You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: جامعه ­پذیری کارکنان

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Staff Socialization

    2. تعریف

    جامعه‌پذیری یا اجتماعی کردن فرایندی است که به ­واسطۀ آن افراد و کارکنان یک جامعه، گروه یا سازمان گرایش‌ها، ارزش‌ها و کنش‌های مقتضی را به ­عنوان فردی از اعضای یک فرهنگِ بخصوص فرا می‌گیرند (کوئن[1]، 1378: 103؛ اناکو و گرینهوز[2]، 1999).

    ب) متن

    مفهوم اجتماعی­شدن یا جامعه‌پذیری که نخستین بار، گئورک زیمل[3] و در ایران، غلامحسین صدیقی در سال ۱۳۱۷ آن را به­کار بردند، اصطلاحی است که توسط جامعه‌شناسان، روان‌شناسان اجتماعی و مردم‌شناسان استفاده می‌شود و به فرایندی گفته می‌شود که در آن شخص در طول حیات خویش (از دوران طفولیت تا پایان زندگی) هنجارها، عرف‌ها و ارزش‌های جامعه (یا سازمان) خویش را یاد می‌گیرد؛ به­ عبارت­ دیگر آماده شدن فرد توسط جامعه برای بر عهده گرفتن نقش‌ها را جامعه‌پذیری یا اجتماعی ­شدن می‌گویند (انجمن جامعه ­شناسی ایران، 1381).

    در یک سازمان ارزش‌ها، همان باورهای عمیق پایدار به بایدها و نبایدها هستند و زیربنای فرهنگ سازمانی را شکل می‌دهند. در عین حال، فرهنگ سازمانی و ارزش‌های سازمان به ­طور متقابل تأثیر عمده‌ای بر یکدیگر دارند (رضائیان، 1383: 246-245). روشن است که ارزش‌های سازمانی، اصول اعتقادی دیرپا و اساسی سازمان است که برای افراد سازمان، از اهمیت بسیاری برخوردارند؛ بنابراین، ارزش‌ها را باید مهم‌ترین عناصر و به عبارت ساده‌تر زیربنای بایدها و نبایدهای لازم‌الاجرا در مسیر رسیدن به اهداف کلان و عینی سازمان دانست. بدین ترتیب، ارزش‌های سازمان از سویی اهداف سازمان را مقیّد می‌کند و از سوی دیگر به آنها اعتبار می‌بخشد. ارزش‌ها همچنین امکان انتخاب از بین گزینه‌های مختلف را برای سازمان فراهم می‌کنند. هر سازمان ارزش‌های مربوط به خود دارد و آن را به کارکنانش تعلیم می‌دهد (پرسون[4]، 2015). برای نمونه در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، مهم‌ترین ارزش‌های سازمان‌یافته با توجه به برخی منابع عبارت­اند از[5]: «توجه به ارزش‌های اسلامی»، و «توجه به آرمان‌های انقلاب اسلامی».

    در جامعه‌شناسی این مفهوم به فرایندی اطلاق می‌شود که به­ موجب آن، افراد ویژگی‌هایی را که براساس آن، شایسته عضویت در جامعه است را کسب می‌کنند؛ به‌عبارت­دیگر جامعه‌پذیری نوعی فرایند کنش متقابل اجتماعی است که در خلال آن فرد هنجارها، ارزش‌ها و دیگر عناصر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود در گروه یا محیط پیرامون خود را فرا گرفته، درونی کرده و آن را با شخصیت خود یگانه می‌سازد (سلیمی و داوری، 1385، 144). برخی جامعه‌پذیری را نوعی فرایند یادگیری می‌دانند که از طریق آن افراد می‌آموزند که در شرایط معین چگونه باید رفتار کنند و هر نقشی یا منزلت اجتماعی چه توقعات و انتظاراتی با خود می‌آورد. گروهی هم جامعه‌پذیری را عبارت از آموزش می‌دانند که در ضمن آن هنجارها و ارزش‌های جا افتاده از طریق دادن پاداش و کیفر برای انواع گوناگون رفتارها، آموزش داده می‌شود (مک کوایل[6]، 1385، 394). در فارسی مفاهیم جامعه‌پذیری و اجتماعی­شدن معادل یکدیگر به‌کار می‌روند، اما از نظر «هربرت بلومر[7]» اجتماعی ­شدن به‌معنی جا افتادن در جامعۀ کلان است و تنها بعد از جامعه‌پذیری است که فرایند اجتماعی ­شدن می‌تواند رخ دهد (تنهایی، 1379: 474).

    اجتماعی ­شدن یا جامعه‌پذیری مفهومی است که به توصیف و تبیین چگونگی رفتارهایی می‌پردازد که فرد را قادر می‌کند تا با فرهنگ جامعه خود آشنا، و سپس سازگار شود. در واقع، جامعه‌پذیری «فرایندی است که بر اساس آن، فرد به اکتساب قوانین، رفتار و نظام باورها و بازخوردهای جامعه یا گروه مشخصی دست می‌یابد تا بتواند در درون آن جامعه یا گروه زندگی کند» (کاوه، 1386: 179). در فرایند جامعه‌پذیری، جامعه در القای ارزش‌ها و هنجارهای خویش به افراد تلاش می‌کند (همان: 58). از طریق اجتماعی­شدن، فرد شیوه‌های زندگی جامعه خود را فرا می‌گیرد؛ شخصیتی کسب می‌کند و آمادگی رفتار به­عنوان عضوی از یک جامعه را پیدا می‌کند. او یاد می‌گیرد خودش را با نظام جدید انطباق داده و رفتاری مطابق با انتظارهای جامعه انجام دهد. در واقع، انسان در فرایند جامعه‌پذیری است که از طریق کنش‌های متقابل اجتماعی، شیوه راه رفتن، نشستن و برخاستن، سخن گفتن، خوردن و آشامیدن، لباس پوشیدن و... را می‌آموزد و به­تدریج به کسب تجربه‌های مختلف می‌پردازد.

    اصول جامعه‌پذیری: برخی جامعه ­شناسان سه اصل اولیه را در اجتماعی ­شدن هر فرد به شرح زیر برمی ­شمرند: الف) فرد، رفتار اجتماعی را در ایجاد رابطه و تأثیرپذیری از دیگران در اجتماع یاد می‌گیرد؛ ب) فرهنگی که فرد در آن به دنیا آمده و بزرگ می‌شود، مشخص می‌کند که او چه کاری باید فراگیرد و چه عملی از خود نشان دهد؛ ج) تکامل فراگیری و آموزش­پذیری فرد در جامعه زمانی محقق می‌شود که وی بتواند به­طور مؤثر در اجتماعی­شدن و پذیرش نقش در گروه موفق شود یا نقش­آفرینی کند (گیدنز[8]، 1377: 387؛ رابرتسون[9]، 1377: 281).

    اهداف جامعه‌پذیری: جامعه‌پذیری دارای هدف‌هایی است که مهم‌ترین آن­ها عبارت است از:

    یکی از مقاصد جامعه‌پذیری این است که فرد آداب و رسوم، سنت‌ها، عقاید و رفتارهای جامعه و یا سازمان را بپذیرد و به آن­ها عمل کند تا امکان زندگی اجتماعی میسر شود (کوئن، 1387: 211).

     جامعه‌پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق هنجارهای اجتماعی تحت نظم و انضباط در می‌آورد، به او امید و آرزو هم می‌دهد.

    فراگرد جامعه‌پذیری از طریق برآورده کردن خواسته‌ها، آرزوها، امیدها و سوداهای فردی یا ممانعت از دستیابی به آنها، برای فرد هویت می‌آفریند.

    این فراگرد، نقش‌های اجتماعی و نگرش‌ها، انتظارات و گرایش‌های مربوط به آن نقش‌ها را به فرد یا یک مأمور و عضو سازمان می‌آموزد.

    یکی دیگر از هدف‌های جامعه‌پذیری، آموزش مهارت‌ها به افراد است تا با اکتساب و یادگیری این مهارت‌ها بتوانند در جامعه و یا در درون سازمان اثرگذار باشند (کوئن[10]، 1387: 212؛ کاوه، 1391).

    هدف دیگر اجتماع ی­شدن، پذیرش قوانین جامعه یا قانون ­پذیری (اجباری یا ارادی) است.

    عوامل اجتماعی­ شدن: جامعه ­شناسان، مهم‌ترین عوامل (یا آژانس‌های اجتماعی­ کننده یا) جامعه‌پذیری را خانواده، گروه همسالان، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی می‌دانند. به جزء موارد یادشده، سازمان‌هایی که افراد عضو آنها هستند یا می‌شوند (از خدمت سربازی گرفته تا سازمانی که در آن کار می‌کنند و حتی فردی که به زندان می­افتد) از جمله عوامل (برخی از آن به آژانس‌های اجتماعی­کننده نام برده‌اند) اجتماعی­کننده هستند. برای نمونه یکی از مهم­ترین مراحل اجتماعی­شدن در برخی کشورهای غربی و اروپایی (و البته جهان سوم) دورۀ سربازی است. به­خصوص در بعضی از کشورهای غربی و اروپایی به محض اتمام دوران دبیرستان حتی اگر با بهترین نمره هم قبول دانشگاه شوند باز هم باید ابتدا دوران سربازی را بگذرانند بعد وارد دانشگاه شوند. بدین­ترتیب این کشورها با این دوره سربازی به دو هدف مهم دست می‌یابند: از بُعد اجتماعی، جوانان را با پیکره جامعه پیوند می‌زنند و از بُعد فردی، مردانی مجرب و کار آزموده می‌سازند.

    مراحل اجتماعی­شدن: برخی جامعه­شناسان فرایند جامعه‌پذیری را به دو و برخی دیگر به سه (یا چهار) مرحله تقسیم کرده‌اند:

    اجتماعی­ شدن نخستین (در درون خانه و خانواده و نزد خویشاوندان).

    اجتماعی ­شدن دومین (به‌وسیلۀ همسالان، مدرسه و غیره)

    اجتماعی ­شدن سومین (به‌وسیلۀ معاشر، شغل و کار): اجتماعی­شدن مرحلۀ سوم که برخی مواقع از آن به‌عنوان اجتماعی ­شدن افراد بالغ نام برده می‌شود فرایندی است که در تمام طول عمر، با انسان همراه و همگام است. نقش‌های شغلی انطباق‌هایی را می‌طلبند که خاص خود بوده، مشروط‌اند. اثر اجتماعی­شدن مرحلۀ سوم به­سختی قابل اندازه‌گیری و قابل سنجش است. عده‌ای از جامعه‌شناسان شرایط محدودکننده کار و محتوای کار را عامل مجموعه‌ای از آثار و نتایج می‌دانند؛ مثلاً از خود بیگانگی، فقدان خودشکوفایی، فرایندهای منع کننده آموزشی و غیره (گیدنز[11]، 1377: 86).

    مرحله چهارم اجتماعی­شدن، که اساساً مربوط به دوران پیری و مشکلات و سختی‌های انطباق این گروه از افراد با تغییر و تحولات اجتماعی جدید است.

    عناصر اساسی جامعه‌پذیری: جامعه‌پذیری افراد مستلزم سه عنصر اساسی است: الف) کنش متقابل انسانی: فرد تنها در جریان کنش متقابل با دیگر انسان‌ها الگوهای رفتاری را یاد گرفته و درونی می‌کند؛ ب) زبان: زبان به انسان‌ها اجازه می‌دهد که فرهنگ را بیافرینند، تجربه‌ها را انباشته کنند و شیوه‌های رفتاری‌شان را از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند؛ ج) تجربه‌پذیری عاطفی: از طریق قرار گرفتن در کنار اعضای جامعه و گروه و یادگیری شیوه ابراز احساسات و روابط عواطفی (ستوده و همکاران، 1376: 51).

    انواع اجتماعی­شدن: اجتماعی­شدن معمولاً به دو نوع یا تلفیقی از این دو نوع انجام می‌شود.
    الف) رسمی: اجتماعی­شدن به­وسیلۀ نهادهای آموزشی و نظامی، نمونه‌هایی از انواع رسمی و ساختارمند انتقال شیوه‌های عملکرد و اندیشیدن مقبول جامعه به فرد به­شمار می‌آیند؛ ب) غیر رسمی: اجتماعی­شدن می‌تواند از طریق روابط متقابل با همسالان و عضویت در گروه‌ها و باشگاه‌های غیررسمی نیز تحقق پذیرد (کوئن، 1387، 107- 108).

    جامعه‌پذیری نارسا: فرایند جامعه‌پذیری همانند یک محور مختصات است با این تفاوت که جامعه‌پذیری صد در صد یا جامعه‌پذیری صفر نداریم. ممکن است در روند جامعه‌پذیری نارسایی‌هایی پدید آید. از جمله آن که ممکن است جامعه‌پذیری به‌شکل تامّ و تمام در خصوص یک فرد صورت نپذیرد، فرد نتواند همه آنچه را که به او منتقل می‌شود فرا بگیرد یا آن را درونی کند و یا به­ عمد از معیارهای جامعه (یا سازمانی که در آن مشغول کار است) پیروی نکند؛ بنابراین تصور تحقق کامل جامعه‌پذیری، حتی اگر همه عوامل جامعه‌پذیری کامل عمل کنند آشکارا نادرست است، زیرا اندیشمندان رشته‌های متفاوت علوم اجتماعی به‌وجود نارسایی‌های گسترده و عمیق در بسترهای گوناگون اعمال فرایند جامعه‌پذیری در جوامع مختلف اذعان دارند و اعتراف می‌کنند که وجود این نارسایی‌ها، زمینه‌ساز جدی پیدایش کجروی در جامعه است. (ستوده و همکاران، 1376، ص 94).

     

    جامعه‌پذیری دوباره: نیروهای داوطلب پلیس که تا چندی پیش اعضای اجتماعی شده در میان سایر گروه‌های جامعه بودند، به­واسطه ورود به سازمان و قرار گرفتن در ساختار و سیستم جدید آموزش و کنترل، به افرادی با ظاهری کاملاً مشابه بدل می‌شوند (میلر و هس[12]، 274:1383). تمامی داوطلبان افسری پلیس پس از پوشیدن لباس فُرم نظامی، می‌آموزند که بسیاری از عادت­واره­ها[13]، الگوهای رفتاری و تمایلات شخصی گذشته را کنار نهند و با جامعه‌پذیری دوباره، شرایط جدید را (هرچند نه خیلی عمیق) جایگزین شرایط قبلی کنند (تای بولت و لینچ و مک براید[14]،1376:44).

    پوشیدن لباس فرم جدید، به جای انواع لباس‌های رنگارنگ، زندگی در پاسگاه‌ها و مناطق دور از زادگاه، رعایت اصول اولیه نظامی­گری (مانند اتو کشیده بودن لباس‌ها، واکس زدن به پوتین‌ها، خوابیدن و بیدار باش در ساعاتی خاص، کوتاه کردن موی سر و ناخن‌ها)، اطاعت بی چون و چرا از مافوق و حضور در عبادتگاه‌ها و خواندن دعا و نمازهای دسته جمعی، از جمله ویژگی‌های جامعه‌پذیری دوباره است، که در راستای کسب هویت جدید صورت می‌گیرد (ازغندی، 28:1377؛ میلر و هس، 112:1383). در کل می‌توان گفت که فرهنگ سازمانی پلیس، به­شیوه‌ای تمام­عیار تحت تأثیر سیستمی فراگیر از نظم و انضباطی مبتنی بر قوانین و آیین­نامه‌های سخت درون­سازمانی است، که قطعاً بر تمامی شئون زندگی کارکنان تأثیر می‌گذارد (میلر و هس، 274:1383).

    جامعه‌پذیری دینی: بنیاد نظریة جامعه‌پذیری به‌مثابه یک فرایند عام و همچنین جامعه‌پذیری دینی بر این واقعیت استوار است که انسان به‌صورت کانونی از استعدادها و توانایی‌های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می‌گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط اجتماعی و درون‌ریزی مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، ارزش‌ها، آرمان‌ها، هدف‌ها، رسوم، قواعد و هنجارها، از طریق کارگزاران ویژه‌ای همچون خانواده، گروه‌های همسالان، محیط‌های آموزشی، وسایل ارتباط جمعی، کانون‌های مذهبی و مانند آن، به‌تدریج به انسانی بالفعل تبدیل می‌شود. خانواده مهم‌ترین کارگزار جامعه‌پذیری دینی در مرحلة جامعه‌پذیری نخستین است. ارزش‌های یادگرفته شده در خانواده در زمینة امور مذهبی، تأثیرگذارتر از سایر کانون‌هاست؛ زیرا در یک فضای عاطفی و صمیمی صورت می‌بندد. علی‌رغم تأثیرگذاری کارگزاران دیگر مانند دوستان، مدرسه و تلویزیون بر کودکان، خانواده بر همة ابعاد زندگی کودکان خردسال احاطه دارد و می‌تواند تأثیر آنها را کنترل کند. یکی از موانع اساسی جامعه‌پذیری دینی، ناهماهنگی میان کارگزاران جامعه‌پذیری دینی است. از پیامدهای این ناهماهنگی، تنوع گروه‌های مرجع در امور دینی است که با توجه به نقش الگویی آن، موجب پراکندگی و تنوع ارزش‌ها و هنجارهای دینی و گاه تعارض ارزش‌های رفتاری می‌شود. نتیجة این وضعیت، منتقل نشدن درست ارزش‌ها و هنجارها به افراد و بی‌توجهی به ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و لجام‌گسیختگی‌های رفتاری است. بر اساس مطالعات انجام‌شده، تأثیر روش‌های غیرمستقیم، بر دین‌پذیری افراد بیشتر است. آنچه کودکان، نوجوانان و جوانان در مدارس و دانشگاها، که بعد از خانواده مهم‌ترین محیط برای یادگیری و شکل‌گیری خصوصیات فکری و روانی و رفتاری آنان به‌شمار می‌آیند، فرامی‌گیرند، به فراگیری مطالب درسی و آنچه در یک فرایند رسمی آموزشی به آنها تعلیم داده می‌شود، منحصر نمی‌شود. بسیاری از باورها و عناصر شخصیتی آنها در اثر مناسبات و روابط غیررسمی و تحت تأثیر فضای عمومی محیط‌های آموزشی شکل می‌گیرد. در اسلام نیز روش‌های غیرمستقیم تبلیغ دین و دعوت افراد به دین بر شیوه‌های مستقیم، ترجیح داده شده و بر دعوت عملی به دین به‌جایی دعوت گفتاری تأکید فراوان شده است (شریف حیدری، 1392: 46).

    به هر حال، تعریف و سازوکارهای جامعه‌پذیری تابعی از تعریف و قلمرو ارزش‌ها در سازمان است. هر سازمانی برای نهادینه ­سازی ارزش‌های خود در بین کارکنان، نیازمند استفاده از سازوکارهای جامعه‌پذیری است، اما کیفیت و قلمرو ارزش‌های سازمانی نوع این سازوکارها را مشخص می‌کند. اگر قلمرو ارزش‌های سازمانی محدود به جغرافیای این جهانی باشد، ابزارهای جامعه‌پذیری آن نیز با همین خصوصیات تعبیه می‌شود، اما اگر دامنه این ارزش‌ها با اتکا به عقلانیت اصیل نه ابزاری، طیفی گسترده از این جهان و جهان آخرت باشد؛ طبیعی است که ابزارهای اقناع­کنندگی و ترویج این ارزش‌ها نیز از کیفیت و فراخنای دیگری برخوردار می‌شود (گائینی، 1384).

    کلیدواژه: جامعه‌پذیری، اجتماعی­شدن، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی، کنش متقابل انسانی، آژانس‌های اجتماعی کننده.

    منابع

    -        ابوالحسن تنهایی، حسین (1379). درآمدی بر نظریه‌ها و مکاتب جامعه­شناسی، تهران: نشر مرندیز.

    -         انجمن جامعه­شناسی ایران (بهار 1381). «یادی از غلامحسین صدیقی»، بنیانگذار جامعه­شناسی ایران»، دورۀ چهارم، شمارۀ 1.

    -        بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان و اعضای «نیروی انتظامی» به­مناسبت «هفته نیروی انتظامی» 21/ 04/ 74؛ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی 25/ 04/ 76.

    -        تای بولت، ادوارد ا. و لینچ، لورنس ام. و مک براید، بروس (1376). مدیریت پلیس بر اساس پیشگیری از جرم، اداره كل پژوهش و تاليفات ناجا. تهران: اداره کل پژوهش و تألیفات ناجا.

    -        رابرتسون، یان (1377). درآمدی بر جامعه، ترجمۀ حسین بهروان، مشهد: آستان قدس رضوی.

    -        رضائیان، علی (1383). اصول مدیریت، چاپ پانزدهم، تهران: سمت.

    -        ستوده، هدایت‌الله و همکاران (1376). جامعه‌شناسی مفاهیم کلیدی، تهران: آوای نور.

    -        سلیمی، علی و محمد داوری (1385). جامعه‌شناسی کجروی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

    -        شریف حیدری، محمد (1392). جامعه‌پذیری دینی در ایران، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

    -        کاوه، محمد، (1391). آسیب­شناسی بیماری‌های اجتماعی (جلد اول)، تهران: نشر جامعه­شناسان.

    -        کوئن، بروس (1387). مبانی جامعه­شناسی، ترجمۀ غلامباس توسلی، تهران: سمت.

    -        گائینی، ابوالفضل (1384). «جامعه‌پذیری در سازمان با رویکرد اسلامی»، فصل­نامۀ بصیرت، سال دوازدهم، شمارۀ 36، صص 41- 56.

    -        گیدنز، آنتونی (1377). جامعه‌شناسی، ترجمۀ منوجهر صبوری، تهران: نی.

    -         مک کوایل، دنیس (1385). نظریۀ ارتباطات جمعی، ترجمۀ پرویز اجلالی، تهران: دفتر مطالعات و توسعه سازمان­ها.

    -        میلر، لیندا اس. و هس، کارون ام. (1383). پلیس در اجتماع، ترجمۀ محمدرضا کلهر، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    Anakwe, U.P. and Greenhaus, J.H. (1999), “Effective socialization of employees: socialization. https://www.linkedin.com/pulse/socializing-new-employees-your-organization-angela-d-pearson.

    Angela D. Pearson (2015)Socializing New Employees to Your Organization.

    content perspective”, Journal of Managerial Issues, Vol. 11 No. 3, pp. 315-29

     

    منابع برای مطالعه بیشتر

    -        صبوری، منوچهر (1383). ضرورت اصلاح ساختار اداری، تهران: آگاه.

    -        صبوری، منوچهر (1384). جامعه شناسی سازمان‌ها، تهران: نشر نی.

     

    Akaah, I.P. (1993), “Organizational culture and ethical research behavior”, Journal of the Academy of Marketing Science, Vol. 21 No. 1, pp. 59-63.

    Robert J. Taormina (2009) Organizational socialization: the missing link between employee needs and organizational culture. www.emeraldinsight.com/0268-3946.htm.

    Wallach, E.J. (1983), “Individuals and organizations: the cultural match”, Training & Development Journal, Vol. 37 No. 2, pp. 29-36.

    Wanous, J.P. (1980), Organizational Entry: Recruitment, Selection, Orientation, and Socialization of Newcomers, Addison-Wesley, Reading, MA.

    Ward, E.A. (1998), “Managerial power bases and subordinates’ manifest needs as influences on psychological climate”, Journal of Business and Psychology, Vol. 12 No. 3, pp. 361-78.



    [1] Cohen

    [2] Anakwe, U.P. and Greenhaus, J.H

    [3]Georg Simmel

    [4] Pearson

    [5] بند 26 مادۀ 4 و 5 [5] قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1369؛‌ مادۀ چهارم مأموریت و وظایف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی مندرج در قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1369 و سخنرانی‌های فرماندهی کل قوا (سید علی خامنه‌ای) در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی‌در تاریخ 18/3/68؛ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان و اعضای «نیروی انتظامی» در گرامی­داشت «هفته نیروی انتظامی» 21/ 04/ 74؛ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی 25/ 04/ 76.

     

    [6] McQuail

    [7] Herbert Blomer

    [8] Giddens

    [9] Robertson

    [10] Coen

    [11] Giddens

    [12] Miller and Hess

    [13] Habits

    [14] Tay Bolt and Lynch and McBride

نظر شما