You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: پلیس مقتدر

     معادل انگلیسی: Strong Police

     تعریف

    اقتدار در لغت یعنی قدرت یافتن؛ و مقتدر به­معنی قادر و توانا است (معین،1384: 110و 1019). «اقتدار» نفوذ بر رفتار دیگران می‌باشد؛ به‌عبارت‌دیگر «اقتدار» قدرت مشروعی است که رهبر جامعه یا طبقۀ فرادست با تکیه بر این قدرت مشروع دارای آمریت هستند و رهروان جامعه یا طبقۀ فرودست به‌واسطۀ پذیرش قلبی و عقلی آن قدرت مشروع با رضایت خاطر بر آن گردن می‌نهند؛ به­گونه‌ای که این نفوذ آگاهانه و با مطلوبیّت و محبوبیّت همراه باشد و قبول آن از سوی افراد تحت نفوذ، ارادی است نه از روی اجبار (عبدی،1391: 14).

    ب) متن

    امنیّت، به‌مثابه یکی از پدیده‌های اساسی و بنیادین در زندگی اجتماعی است و از جمله نیازهای فردی و اجتماعی به­شمار می‌رود. امروزه امنیّت در توسعۀ همه‌جانبۀ کشور نقش بسزایی دارد و احساس امنیّت، موجب رشد و شکوفایی فعالیت‌های ارزشمند جامعه خواهد شد. بر این اساس، احساس امنیّت و آرامش در شهروندان، از ویژگی‌های یک جامعۀ سالم دینی است. تأمین امنیّت، آسایش فردی، اجتماعی و عدالت از مهم‌ترین وظایف پلیس است؛ بنابراین تردیدی نیست که راه اصلی تحقق امنیّت اجتماعی مطلوب، داشتن پلیسی مقتدر و درعین‌حال خوش‌رفتار و رئوف است. درواقع حکومت با اقتدار، بدون داشتن پلیس مقتدر، هوشمند، توانا و باکفایت محقق نخواهد شد (اقبالی و ماستیانی 1394: 9).

    امنیّت، اقتدار و پلیس

    در جوامع امروزی که جمعیت بشری بی‌شمار، ارتباطات انسانی نامحدود و بهره‌گیری از ابزار و فناوری در این قلمرو بی‌انتها شده است، موضوعات مهمی چون امنیّت را نمی‌توان به دست قضا و قدر سپرد؛ زیرا امنیّت مبنای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی برای آینده است و امید به تحقق اهداف در سایه برنامه‌ریزی، زمانی مفهوم می‌یابد که وجود امنیّت در جامعه تثبیت شده باشد. در طول تاریخ حیات بشر، امنیّت و آرامش از نیازهای اصلی زندگی انسانی بوده است تا جایی که بعضی آن را بعد از ارضای خواسته‌های اولیۀ بدن، مهم‌ترین نیاز بشر دانسته‌اند. استقرار نظم و امنیّت و تأمین آسایش عمومی، از وظایف مهمی است که قانون اساسی آن را بر عهده نیروی انتظامی نهاده است. این نیرو وظیفه دارد با اقتدار کامل در ایجاد امنیّت جامعه بکوشد و عوامل اخلال‌گر را شناسایی و سرکوب کند تا در سایۀ این حرکت، فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته و رشد کند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری در راستای «تأمین امنیّت» چگونگی طریقی است که امنیّت را بر آن اساس، برقرار کند و به‌اصطلاح امروزی به «امنیّت پایدار» برسند؛ به‌عبارت‌دیگر چگونه می‌توان ایجاد امنیّت را از مرحلۀ نظری به مرحلۀ عمل رسانید و آن را در حیطۀ فعالیت‌های فردی و اجتماعی محقق و نهادینه کرد، و درنتیجه جامعه‌ای به­وجود آورد که در آن، افراد هم از لحاظ زندگی شخصی و خصوصی و هم از لحاظ زندگی اجتماعی و در تعامل با دیگران احساس امنیّت کنند (ناظر و حسینی،1394: 136).

    در جوامع سازمان‌یافته، وجود نظم و امنیّت اجتماعی اساسی‌ترین عامل توسعه و رشد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به‌شمار می‌رود. توسعه در هر کشور مبتنی بر وجود امنیّت اجتماعی است و وجود امنیّت اجتماعی نیز به وجود امنیّت در ابعاد دیگر وابسته است که اساس آن، امنیّت حقوق فردی و اجتماعی است. امنیّت و نظم، لازم و ملزوم یکدیگرند، به‌طوری‌که جامعه بدون نظم اجتماعی فاقد امنیّت خواهد بود و نبود امنیّت نیز حاکی از نبود نظام اجتماعی مقتدر است. بدین گونه است که احساس امنیّت به‌تدریج از میان یک ملت رخت برمی‌بندد. نقش نیروهای پلیس در تأمین امنیّت و برقراری احساس امنیّت در میان مردم، بسیار مهم و انکارناپذیر است. محافظت از اجتماع، کمک به مردم و ایجاد اطمینان قلبی در آنان و نیز اقدامات پیشگیرانه از وقوع جرم و از همه مهم‌تر اجرای درست قانون، از وظایف عمومی نیروی انتظامی است. پیشگیری انتظامی بر پایۀ اقدامات پلیسی برای حمایت از شهروندان آسیب‌پذیر، افزایش آگاهی‌های عمومی، نظارت بر اماکن عمومی و افزایش هزینه‌های ارتکاب جرم مبتنی است (روزنامۀ اطلاعات،17/7/1396:5).

    نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران برحسب قانون، مسئول حفظ امنیّت و آسایش و رفاه عمومی مردم و سازمانی خدمتگزار است. گستردگی دامنۀ مسئولیت و چالش‌های فراوان پیشِ روی پلیس از یک‌طرف و وظیفۀ سنگین برقراری امنیّت اجتماعی از طرف دیگر، ضرورت وجود پلیس مقتدر و درعین‌حال مردمی را بیش از پیش نمایان می‌کند؛ اما باید توجه داشت هنگامی که سخن از سرمایۀ اجتماعی و اقتدار پلیس می‌شود، هم باید به روابط اجتماعی افراد جامعه و هم به ویژگی‌های فردی و هم به ویژگی‌ها و خصوصیات سازمانی پلیس توجه شود. از سوی دیگر با توجه به گسترش مسئولیت‌های پلیس و تخصصی­شدن امور و تغییر و تحول و رشد جمعیت شهری و مهاجرت‌ها و... مقولاتی مانند تعارض فرهنگ‌ها، رشد فناوری، افزایش جرائم و... محیط را با پیچیدگی روبرو کرده است؛ بنابراین پلیس باید از هر حیث، چه فردی و چه سازمانی، دارای اقتدار باشد تا بتواند با روحیه و قدرت هر چه بیشتر در انجام امور محوله، مأموریت‌های خود را دنبال کند. بین اقتدار و امنیّت اجتماعی رابطه‌ای تنگاتنگ وجود دارد. آنچه بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد این است که پلیس با اقتدار باید بتواند بزرگ‌ترین وظیفۀ خود را که برقراری امنیّت در جامعه است، به شایستگی به انجام برساند.

    اما باید دانست که اقتدار پلیس چه مفهومی دارد. قبل از ادامۀ بحث، لازم است به دیدگاه فرمانده معظم کلّ قوا در این زمینه در دیدار با فرماندهان ناجا اشاره کنیم:

    «نیروی انتظامی مظهر حاکمیت و امنیّت جمهوری اسلامی است؛ بنابراین باید اقتدار داشته باشد اما این اقتدار به‌معنای ظلم کردن و حرکت بی‌مهار نیست. ما به دنبال اقتدار پلیسی هالیوودی و جوامع غربی و آمریکایی نیستیم. چنین اقتداری نه‌تنها امنیّت ایجاد نخواهد کرد، بلکه موجب ناامنی هم خواهد شد. اقتدار مطلوب نظام اسلامی، قاطعیت در کنار عدالت، مروّت و ترحم است، همان‌گونه که ذات مقدّس پروردگار درعین‌حال که رحمان و رحیم است صاحب عذاب الیم نیز است.»(روزنامۀ سیاست روز،1394: 4).

    البته برخی اندیشمندان، اقتدار را نفوذ بر رفتار دیگران می‌دانند؛ به‌عبارت‌دیگر «اقتدار» قدرت مشروعی است که رهبر جامعه یا طبقۀ فرادست با تکیه بر این قدرت مشروع، دارای آمریت هستند و رهروان جامعه یا طبقۀ فرودست به‌واسطۀ پذیرش قلبی و عقلی آن قدرت مشروع با رضایت خاطر بر آن گردن می‌نهند، به‌گونه‌ای که این نفوذ آگاهانه و با مطلوبیت و محبوبیت همراه باشد و قبول آن از سوی افراد تحت نفوذ، ارادی است نه از روی اجبار؛ بنابراین «اقتدار» امری معنوی است که حقی را برای نهادی ایجاد می‌کند تا با استفاده از این قدرت مشروع و مقبول به اصلاح امور بپردازد.

    منشأ و ویژگی‌های اقتدار

    منشأ اقتدار «حق» است. به‌واقع در اقتدار منشأ حرکت، حقانیت و مشروعیت است و تجلی حق در اقتدار، قانون پذیرفته­شده از سوی جامعه و نقش‌های مبتنی بر آن است. ویژگی‌های اقتدار را می‌توان در این جمله خلاصه کرد که «اقتدار یک امر معنوی است و با صدای کُ.لفت و اسلحه تیز و مشت محکم تفاوت دارد اقتدارهای ظاهری در حقیقت اقتدار نیست. باید وضعیتی به­وجود آید که هم نیروی انتظامی در خود احساس قدرت کند و هم آحاد ملت دریابند که پاسدار حافظ امنیّت فردی و اجتماعی آنها یک مجموعۀ مقتدر است و می‌تواند از مردم دفاع کند و هم دشمن مخل امنیّت بفهمد که نیروی انتظامی مقتدر و تواناست.»

    عوامل تأثیرگذار بر اقتدار پلیس

    الف) عوامل فردی

    1. ایمان؛ 2. اصالت خانوادگی و نداشتن سوءسابقه؛ 3. توانایی علمی برخورداری از دانش عمومی روز دنیا امری ضروری است؛ 4. توانایی ذهنی حساسیت پلیسی نیاز به تصمیم‌گیری سریع در مواقع اضطرار و توانایی حل‌وفصل امور در شرایط مختلف؛ و 5. پایبندی به قانون.

    ب) عوامل غیرفردی

    1. عوامل درونی: گزینش و انتخاب افراد شایسته، آموزش و تداوم آن، امکانات، شکل ظاهری مناسب، مدیریت، مشروعیت، حفظ اطلاعات، فشار روانی سازمان و پیروی از رهبری؛

    2. عوامل بیرونی: منظور از عوامل بیرونی عوامل و رفتارهایی است که با اجرای آنها پلیس به وضعیت مطلوب و صفت اقتدار دست می‌یابد عبارت‌اند از:

    2. 1. برقراری نظم و امنیّت اجتماعی ـ احساس امنیّت همواره از نیازهای اولیۀ بشر بوده است. امنیّت در زندگی اجتماعی مردم نقش بسیار مهمی دارد. البته باید توجه داشت که امنیّت یک تولید اجتماعی و جمعی است، بدین معنا که تمام سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی باید با انجام درست وظیفۀ خود به تولید امنیّت بپردازد؛

    2. 2. مردمی بودن - در بینش اسلامی پشتوانۀ اصلی حکومت، نیروهای مردمی هستند که در تداوم حکومت نقش اساسی دارند. هرگونه تغییر در یکی از نشانگان سرمایۀ اجتماعی (اطلاعات، اعتقاد، روابط و ارتباط) تغییر در میزان ثبات و پایداری نظام کلان اجتماعی که پلیس حافظ رسمی آن است را به همراه دارد. باید پلیسی مردمی و جامعه‌محور به­وجود آید تا با ایجاد انگیزه و دخالت مردم در امنیّت کشور از طرفی باعث تغییر تصور مردم از پلیس شود؛ تصوری که حاکی از وجود شکاف میان پلیس و مردم و کاهش اعتماد عمومی به پلیس است. از طرف دیگر با مشارکت عمومی مردم موجب افزایش نظم و انسجام اجتماعی و افزایش امنیّت و مقبولیت اجتماعی پلیس و نیز برقراری روابط عاطفی میان پلیس و مردم شود؛

    2. 3. پیشگیری از جرائم - شامل مجموعه اقدامات پیش‌گیرنده می‌باشد که به-دنبال حذف یا خنثی­کردن عواملی است که در تکوین جرم مؤثرند. البته باید توجه داشت پیشگیری مقتدرانه پلیس باید بر اساس مواردی همچون قانونمندی مشروعیت، مقبولیت، هوشمندی پلیس و تأمین صریح بی‌ملاحظه حقوق جامعه و شهروندان باشد؛

    2. 4. قاطع بودن در اجرای احکام؛

    2. 5. توجه به عناصر فرهنگی و رعایت ارزش‌های حاکم بر جامعه؛

    2. 6. ایجاد سرمایۀ اجتماعی - بدیهی است که این سرمایۀ ارزشمند منجر به ایجاد تعامل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد و روابط متقابل، مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی در جامعه می‌شود. سرمایۀ اجتماعی معرف حد توانمندی کنشگران اجتماعی برای استفاده از روابط پیرامونی و اتخاذ راهبردهایی برای تأمین منافع محلی است.

    پژوهشگران، اغلب سرمایۀ اجتماعی را مرکب از دو مؤلفه اصلی مجزا و درعین‌حال مرتبط دانسته‌اند:
    الف: عناصر ساختاری شامل ابعاد شکل­یافته‌تری است که روابط و تبادلات میان افراد دارای منافع مشترک را نشان می‌دهند.

    شبکه‌سازی، مشارکت سازمانی و بسط پیوندهای شبکه‌ای از جمله این ابعاد ساختاری هستند. میزان قوّت بُعد ساختاری را می‌توان با حد گستردگی و دامنۀ تعامل میان کنشگران مورد سنجش قرار داد
    ب: بُعد رابطه‌ای بر پدیده‌هایی چون اعتماد، انصاف، هنجارپذیری و سایر پدیده‌هایی که بر ارزش کیفی روابط اجتماعی می‌افزایند، تمرکز دارد. سرمایۀ اجتماعی برای رفتار پلیسی مضمون مفیدی است که به­دنبال تقویت هر چه بیشتر شبکه‌های اجتماعی رسمی و غیررسمی با هدف افزایش امنیّت محلی است؛ بنابراین پلیس در گام اوّل محتاج پویایی این شبکه‌های روابط اجتماعی و حساسیت آنها به رخدادهای گوناگون اجتماع محلی است. دستیابی به این هدف، سازمان پلیس را از ملاحظات دیگری که ممکن است در درازمدت گریبان­گیر اقدام رفتار پلیسی شوند بازمی‌دارد.

    پلیس و جامعه باید با همکاری یکدیگر مشکلات اجتماعی خود را شناسایی و برای آنها راه‌حل‌های مؤثر و فراگیر پیدا کند. عوامل پلیس باید به‌خوبی بدانند که آنها به‌تنهایی نمی‌توانند امنیّت و آرامش عمومی را برقرار کنند. پلیس تلاش‌های مبتنی بر جامعه را تقویت و تحکیم می‌کند. این دیدگاه چشم‌اندازی است دربارۀ همکاری اجتماعی که بر الگوی امنیّت و تحکیم اعتماد متقابل استوار است. لازمۀ هرگونه همکاری موفق حاکم بودن روحیۀ برابری، احترام متقابل و اعتماد است. درواقع ایجاد اعتماد دوجانبه بین پلیس و جامعه موجب می‌شود که مردم کمتر از پلیس هراس داشته باشند. البته انتظارات مردم از پلیس برای دستیابی به امنیّت و رفاه اجتماعی، باید معقول و با امکانات و شرایط پلیس سازگار باشد. جامعه باید از واقعیت‌های مربوط به محدودیت‌های پلیس و اهمیت مربوط به دخیل بودن مردم در سرنوشت خود آگاه شود و در این صورت است که پلیس می‌تواند خدمت برای مردم و جلب رضایت آنان را در صدر فعالیت‌های خود قرار دهد.

    با توجه به موارد مذکور می‌توان نتیجه گرفت که برای ایجاد اقتدار و سرمایۀ اجتماعی علاوه بر عوامل فردی باید بر عوامل سازمانی به‌ویژه عوامل برون‌سازمانی توجه شود. همچنین مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در اقتدار پلیس و سرمایۀ اجتماعی عبارت‌اند از:

    1. تکیه بر امور فردی و سازمانی پلیس؛

    2. پیشگیری از جرائم که سبب کاهش مشکلات جامعه و نیز موفقیت خود آنان می‌شود؛

    3. قاطعیت و توجه به عناصر فرهنگی و رعایت ارزش‌های حاکم بر جامعه (عبدی،1391: 14).

    کلمات کلیدی: اقتدار، قدرت مشروع، قاطعیت، ترحم.

    منابع

    - اقبالی، محمد و مهدی ماستیانی (1394). «مأموریت‌های پلیس با محوریت اقتدار و مهربانی»، نشریه دانش انتظامی استان البرز، شماره ششم، دوره سوّم،ص 9.

    - روزنامۀ اطلاعات (17/7/1396). پلیس برای امنیّت، امنیّت برای همه.

    - روزنامۀ سیاست روز (1394). پلیسی مقتدر همراه با رحم خواسته جامعه اسلامی است، شماره 4019

    - عبدی، رمضانعلی (1391). «اقتدار پلیس و سرمایه اجتماعی»، روزنامۀ اعتماد، شماره 2509

    - معین، محمد (1384). فرهنگ فارسی (تک‌جلدی)، تهران: سرایش، چاپ هفتم.

    - ناظر، مسلم و حسینی حمید (1394). «نگاهی تربیتی به ویژگی‌های پلیس مطلوب در قرآن و روایات اسلامی»، نشریه بصیرت و تربیت اسلامی، سال دوازدهم، شماره 33،ص 136.

     

    منابع برای مطالعۀ بیشتر

    - اسلامی، احمد (1388). «شهروند مقتدر در چشم‌انداز اندیشگی امام علی (ع)»، چشم‌انداز ایران، شماره بهمن و اسفند،شماره 59.

    - باشگاه خبرنگاران جوان (1396). مشخصات یک فرد نظامی در کلام علی (ع)، کد خبر 3439664.

    -کهن، نبی­اله، صفری، علی، گلشاهی، بهنام (1394). «بررسی رفتار و صفات شخصیتی فرماندهان نظامی بر اساس بیانات امام علی ع)، نشریه منابع انسانی ناجا، سال دهم، شماره چهلم.

     

     

     

نظر شما