You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • محمدحسین آیرم Mohammad  Hosein Airom                                                         

     رییس بازرسی پلیس و رییس ژاندارمری                      تولد: باکو1261ش        مرگ:  لیختن اشتاین1327ش (1).

    محمدحسین آیرم در سال 1261شمسی در باکو به دنیا آمد. وی فرزندیکی از ایرانیان مهاجربه قفقازبود، تحصیلات مقدماتی را در ایران و باکو طی  کرد و برای ادامۀ تحصیلات نظامی به سن پترزبورگ رفت و دورۀ ستاد و فرماندهی را در آن کشور به اتمام رسانید و علاوه بر زبان روسی،زبان فرانسه را بهخوبی فرا گرفت.


    آیرم مقارن مشروطیت به ایران بازگشت و در قزاقخانه استخدام شد.او به علت داشتن تحصیلات عالیه موردتوجه لیاخوف روسی فرمانده قزاق ها قرارگرفت وهم زمان، آجودان و مترجم وی گردید. در زمان فتح تهران درسال 1288مجددأ عازم روسیه ومقیم آنجا شد.

    بعد از کودتای 1299 از روسیه بازگشت، آيرم كــه دوره هايي را در دانشــكدۀ افســري روسي ديده بود به ســبك فرماندهان آن روز ارتش روســيه در یکی از بازدیدهای رضاخان از قزاقخانه به نيروهاي مســتقر در ميدان فرمان ايســت خبردار مي ­دهــد و مراســم احترامي از او بــه عمل مي­آورد كه هواي نفس رضاخان كاملا ارضاء و چنان مقبول واقع می­شود كه في المجلس دســتور مي­ دهد اين نوع مراسم احترام روش جاري همۀ مراكز نظامي قرارگیرد (2).

    پس از آن بلافاصله برای ریاست هنگ جدید مازندران انتخاب و به ساری اعزام می­شود. بعد از مدتی، هنگ گیلان هم جز هنگ مازندران و استراباد گردید و آیرم بعد از چندی فرماندۀ کل تیپ مستقل شمال گردید (3).

    در اين دوران که تجاوزها و راهزني­های ترکمنان و قتل و غارت مردم در استرآباد موقعيت آيرم را سخت متزلزل ساخته بود رضاخان وي را مأمور ختم غائله نمود ولي شکست آيرم در اين مأموريت موجب عزل وي گشت و او به پايتخت احضار گرديد. رضاشاه در سال 1304 آيرم را به جاي سرلشکر اميرطهماسبي به رياست قشون آذربايجان گماشت و رياست املاک سلطنتي را نيز به وي واگذار نمود.

    اعمال خلاف عفت عمومي او در آذربايجان موجبات خشم و نفرت عمومي و روحانيون از جمله آيت‌الله انگجي شد و شورش مردم را فراهم نمود و رضاشاه اميراحمدي را مأمور رسيدگي به بلواي تبريز کرد. او نيز آيرم را تحت‌الحفظ روانه تهران ساخت و آرامش را به منطقه بازگرداند(4).

    آيرم با تنزل رتبه جزو افسران احتياط شد و مدتي بعد به رياست دژبان مرکز منصوب گرديد. در فاصله سال­هاي 1306 تا 1308 رياست بازرسي ارتش و رياست بازرسي پليس را عهده‌دار بود. سال 1310 ریيس کل شهرباني شد (5).

    از اقدامات مهم آیرم تأسیس پلیس سیاسی در ۱۳۱۲ ش. بود، که در دل دولت مردان و مقامات کشوری و نظامی، رعب افکند. آیرم برای برقراری حکومت پلیسی، به تقلید از گشتاپوی رژیم نازی آلمان، این سازمان را بنیان نهاده بود. او سه سال پیش از آن، درسال ۱۳۰۹ ش در دیداری از آلمان، با این گونه سازمان ها آشنا شد. تشکیلات این سازمان نیز، از لباس مأموران و نشان ها و مراتب مختلف گشتاپو تقلید شده بود.آیرم رییس پلیس سیاسی، برای هر یک از وزیران، نمایندگان مجلس، صاحبان نفوذ، مدیران شرکت­ها، و مؤسسات بازرگانی، پروندة جداگانه افتتاح کرده و برگه­ها و مدارکی علیه آنان جمع آورده بود. وی، با آن مدارک می­توانست هر کسی را به زندان افکند. آیرم گاه نیز به معاملات سودآور دست می­زد یا برای خرید مایحتاج نظمیه وارد معاملاتی می­شد که سود کلانی عاید وی می­ساخت (6).

    پليس سياسي، دامنة فعاليت­هاي خود را تا خصوصي‌ترين مسائل زندگي مردم گسترده بود. حتي نامه‌هاي پستي و مراسلات شهروندان معمولي نيز از سوي مأموران و خبرچينان شهرباني، كه در ادارات و دواير مختلف پست حضور داشتند، خوانده مي‌شد؛ نيز كساني كه مي‌خواستند مسافرتهاي بين شهري انجام دهند مجبور بودند از اداره سياسي شهرباني جواز دريافت كنند.

     آیرم هم­زمان با ریاست  شهربانی، ریاست املاک شاه را نیز برعهده داشت وثروت زیادی برهم زده بود. وی تدریجأ ازوضعیت خود بیمناک و از سرنوشت تیمور تاش، سرداراسعد، نصرت الدوله بسیار ترسید و می­دانست به زودی  رضاشاه بسراغ وی خواهد آمد درنتیجه برای فرار از این خطر خود را به بیماری لکنت زبان زد و به اروپا رفت (7). تلاش رضاشاه برای بازگرداندن اوحاصلی نداشت (8).

    درنهایت وی در سال ۱۳۲۶به علت بیماری در یکی از بیمارستانهای اتریش تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی جان به سلامت نبرد و در ۱۱ فروردین ۱۳۲۷ در ‍ لیختناشتاین درگذشت.

    کلید واژه­ها

    قزاقخانه، نظمیه، تیپ مستقل شمال، نظمیه کل مملکتی، آیرم، رؤسای شهربانی، پلیس سیاسی.

    ارجاعات

    1- عاقلی، باقر. رضاشاه و قشون متحدالشکل. تهران: نشر نامک، 1386، ص422.

         2- روزنامه جام جم، پنجشنبه 10 بهمن1392.

    3 - خواجه نوری، ابراهیم.بازیگران عصرطلایی.تهران: سپهر، 1357، ص 74 و عاقلی،  باقر. شرح رجال سیاسی ونظامی ایران.تهران: نشرگفتارهای علمی، 1380، ج اول، ص85.

    4- اوسطي، عليرضا. ايران در قرن گذشته. ج2، تهران: پاکتاب، 1382، صص561-563.

    5- فيروز، فيروز. مجموعه مکاتبات اسناد، خاطرات و آثار ميرزا فيروز(نصرت‌الدوله). ج2، تهران: نشر تاريخ ايران، 1369، ص 377.

    6- فرهنگ ناموران. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی. 1391، ج اول، صص 394 الی 396.

    7- مدنی،جلال الدین. تاریخ سیاسی معاصرایران. 1388، ج اول، قم: دفترانتشارات اسلامی، ص 125

    8- مکی،حسین. تاریخ بیست ساله ایران. ج 6، تهران: علمی. 1373، ص256 و خواجه نوری، ابراهیم. همان، صص102و103 و عاقلی، باقر. همان، ص42.

    منابع بیشتر

             الموتی، مصطفی. ایران در عصر پهلوی بیج. مولف.1369

             بامداد، مهدي. شرح رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري. تهران: زوار

             تقی زاده، سید حسن. خاطرات طوفانی. تهران: علمی،1371

              نجمی، ناصر. بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی و محمدرضاشاهی. تهران: انتشارات انیشتین، ۱۳۷۳.

             ریاحی، منوچهر. سراب زندگی. تهران: 1371.

             مرسلوند،حسن. زندگينامه رجال و مشاهير ايران 1299-1320. تهران: الهام، 1369.

             معتضد،خسرو. پلیس سیاسی عصر بیست ساله. تهران: انتشارات جان زاده، 1366.

     

     


     

نظر شما