You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: ادغام ژاندارمری ونیروی قزاق

    معرف:

    معادل انگلیسی:Army Union Plan And Lahoties Rebellion

    تعریف:

    در سال 1300 ه.ش پس از اعلام سردار سپه مبنی بر ادغام نیروهای ژاندارم و قزاق و تشکیل ارتش متحدالشکل ، ژاندارم­ها از این اقدام راضی نبودند و رقابت شدیدی بر سر این مسئله به وجود آمد که سرانجام منجر به شورشی موسوم به شورش ابوالقاسم لاهوتی شد. سرانجام، این شورش سرکوب و ابوالقاسم لاهوتی به شوروی گریخت؛ ولی تعدادی از شورشیان که همراه او رفته بودند، بعد از مدتی به ایران بازگشتند.

    متن:

    سردار سپه روز 14 آذر 1300 ه.ش در اداره ژاندارمری حضور یافت و طی نطقی اعلام کرد که تمام قشون ایران باید دارای یک لباس متحدالشکل باشند؛ بنابراین، ژاندارم­ها باید لباس قزاق­ها را بپوشند و ژاندارمری منحل شود. وی در آبان­ماه 1300 ه.ش، کمیسیونی را مأمور رسیدگی به ساختار آینده ارتش کرد. این کمیسیون به طور مرتب نتایج کار خود را به سردار سپه اعلام می ­کرد.

    سردار سپه موافقت قوام­ السلطنه، نخست وزیر وقت، را برای اتحاد قشون به دست آورد و در روز 14 دی­ماه 1300 ه.ش فرمان تشکیل قشون متحدالشکل را صادر کرد. براساس این طرح، کمیسیونی متشکل از ارکان حرب و شورای قشونی در ارکان حرب کل قشون (ستادارتش) تشکیل می­شد و 11 صاحب منصب قزاق و ژاندارم عضو آن بودند. اولین اقدام شورای قشونی، تنظیم نظامنامه لباس قشون متحدالشکل ایران ، تنظیم نظامنامه تقاعد، تنظیم مقررات وظیفه و تهیه نشان­های جنگی بود. از طرف سردار سپه به سرهنگ عزیزالله­ خان، افسر سابق ژاندارمری دستور داده شد که مدارس نظامی متعلق به ژاندارمری و قزاق را با هم یکی کند و مدارس نظام را تحت سرپرستی ارکان حرب تشکیل دهد. هنوز طرح تشکیل قشون متحدالشکل به مرحله اجرا درنیامده بود که واکنش کارکنان ژاندارمری در مقابل آن شروع شد؛ ژاندارم­ ها از ضمیمه­ شدن به قزاق­ها راضی نبودند و بر سر این مسئله رقابت شدیدی به وجود آمد که سرانجام منجر به شورشی موسوم به شورش لاهوتی شد. در اسفند 1300 شمسی گروهی از ژاندارم ­های هنگ باغشاه به فرماندهی سلطان تورج ­میرزا، از طرف سیدضیاءالدین برای جنگ با اسماعیل آقا سمیتقو به آذربایجان فرستاده شدند. این گروه به دسته ­ای از ژاندارم ­ها ملحق شدند و آنگاه تحت فرماندهی «لندبرگ[1]» سوئدی و به معاونت سرگردلاس[2] دانمارکی به طرف تبریز رفتند. زمانی که آنان به زنجان رسیدند، دولت سیدضیاء­الدین سقوط کرد. این قوا به کمک چریک ­های قره­داغی ضربه هایی به اسماعیل­آقا زدند؛ ولی در جنگ دیگر ی که روی داد، سردار عشایر که مأمور حفظ جناح چپ اردوی ژاندارم ­ها بود کشته شد،. پس از کسته شدن سردار عشایر، اردوی ژاندارم ها شکست خورده و افراد آن به طرف شرف خانه عقب نشستند. در شرفخانه نارضایتی میان ژاندارم ­ها بروز کرد.

     پرخاش محمودخان پولادین به ژاندارم­ ها، اعتراض ها را گسترش داد. ژاندارم­ها که از اختلاف میان ملیون تبریز و سردار سپه ناراضی بودند، تصمیم به شورش گرفتند. سه افسر اردو یعنی سلطان تورج میرزا، علی­اکبرخان و سلطان عبدالصمدخان پس از انجام مذاکراتی قرار گذاشتند با هماهنگی ملیون تبریز مبادرت به شورش کنند. نظر شورشیان این بود که در مرحله اول تبریز را اشغال کرده  و سپس به طرف تهران حرکت کنند. آنان پس از تبادل نظر، سرگرد لاهوتی را به رهبری خود انتخاب کردند. با بازداشت پولادین و ساعدالملک حاکم شرفخانه، در 10 بهمن 1300ش، عملیات ژاندارم ­های شورشی آغاز شد.

    شورشیان ابتدا خطوط تلگراف را پاره کردند و به طرف تبریز حرکت کردند. چون مخبرالسلطنه هدایت، والی آذربایجان، از جریان شورش آگاه شد، سرهنگ لندبرگ و سرگردلاس از صاحب­منصبان ژاندارمری تبریز را به سوی «صوفیان» اعزام کرد. ولی این  افراد به محض ورود به صوفیان، توسط ژاندارم­های شورشی دستگیر شدند.

    شورشیان به سوی تبریز حرکت کردند و مخبرالسلطنه برای دفاع از شهر، خالوقربان را با چریک­ های همراه او به مقابله آنان فرستاد؛ ولی او به ژاندارم­های معترض ملحق شد؛ بنابراین، لاهوتی بدون دردسر وارد تبریز شد و مخبرالسلطنه را دستگیر کرد. قزاق های تبریز در باغ شمال مستقر شدند و ژاندارم­ها آن­ها را محاصره کردند. تعدادی از دمکرات ­های تبریز از جمله سرتیپ ­زاده، آقازاده، میرکاظم جدی و میرمهدی ماکویی به نیروهای ژاندارم پیوستند و شهر کاملاً به دست شورشیان افتاد(بیات،1376: 34).

     با ورود سرگرد حبیب ­الله­ خان شیبانی به تبریز، اوضاع عوض شد؛ حبیب الله خان، فرمانده دسته ای از ژاندارم ها در ساوجبلاغ بود که پیش از رسیدن لاهوتی به تبریز ، مخبرالسلطنه او را احضار کرده بود. او در 17 بهمن وارد تبریز شد و پس از چند برخورد پراکنده با ژاندارم ­های شورشی، به قزاق ­هایی که در باغ شمال محصور بودند، پیوست و سعی کرد با شورشیان مصالحه کند؛ ولی فقط توانست مخبرالسلطنه را آزاد کند. سرانجام در روز چهارشنبه 19 بهمن جنگ میان دوطرف شروع شد؛ لاهوتی شکست خورد و با 300 نفر از همراهانش راهی جلفا شد. سلطان تورج­ میرزا دستگیر شد و به او امان دادند. تعدادی از ژاندارم­ها پس از تسلیم ، اعدام شدند. با ورود دکترمصدق به تبریز، به عنوان جانشین مخبرالسلطنه، بازمانده آنان آزاد شدند. تعدادی از صاحب­منصبان ژاندارمری که به تهران اعزام شده بودند، با وساطت برخی از سیاسیون مانند سیدحسن مدرس آزاد شدند و با تنزیل یک درجه از نو به خدمت نظامی پذیرفته شدند. لاهوتی به شوروی گریخت ؛ ولی تعدادی از شورشیان که همراه او رفته بودند، بعد از مدتی به ایران بازگشتند.

    بعد از پایان شورش لاهوتی در ابتدای سال 1301 ه.ش ، رضاخان امیر لشکرها را مشخص کرد و به محل مأموریت خود فرستاد و بدین ترتیب، طرح 14 دی­ماه 1300 ه.ش  مبنی بر اتحاد قشون را اجرا کرد. او به جای ژاندارمری، در اول فروردین 1301 ه.ش  «اداره امنیه کل مملکتی» را تشکیل داد که تحت امر وزارت جنگ قرار داشت . ریاست اداره امنیه کل مملکتی، به عهده علی آقاخان سردار رفعت واگذار شد و به زودی اداره امنیه کار خود را در شهرستان ها آغاز کرد.

    سراسر دوره رضاشاه تا پس از شهریور1320 ه.ش ، تغییرات زیادی در ژاندارمری به وجود آمد؛ اما در این مدت همواره خلاء ناشی از عدم وجود سازمانی مستقل برای حفظ امنیت بین شهری احساس می­شد . همین امر دوباره توجهات را بر تأسیس سازمان ژاندارمری متمرکز کرد؛ بنابراین، ژاندارمری پس از یک دوره فترت دو دهه­ای، دوباره شکل گرفت. در آخر خرداد1320ه.ش، نام اداره امنیه به ژاندارمری تغییر یافت. پس از آن، سرتیپ حسینقلی سطوتی به ریاست سازمان ژاندارمری رسید و همزمان عده­ای از افسران آمریکایی تحت سرپرستی سرهنگ شوارتسکپف وارد ایران شدند (قدیمی،1326: 193).

     وجود مستشاران آمریکایی در سازمان ژاندارمری در دوره پهلوی دوم و فشار ژاندارم­ ها بر عامه مردم و حرکت قدرت مدارانه این سازمان ، حول منافع دول خارجی و استبداد داخلی ، موجب ایجاد فاصله جدی بین مردم و ژاندارمری شده بود. باپیروزی انقلاب اسلامی، این نیرو همانند سایرسازمان های کشوربه انقلاب پیوستند و همراه مردم شدند (رنجبر،1385: 65-61).

    واژه ­های کلیدی:

    سردار سپه، قوام­السلطنه، شورش لاهوتی، ژاندارمری، نیروهای قزاق ، اتحاد قشون، اداره امنیه.

    ارجاعات:

    - بیات، کاوه(1376). کودتای لاهوتی. تهران: نشر شیرازه .

    -  قدیمی، ذبیح ­اله(1326). تاریخ 25 ساله ارتش شاهنشاهی ایران. تهران: سالنامه آریان .

    - رنجبر، سیف­الله(1385). نیروهای انتظامی و جنگ. تهران: انتشارات اسلامی.

     

     

     

     

     

     

     

     



    [1] -Land berg

    [2] -  major Lass

نظر شما