You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: سبک فرماندهی (رهبری)

     معادل انگلیسی: Leadership Style

     تعریف

    - در لغت سبک به­معنی «طرز، شیوه و روش» (معین، 557:1384) و فرماندهی به­معنی فرمانده بودن است (دهخدا، 1377: 17099).

    - ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهی را این‌گونه تعریف می‌کند: فرماندهی، اختیاری است که به یک فرد نظامی برحسب درجه یا شغل و مسئولیتی که دارد واگذار می‌شود تا نسبت به زیردستان خود اعمال کند (قربانی­زاده و همکاران،1394: 226).

    - «سبک رهبری» الگویی رفتاری است که یک فرد به هنگام هدایت کردن فعالیت‌های دیگران و سازمان از خود نشان می‌دهد (ناظم و اکرامی، 1383: 99).

    ب) متن

    از دیدگاه «هنری فایول[1]» که از دانشمندان برجسته مکتب کلاسیک مدیریت می‌باشد، فرماندهی یکی از وظایف پنج‌گانه مدیران است. نویسندگان بعدی مدیریت، به­دلیل وجود خشونت در این کلمه، واژۀ «رهبری» را جایگزین آن کردند؛ بنابراین در ادبیات فعلی مدیریت، کلمۀ «رهبری» مترادف با فرماندهی به کار می‌رود. در سازمان نیروهای مسلح از جمله ناجا به مدیران واحدهای صفی، اصطلاح «فرمانده» اطلاق می‌شود.

    فرایند رهبری

    رهبری در ادبیات علم مدیریت، فرایندی است که ضمن آن مدیر سازمان می‌کوشد تا با ایجاد انگیزه و ارتباطی مؤثر، انجام سایر وظایف خود را در تحقق اهداف سازمانی تسهیل و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایف خود ترغیب کند. ازاین‌روی، رهبری در مفهوم سازمان به‌عنوان جزئی مجزا و مستقل از مدیریت مطرح نیست، بلکه یکی از وظایف عمده و اصلی آن به­شمار می‌آید. هر مدیری علاوه بر وظایفی چون برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل، باید انجام این وظیفه یعنی هدایت افراد سازمان را نیز عهده‌دار شود. مهم‌ترین نکته در تعریف رهبری، جهت دادن و نفوذ بر اعضای سازمان است. رهبری، مستلزم نفوذ کردن و اثرگذاری بر افراد است و مدیر در نقش رهبر کسی است که بتواند بر افراد تحت سرپرستی خود نافذ و مؤثر باشد و به‌عبارت‌دیگر مرئوسان، نفوذ و قدرت او را بپذیرند. مسئله نفوذ و قدرت رهبری به منابعی که قدرت و نفوذ از آنها سرچشمه می‌گیرد، ارتباط پیدا می‌کند. اصولاً قدرت عبارت است از: توانایی اعمال نفوذ بر دیگران و نفوذ یعنی اعمالی که مستقیم یا غیرمستقیم باعث تغییر در رفتار یا دیدگاه دیگران می‌شود. بدین ترتیب قدرت و نفوذ با یکدیگر درآمیخته‌اند و مسئله رهبری با هر دوی آنها در ارتباط است، زیرا رهبری با نفوذ بر دیگران تحقق می‌یابد و نفوذ نیز از قدرت سرچشمه می‌گیرد. منابع قدرت طبق نظر برخی اندیشمندان، به پنج بخش تقسیم می‌شود: قدرت مرجع بودن، قدرت قانونی، قدرت تخصصی، قدرت پاداش و قدرت تنبیه.

    برخی معتقدند هر چه مدیر به قدرت‌های فوق بیشتر مجهز شود، می‌تواند نفوذ بیشتری بر کارکنان داشته و در انجام وظیفه رهبری و هدایت خود موفق‌تر باشد (الوانی، 1387: 142-141).

    انواع رهبری

    رهبر در فرایند نفوذ ممکن است با سه نوع وضعیت مواجه شود: زمانی که یک فرد در گروه می‌کوشد تا در سایر اعضای گروه اعمال نفوذ کند، به این وضعیت «رهبری ساعی» می‌گویند؛ زمانی که نفوذ، رفتارها و نتایجی به بار آورد که موردنظر رهبر بوده است، «رهبری موفق» حاصل شده است؛ و اگر نفوذ رهبر منجر به رفتارهای کارکردی و دستیابی به اهداف گروه شود، «رهبری اثربخش» محقق شده است.

    همان‌طور که در بالا اشاره شد برخی اندیشمندان، رهبری را جزو وظایف مدیران و مدیریت می‌دانند. بااین‌حال عده‌ای دیگر به تفاوت بین این دو اعتقاد دارند. از نظر این افراد، مدیریت مبتنی بر سلسله‌مراتب سازمانی است که همواره زیردست، دستورات مافوق را دریافت می‌کند و گزارش عملکرد خود را به وی اعلام می‌کند، اما رهبری در سلسله‌مراتب سازمانی نمی‌گنجد. چه بسا که ممکن است یک زیردست با توجه به ویژگی‌های فردی و توانایی‌هایی که دارد، بتواند در مافوق خود نفوذ کند و وی را تحت تأثیر قرار دهد. مدیران بر انجام کارها تأکید دارند (کارایی)، ولی رهبران بر انجام کارهای درست تمرکز می‌کنند (اثربخشی). مدیران کانون توجهشان، ایجاد شرایط پایدار و باثبات و بهترین روش انجام کار است؛ درحالی‌که بیشتر توجه رهبران بر نوآوری و تغییر است.

    امروزه مدل فرماندهی و کنترل سنتی مدیریت، کارآمدی خود را از دست داده است و مدیران باید کارکنان خود را از طریق ایجاد انگیزه و خلق شرایط مطلوب، برای موفقیت هدایت کنند که این بدان معناست که مدیریت باید به سمت پارادایمی از نظریۀ رهبری حرکت کند که «سبک مدیریت خودکامه» به «سبک رهبری مشارکتی» تغییر یابد. قابل­ذکر است که علی­رغم مقایسه بین مدیران و رهبران، باید دانست که رهبران موفق، در مدیریت کردن هم خوب عمل می‌کنند و مدیران موفق نیز، رهبران خوبی هستند؛ بنابراین بین مدیریت و رهبری، تا حدی همپوشانی وجود دارد و یک سازمان موفق هم نیازمند مدیران و هم نیازمند رهبران است (مقیمی،1393: 485 486).

     محققان متعددی برای تعیین سبک مناسب رهبری تلاش کرده‌اند و اصطلاحاتی نظیر «سبک رهبری انسان‌گرا، کارمندگرا یا تولیدگرا» را به کار برده‌اند. همچنین اصطلاحات «رهبری محافظه‌کار، رهبری میانه‌رو و رهبری مشارکتی» که قابل‌مقایسه با اصطلاحات «رهبری آمرانه، رهبری حمایتی، رهبری مشارکتی و رهبری تفویضی» می‌باشد را مورد استفاده قرار داده‌اند. بسیاری از صاحب‌نظران مدیریت بر این باورند که سبک رهبری مدیر تحت تأثیر نحوۀ نگرش وی به نقش خود و کارکنانش قرار دارد؛ اگر او کارکنان را افرادی تحت امر خود محسوب کند، احتمالاً از سبکی آمرانه و محافظه‌کار استفاده می‌کند، درحالی‌که اگر کارکنان را همکاران خود به­شمار آورد و چنین فرض کند که او فقط مسئولیت بیشتری در مقایسه با کارکنان دیگر بر عهده دارد، ممکن است از سبک‌های مشارکتی و لیبرال استفاده کند. مدیران معمولاً از سبک‌هایی استفاده می‌کنند که برایشان ساده‌تر است و با ویژگی‌های شخصیتی خودشان تناسب بیشتری دارد. درواقع فقط تعداد معدودی از مدیران می‌توانند سبک خود را با مقتضیات و موقعیت‌های مختلف تطبیق دهند (رضائیان،1382: 438).

    رهبری امیرالمؤمنین علیه‌السلام

    مطالعۀ سیرۀ اسلامی به‌ویژه سیرۀ امیرالمؤمنین علی (ع) به‌عنوان فرماندهی توانمند و امیر دل‌های پاک رزمندگان اسلام، نشان می‌دهد که آن حضرت سبک خاصی را در نفوذ بر نیروهای رزمنده و سایر مخاطبان مثل مردم، نزدیکان و دشمنان داشتند که درواقع برخاسته از وحی و برگرفته از سیرۀ نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) بود. با مطالعۀ نامه‌ها، خطبه‌ها و حکمت‌های آن حضرت در نهج‌البلاغه، اصول حاکم بر سبک رهبری نظامی ایشان شناسایی و تبیین می‌شود. به نظر برخی محققان، سبک مطلوب فرماندهی از دید امام علی (ع) سبک اقتضایی مبتنی بر مبانی اعتقادی و تکلیف­محور است که در مورد زیردستان، مردم، نزدیکان و دشمنان با راهبردهای مناسب هدایت دلسوزانه، مراعات برادرانه، مراقبت سخت‌گیرانه و مبارزه جوانمردانه به­کار می‌رود. اجرای این سبک، که به نام «سبک فرماندهی و رهبری حکیمانه» نام‌گذاری شده است، به کسب موفقیت در مأموریت و رشد انسان‌ها و هم‌چنین رضایت خداوند منجر می‌شود (اسکندری و همکاران،1393: 9).

    رهبری در سازمان‌های نظامی و انتظامی

    یک رهبر (مدیر) نظامی یا انتظامی با به‌کارگیری اصول و فنون رهبری در شکل‌های مناسب آن مثل اقدامات، دستورها، دستورالعمل‌ها و تدابیر، زیردستان را در سازمان‌های نظامی و انتظامی برای تحقق اهداف معین، هدایت و راهنمایی می‌کند. قابل‌ذکر است که رهبری در عرصۀ نظامی و انتظامی در عصر حاضر، به فرماندهی تعبیر می‌شود. فرمانده نظامی و انتظامی درواقع علاوه بر رهبری سازمان، مدیریت میدان عملیات را هم بر عهده دارد. او هم در عرصۀ راهبرد و هم در عرصۀ تاکتیک نقش کلیدی را ایفا می‌کند. نقش رهبر نظامی و انتظامی در واحدهای رزمی و به‌طورکلی صفی، نقش هدایت و ایجاد انگیزه برای اجرای مأموریت‌های مهم است، به‌گونه‌ای که از همه امکانات مادی و معنوی برای تحقق اهداف سازمانی استفاده کند.

    نیروهای انتظامی و نظامی یکی از نهادهای راهبردی و آرمانی نظام مقدس جمهوری اسلامی است که رسالت آنها تأمین امنیّت به‌ویژه امنیّت اجتماعی است؛ به‌بیان‌دیگر نیروی انتظامی باید ترس‌ها را به امنیّت مبدل کند تا در بستر این امنیّت، عمارت، پویایی، بهبود، خلاقیت و... در کشور ایجاد شود. لازمۀ تحقق این هدف عظیم وجود رهبران و مدیرانی آینده‌نگراست. بدین ترتیب رهبران و مدیران نیروی انتظامی و نظامی باید به‌ویژه در افق 1404 با توجه به تحولات عظیم اجتماعی از ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فردی برخوردار باشند. نیروی انتظامی، نیرویی به‌منظور استقرار نظم و امنیّت و تأمین آسایش عمومی و فردی و نگهبانی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در چهارچوب قانون و قلمرو کشور جمهوری اسلامی ایران است. بر این اساس برای این نیرو سه وظیفه تعریف شده است: استقرار نظم و امنیّت همگانی، تأمین آسایش فردی و اجتماعی، و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی در محیط ملی.

    حضرت علی (ع) در خصوص جایگاه مسئولان در برقراری امنیّت عمومی جامعه در خطبه 171 نهج‌البلاغه می‌فرماید «کجاست آن مدافع صاحب غیرت که هنگام نزول حوادث، نگهبان مردم خویش باشد. ننگ پشت سر شماست و بهشت پیش رویتان».

     آنچه آشکارا فرماندهی نظامی و انتظامی را از مدیریت متمایز می‌کند، اختیارات منحصربه‌فرد این فرماندهان در متوسل شدن به نیروی قهری در مقیاس بزرگ، مجبور کردن زیردستان برای کارهای آسیب‌زننده و قدرت عفو کردن در دادگاه نظامی است؛ اما از جهات دیگر، وظایف مشابه بسیاری وجود دارد؛ مثلاً از فرماندهان و مدیران نه‌تنها انتظار می‌رود که رهبری کنند بلکه باید خوب رهبری کنند؛ بنابراین ویژگی‌های رهبری و مدیریت در نیروی انتظامی و نظامی در بسیاری از موارد تفاوت عمده‌ای با رهبری و مدیریت سایر سازمان‌ها دارد. به‌بیان‌دیگر، در عصر حاضر که در دنیای غرب و لائیک، رذیلت‌ها جایگزین فضیلت‌ها شده و عصر «بحران ارزش‌ها» نام گرفته و نظام رهبری و مدیریت از عصر شکار به کشاورزی، صنعتی و فراصنعتی متحول شده است، نظام اسلامی که داعیۀ رهبری جهانی را دارد، لازم است نظام رهبری و مدیریت خود را به‌ویژه در نیروی انتظامی و نظامی، بر دانش به‌عنوان ابزار قدرت متمرکز کند. تحقق این مهم نیازمند تشخیص عوامل و شاخص‌های رهبری و مدیریت در این سازمان‌های مقدس و آرمانی در افق 1404 است.

    با توجه به مباحث فوق دربارۀ فرماندهی، مدیریت و رهبری، می‌توان با مقداری تساهل جایگاه فرماندهی در نیروهای نظامی و انتظامی را با مدیریت معادل گرفت و رهبری را نیز به‌عنوان یکی از وظایف عمده و اصلی آنها به­شمار آورد.

    در پایان باید گفت که سبک فرماندهی در نیروهای مسلح به‌ویژه در نیروی انتظامی علاوه بر داشتن ویژگی‌های نوین و به‌روز سایر سبک‌ها و مکاتب مدیریت، دارای برخی ویژگی‌های ارزشی و اعتقادی همچون تمایلات و ویژگی‌های فردی، رویکرد ساختاری ارزشی، رویکرد ارتباطاتی باز بر مبنای اسلام، اولویت دادن به مسائل معنوی و ارزشی، توجه به مبانی اسلامی و انقلابی، نظارت و کنترل ارزشی است که از جهاتی می‌توان گفت که این ویژگی‌ها همان ابعاد ارزشی و فرهنگی است که به‌عنوان یک حلقۀ گمشده در مکاتب نوین مدیریتی همچون پست‌مدرنیسم به آنها اشاره می‌شود. امروزه می‌توانیم با به‌کارگیری این سبک فرماندهی بسیاری از مشکلات و گره‌های ناشی از استفاده از سبک‌های فرماندهی غربی را که سنخیتی با ارزش‌های ما ندارند، حل کنیم؛ زیرا سبک فرماندهی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی، هم منطبق بر سبک‌های نوین فرماندهی و هم منطبق بر ارزش‌ها، اعتقادات و فرهنگ اسلامی ماست (قربانی­زاده و همکاران،1394: 227-225).

    واژگان کلیدی: فرماندهی، رهبری، سبک رهبری، انسان‌گرا، کارمندگرا، تولیدگرا.

    منابع

    - اسکندری، مجتبی و همکاران (1393). «سبک رهبری فرماندهان نظامی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه»، دو فصل­نامه علمی ـ پژوهشی مدیریت اسلامی، سال 22، شمارۀ اوّل،ص 9.

    - الوانی سید مهدی (1387). مدیریت عمومی، تهران: نشر نی.

    - دهخدا، علی‌اکبر (1377). لغت‌نامه دهخدا، جلد یازدهم،مدخل علي آباد-قورثا، تهران: دانشگاه تهران، چاپ دوّم (دوره جدید).

    - رضائیان، علی (1382). مبانی سازمان و مدیریت، تهران: سمت، چاپ پنجم.

    - قربانی­ زاده وجه­اله و همکاران (1394). «تحلیل محتوای متون سبک مدیریت جهادی»، فصل­نامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال دهم، شمارة دوّم،ص 226.

    - معین، محمد (1384). فرهنگ فارسی (تک‌جلدی)، تهران: سرایش، چاپ هفتم.

    - مقیمی سید محمد (1393). مبانی سازمان و مدیریت، تهران: انتشارات نگاه دانش.

    - ناظم، فتاح و محمود اکرامی (۱۳۸۳). «تبیین بهره­وری در سازمان­های صنعتی بر پایه سبک رهبری و فضای سازمانی»، آینده‌پژوهی مدیریت،دوره شانزده، شمارۀ چهار(پياپي60)،ص 99.

    منابع برای مطالعۀ بیشتر

    - اسکندری، مجتبی (1388). طراحی سبک‌های مطلوب فرماندهی و مدیریت در سپاه. پروژه تحقیقاتی منتشرنشده.

    - امام خمینی، روح­الله (1387). صحیفه نور، تهران: مرکز نشر آثار حضرت امام خمینی (ره).

    - نهج ­البلاغه (1379). ترجمۀ محمد دشتی، قم: نشر مشرقین، چاپ ششم.



    [1] - Henry Fayol

نظر شما