You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: مبارزه با جرائم اجتماعی

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:Fighting Social Crimes

    2. تعریف

    مبارزه در لغت یعنی «نبرد، پیکار، جنگ، زد و خورد، کارزار، حرب، مبارزه کردن، جنگیدن، نزاع کردن، نبرد کردن، جنگ کردن، جرِ بحث، دعوای لفظی کردن.» به باور جامعه‌شناسانی مانند «وبر[1]» یک رابطۀ اجتماعی زمانی «مبارزه» خوانده می‌شود که رفتار یک فرد عامدانه به سمت حاکم کردن اراده‌اش بر فرد یا افراد و یا گروه‌های دیگر معطوف شود. اگر ابزار این مبارزه متضمن خشونت فیزیکی بالفعل نباشد، در آن صورت فرایند مبارزه «مسالمت‌آمیز» تلقی می‌شود (وبر، 1371). مبارزه با جرم را می‌توان مجموعه اقدامات، فعالیت‌ها و عملیاتی (مانند آگاه‌سازی، اطلاع‌رسانی، وضع قوانین، آموزش همگانی، برنامه‌ریزی، فراهم آوردن تجهیزات و امکانات، کنترل، حمایت، بازپروری و درمان) دانست کرد که در قبل، حین و بعد از وقوع جرم توسط فرد، گروه، نهادها و سازمان‌های مربوط انجام می‌گیرد تا جرائم کاهش‌یافته، کنترل شود و یا از بین برود.

     


    ب) متن

    نخستین هدف مبارزه با جرائم اجتماعی، کنترل آن برای پیشگیری از گسترش و تبدیل آنها به مسائل و آسیب‌های اجتماعی است؛ چرا که یکی از پیامدهای مهم افزایش جرم و جنایت، از میان رفتن توسعۀ همه‌جانبه و گسترش بیش از پیش فقر است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد هر چه میزان جرم و جنایت در جامعه افزایش می‌یابد به همان اندازه نظم و امنیّت جامعه مختل می‌شود. جرائم تأثیر منفی بر کیفیت زندگی می‌گذارند، به‌طوری‌که برخی مواقع و با وقوع جرائم خشنی همچون اسیدپاشی، قتل‌های سریالی و یا تجاوز به عنف، پیامدهای آن تا سال‌ها در جامعه ماندگار است.

    تاکنون تعریف علمی و دقیقی از مبارزه با جرائم و نیز تفاوت آن با پیشگیری ارائه نشده است، اما مطابق تحقیقات برخی شاخص­های مبارزه و نیز تفاوت‌های آن با پیشگیری احصاء شد (عبدالرحمانی، 1396) که در جدول زیر آمده است:

                               جدول شماره 1: مقایسه پیشگیری و مقابله (مبارزه) در جرائم خشن- عبدالرحمانی 1396

    پیشگیری

    مقابله

    پیشگیری اشاره به اقدامات قبل و حین جرم دارد

    مقابله (مبارزه) به پس از وقوع جرم تأکید می‌کند

    پیشگیری رویکردی نیمه‌رسمی یا غیررسمی است

    مقابله (مبارزه) رویکردی اساساً رسمی است

    معمولاً به کمک و همکاری بسیاری از سازمان‌ها انجام می‌گیرد

    مقابله (مبارزه) توسط سازمان‌های ذی‌ربط متولی انجام می‌شود

    پیشگیری معمولاً اجتماع­مدار است

    مقابله (مبارزه) بیشتر متکی بر قوانین و مقررات است

    متولی مشخصی ندارد، بسیاری از افراد و سازمان‌ها بدون برنامه‌ریزی مشخص و از پیش تعیین‌شده با هم تعامل و همکاری دارند

    مقابله (مبارزه) متولی مشخصی مانند پلیس و قوه قضائیه دارد

    پیشگیری محدودیت زمانی اندکی دارد و معمولاً همیشگی است

    مقابله (مبارزه) محدود به زمان می‌باشد (با رفع موضوع یا حصول به نتیجه، تمام می‌شود)

    معمولاً ماهیتی غیر قهری، ارشادی، ملایم و... دارد

    ماهیتی قهری، مجازات­محور، سخت و بی امان دارد

    پیشگیری با هدف ترمیم، کاهش جرائم و درمان انجام می‌گیرد

    مقابله (مبارزه) با هدف از بین بردن و نابود کردن صورت می‌گیرد

    پیشگیری چندان نیاز به افراد متخصص یا کارآمد ندارد

    از سوی بسیاری از افراد و سازمان‌ها صورت گیرد، اساساً نیازمند نیروهای کارآمد و متخصص است

    بودجه‌های مشخص و معینی ندارد

    بودجه‌های مشخص‌تری دارد

    هزینه‌های پیشگیری کم است

    هزینه‌های تحمیل‌شده‌اش چندین برابر پیشگیری است

    پیشگیری نقشه راه مشخص و معینی ندارد

    نقشه راه مشخص و معین‌تری دارد

    پیشگیری محدودۀ مشخصی ندارد

    به­سبب قانون­محور بودن و مشخص­بودن حدود و ثغورش، انعطاف‌پذیری کمتری دارد

    پیشگیری ترکیبی از فعالیت‌ها و اقدامات مختلف (از تبلیغ، اقناع، آموزش، اطلاع‌رسانی گرفته تا عملیات و...) است.

    مقابله (مبارزه) اساساً سلسله اقداماتی عملی است




    به نظر می‌رسد ما برای تعریف مبارزه با جرائم نیازمند سعی و تلاش‌های بیشتر هستیم.

    دسته‌بندی‌های مبارزه با جرائم: مبارزه با جرائم اجتماعی را می‌توان در ابعاد گوناگون دسته‌بندی کرد؛ مثلاً مبارزه از نوع حقوقی - قانونی تا اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، انتظامی، فرهنگی. علاوه بر آن در برخی مواقع مبارزه با جرائم بر اساس میزان علنی بودن آن به «آشکار و پنهان»، یا بر اساس مدت زمان مبارزه که به «کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت» و یا اهداف مبارزه که به اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی، تغییر و اصلاح رفتار، پیشگیری و یا درمان، دسته‌بندی می‌شود. مبارزه با جرائم را می‌توان بر اساس نوع جرم، میزان و شدّت شیوع آن، نوع مجرمان، میزان اهمیت آن جرم برای جامعه و از این قبیل نیز دسته‌بندی کرد. انواع دیگری از دسته‌بندی هم وجود دارد؛ مانند رسمی و غیررسمی، سطح و عمیق، مستقیم و غیرمستقیم.

    فرایند مبارزه با جرائم: در الگوهای علمی ارائه­شده برای پیشگیری از جرم کم وبیش مراحل زیر دیده می‌شود:

     

     

     

     

     

    1. شناسایی مسئله جرم و هدف‌گذاری؛

    2. آسیب‌شناسی علل جرم؛

    3. انتخاب اقدامات ویژه و ارائه راه‌حل‌های عملیاتی و کاربردی؛

    4. اجرا راهکارهای پیشگیرانه؛

    5. ارزیابی و تعدیل نتایج اجرای برنامه.

    با این وصف در خصوص مراحل و فرایندهای مبارزه با جرائم منبعی مشخصی وجود ندارد.

    اهداف مبارزه با جرائم اجتماعی[2]

    1.  تلاش در مبارزه با جرم، پیشگیری و کاهش جرم و خشونت با کمک دولت و برنامه‌های منطقه‌ای و محلی و اساساً مبتنی بر جامعه؛

    2. حفظ امنیّت فردی و جمعی برابر قوانین و مقررات کشور؛

    3. محافظت از آزادی و حقوق شهروندی با تأکید بر اجرای قانون؛

    4. کارآمدی و اثربخشی سازمان‌ها و نهادهای مبارزه با جرائم؛

    5. محافظت از تمامی آحاد جامعه در مقابله با مجرمان و جنایت‌کاران؛

    6. محافظت از سازمان‌ها، نهادها، تأسیسات و نیروهای دخیل در مقابله با جرم؛

    7. اطمینان از اجرای عدالت در سرتاسر جامعه.

     

    روش‌های مبارزه با جرائم اجتماعی: مبارزه با جرائم در هر جامعه‌ای طی سالیان دراز به روش‌های مختلف انجام شده است، درحالی‌که برخی جوامع درصدد اعمال تنبیه و مجازات‌های سخت برای متخلفان و مجرمان بودند، برخی دیگر بر نظارت، مراقبت، بازپروری، اصلاح و درمان نظر داشتند (سلیمی و داوری، 1385). چنین به نظر می‌رسد که دگرگونی‌های اجتماعی (تحرکات اجتماعی، اصلاحات، جنبش‌ها و انقلاب‌ها) تا اندازه زیادی بر انواع مبارزه با جرائم اثرگذار بوده است. در این میان اخلاق اجتماعی، آموزه‌های دینی، ساختارهای فرهنگی، تحولات جمعیتی از جمله عوامل اثرگذار بر نوع مبارزه با جرائم هستند. در جوامع با فرهنگ‌های سختگیرانه­تر (و البته جوامع غیر آن) پلیس نوک پیکان مبارزه با انواع جرائم است و بسیاری از جرائم با واکنش­های شدید دولت و پلیس روبرو می‌شود (رینر[3]، 1380). عوامل پیش‌گفته تا اندازه زیادی بر چارچوب‌های مبارزه با جرائم از سوی پلیس اثر می‌گذارد.

    اهمیت اقدامات بازدارنده از جرم توسط پلیس از دیرباز موردتوجه محافل و مجامع بینالمللی بوده است. به همین منظور در بیست و یکمین قطع­نامۀ مجمع عمومی سازمان بین‌المللی پلیس جنایی و نیز در بیست و سومین قطع­نامۀ مجمع عمومی سازمان ملل، برای یافتن راهی که پلیس کشورهای عضو سازمان مزبور جلوگیری از وقوع جرم را جزو اهداف دائمی خویش قرار دهند، چنین مقرر شده است: «مجمع عمومی آرزومند است که مقامات پلیس تمام کشورها، اقدام لازم را برای توسعۀ فعالیتهای پلیسی درزمینۀ جلوگیری از جرم به عمل آورند و اهمیت این کار را به تمام آموزشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی پلیس تأکید کنند و هرگاه لازم باشد، واحد یا اداره‌ای را برای جلوگیری از وقوع جرائم به‌ویژه جرائم اطفال تأسیس کنند.» (اینترپل، 2016 و 2014).

    در کشور ما نیروی انتظامی به‌عنوان بازوی دستگاه عدالت کیفری محسوب می‌شود که کشف، پیشگیری و مقابله با جرم، از جمله کارکردهای اساسی آن به­شمار می‌رود. نیروی انتظامی از طرف دولت مسئولیت تأمین امنیّت اشخاص و اموال آنان را در جامعه بر عهده دارد. موفقیت این ابزار اساسیِ دستگاه عدالت کیفری، علاوه بر تغییرات درون‌سازمانی و توفیق هرچه بیشتر در دستیابی به علوم و فنون پلیسی و استفاده از تجارب خود و دیگران، به عواملی بستگی دارد که معمولاً در خارج از محدودۀ پلیس یعنی عرصۀ اجتماع است؛ لذا ایجاد رابطه مؤثر میان پلیس  و اجتماع، شرط اساسی برای افزایش توانایی پلیس در امر مقابله با جرم خواهد بود.

    در خصوص مقابله با جرائم اجتماعی رویکردها و روش‌های فراوانی وجود دارد که در اینجا تنها به برخی از آنها به‌طور مختصر اشاره می‌شود.

    نخست این‌که راهبردهای پیشگیری و مقابله با جرائم اجتماعی در حال فاصله گرفتن از این موضوع است که: کار پیشگیری و مقابله یک اقدام پلیسی و کیفری است. این به این معناست که راهبردهای فوق، مجموعه‌ای از علل با طیف وسیعی‌اند که همه را باید با هم دید تا بتوان پاسخی در خور گرفت. از بدبینی‌های معمول که بگذریم، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، تحقیقات مفصل سازمان یونسکو نشان داده که سازمان‌های خدماتی دولتی عموماً بهترین وسیله برای معرفی طرح‌های نوآورانه برای توسعۀ پایدار و نشر نوآوری نیستند. این‌گونه سازمان‌ها به‌واسطه ساختار اداری‌شان، کمتر از مجریان و افراد صف مقدم، اطلاعات و تجربه دارند و کمتر با یکدیگر همکاری می‌کنند.

     

    از سوی دیگر زیر سؤال رفتن سازمان‌های دولتی حوزۀ پیشگیری و مقابله با جرائم اجتماعی، و ایجاد بی‌اعتمادی در میان مردم بسیار ارزشمند است؛ ازاین‌رو برقراری ارتباطات برون­سازمانی میان سازمان‌های دخیل در مقابله و مواجهه با جرائم اجتماعی، به‌عنوان ابزار قدرتمند توسعه و نشر طرح‌ها، ضمن افزایش اعتماد اجتماعی بسیاری از مشکلات موجود را حل می‌کند. اگر سازمان‌های دخیل در امر فوق بخواهند در کارشان موفقیت بیشتری کسب کنند و طرح‌هایشان با هزینه‌های پایین­تر، صرف وقت و نیروی کمتری به مرحله اجرا برسد، بایستی شبکه ارتباطاتشان را با سازمان‌ها و گروه‌های رسمی و غیررسمی ارتقا دهند (یونسکو[4]، 1376: 173). بر همین اساس می‌توان گفت که «سازمان‌ها نه ماهیت‌هایی مستقل، بلکه نظام‌هایی وابسته به هم و در ارتباط با یکدیگر هستند. بر این اساس برنامه­ریزان ارتباطی و هر سازمان یا گروهی که به­دنبال اشاعه یک طرح پیشگیری و مقابله هستند، نه‌تنها نمی‌توانند به‌تنهایی کاری به پیش برند، بلکه باید بدانند برای ایجاد ارتباط نمی‌توان فقط یک راه را «بهترین راه» دانست (ویندال، سیگنایتزر و اولسون[5]، 1376: 14).

    دوم، نتایج یافته‌ها نشان می‌دهد که برخی راهبردهای مقابله موفق‌تر از راهبردهای دیگر بوده است؛ مثلاً راهبرد طراحی شهری و پلیس جامعه‌محور از راهبردهای نظام کیفری بهتر است. درعین‌حال باید دانست که همه راهبردها در همه جوامع قابل طرح و پیاده‌سازی نیست؛ بنابراین فرایند درک، پذیرش و نشر یک طرح مقابله‌ای با جرائم اجتماعی، موضوع پیچیده‌ای است که نیازمند توجه به عوامل بسیاری است و نمی‌توان صرف آگاهی مختصر از طرح، داشتن منابع مالی، این‌که این طرح سودمند و برنامه‌ریزی شده است و غیره، آن را به اجرا گذارد. باید از اشتباهات طرح‌های گذشته پند گرفت و از اجرای طرح‌هایی که میزان موفقیت آنها کم است، دست برداشت. با عجله کردن در اجرای طرح‌ها، ایجاد سر و صدا، در بوق و کرنا کردن‌ها و با ارائه آمارهای ناسنجیده و شتاب‌زده نمی‌توان مدت زیادی به پیش رفت. اجرای طرح‌ها، نیازمند تفکر، تدبر و انعطاف‌پذیری بالاست (یونسکو، 1376: 174). به میزانی که موضوع (طرح مربوط) در ابعاد مختلف آن خوب ترسیم شود، میزان موفقیت در اجرا و نشر آن بیشتر خواهد شد. به نظر می‌رسد که اگر از ابتدا این‌گونه طرح‌ها با دقت و کارشناسی و بدون سلیقه‌های شخصی و گروهی طرح شوند، میزان موفقیت آنها بیشتر می‌شود. طرح‌ها نباید به‌گونه‌ای باشند که بسیار سخت و بی‌هیچ­گونه انعطافی به اجرا درآیند.

    سوم، اجتناب یا فاصله گرفتن از طرح‌ها و راهبردهای کوتاه‌مدت (سریع، غافلگیرکننده و ضربتی: آنچه پلیس ما بیشتر به دنبال آن است) به نفع راهبردهای میان‌مدت و بلندمدت است. اگر توصیه‌ها درست اجرا شود، منحنی پذیرش طرح، سیر صعودی خواهد داشت. ناگفته نماند که گاه میزان تلاش‌های مأمور پلیس، نتیجه پذیرش سریع طرح نوآورانه است و نه عمل مستقیم خود وی (راجرز و شومیکر[6]، 1369: 86). به این معنا که برای مثال هنگامی که طرحی مانند «جمع‌آوری اراذل و اوباش و یا عربده‌کشان خیابان‌ها» به‌سرعت از سوی مردم پذیرفته می‌شود، این عمل خود به تشویق مأمور پلیس و درنتیجه افزایش تلاش‌های وی برای پذیرش بیشتر خواهد انجامید. موضوع دیگر آن است که هر چه طرح‌های مبارزه با جرائم اجتماعی در سطحی کوچک و قابل سنجش برای مردم به اجرا گذاشته شود، بیشتر و سریع‌تر امکان نشر پیدا خواهد کرد تا این‌که طرحی بدون هیچ‌گونه آزمایش در سطحی بزرگ و ملی، آن هم سریع و ضربتی به اجرا در آید. ما ایرانی‌ها ضرب‌المثل‌های زیادی داریم که در این باره بسیار گویاست و نیازی به توضیح هم ندارد.

    چهارم، به‌کارگیری سازوکارهای مشارکت اجتماعی (حتی تا این حد که تنها مردم مشارکت کنند، اگر همکاری یا وارد اجرا هم نشوند) به‌عنوان کلیدی برای ارائه برنامه‌هایی با ماهیت‌های جمعی است. یک اجرای موفق بستگی به مشارکت همه طرف‌های اجرا دارد. در برخی موارد یک عامل ناهماهنگ می‌تواند اجرای نقش را مختل کند. به هر روی اجراها ممکن است از نظر میزان هماهنگی لازم با یکدیگر تفاوت داشته باشند. از همین رو ممکن است لغزش (رفتار متخلفانه) یک فرمانده و افسر عالی‌رتبه و یا یک روحانی بلندمرتبه به هنگام اجرای نقش، به‌هیچ‌وجه با یک فرد عادی یکی انگاشته نشود (ریتزر[7]، 1379: 292- 295؛ دیکنز[8]، 1377). نکته اساسی در ارائه طرح‌های مشارکتی برای افزایش و ارتقای امنیّت و مقابله با جرائم در جامعه از سوی سازمان پلیس آن است که باید در جامعه شرایطی فراهم شود که از آن طریق پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی آسان شده، مردم خود برای خود انتخاب کنند.

    پنجم، فاصله گرفتن از کپی‌برداری (تقلید) یا وام‌گیری از طرح‌هایی که به درد ما نمی‌خورد. طرح‌هایی که نه فقط با شرایط اجتماعی - فرهنگی ما، که با شرایط توسعه، زمان و مکان ما چندان مناسب نیست. یکی از تفاوت‌های اساسی در استفاده از فناوری در فرهنگ‌های مختلف آن است که هر یک از فرهنگ‌ها تعمیم­دهنده آشکار رفتارهای متفاوتی از سازه‌های بشری هستند (هال[9]، 1377: 39). ازاین‌رو هرگونه اقتباس و وام‌گیری از فرهنگ‌های دیگر نیازمند توجه به ملاحظات فرهنگی و اجتماعی است (عبدالرحمانی، 1388). مخالفان وام‌گیری از فرهنگ‌ها بر این باورند که وام‌گیرندگان فرهنگ‌ها چندین اشتباه اساسی و فنی داشته‌اند، چرا که نه فقط به تعاریف، که به جنبه‌های سازمانی، فرهنگی و نهادی راهبردها، زمان، مکان، شرایط نهادی، توسعه و...توجه نکرده‌اند. بررسی و تحقیق پیش از اجری راهبردها (پیش­خورد) و ارزشیابی اجرای طرح‌ها در مراحل مختلف (پس­خورد) اهمیت دارد. بی­توجهی به پس­خورد می‌تواند تمام تلاش‌ها و فعالیت‌های انجام گرفته ارتباطی را ناتمام بگذارد؛ چرا که هیچ تحقیقی بعد از اتمام کار (به این معنا که چه پیشرفت‌هایی داشته؟ چه ایرادات و اشکالاتی بر طرح فوق وارد است؟ چه کارهایی باید انجام می‌گرفت که انجام نگرفته یا برعکس نباید انجام می‌گرفت ولی انجام گرفته است؟ و...) نمی‌تواند بی‌نیاز از ارزیابی‌ها باشد.

    ششم، موضوع نوجوانان و کودکان در خصوص خشونت چندان که باید و شاید مورد تحلیل دقیق قرار نگرفته است. بدیهی است به دست آوردن ملاک‌های قطعی برای تحلیل و قضاوت در این زمینه مشکل است و سخنان گفته­شده، تا اندازه‌ای دیدگاه­های غیر کارشناسی و تحقیق­نشده غیر متخصصان است تا عالمان اجتماعی (کایرنز[10]، 1379: 320). لذا پیش‌بینی‌های هراسناک که تاکنون تعیین‌کنندۀ مواضع و سیاست‌های مرتبط با مقابله با مجرمان (بدون یا کم‌سابقه) بودند، بر یک اندیشه ساده‌انگارانه خطرناک مبتنی بوده و نباید به آنها اجازه داد که بار دیگر بر سیاست‌گذاری‌های مقابله با جرائم مربوط به جوانان تسلط یابد (زیمرینگ[11]، 1379: 289).

    هفتم، تشخیص این‌که کدام یک از عوامل (فردی، اجتماعی، جغرافیایی و...) در بروز و گسترش افعال مجرمانه مؤثرند، چندان آسان نیست. شاید به این دلیل که ما باید هنوز چیزهای زیادی دربارۀ رفتارهای فردی اجتماعی انسان‌ها، فرا بگیریم. پیچیدگی رفتار انسانی هنگامی سخت می‌شود که عوامل زمانی، مکانی و شرایط خاص را بدان اضافه کنیم (مایر و رابرسون[12]، 1395: 65).

    نیروی انتظامی و مبارزه با جرائم اجتماع: برخی اجتماعات، محله‌ها، یا گروه‌ها ممکن است از پلیس انتظار داشته باشند با جرم مبارزه کند، درحالی‌که دیگران خواهان آن باشند که پلیس ارائه‌دهنده خدمات اجتماعی باشد. اغلب خود مأموران پلیس ترجیح می‌دهند که «مبارز علیه جرم» نام بگیرند. مأمورانی که خود را «مبارز علیه جرم» معرفی می‌کنند بر این باورند که جرم، تابع یک انتخاب منطقی از سوی مجرمان است و اینکه هدف اولیه پلیس، گشت­زنی و انجام تحقیقات جهت بازداری جرم و بازداشت بزهکاران است. مأمورانی که خود را مددکار اجتماعی یا ارائه‌دهنده خدمات اجتماعی در نظر می‌گیرند، معتقدند که جرم از علت‌های مختلفی نشئت گرفته و اینکه فعالیت‌های دیگر پلیسی مثل آموزش پیشگیری از جرم و جامعه­سازی وجود دارند که ممکن است به کاهش نرخ جرم بینجامد. جهت‌گیری خدمات اجتماعی منتج به مشارکت بیشتر پلیس و جامعه و کمتر شدن رویکرد اقتدارگرایانه و سرکوبگر پلیسی خواهد شد. البته هیچ‌کسی را نمی‌توان مبارز «صرف» جرم یا ارائه‌دهنده «صرف» اجتماعی شناخت؛ به‌هرحال، این‌که پلیس بایستی یکی یا دیگری باشد بر چگونگی ساختارمندی نقش پلیس در اجتماع اثر می‌گذارد. (روبرگ و همکاران، 1398: 38). بر همین اساس برخی از سازمان‌های پلیس بالاترین اولویت خود را به کاهش جرم می‌دهند، چرا که حوزۀ قضایی آنها دارای نرخ بالای جرم بوده و یا به این خاطر که رئیس پلیس به نقش مبارزه با جرم پایبند است. دیگر سازمان‌های پلیس به نظر بیشتر بر حفظ نظم یا ارائه خدمات تمرکز می‌کنند، حال یا نرخ‌های جرم در حوزۀ قضایی آنها در سطح کمی است یا به این خاطر که به نیازها و انتظارات مختلف سیاسی و اجتماع واکنش نشان می‌دهند. پلیس جامعه‌محور دیدگاه گسترده‌ای در مورد کارکرد پلیس دارد و از سویی تمرکز محدودی بر مبارزه با جرم و اجرای قانون دارد. به باور آروین[13] (2009) در مقوله ایجاد نظم، بر خلاف رویکرد پلیسی خدمات اجتماعی، مباحث امنیّت درون‌شهری و برون‌شهری، کنترل مراکز حساس، امنیّت مرزها و ضابطین قضایی اولویت می‌یابد (آروین، 2009: 174). در بخش کنترل جرائم، مبارزه با مفاسد اجتماعی، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در اولویت است. مور و همکارانش[14] (1390) بر این باورند که مقابله با جرم اصلیترین وظیفة پلیس است.

    در ایران نیز نیروی انتظامی در حوزۀ پیشگیری و مقابله با جرائم به‌عنوان محوری‌ترین سازمان درگیر در میان تمامی سازمان‌های رسمی و غیررسمی (مانند وزارت کشور، وزارت اقتصاد و دارایی، وزارت دادگستری و قوه قضائیه، وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی، وزارت ورزش و جوانان، وزارت آموزش‌وپرورش، صدا و سیما، سازمان‌های مردم‌نهاد (از بسیج و هیئت‌های مذهبی) دخیل در امر پیشگیری و مقابله است. طبق مواد قانونی در سازمان ناجا، در بخش‌های مختلف این سازمان مفهوم مبارزه و مقابله آمده است.

    عوامل گوناگونی در مقابله پلیس با جرم در جامعه دخیل‌اند که «مور و همکارانش» آن را در سه محور دسته‌بندی کرده‌اند: 1) عوامل فنی؛ 2) عوامل اجتماعی فرهنگی؛ و 3) عوامل سازمانی (مور و همکاران، 1390: 389). پلیس هر کشوری با توجه به شرایط اجتماعی خود راهبردهای مختلفی (از مبارزۀ بی امان و سخت تا مدارای جوانمردانه) برای مقابله با جرم اتخاذ می‌کنند. برای مثال وزارت کشور انگلستان، در سال 2002، مجموعه قوانین پلیس و ادله کیفری را مورد بازنگری قرار داد. این بازنگری با این فرض انجام شد که مواد مندرج در این قانون به‌طور مناسب حمایت کافی از مظنونین را به عمل می‌آورد، اما چارچوب‌های مناسب در حمایت از پلیس و دادن اختیارات لازم به آنها جهت مبارزه با جرم را در اختیار نمی‌گذارد. این اختیارگذاری بیشتر قدرت برای مقابله با جرم، دهه‌های قبل (1970 و 1980) نیز با شعار حزب کارگر یعنی «شدّت عمل در مقابله با جرم، شدّت عمل در مقابله با مسببین جرم» وجود داشت (رینر[15]، 1380: 123 و 75). از یک منظر سیاسی محافظه‌کارانه (که شامل دیدگاه‌های بیشتر مأموران پلیس می‌شد)، پلیس در مبارزه با جرم «دست بسته» بود (روبرگ و همکاران[16]، 1398: 76).

    یکی از پیامدهای پنهان اتخاذ تدابیر سخت­گیرانه، ممکن است افزایش تعداد مجرمان جوان محکوم‌شده به مجازات حبس باشد. در این بین باید مراقب تلقینات و گزارش‌های برجسته­سازانه رسانه‌ها در اتخاذ رویکردهای سخت‌گیرانه پلیسی بود، که عملیات و اجرای مأموریت‌های پلیسی، از مقابله با جرم فراتر نرود (مور و همکاران[17]، 1390: 25). به هر ترتیب اتخاذ شیوه‌های مختلف در مبارزه با جرم بر مبنای شرایط اجتماعی، وضعیت پلیس و وضعیت رابطه مردم با حکومت و... متفاوت است.

    اسلام و مبارزه با جرم: مطالعات و یافته‌های تحقیقات در قلمرو تاریخ حقوق کیفری نشان می‌دهد که جوامع بشری برای مقابله با جرم عمدتاً از انواع شدید مجازات استفاده کرده‌اند (عظیم­زاده اردبیلی و ملک‌زاده، 1393). اصطلاح جرم و مشتقات آن در قرآن کریم به معنی انجام کارهای زشت و ناپسند آمده؛ چنان‌که در آیه 12 سورۀ مائده «یجرمنّکم» به معنی کارهای زشت و ناپسند استعمال شده است. همچنین در آیه 30 سورۀ مطففین نیز «اجرموا» در مورد کسانی که مرتکب کارهای زشت و گناه می‌شوند، ذکر شده است. لفظ «مجرمین» در آیه 48 سوره قمر نیز ناظر به اعمال و رفتار زشت کسانی است که در گمراهی به سر می‌برند. با توجه به معانی آیات، جرم در زبان قرآن، عبارت از انجام دادن فعل یا گفتن قولی است که شارع آن را منع کرده و برای آن کیفر قرار داده است. همین معنی را می‌توان از آیاتی که در باب انواع مجازات جرائم مشمول قصاص نفس، قصاص عضو (سوره بقره، آیات 178 و 179؛ سوره اسراء، آیه 33؛ سوره مائده، آیه 45)، دیه (سوره بقره، آیه 92)، حد زنا (سوره نور، آیه 2)، حد قذف (همان، آیه 4)، حد سرقت (سوره مائده، آیه 38)، محاربه (همان، آیه 33) و بغی (سوره حجرات، آیه 9) در قرآن کریم وارد شده است، استشهاد کرد. با توجه به آیات متفاوت قرآن روشن می‌شود که معنی لغوی جرم و اجرام عبارت است از: انجام دادن کاری که نیکو و شایسته نیست، بلکه نکوهیده و ناپسند است، و مجرم کسی است که در آن کار زشت و ناپسند افتد و اصرار بر آن و استمرار در آن داشته باشد، و برای ترک کردن آن اقدامی نکند. با نگاهی به سیاست جنایی اسلام می‌توان دریافت که شارع مقدس با پذیرش و مبنا قرار دادن اصولی همچون «قاعده اهم و مهم، دفع افسد به فاسد، قاعدۀ لاضرر، قاعدۀ ضرورت، اصل بزه­پوشی» و امثال آنها راه را برای عملی نمودن مدیریت جرم باز کرده است. توجه به ارزش‌ها و  هنجارهای اجتماعی، شرایط زمانی و اجتماعی جامعه، رویکردهای مقابله با جرم در جهان و... در مقابله با جرم اهمیت دارد. برای نمونه به‌تبع سیاست جنایی اسلام، سیاست جنایی ایران نیز، در موارد مختلفی خواسته یا ناخواسته با در نظر گرفتن مبانی فقهی، به شکلی مدیریت مقابله با جرم را در قوانین خود گنجانده و برای جلوگیری از آسیب شدیدتر جرم، از جرم انگاشتن موارد خفیف‌تر چشم‌پوشی کرده است.

    کلیدواژه‌ها: مبارزه، مقابله، جرائم اجتماعی، پلیس، مقابله.

    منابع

    -        افتخاری، علی‌اصغر (1379). خشونت و جامعه (مقاله‌ای با عنوان جوانان و خشونت: درس‌هایی از تجربه آمریکا) نوشته فرانکلین زیمرینگ ترجمۀ مصطفی دولت­یار، تهران: سفیر.

    -        افتخاری، علی‌اصغر (1379). خشونت و جامعه (مقاله‌ای با عنوان خشونت و نوجوانان). نوشته ادوارد کایرنز و ترجمۀ مهدی کلاته صص 291- 320)، تهران: سفیر.

    -        دیکنز، پیتر (1377 و 1378) جامعه‌شناسی شهری: جامعه، اجتماع محلی و طبیعت انسانی، ترجمۀ حسین پویان، مشهد: آستان قدس رضوی.

    -        ریتزر، جورج (1374). نظریه‌های جامعه‌شناسی، ترجمۀ محمدصادق مهدوی و همکاران، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

    -        سازمان یونسکو (1376). فرهنگ و توسعه (رهیافت مردم­شناختی توسعه)، ترجمۀ نعمت‌الله فاضلی و محمد فاضلی، تهران: وزارت ارشاد اسلامی.

    -   عبدالرحمانی، رضا (1388). مقدمه‌ای بر درک فرهنگ ترافیک، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -    عبدالرحمانی، رضا (1396). طرح تحقیق راهبردهای پیشگیری و مبارزه با جرائم خشن، تهران: مطالعات راهبردی ناجا.

    -    مایر و، اسکات و رابرسون، کلیف (1395). جرم خشونت­بار: مطالعه عوامل و نگرانی‌ها، ترجمۀ محمد جوان‌بخت، تهران: ماجد.

    -        هال، ادوارد. تی (1384). بعد پنهان، ترجمۀ منوچهر طبیبیان، تهران: دانشگاه تهران.

    -   وبر، ماکس (1371). مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، ترجمۀ احمد صدارتی، تهران: مرکز.

    -        ویندال، سون؛ سیگنایتزر، بنو؛ اولسون، جین (1376). کاربرد نظریه‌های ارتباطات (مقدمه‌ای بر ارتباطات برنامه‌ریزی‌شده)، ترجمۀ علیرضا دهقان، تهران: مرکز مطالعات.

    -        عظیم­زاده اردبیلی، فائزه و فهیمه ملک‌زاده (1393). «پیشگیری از جرائم در آموزه­های قرآن»، فصلنامه قرآن و علوم بشری، سال سوم، شماره دوم، صص 107- 126.

    -        راجرز، اورت ام؛ و شومیکر، اف.فلوید (1369). رسانش نوآوری: رهیافتی میان فرهنگی، ترجمۀ عزت‌الله کرمی و ابوطالب فنایی، شیراز: دانشگاه شیراز.

    -        سلیمی، علی و محمد داوری (1385). جامعه‌شناسی کجروی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

    -        رینر، رابرت (1380). نظم و قانون، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -          General Regulations of the International Criminal Police Organization - INTERPOL" (PDF). Interpol. 1956. Archived from the original (PDF) on 7 February 2016. Retrieved 12 March 2016..

    -          Erwin A.schmid (2009) police function in peace operationes. An historical overview in Robert B.

    -          Interpol. 2014. Archived from the original (PDF) on Annual Report" 21 September 2014. Retrieved 12 March 2016.

    منابع برای مطالعۀ بیشتر

    -         زکریایی، محمدعلی (1384). درآمدی بر جامعه‌شناسی کجروی، تهران: ستاد مبارزه با مواد مخدر.

    -         قربانی، ابراهیم (1395). «جزوه امور منطقه‌ای و بین‌المللی مبارزه با مواد مخدر و نهادهای دخیل در مقابله و مبارزه»، پلیس مبارزه با مواد مخدر، فرماندهی انتظامی استان آ. غربی.

    -         نجفی ابرندآبادی، علی حسین و مهرداد رایجیان اصلی (1379). جزوه مبارزه با جرم.

    -         نجفی ابرندآبادی علی حسین (1380 و 81). تقریرات درس جرم‌شناسی. مبارزه. تهیه و تنظیم امیرحسن نیازپور، نیم‌سال نخست سال تحصیلی 81-1380.

    -          Robert Smith) 2011) Investigating financial aspects of dog‐fighting in the UK. Journal of Financial Crime, vol. 18 no. 4. https://doi.org/10.1108/13590791111173687

    -          Stephen B. Perrott and Donald M. Taylor (1995) Crime fighting: law enforcement and service provider role orientations in community‐based police officers. American Journal of Police, vol. 14 no. ¾. https://doi.org/10.1108/07358549510112009

    -          Ivan Y. Sun, Jianhong Liu and Ashley K. Farmer (2016) Chinese police supervisors’ occupational attitudes: Role orientation, community policing, and job satisfaction. Policing: An International Journal of Police Strategies & Management, vol. 39 no. 1. https://doi.org/10.1108/PIJPSM-04-2015-0048

     



    [1] Weber

    [2] https://www.justice.gov/archive/mps/strategic2000_2005/goal7.htm

    [3] Rainer

    [4] UNESCO

    [5] Windal, Signitzer and Olson

    [6] Rogers & Schoemaker

    [7] Ritzer

    [8] Dickens

    [9] Hall

    [10] Cairns

    [11] Zimming

    [12] Meyer & Roberson

    [13] Arvin

    [14] Moore and her colleagues

    [15] Rainer

    [16] Moore et al

    [17] Rubberg et al

نظر شما