You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: اقتدار نرم

     معادل انگلیسی:  Soft Authority

     تعریف

    «اقتدار» در لغت به معنی قدرت یافتن و توانایی بوده و «نرم» نیز به معنی جسم لطیف است (معین،1384: 110 و 1111). اقتدار (قدرت) نرم توانایی به­دست آوردن مطلوب خواسته‌ها و اثرگذاری بر رفتار دیگران از طریق مجذوب کردن به‌جای اجبار، تهدید و تشویق (قدرت سخت) است. قدرت نرم بر جذابیت و کشش مبتنی است که از طریق جذابیت‌های فرهنگی، ایده‌های سیاسی و سیاست‌های متنوع صورت می‌گیرد. قدرت نرم توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به‌جای اجبار یا تطمیع است (رهبر و همکاران، 1394: 11).

    قدرت نرم، به آن دسته از قابلیت‌ها و توانایی‌های کشور اطلاق می‌شود که با به‌کارگیری ابزارهایی چون فرهنگ، آمال و یا ارزش‌های اخلاقی به‌صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر می‌گذارد (شفیعی زازلی،1393: 6).

     

    ب) متن

    ماهیت قدرت نرم

    هنگامی که بحث از «قدرت نرم» به میان می‌آید، هر فرد متناسب با ذهنیات و تجربیات خویش، وجهی از آن را در ذهن متصور می‌شود؛ برخی هر آنچه سخت نباشد و در آن زور به کار نرفته باشد را جزو قدرت نرم تلقی می‌کنند. برخی دیگر قدرت نرم را تهاجم فرهنگی می‌بینند و برخی نیز، آن را ابزاری می‌بینند که می‌توان با آن انقلابی رنگین در کشورهایی سست و مردد به­پا کرد بسیاری قدرت نرم را با خدعه و نیرنگ در سیاست‌های یک کشور علیه کشور دیگر، هم‌تراز می‌دانند و برخی دیگر با تمرکز بر عنصر تبلیغات در شکل‌دهی به افکار عمومی، قدرت نرم را نوعی تبلیغ شیوه و روش زندگی و حکومت‌داری برمی­شمرند. درهرحال، مفهومی که اغلب از قدرت در ذهن‌ها تثبیت شده، وجه سخت قدرت، است؛ اما مواقعی پیش می‌آید که می‌توان بدون تهدید و یا هزینه محسوسی به نتیجه دلخواه دست پیدا کرد. در این راستا، ممکن است کشوری به‌آسانی در سیاست جهانی به خواسته‌ها و اهداف خویش دست یابد، زیرا کشورهای دیگر ارزش‌های او را مورد تأیید قرار می‌دهند، از الگوی او تقلید می‌کنند و به میزان شفافیت یا شیوه رفتار آن کشور اشتیاق دارند. این قدرت (هدایت دیگران به استقبال از آنچه ما به­دنبال آن هستیم) نرم است و به‌جای ناگزیر کردن مردم آنها را متقاعد می‌کند؛ بنابراین قدرت نرم عبارت است از: توانایی شکل‌دهی ترجیحات دیگران. در حقیقت، قدرت نرم مفهوم جدیدی است که سابقه‌ای به درازای تاریخ دارد، اما صرفاً چندین سال است که نظام‌مند و تعریف شده و برخلاف قدرت سنتی، به این معناست که مخاطب نه از روی جبر و اکراه، بلکه از رضایتمندی به خواسته قدرتمند تن در می‌دهد (گلشن­پژوه،1391: 119-118).

    زمینه‌های بروز تهدید نرم

    با وجود آنکه ماهیت بحران­های فرهنگی با بحران­های حاصل از حوادثی نظیر آتش‌سوزی، سیل و زلزله به میزان معتنابهی متفاوت است، اما به نظر می‌رسد بحران­های فرهنگی از آن حیث که مخاطرات و خسارات جبران­ناپذیری در میان­مدت و درازمدت به اندوخته و سرمایه اجتماعی ملت‌ها وارد می‌کنند، باید در شمار بحران­هایی ارزیابی شوند که مستلزم مدیریت موشکافانه است. در همین حال، ازآنجاکه عنصر فرهنگ نقش غیرقابل‌انکاری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تداوم آن داشته و دارد و به‌عنوان عنصری محوری و مسلط در تمامی مناسبات و تحولات اجتماعی عمل می‌کند، دشمنان جمهوری اسلامی همواره می‌کوشند با نفوذ و اشاعه فرهنگ غربی، موجب ایجاد بحران در کشور از طریق تغییر باورها و نگرش و رفتار مردم شوند و استقلال کشور و دستاوردهای انقلاب را به مخاطره اندازند، درحالی­که برای تحقق مدیریت بحران­های فرهنگی و یا پیشگیری و مصونیت جامعه از فرهنگ مهاجم، راهبردهای جامع تدوین نشده است (شریعتی و عظیمی طرقدری،1393: 127).

    جامعۀ اسلامی ایران طی چند دهۀ اخیر تغییرات قابل‌توجه و شگرفی را به خود دیده است. تغییرات در عرصه‌هایی چون ارتباطات، رسانه‌ها و افکار عمومی، سفر و مهاجرت، فضای مجازی و اینترنت، تغییرات سریع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، منطقه‌ای و جهانی، تغییر در سبک زندگی و روابط اجتماعی، فضایی را برای مدیریت نظم و امنیّت فراهم کرده است که اصلی‌ترین ویژگی آن تغییر در ماهیت تهدیدات از حوزۀ تهدیدات سخت به حوزۀ تهدیدات نرم است.

    اقتدار نوین ناجا

    در شرایطی که تهدیدات نرم الگوی اصلی روابط در حوزه نظم و امنیّت را شکل می‌دهد، به‌ناچار نیاز به «امنیّت اجتماعی مدرن» در محیط امنیّتی جدید را ضروری ساخته است. بر این مبنا و با توجه به اینکه امروز پذیرش تغییرات به‌عنوان یک پدیده اجتماعی واقعی و تلاش برای تبیین و شناخت ماهیت آن، زمینه را برای مدیریت تغییرات فراهم می‌آورد، نیروی انتظامی در حالی وارد فضای اجرایی برنامه پنج‌ساله ششم می‌شود که جهت‌گیری کلان برنامۀ خود را به‌سوی «اقتدار مدرن» و «قدرت پیش‌بینی اجتماعی» هدف‌گذاری کرده است و در این هدف‌گذاری با عطف توجه به روند گذشته، تحلیل محیطی، احصای روندها و رویه‌های کلان تأثیرگذار به امنیّت در طی برنامۀ ششم پیگیری خواهد شد. محورهای اقتدار نوین ناجا به‌قرار زیر است:

    محور اوّل: اشراف اطلاعاتی

     در شرایط امروز به‌عنوان عصر «اطلاعات و ارتباطات» نیل به عملکرد مطلوب در سایه توان و ظرفیت اطلاعاتی سازمان عملی است؛ ازاین‌رو اِشراف بر فرایند شکل‌گیری، توسعه و گسترش روندها و رویه‌های مؤثر بر نظم و امنیّت عمومی با هدف «پیش‌بینی» و تدوین راهبرد مبتنی بر آن از الزامات پلیس می‌باشد. قدرت اِشراف اطلاعاتی پلیس علاوه بر خود سازمان ناجا می‌تواند سایر سازمان‌های مرتبط با فرایند تولید و بازتولید امنیّت را نیز تغذیه کند، زیرا فضای کنش ناجا دقیقاً در بستر کارکرد صحیح یا کژکارکردی سازمان‌های دیگر نیز است.

    محور دوّم: قدرت اجتماعی و پلیس مکتبی

     بنا به فرمایش مقام معظم رهبری «مأموران ناجا باید دارای توانایی‌ها و قابلیت‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی باشند.» از این منظر، پلیس با افزایش کارایی و توانمندی‌های خود «برای مردم، در خدمت مردم و به کمک مردم» می‌کوشد تا پاسخگوی نیازهای امنیّتی و انتظامی جامعه باشد. سازوکار پلیس در این اقدامات، بهره‌گیری از دانش و همکاری‌های مرتبط با علوم اجتماعی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، حقوق، علوم ارتباطات و... است و از برخورد فیزیکی، صرفاً در شرایط خاص و بنا به‌ضرورت آن هم در مقابل مجرمان و تبهکاران استفاده می‌کند.

    محور سوّم: قدرت فناوری اطلاعات و ارتباطی

    مؤلفه سوّم «قدرت فناوری» یعنی حوزه الکترونیک، تجهیزات مدرن و روز است. نیروی انتظامی به‌منظور توسعه کمّی و کیفی در ارائه خدمات به مردم و در راستای تقویت بنیان‌های جنبش ملی نرم‌افزاری و جامعه اسلامی و با رویکرد بهره‌گیری از فناوری اطلاعات (IT) و به‌کارگیری توان تخصصی دانش‌آموختگان و فرهیختگان دانشگاه‌ها و تلاشگران عرصه فناوری و صنعت، تلاش خواهد کرد که با تمام توان «قدرت فناوری» را در خدمت تحقق امنیّت جامعه به کار گیرد. در حوزۀ نرم‌افزاری، تولید شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌سازی در راستای تحقق امنیّت اجتماعی از برنامه‌های ما است. بخش دیگر در این خصوص استفاده از ظرفیت رسانه و هنر است که البته بومی‌سازی این تکنیک‌ها، استغنای واردات (این فناوری‌ها وابستگی ایجاد می‌کند) مهم می‌باشد که خوشبختانه گام‌های خوبی در کشور در این زمینه برداشته شده است. امروزه همۀ نرم‌افزارهای نیروی انتظامی در درون کشور و عمدتاً در خود نیروی انتظامی طراحی و اجرا می‌شود.

    محور چهارم: دانش و پژوهش و تخصصی بودن مأموریت‌ها

    حساس بودن امور مربوط به جامعه، پیچیدگی دستیابی به فناوری‌های نوین و ارتباطات تنگاتنگ با مردم و دولت، ایجاب می‌کند تا این نیرو، علاوه بر تقویت توان عملیاتی، به لحاظ علمی نیز دارای توانمندی مطلوب شود؛ بنابراین تحقق و بررسی علمی در زمینه‌های تهدیدها، فرصت‌ها، آسیب‌ها، اعمال استانداردهای علمی در نظامات امنیّت و نظم، تولید دانش امنیّتی - انتظامی بومی، تحقیق و ارزیابی از عملکرد پلیس، تحقیق در نظامات تحول‌آفرین و... از عمده اموری است که در این محور دنبال می‌کنیم.

    محور پنجم: آموزش و حرفه‌گرایی

    جایگاه و نقش نیروی انسانی در اجرای مأموریت‌های نیروی انتظامی، این نهاد را به یک سازمان انسان‌محور تبدیل کرده است؛ ازاین‌رو، توسعه و بهسازی نیروی انسانی از اصلی‌ترین فعالیت‌های ناجا می‌باشد که تحقق آن از طریق آموزش تخصصی کارکنان قابل دستیابی است. «حرفه‌ای شدن پلیس» با هدف به‌روز کردن آموزش‌ها متناسب با پیشرفت‌های علمی و فناوری روز و نیاز جامعه دنبال می‌شود. در این صورت آحاد پلیس باید ویژگی‌های کل سازمان را داشته باشد؛ یعنی خود قدرت به‌کارگیری فناوری‌ها را داشته و خودش قابلیت اجتماعی داشته باشد. (خودش باید سخنگوی نیروی انتظامی باشد، مهارت‌های اجتماعی را به کار گیرد. حرفه‌گرا باشد و درنهایت در حرفه خودش سرآمد باشد.)

    کلید رسیدن به پلیس شایسته و بایسته ایران اسلامی که الگوساز و الهام‌بخش دیگران باشد، تحقق «اقتدار مدرن» است؛ یعنی از اقتدار سنتی که مبتنی بر زور، بازو، باتوم، سلاح و... است، فاصله بگیریم و به سمت اقتدار مدرن که مبتنی بر قدرت نرم است، حرکت کنیم. این اقتدار مدرن و قدرت نرم علیه حریف (دشمن) توانایی خنثی‌سازی تهدیدات نرم آنها را خواهد داشت و برای کشور «اقتدارآفرین» می‌شود (احمدی­مقدم، 1389).

    اقتدار نرم و مشارکت اجتماعی

    برای رسیدن به اقتدار نوین، مشارکت اجتماعی که همان قلّه سرمایه اجتماعی است، امری ضروری می‌باشد. در مشارکت اجتماعی، مردم خودشان در بُعد اطلاعاتی و اصلاح رفتار پلیس با انتقادها و پیشنهادهایشان با پلیس همراهی می‌کنند و باعث اصلاح عملکرد ما شوند. سرمایه اجتماعی، اساس اقتدار پلیس است که باید مورد استفاده پلیس قرار گیرد درواقع ناظر بر دیدگاه نیروی انتظامی در مورد اقتدار باشد. آنچه تا چند سال قبل اقتدار شناخته می‌شد عمدتاً متکی به سلاح، ابزار، نیروی پلیس، فناوری‌ها، حرفه‌ای‌گرایی، تاکتیک‌ها و روش‌ها بود. این تفکر از چند سال پیش به این طرف در حال تغییر است. شرایط جدید دنیا و پیشرفت رسانه‌ها و اهمیت افکار عمومی، تلاش همه دولت‌ها را بر این داشته که از ظرفیت‌های اجتماعی حداکثر استفاده را بکنند.

    خوشبختانه موضوع اقتدار نرم از سال 1390 در دستورکار پلیس قرار گرفت و معاونت اجتماعی ناجا همایش‌های علمی را در این باره برگزار کرد. این اصطلاح در ادبیات سیاسی و امنیّتی دنیا یک واژه جدید است زیرا واژه قدرت نرم را داشتیم، اما اقتدار نرم هرگز توسط هیچ جای دیگری به کار گرفته نشده بود. اقتدار نرم عمدتاً جنبۀ اجتماعی و پذیرش قدرت را توسط جامعه نمایش می‌دهد و مبتنی بر اقدامات نرم‌افزاری است تا ابزارها و تجهیزات سخت‌افزاری. اقتدار نرم متکی بر تمایل مردم در مشارکت با پلیس و نیروهای امنیّتی برای استقرار امنیّت است، نه اینکه پلیس نیرویی است که آمر است و دستور می‌دهد و مردم صرفاً مطیع و فرمان‌بردار هستند. این واژه بیانگر نگاه جدیدی است که در آن اقتدار دو جانب دارد: یکی از آن نیروی‌های عمل‌کننده و حافظ نظم و امنیّت و از سوی دیگر نیز مردم هستند که باید امنیّت و آرامش برای آنان مهیا شود؛ بنابراین اینجا پلیس بر مردم نیست بلکه برای مردم است و طبیعتاً اگر مردم و جامعه قانون‌پذیر باشند و همراهی با پلیس بکنند، امنیّت با مشارکت آنها به مقدار حداکثر تولید می‌شود. البته ممکن است در بخش کوچکی از جامعه هم افراد قانون‌گریز و قانون‌ستیز وجود داشته باشند که باید با سرپنجه قدرت و اقتدار با آنان برخورد شود.

    سرمایۀ اجتماعی که در ادبیات سال‌های اخیر مطرح شده به‌راحتی قابل دستیابی نیست. تا اواخر قرن بیستم در هر سازمانی عمدتاً سرمایه‌های انسانی، سرمایه‌های مادی، منابع انسانی و منابع مادی را سرمایه‌های عمده سازمان می‌دانستند. امروزه سرمایۀ اجتماعی به‌عنوان ضلع سوّم سرمایه هر سازمان مطرح است. تصور کنید جامعه در برابر طرح‌های پلیس مقاومت نشان بدهد؛ مثلاً در موضوع ترافیک و اجرای قوانین و فرهنگ ترافیکی جامعه مقاومت نشان بدهد، در این صورت پلیس با مشکلات زیادی مواجه و به اهدافش هم به‌راحتی دست پیدا نمی‌کند؛ اما اگر با اقدامات فرهنگی بتواند افکار عمومی را با خود همسو کند، می‌بینیم کار به‌سرعت و با هزینه کمتر و پذیرش اجتماعی بالاتر، پیش می‌رود. درواقع اگر مردم احساس کنند که اقدامات پلیس حافظ منافع آنهاست و پلیس به دنبال منفعتی نمی‌باشد و به‌عنوان یک نهاد دلسوز و یار اجتماعی مردم مطرح است، در آن صورت در جامعه سرمایه اجتماعی تولید می‌شود. این نگاه مردم که پلیس نیرویی است بر آنان و به آنان دستور می‌‌دهد، خیلی در رفتار مردم و سلوک اجتماعی آنان تأثیر دارد؛ بنابراین تأکید بر سرمایه اجتماعی که عمدتاً بر سه عنصر ارتباط اجتماعی، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی است یعنی اوّل قدرت برقراری ارتباط، بعد اعتماد که در اثر کارایی پیش می‌آید یعنی آن عنصری که مردم به پلیس اعتماد می‌کنند و صداقت دلسوزی و نهایتاً کارآمدی را در پلیس مشاهده می‌کنند و احساس می‌کنند که پلیس به هنگام و پاسخگو است و برای حل مشکلات آنان پیشگام است، در رفع اشکالات خودش گوش شنوا دارد و سرعت عمل دارد و اینها عناصری است که مردم به پلیس احساس اعتماد می‌کنند. البته باید توجه کرد که اعتماد به‌سادگی به دست نمی‌آید. در اثر مداومت و توجه پلیس در بُعد کارآمدی است که مردم پلیس را کارآمد، قادر، قوی و امین می­دانند و به او اعتماد می­کنند.

    اقتدار نیروی انتظامی اگرچه بی‌ارتباط با ابزار و امکانات و دانش و فن‌آوری و آموزش و امانت‌داری و آمادگی نیروی انسانی نیست و اینها همه در جای خودشان بسیار مهم هستند، اما با سرمایه‌های اجتماعی اینها مفهوم پیدا می‌کنند و این رابطه متقابل دارد؛ یعنی اگر نیروی انسانی با تفکر اجتماعی، با قدرت جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و برقراری ارتباط با مردم باشد و این مفاهیم برایش ملکه شده باشد خود به خود سرمایۀ اجتماعی را افزایش می‌دهد. در هر سازمانی به‌ویژه در ناجا، سرمایه اجتماعی را منابع انسانی آگاه، فهیم، امین و درستکار افزایش می‌دهد و موجب پیشرفت سازمان می‌شوند اما کم‌توجهی به این مسئله موجب کاهش عملکرد و نتیجه‌گیری سازمان می‌شود. امروز پلیس در جایگاهی قرار گرفته که می‌تواند با شفافیت شعار سرمایۀ اجتماعی را مطرح کند و اعلام کند اساس قدرت و اقتدار ما برای حل مشکلات، پیشبرد و بهبود آرامش و امنیّت در کشور همین سرمایه اجتماعی است. مقبولیت و مشروعیت اقدامات پلیس روی بُعد افکار عمومی، حساسیت ویژه‌تری را باز می‌کند که با تشکیل معاونت اجتماعی در ناجا این اساس پایه‌ریزی شده و امروز شاهد تبلور این موضوع هستیم. امروز سرمایه‌گذاری و تغییر نگرش‌ها و چرخش در رویکرد سازمانی آثارش ظاهر شده و باید این بُعد را عملیاتی کنیم، زیرا از ادبیات‌سازی و بسترسازی و زمینه‌سازی عبور کرده‌ایم و می‌توانیم خوشه‌چینی و بهره‌برداری کنیم و سرعت خود را در این زمینه افزایش دهیم. امروز در سازمان نیروی انتظامی این تفکر نهادینه‌شده و باید از ابزارها، روش‌های نوین و رسانه‌های موجود و جدید استفاده و این قدرت را ارتقاء بدهیم. اعتمادسازی موجب افزایش مشارکت مردم می‌شود. اگر مردم دستگاه را یک سازمان کارآمد و معتقد به مشارکت اجتماعی ندانند و برای خودشان سهم و نقشی قائل نباشند، طبیعی است که در فرایند امنیّت خودشان را بی‌نیاز از مشارکت در این زمینه می‌دانند. افزایش آگاهی‌های مردم که نیروی انتظامی آن را با ثبت تجربیات و انتقال آن از طریق آموزش همگانی پیگیری می‌کند، باعث پیشگیری می‌شود مثل موضوع شرکت‌های هرمی که اگر مردم خوب آگاه نشوند هرچه پلیس تلاش کند اثر نداشته و گروه‌های بزرگ مالباخته پیدا می‌شوند اما اگر مردم با پلیس همراهی کنند نه‌تنها در دام قرار نمی‌گیرند بلکه اگر کسانی خواستند در دام گرفتار شوند آنان را آگاه می‌کنند یا حتی فراتر از آن با همکاری اطلاعاتی با پلیس و در اختیار گذاشتن جاهایی که این شبکه‌ها و باندها فعالیت می‌کنند از اقدامات آنان جلوگیری می‌کنند. دیدگاه­های مردم برای پلیس راهگشاست. درمجموع این اعتماد به اقدامات پلیس است که موجب مشارکت مردم می‌شود؛ مثلاً در بحث نظارت همگانی بر پلیس در سامانه 197 اگر مردم اعتماد نداشته باشند که گوش شنوا وجود دارد، تماس هم نمی‌گیرند. تماس آنان و انتقاد و پیشنهادهایشان است که موجب ارتقای عملکردهای پلیس می‌شود، زیرا معتقدیم مشتریان ما که خود مردم هستند، بهترین کسانی هستند که می‌توانند نظر بدهند و اعتقاد داریم که نظر مردم برای ما راهگشا است و همواره به این موضوع حساسیت و واکنش مثبت داریم (احمدی­مقدم، 1391).

    کلمات کلیدی: اقتدار نرم، قدرت نرم، سرمایۀ اجتماعی، اعتماد اجتماعی، قدرت اجتماعی.

    منابع

    - احمدی­مقدم، اسماعیل (1389). «اقتدار نرم در خدمت مردم»، روزنامۀ ایران، 25 اسفند، شماره 4748، ص 28.

    - احمدی­مقدم، اسماعیل (1391). «اقتدار پلیس در دستور کار پلیس»، سایت خبری - تحلیلی تابناک، صفحه نخست اجتماعی، 15 شهریور، کد خبر 270521

    - رهبر، عباسعلی و همکاران (1394). «قدرت نرم، انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی»، پژوهش‌های راهبردی سیاست، سال چهارم، شماره چهاردهم (شماره پیاپی 44)، صص 39-9.

    - شریعتی، شهروز و محمد عظیمی طرقدری (1393). «الزامات راهبردی جمهوری اسلامی در مدیریت بحران جنگ نرم»، فصل­نامه تحقیقات فرهنگی ایران، دوره هفتم، شماره سوّم، صص 148-127.

    - شفیعی زازلی، مهدی (1393). «بررسی احساس امنیّت اجتماعی و رابطه آن با اقتدار و نفوذ پلیس»، فصل­نامه دانش انتظامی آذربایجان شرقی، سال چهارم، شماره چهارم، پیاپی (15)، صص 29-1.

    - گلشن­پژوه، محمودرضا (1391). «نقش سازمان‌های اطلاعاتی در ارتقای قدرت نرم کشور»، فصل­نامه مطالعات راهبردی، سال پانزدهم، شماره دوّم، شماره مسلسل 56، صص 142-117.

    - معین، محمد (1384). فرهنگ فارسی (تک‌جلدی)، تهران. سرایش، چاپ هفتم.

     

    منابع برای مطالعۀ بیشتر

    - سیف، الله­مراد و محمد خجسته (1392). «ظرفیت‌ها و محدودیت‌های مدیریت بحران در صحنه جنگ نرم اقتصادی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران»، فصل­نامه مطالعات راهبردی بسیج، سال شانزدهم، شماره شصتم.

    - یاوری، علیرضا و آرش یاوری (1391). «راهبرد مدیریت پیشگیرانه در اقتدار نرم»، پژوهش‌نامه نظم و امنیّت انتظامی، دوره دوّم، شماره هجدهم.

     

نظر شما