسران پلیس هرگونه تغییرات پیشنهادی در برنامه‌ها و فرهنگ سازمانی خود را فوق‌العاده تهدیدآمیز می‌دانند (میلر و هس، 1381: 86 و 107). پژوهش «سری واستاوا» که با عنوان «حرفه‌ای­گرایی در سازمان پلیس هند» و به درخواست «کمسیون ملی - انتظامی پلیس» این کشور صورت گرفت، نشان داد که تا چه اندازه فرهنگ سازمانی پلیس این کشور در مقابل اتخاذ راهبرد جدید سازمان پلیس (حرفه‌ای­گرایی پلیس) مقاومت کرد. او دریافت با آن‌که تغییرات زیادی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی جامعۀ هند به وقوع پیوسته، هنوز روش‌ها و ارزش‌های سنتی پلیس هند مصرانه به حیات خود ادامه می‌دهند و اغلب هرگونه نوآوری را سرکوب می‌کنند[22] (سری واستاوا، 144:1379).فرهنگ سازمانی پلیس، از این حیث جزو آن دسته از فرهنگ‌هایی است که در عین توجه اندک به دیدگاه‌های اعضا، نقش‌های آنها را دقیقاً در مسیری که سازمان مشخص کرده، قرا می‌دهد (دفت[23]، 1380: 646؛ میلر، 1386: 9-33). تصمیمات رسمی در این سازمان اساساً فردی و کمتر از طریق همفکری و مشارکت اعضاست، لکن وجود فرهنگ سازمانی غیررسمی، موجب می‌شود که معمولاً اعضای یک دسته یا گروهان در پیامدهای تصمیم شریک شده، سعی کنند به هنگام بروز سختی‌ها، مراقب یکدیگر بوده، هوای همدیگر را داشته باشند. به‌واسطه آیین‌نامه‌های گوناگون، فرهنگ سازمانی رسمی پلیس الگوهای رفتاری دقیقی را در شرایط مختلف طراحی کرده که همه اعضا می‌دانند که چه انتظاری از آنان می‌رود و آنان باید چگونه رفتار کنند؛ بنابراین سازمان پلیس دارای نوعی سخت‌گیری رسمی و درعین‌حال پنهانی است که کمتر می‌توان رفتارهای تعریف نشده و نوآورانه در آن دید. سخت‌گیری، نخستین چیزی است که به داوطلبان ورود به حرفه پلیسی آموخته می‌شود (بنت و هس،1380). برخی یافته‌ها نشان می‌دهد که در خرده‌فرهنگ سازمانی پلیس، مأموران عمدتاً نفع شخصی خود را دنبال می‌کنند، لکن به همدیگر نیز توجه دارند. وفاداری پلیس‌ها به یکدیگر در عین نوعی «بودن» و «حمیت صنفی»، از منظر دیگر خاص­گرایی در مقابل عام‌گرایی و رابطه­گرایی به جای ضابطه‌گرایی نیز هست (تای بولت و لورنس و مک براید، 1376: 48). گرایش برای ایجاد یکرنگی و توافق به‌عنوان نوعی از خرده‌فرهنگ پلیس، یکی از اهرم‌های کارآمد کنترل و فشار در میان مأمورین پلیس است. (تای بولت و لینچ و مک براید، 1376:42-45). یکی دیگر از ویژگی‌های بارز فرهنگ سازمانی پلیس که «چگونه بودن و چگونه فعالیت کردن» مأموران را نشان می‌دهد، پنهان‌کاری است. این خود در خرده‌فرهنگ سازمانی پلیس، باعث می‌شود که مأموران عموماً دچار نوعی تعارض شوند، چرا که آنان میان جدایی و انزوای از مردم از یک‌سو و با آنها بودن از سویی دیگر قرار دارند. تمامی داوطلبان افسری پلیس پس از پوشیدن یونیفورم نظامی، می‌آموزند که بسیاری از عادات­واره­ها، الگوهای رفتاری و تمایلات شخصی گذشته را کنار بگذارند و با جامعه‌پذیری دوباره، شرایط جدید را (ولو نه خیلی عمیق) جایگزین شرایط قبلی کنند (همان: 44). پوشیدن لباس فرم جدید، به جای انواع لباس‌های رنگارنگ، زندگی در پاسگاه‌ها و مناطق دور از زادگاه، رعایت اصول اولیه نظامی‌گری (مانند اتو کشیده بودن لباس‌ها، واکس زدن به پوتین‌ها، خوابیدن و بیدارباش در ساعاتی خاص، کوتاه کردن موی سر و ناخن‌ها)، اطاعت بی‌چون‌وچرا از مافوق و حضور اجباری در عبادت‌گاه‌ها و خواندن دعا و نمازهای دسته‌جمعی، از جمله ویژگی‌های جامعه‌پذیری دوباره است، که در راستای کسب هویت جدید صورت می‌گیرد (ازغندی، 28:1377؛ میلر و هس، 112:1382). در کل می‌توان گفت که خرده‌فرهنگ سازمانی پلیس به شیوه‌ای تمام‌عیار تحت تأثیر سیستمی فراگیر از نظم و انضباط و دیسیپلینی مبتنی بر قوانین و آیین‌نامه‌های سخت درون‌سازمانی است، که قطعاً بر تمامی شئون زندگی کارکنان تأثیر می‌گذارد (میلر و هس، 274:1383).

    3) ماهیت انسان (آیا انسان‌ها ذاتاً زشت‌سیرت‌اند؟) نظریه‌های فرهنگی گوناگونی حول ماهیت و طبیعت انسان‌ها وجود دارد، که از «عمیقاً نیکوسیرت» تا «عمیقاً بد ذات» گرفته تا «هم خوب و هم بد»، «فسادپذیر یا کمال‌جو»، «قابل تغییر و اصلاح و غیر قابل تغییر و اصلاح» و از این قبیل متفاوت است (روشه[24]، 1379: 82؛ فرارو، 1379). برای نمونه از دیدگاه انسان‌گرایان، انسان دارای ماهیت خوب و ارزشمندی است. بر اساس عقیده «راجرز[25]» انسان اصولاً منطقی، اجتماعی، پیش‌رونده و واقع‌بین است. در نظر رفتارگرایان انسان ذاتاً نه خوب است و نه بد، بلکه یک ارگانیسم تجربه‌گرا است که استعداد بالقوه‌ای برای هر نوع رفتاری دارد. از نظر صاحب‌نظران گشتالتی، انسان از نظر عملی ماهیتی تعاملی و از نظر اخلاق، طبیعتی خنثی دارد. بر اساس دیدگاه اسلام و به شهادت قرآن (آل عمران/سوره ۳ آیه ۱۴؛ رحمن/سوره ۵۵، آیه ۶۰؛ فجر/سوره ۸۹، آیه ۲۷ ۳۰؛ تین/سوره ۹۵، آیه ۶ ۷؛ روم/سوره ۳۰، آیه ۳۰.) انسان بر اساس فطرت الهی خلق شده است. خرده‌فرهنگ سازمانی پلیس از این جهت که به نیروهایشان آموزش می‌دهد به‌راحتی و سادگی چیزی را نپذیرند و به بسیاری از امور شکاک و بدبین باشند؛ می‌تواند موجب پیدایش نیروها و مأموران بدبین شود. برای مثال روبرگ و همکاران به نقل از دوئل[26](1980) اذعان کرده‌اند که در کل، جهان‌بینی خصوصی پلیسی به‌وسیله یک دیدگاه محافظه‌کارانه، بسته یا مخفی­کارانه با درجاتی از بدبینی و تأکید بر وفاداری، انسجام و همبستگی و احترام به مقامات تعیین می‌شود. دسته‌بندی وردن[27] (1989) هم از پلیس‌ها نشان می‌دهد که یکی از دسته‌های مهم آن است که آنها بدبین منفی­نگر، مشکوک و بی‌اعتماد به دیگران‌اند (روبرگ و همکاران، 1398: 175 و 291). واضح است که همه پلیس‌ها ممکن است هم به لحاظ فردی و هم به جهت گروهی، چنین نباشند.

     

    کلیدواژه‌ها: خرده‌فرهنگ، حرفه پلیس، زندگی حرفه‌ای.

    فهرست منابع

    -        برایان ترنر، نیکولاس آبرکرامبی، استفن هیل (1367). فرهنگ جامعه‌شناسی، ترجمة حسن پویان، تهران: چاپخش.

    -        ازغندی، علی‌رضا (1377). ارتش و سیاست، تهران: قومس.

    -        بنت، وین دبلیو و هس، کارن. ام (1380). انضباط و رفتار مسئله‌ساز (قسمت اول و دوم)، ترجمۀ عبدالله مجیدی، فصلنامه دانش انتظامی، سال سوم، شماره اول، صص 176- 188.

    -        پورافکاری، نصرت‌الله (1389). فرهنگ جامع روان‌شناسی - روان‌پزشکی و زمینه‌های وابسته، تهران: انتشارات فرهنگ معاصر.

    -        پیز، آلن (1382). زبان بدن: راهنمای تعبیر حرکات بدن، ترجمۀ سعیده زنگنه، تهران: جانان.

    -        تای بولت، ادوارد ا؛ و لینچ، لورنس ام؛ و مک براید، بروس (1376). مدیریت پلیس بر اساس پیشگیری از جرم. ترجمه اداره كل پژوهش و تاليفات ناجا.  تهران: اداره کل پژوهش و تألیفات ناجا.

    -        ترابی، یوسف (1382). «درآمدی بر رهیافت پلیس مشارکت‌گرا: پلیس محله»، فصلنامه مطالعات امنیّتی، پیش‌شمارة دوم، صص 113-94.

    -        تریاندیس، هری (1378). فرهنگ و رفتار اجتماعی، ترجمۀ نصرت فنی، تهران: رسانش.

    -    خامه خوش، علی (1377). تاریخ مختصر ادغام و تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، تهران: مرکز مطالعات و پژوهش‌های ناجا.

    -        دفت، ریچارد آل. (1380). تئوری و طراحی سازمان، ترجمۀ علی پارسائیان و محمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

    -        روبرگ، روی و کنث نوواک و گری کردنر و برد سمیث (2018). پلیس و جامعه، ترجمۀ سید محمد هاشمی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        روشه، گی (1379). مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی عمومی: کنش اجتماعی، ترجمۀ هما زنجانی زاده، مشهد: دانشگاه فردوسی.

    -        سری واستاوا. س.پ. (1379). «حرفه­گرایی پلیس»، اداره اطلاع‌رسانی پلیس بین‌الملل ناجا، فصلنامه دانش انتظامی، شماره اول. صص 39- 51.

    -        سید امامی، کاووس (1379). خشونت و هویت‌سازی: کالبدشکافی خشونت، تهران: نی.

    -        شاکری، رضا (1381). پلیس، مردم و امنیّت عمومی، تهران: سازمان عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.

    -        شنایدر، سوزان سی؛ و بارسو، ژان لویی (1382). مدیریت در پهنه فرهنگ، ترجمۀ محمد اعرابی و داود ایزدی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

    -        فرارو، گری پی. (1379). انسان‌شناسی فرهنگی بعد فرهنگی تجارت جهانی، ترجمۀ غلامعلی شاملو، تهران: سمت.

    -        کروبی، مهدی (1381). «ارتباطات غیرکلامی و توسعۀ صنعت جهان­گردی»، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 21.35-58.

    -        مارلند، لوئیز وست (1384). جنسیت و پلیس (جنس، قدرت و فرهنگ پلیس)، ترجمۀ فرزان سجودی، تهران: مرکز تحقیقات و پژوهش‌های ناجا.

    -        مجیدی، عبدالله و همکاران (1383). آشنایی با ساختار و مقررات استخدامی نیروی انتظامی (جزوه درسی)، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -        میلر، کاترین (1386). ارتباطات سازمانی (فرایندها و رویکردها)، ترجمۀ زهره خوش‌نشین و همکاران، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

    -        میلر، لیندا اس؛ و هس، کارون ام. (1382). پلیس در اجتماع، ترجمۀ محمدرضا کلهر، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -        نادرپور، محمدرضا (1380). اصطلاح‌نامه دانش انتظامی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -        نادرپور، محمدرضا (1384). اطلاع‌رسانی و سازماندهی اسناد و مدارک با رویکرد انتظامی و امنیّتی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -        نوری شمیرانی، کسری (1378). «آسیب‌شناسی نیروهای انتظامی ایران»، ماهنامه گزارش، شماره 140، صص 19-23.

    -        هال، ادوارد. تی. (1376). بعد پنهان، ترجمۀ منوچهر طبیبیان، تهران: دانشگاه تهران

    -         Greene, Jack R. (2007). The encyclopedia of Police Science. NewYork: Routledge.

     

    منابع برای مطالعه بیشتر

    -        نجاتی گیلانی، سید صدرالدین (1383). «بررسی چالش‌های آموزش نیروهای پلیس با رویکرد اقتضایی»، ترجمۀ مرکز تحقیقات و پژوهش‌های ناجا، فصلنامه پلیس و امنیّت، شماره سوم، صص 7-12.

    -        والس، گریوز (1382). «بدبینی پلیس: علل و راهکارها»، ترجمۀ پروین ناظمی، فصلنامه دانش انتظامی، سال پنجم، شماره دوم، صص 144 158.

    -        هیندارتو، محمد (1376). پلیس و دستگاه‌های عدالت کیفری.ماهنامه داخلی امنیّت، سال دوم، صص 46- 50.

    -         Deschamps, Jean-Claude & Devos, Thierry (1998) Regarding the relationship between social identity and personal identity. In Stephen Worchel; Francisco J. Morales; Dario Paez; Jean-Claude Deschamps (eds.) Social identity: International perspectives. London: Sage. pp. 1-12.

    -         Deschamps, Jean-Claude & Devos, Thierry (1998) Regarding the relationship between social identity and personal identity. In Stephen Worchel; Francisco J. Morales; Dario Paez; Jean-Claude Deschamps (eds.) Social identity: International perspectives. London: Sage. pp. 1-12.

    -         Ni He, Jihong Zhao& Lovrich, Nicholas P., Value change among police officers at a time of organizational reform: a follow-up study using Rokeach values, Policing: An International Journal of Police Strategies & Management Jun 1999 Volume: 22 Issue: 2 Page: 152 – 170.

    -         Pondy,l.r.& others, eds(1983), organization symbolism,39- 540. jai perss.

    -         Schein. Edgar H.organizational culture and ledership(san ferscisco. Calhf:jossey- Bas.1985). 1-22.

    -         Verma, Arvind1999, Cultural roots f police corruption in India, Policing: An International Journal of Police Strategies & Management Sep 1999 Volume: 22 Issue: 3 Page: 264 – 279.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     



    [1] Brian Turner, Nicolas Abercrambi, Stephen Hill

    [2] green

    [3] Miller and Hess

    [4] Edward T. Hall

    [5] Schneider and Barroso

    [6] Miller and Hess

    [7] Tai Bolt, Linng and McBride

    [8] Rubberg et al

    [9] Pomeranian

    [10] رجوع کنید به تای بولت و لورنس و مک براید 1376: 36-80؛ میلر و هس 272:1382.

    [11]Ekman

    [12]Friesen

    [13]Elise worth

    [14] Pies

    [15]Restricted code

    [16] Marland, Louise West

    [17] Sri Vastava

    [18]Individuolstic

    [19]Collectivist

    [20] Terry Yandice

    [21] Guldestain

    [22] رگه‌هایی از این‌گونه مقاومت‌ها در سازمان پلیس ایران در خصوص «ورود و استخدام دانشجویان فارغ‌التحصیل سایر دانشگاه‌ها یا فراگیر»، «تغییر نام و رنگ لباس پلیس»، «ادغام سه سازمان انتظامی و امنیتی یعنی شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی ذیل عنوان نیروی انتظامی» و «استخدام پلیس زن» می‌توان مشاهده کرد (نوری شمیرانی 1378؛ مجیدی، استرکی و کاملی 1383: 69-73؛ خامه خوش 1377).

    [23] Daft

    [24] Roche

    [25] Rogers

    [26] Doyle

    [27] John Warden

نظر شما