You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: خودکارآمدی پلیس

    معرف:

    معادل انگلیسی: Self-efficacy police

    تعریف: خودکارآمدی، باوری است که شخص به قابلیت‌های خود برای سازمان‌دهی و اجرای اقدامات لازم در موقعیت‌های پیش رو دارد؛ به‌ عبارت دیگر، خودکارآمدی ایمان شخص به توانایی‌های خود برای موفقیت در یک موقعیت مشخص است(بندورا ،1997). خودکارآمدی، اطمینان به توانایی خود در کنترل افکار، احساسات و فعالیت ها است؛ بنابراین، خودکارآمدی روی پیامد اعمال مؤثر است. انتظارات خودکارآمدی بر عملکرد واقعی افراد، هیجانات، انتخاب رفتار و سرانجام، میزان تلاش و کوششی که صرف یك فعالیت می شود، مؤثر است (میلتیاد و ساونگ ،2003).

    متن

    بندورا  واژه خودکارآمدی را به عنوان عقاید یک شخص در مورد توانایی خویش برای سازگاری با موقعیت های خاص تعریف کرده است(بندورا،۲۰۱۰) . وانکوور  و همکاران(۲۰۰۸) خودکارآمدی را به عنوان عاملی تعریف کرده اندکه تاثیر مهمی بر هدایت منابع در جهت رسیدن به هدف ها دارد. خودكارآمدي،  از نظريه شناخت اجتماعي روان شناس مشهور آلبرت بندورا (1997)  مشتق شده است كه به باورها يا قضاوت هاي فرد به توانایيهاي خود در انجام وظايف و مسئوليت­ها اشاره دارد. نظريه شناخت اجتماعي، مبتني بر الگوي علّي سه جانبه رفتار، محيط و فرد است. اين الگو به ارتباط متقابل بين رفتار، آثار محيطي و عوامل فردي(عوامل شناختي، عاطفي و بيولوژيك) كه به ادراك فرد براي توصيف كاركردهاي روان شناختي اشاره دارد، تاکید می کند. بر اساس اين نظريه، افراد در يك نظام علّي سه جانبه بر انگيزش و رفتار خود اثر مي گذارند. بندورا(1997) آثار يك بعدي محيط بر رفتار فرد را رد كرد. وی معتقد است انسان ها داراي نوعي نظام خود كنترلي و نيروي خود تنظيمي هستند که توسط آن نظام برافكار، احساسات و رفتار هاي خود كنترل دارند.

     درمورد تاثیر باورهای خودکارآمدی بر روی پیشرفت حرفه ای وسلامت شغلی، تحقیقات گسترده ای صورت گرفته است ( کلینسا سر ، 2014؛ سلیم و شاه ، 2011 )؛  علاوه بر این، شغل های پر خطری مانند ارتش و پلیس به طور فزاینده  با موقعیت های شدید مواجه هستند. تیراندازی، تهدید و عملیات تروریستی، نمونه هایی از شرایط ناگهانی، نامشخص و تهدید آمیز هستند که باعث استرس شدید می شوند(کلیبر و واندر ولدن ، 2003: 369) و به طور جدی می توانند عملکرد  را مختل کنند (گیلارد ، 2008؛ هریس، هانکاک و هریس ، 2005). باورهای خودکارآمدی، پایه و اساس فعالیت انسان است.  افرادی که خودکارآمدی بالایی دارند، انتظارشان در نتیجه گیری موفق نیز بالا است.   باورهای خودکارآمدی دارای سه بعد "سطح" ، "نیرومندی"  و "عمومیت"  هستند(لوننبرگ ، ۲۰۱۱ :3).

    الف) سطح: وقتی تکالیف بر حسب دشواری مرتب شوند، سطح خودکارآمدی مطرح می شود؛ در واقع، "سطح" به دشواری مشکلاتی اشاره می کند که شخص آمادگی مقابله با آنها را دارد؛ برای مثال، در حوزه پلیس می توان گفت: میزان سختی کار پلیس چقدر است؟ کار پلیس در همه رسته ها سخت است یا آسان؟

    ب) قدرت یا نیرومندی: به استحکام و قاطعیت باورهای فرد اشاره دارد؛ یعنی اینکه فرد می تواند رفتار ویژه ای را انجام دهد؛ در واقع، تفاوت بین این باور که "شاید بتوانم این کار را انجام دهم" و این باور که "اطمینان دارم از پس این کار بر می آیم"، به بعد نیرومندی خودکارآمدی باز می گردد؛ برای مثال، در حوزه پلیس می توان گفت: افسر پلیس چقدر اعتماد دارد که می تواند وظایف پلیسی اش را دقیق انجام دهد؟ چقدر مطمئن است

    که می تواند در مأموریت خود موفق باشد؟

    ج) عمومیت: بعد سوم خودکارآمدی، مربوط به تعمیم پذیری آن است. عمومیت، به میزان گسترش و تعمیم پذیری باورهای خودکارآمدی، از یک موقعیت به موقعیت های دیگر اشاره دارد. برخی تجربه ها، باورهای خودکارآمدی محدودی را ایجاد می کنند؛ در حالی که برخی دیگر، حس کارآمدی تعمیم یافته تری را القا می کنند که  فراتر از موقعیت های خاص است(لونتبرگ، ۲۰۱۱ :3). در حوزه پلیسی، اگر افسر پلیس باور داشته باشدکه می تواندکاری را انجام دهد، پس آن کار را انجام می دهد، حتی اگر غیرممکن باشد؛ به طور كلي،  خودکارآمدی به  دو شکل عمومی  و اختصاصی بروز می یابد. خودکارآمدی عمومی و خودکار آمدی اختصاصی ، به باورشخص در باره توانایی رسیدن به بازده مورد نظر اختصاص دارند؛ با این وجود، این سازه ها به لحاظ گستره دامنه عملکرد متفاوت هستند؛ علاوه بر این، خودکارآمدی عمومی در برابرآثار زودگذر و موقتی، نسبت به خودکارآمدی اختصاصی مقاوم تر است(دویر،ادن،وبانجو ،۱۹۹۵). خودكارآمدی، عاملی مهم برای انجام موفقیت آمیز عملكرد پلیس است . سازمان هایی مانند ارتش و پلیس که سازمان هایی پر خطر محسوب می شوند، در موقعیت های خاص، دارای استرس  بالایی  می شوند؛ بنابراین خودکارآمدی  و سبک برخورد در موقعیت های حساس می تواند استرس به وجود آمده را کاهش دهد(دلاهایجی و  وان دام ، 2017: 17). نیروی انتظامی یکی از  سازمان هایی است که نقش پر رنگی در قبال نظم و امنیت جامعه دارد؛ از این رو، توجه به خودکارآمدي  مدیران وکارکنان ناجا  برای انجام موفقیت آمیز وظایف و ماموریت ها ، موضوعی است که باید مورد توجه قرار گیرد(معروفی، 1394: 29). 

    خودکارآمدی  پلیس بر این موضوع دلالت دارد که نحوه اندیشه ، باور و احساس افسر پلیس در رفتار و عملکرد وی تاثیر می گذارد. خودکارآمدی ، به پلیس کمک می کند تا با به کارگیری مهارت های خود، در برابر مشکلات و مسائل حوزه ماموریتی، به صورت مطلوب عمل کنند ؛ بنابراین،  احساس خودکارآمدی لزوماً به معنای دارا بودن مهارت های شخصی نیست، بلکه به این معنی است که فرد باور داشته باشد که توانایی انجام وظایف را به نحو مطلوب و در شرایط مختلف دارد(اقدمی باهر و همکاران، ۱۳۸۸).  طبق نظریه‌ی باندورا (1997)، خودکارآمدی از چهار منبع ناشی می شود. بر این اساس، اگر بخواهیم به منشا خودکارآمدی پلیس  اشاره کنیم  ، این منابع عبارت اند از:

    الف) تجربه‌های موفقیت‌آمیز پلیس: اولین منشا خودکارآمدی پلیس این است که پلیس بتواند کاری را به طور موفقیت‌آمیز به انجام برساند و حس خودکارآمدی را  در خود تقویت می‌کند. البته ناکامی در انجام تمام و کمال وظیفه پلیس  یا یک چالش نیز می‌تواند به همان نسبت حس خودکارآمدی را در نیروی پلیس کاهش داده و تضعیف کند.

    ب) الگوبرداری اجتماعی پلیس از همکار خود: یکی دیگر از سرچشمه‌های مهم خودکارآمدی پلیس، زمانی است که موفقیت سایر همکاران خود را در انجام  یک وظیفه پلیسی  نظاره می کند؛ به عبارتی دیگر، هنگامی که افسر پلیس، افسرانی را  می‌بیند که با تلاش بی‌وقفه موفق می‌شوند، باور پیدا می‌کند که خود نیز از توانایی‌های لازم برای موفقیت در وظایف پلیسی مشابه برخوردار است.

     ج) ترغیب اجتماعی پلیس: ترغیب اجتماعی پلیس هم می تواند توسط فرمانده و هم همکاران وی صورت گیرد. یعنی می توان افسر پلیس را متقاعد کرد که دارای مهارت‌ها و توانایی‌های لازم برای رسیدن به موفقیت است؛ به عبارتی دیگر، شنیدن تشویق و ترغیب از زبان فرمانده یا  همکاران، به پلیس کمک می‌کند تا از تردید‌هایی که نسبت به خود دارد دست بکشد و در عوض، تمام تلاش خود را روی وظیفه پلیسی متمرکز کند.

    د) واکنش‌های روان‌شناختی پلیس: پاسخ‌ها و واکنش‌های احساسی  پلیس به موقعیت‌‌های گوناگون نیز نقش پررنگی در خودکارآمدی ایفا می‌کنند. وضعیت روحی، حالت عاطفی، واکنش‌های فیزیکی و سطح استرس همگی می‌توانند روی احساس افسر پلیس نسبت به قابلیت‌هایش در یک موقعیت خاص تاثیرگذار باشد.

     در نهایت،  براساس نظریه لیاو  (2009) ،  افسران پلیسی که خودکارآمدی بالایی دارند، انتظار بیشتری برای موفقیت در ماموریت دارند. در مقابل، افسران پلیسی که به توانایی های خود تردید دارند، شانس خود را برای موفقیت در ماموریت کاهش می دهند. افسران پلیس دارای خودکارآمدی بالا، معتقدند که می توانند به صورت مؤثر با رویدادها و شرایط پیش رو مواجه شوند. از آنجایی که آنان انتظار دارند بر مشکلات غلبه کنند، در انجام ماموریت شان استقامت  ورزیده و اغلب در سطوح بالاتری عمل می کنند . این افراد در مقایسه با افسران پلیسی که خودکارآمدی ضعیفی دارند، به توانایی های خود اطمینان بیشتری دارند. آنان مشکلات را چالش می بینند نه تهدید، و فعالانه در جستجوی موقعیت های جدید هستند.

    واژه های کلیدی: خودکارآمدی، خود کنترلی ، نظریه شناخت اجتماعی

    منابع

    - اقدمی باهر، علیرضا،  نجارپور استادی، سعید و شعله، لیوارجانی(1388). رابطه احساس خودکارآمدی و هوش هیجانی با فرسودگی شغلی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. علوم تربیتی. سال دوم. شماره ۷. پاییز: 11۹-99.

    - معروفی، سامان(1394) .بررسی میزان خودکارآمدی و راهکارهای افزایش آن در بین کارکنان نیروی انتظامی استان آذربایجان غربی.  فصلنامه دانش انتظامی آذربایجان غربی. 28(8) پاییز: 44- 25.

     

    -          Bandura A. Self-efficacy. [Cited 2010 July 26]. Available from:http://www.des.emory.edu/mfp/BanEncy.html

    -          Bandura,Albert.(1997) Self-efficacy: the exercise of control. New York: W. H .Freeman

    -          Delahaij, R., & Van Dam, K. (2017). Coping with acute stress in the military: The influence of coping style, coping self-efficacy and appraisal emotions. Personality and Individual Differences, 119, 13-18.

    -          Gaillard, A. W. K. (2008). Concentration, stress and performance. In P. A. Hancock & J. L. Szalma (Eds.), Performance under stress (pp. 59–75). Aldershot, UK: Ashgate.

    -          Harris, W. C., Hancock, P. A., & Harris, S. C. (2005). Information processing changes following extended stress. Military Psychology, 17, 115–128.

    -          Kleber, R. J., & Van der Velden, P. G. (2003). Acute stress at work. In M. J. Schabracq, J. A.M. Winnubst, & C. L. Cooper (Eds.), The handbook of work & health psychology(pp. 367–382) (2nd ed.). Chi Chester: Wiley.

    -          Kleinsasser, R. C. (2014). Teacher efficacy in teaching and teacher education. Teaching and Teacher Education, 44, 168e179. http://dx.doi.org/10.1016/ j.tate.2014.07.007.

    -          Liaw, E. C. (2009). “Teacher efficacy of pre-service teachers in taiwan: The influence of classroom teaching and group discussions”, Teaching and Teacher Education

    -          Lunenburg, f. c. (2011). Self-efficacy in the workplace: implications for motivation and performance. International journal of management, business, and administration, 14(1), 1-6.

    -          Miltiado, M &savenge, W. (2003). Applying social cognitive constructs of motivation to enhance student success in online distance education. Journal of educational technology review

    -          Saleem, A., & Shah, A. (2011). Self-efficacy as a stress-coping mechanism among teachers: A critical literature review. African Journal of Business Management, 5, 13435e13441. http://dx.doi.org/10.5897/ajbmx11.023

    -          Vancouver, J. B. , More, K. M. , & Yoder, R.J. (2008). Self-efficacy and resourceallocation: Support for a nonmonotonic,discontinuous model. Journal of AppliedPsychology, 93(1), 35-47

               

               

               

     

     

نظر شما