You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: داديار

    معرف:

    1-معادل انگليسي: Prosecutor

    2- تعريف: دادیار، از نظر لغوی به معنای کسی است که یاری عدل کند، یا عدالت را مجری دارد؛ دادیار،  معاون دادستان، وکیل عمومی، یاری عدالت کردن و در اصطلاح دادگستری، معاون قضایی و دستیاردادستان یا مدعی العموم است(عمید، 1375: 348). دادیار، مقام قضایی است که در دادسرا تحت ریاست و نظارت دادستان و به نمایندگی از طرف او انجام وظیفه می کند و از حیث اظهارنظر و رأی، تابع دادستان است. دادیار، با ارجاع دادستان، عهده دار امور سرپرستی، تحقیقات مقدماتی، اجرای احکام وسایر وظایفی است که به عهده دادستان خواهد بود و کسی است که هنگام حضور در دادگاه، برای دفاع از کیفرخواست به نام دادستان سخن می گوید. وی همچنین راجع  به اجرای احکام، مطابق مقررات انجام وظیفه می کند(شاملو احمدی، 1383: 22و منصور، 1391).

    متن:

    پس از اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در سال1381، دادسرا که در سال 1373 از نظام قضایی ایران حذف شده بود، درجهت برقراری وحفظ نظم عمومی وحمایت ازمنافع عمومی جامعه، دوباره تشکیل شد(هاشمی، 1379 :7). دادسرا، نهادی است که چهار مرحله از مراحل دادرسی کیفری ، یعنی مراحل کشف جرم، تحقیق از متهم ، تعقیب متهم و اجرای حکم کیفری را برعهده دارد(خالقی، 1387 :24 و کاشانی، 1383: 122).  مقامات دادسرا که همگی دارای پایه قضایی هستند، با عناوین  دادستان، معاون دادستان، بازپرس ودادیار انجام وظیفه می کنند(حسن زاده وصفرنیا، 1390: 158). دادیار، یکی از مقامات قضایی دادسرا است که به نمایندگی ازدادستان انجام وظیفه می کند. دادستان یا معاون وی می توانند انجام وظایف خود را به دادیار واگذار کنند (درویشی،1391: 15-13).

    جایگاه دادیار در دادسرا

    پیش بینی مقام دادیار در دادسرا، برای یاری دادن دادستان است. دادستان يا معاون وي مي‌توانند انجام وظايف خود را به دادیار واگذار كنند و هريك از دادياران در چارچوب موضوعات ارجاع شده، انجام وظيفه مي‌کنند. به طور معمول، دادستان يا معاون دادستان، انجام هر بخشی از وظايف خود را به يكي از دادياران واگذار مي‌كنند. اين امر موجب تقسيم دادياران در دادسراها و توصيف آنان، بر حسب نوع وظايف واگذار شده به آنان می شود.

    1-دادیار تحقیق: داديار، گاهی با عنوان «داديار تحقيق» در دادسرا فعاليت مي‌كند. طبق بند «و» ماده‌ي3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، دادستان مي‌تواند تحقيقات مقدماتي تمام جرايم، به جز جرايمي‌كه در صلاحيت دادگاه كيفري استان قرار دارد را شخصاً انجام دهد يا به داديار واگذار كند؛ بنابراین، داديار تحقيق كه تصدي شعبه‌ي دادياري تحقيق را برعهده دارد، دادياري است كه با ارجاع دادستان به انجام تحقيقات مقدماتي در خصوص جرايم مي‌پردازد. در اين حالت، نقش داديار به نقش بازپرس نزديك مي‌شود(شاملو احمدي،1383: 22). صدور قرار مجرمیت، منع تعقیب، موقوفی تعقیب، تعلیق تعقیب، عدم صلاحیت واناطه ، از اختیارات دادیار تحقیق است که اگر دادستان با این قرار موافقت کند ، به عنوان تصمیم دادسرا در امر مورد تعقیب اعمال خواهد شد(حسن زاده و صفری نیا، 1390: 171).

     2- دادیار اظهارنظر: یکی از وظایف دادستان، اظهارنظر در مورد قرارهای صادره از طرف دادیار و بازپرس است. بر اساس تبصره 5 ماده3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی وانقلاب در امور کیفری ، دادستان یکی از دادیاران با تجربه را برای انجام این امر(اظهارنظر در مورد قرارهای صادره) از سوی خود تعیین می کند که به چنین شخصی، دادیار اظهار نظر می گویند. داديار اظهارنظر، طبق قانون به نمايندگي از دادستان در خصوص قرارهاي نهايي بازپرس و نيز پاره‌اي از قرارهاي مقدماتي بازپرس مانند قرار بازداشت موقت، قرار تشديد تأمين و نيز قرار تأمين خواسته، و همچنين درخصوص قرارهاي داديار، نظر خود را اعلام مي‌دارد. دادیار اظهار نظر، در بررسی و اظهار نظر پرونده ها و قرار های بازپرس، ازهمان وظایف و اختیارات دادستان برخوردار است؛ بنابراین، دربعضی موارد  خاص قانونی، بازپرس مکلف به تبعیت ازنظر دادیار است. مطابق نظر مشورتی اداره ی حقوقی قوه قضاییه به شماره ی 3714/7 مورخ 18/6/1388 «چنانچه دادستان یا دادیار اظهار نظر ، نحقیقات بازپرس را ناقص ببیند، می تواند تکمیل آن را بخواهد و بازپرس مکلف است تقاضای قانونی دادستان را اجرا کند»(درویشی ،1391: 15).

    3-دادیاراجرای احکام: به طور معمول در هر دادسرا، با ابلاغ دادستان يا معاون وي، يك يا چند نفر از دادياران به عنوان داديار اجراي احكام، تصدي واحد يا شعبه‌ي اجراي احكام را برعهده گرفته و احكام صادر شده از سوی دادگاه‌هاي كيفري را اجرا مي‌کنند (درویشی،1391 : 16).

    4-دادیارنماینده دادستان دردادگاه: طبق بند «ج» ماده ي14 قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي‌و انقلاب، لازم است كه دادستان يا معاون وي یا يكي از دادياران، به تعیین دادستان در جلسات دادگاه كيفري حاضر شوند؛ از آنجا که دادستان، به ويژه در شهرهاي بزرگ، خودش نمي‌تواند اين کار را انجام دهد، اين وظيفه  به يك يا چند نفر از دادياران محول مي‌شود. اين دادياران به عنوان نماينده‌ي دادستان در جلسات دادگاه كيفري حاضر شده و از كيفرخواست صادر شده دفاع مي‌کنند. به موجب قسمت دوم تبصره2 ماده2 (قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری): «دادستان شهرستان مرکز استان یا معاون او یا یکی از دادیاران به تعیین دادستان، وظایف دادستان را در دادگاه کیفری استان انجام می دهد». دادستان مکلف است در جلسات دادگاه حاضر شود یا نماینده خود را برای حضور معرفی کند و ازآنجا که حضور وی همیشه امکان پذیر نیست، وی می تواند یک یا چند نفر از دادیاران را برای شرکت در جلسات ودفاع از کیفر خواست به دادگاه معرفی کند (درویشی، 1391: 16).

         ماده ۳۰۰ قانون آیین دادرسی کیفری مقرر کرده است: « در تمامی جلسات دادگاه‌های کیفری دو، دادستان یا معاون او یا یکی از دادیاران به تعیین دادستان می‌توانند برای دفاع از کیفرخواست حضور یابند؛ مگر اینکه دادگاه حضور این اشخاص را ضروری تشخیص دهد که در این مورد و در تمامی جلسات دادگاه کیفری یک، حضور دادستان یا نماینده او الزامی است. عدم حضور این اشخاص، موجب توقف رسیدگی نمی‌شود؛ مگر آنکه دادگاه حضور آنان را الزامی بداند»( قانون آیین دادرسی کیفری مصوب  1392).

    5-دادیار ارجاع: از آنجایی که یکی از اختیارات قانونی دادستان، تعقیب امر کیفری است، دادیارانی که به نمایندگی از دادستان انجام تعقیب را به عهده می گیرند «دادیار ارجاع» نامیده می شوند. ارجاع جرايم (پرونده‌هاي كيفري) به بازپرس يا داديار تحقيق برای انجام تحقيقات مقدماتي، به عهده‌ي دادستان است. دادستان مي‌تواند انجام اين وظيفه را همچون ساير وظايف خود به معاون خود يا يكي از دادياران(داديار ارجاع) واگذار کند (درویشی ،1391 :17).

    6) دادیار ناظر زندان: مسائلی از قبیل موافقت با پیشنهاد و آزادی مشروط زندانیان، مرخصی زندانیان و بررسی شایستگی آنان در بهره مندی از عفو، از وظایف دادستان است که دادیار ناظر زندان، نماینده دادستان در انجام این وظیفه است. صدور حکم آزادی مشروط منوط به پیشنهاد سازمان زندان ها وتأیید دادستان یا دادیار ناظر زندان و موافقت دادگاه صادر کننده حکم است . در نقاطی که دادیار زندان نباشد، وظایف او را دادستان دادگاه صادر کننده حکم انجام می دهد (درویشی، 1391 :17).

    تبعيت دادیار از دادستان

    در رویه های عملی دادسراهای کشور، موضوع لزوم تبعیت تام دادیار ازدادستان پذیرفته شده است(حسن زاده وصفرنیا، 1390: 159). داديار به عنوان يكي از مقامات قضايي دادسرا، در مقابل دادستان از استقلال برخوردار نيست و مكلف به تبعيت از رأي و نظر دادستان است. برخلاف بازپرس كه اصولاً در انجام تحقيقات و صدور قرار، استقلال دارد و جز در موارد خاص كه طبق قانون مكلف به تبعيت از دادستان و پذيرش نظر وي است، در ساير موارد مي‌تواند به طور مستقل رأي خود را اعلام کند. داديار به طور عام و داديار تحقيق به طور خاص، كه نقشی مشابه با نقش بازپرس دارد، فاقد استقلال و مكلف به تبعيت از نظر دادستان است(مهاجري،1381: 43).  بند «ز» ماده 3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، به لزوم تبعیت دادیار از دادستان و لزوم موافقت دادستان با تمام قرارهای دادیار  تصریح می کند: «تمام قرارهای دادیار بایستی با موافقت دادستان باشد ودر صورت اختلاف نظر بین دادستان ودادیار، نظر دادستان متبع است»؛ براین اساس« تمام قرار های نهایی  و قرار های منتهی به بازداشت دادیار، بایستی به تایید دادستان برسد (ماده 92 قانون آیین دادرسی کیفری).

    نقش دادیار و بازپرس

    يكي از تفاوت‌هاي مهم بازپرس و داديار، نقش آنان در دادسرا است؛ نقش بازپرس در دادسرا تنها در انجام تحقيقات مقدماتي خلاصه مي‌شود؛ اما داديار افزون بر انجام تحقيقات مقدماتي، مي‌تواند با ارجاع دادستان نقش‌هاي ديگري را كه ازشأن تعقيبي دادستان نشأت مي‌گيرد. مانند صدور كيفرخواست، حضور در دادگاه كيفري و دفاع از كيفرخواست، اجراي حكم كيفري و غيره، عهده‌دار شود(درویشی ،1391: 16-11).

    استقلال قضایی دادیار

    به موحب بند «ز» ماده ی 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ، در مواردی که دادیار امر تحقیق (دادیار به عنوان قاضی تحقیق) را به عنوان یک اقدام ذاتاً قضایی برعهده دارد، می تواند نظری مستقل از نظر دادستان داشته باشد؛ امری که به آن «قرار دادیار» می گویند؛ اما زمانی که دادیار تکلیفی غیر از تحقیق پذیرفته ، تبعیت مطلق دادیار از تصمیمات وسیاست های قضایی دادستان ضروری است . تصدی امور سرپرستی، اجرای احکام، نظارت بر ضابطان و زندان ها و نمایندگی دادستان در محاکم و سایر مراجع، از وظایف دادیار در نظام  پیگیری حقوق جامعه است که در انجام آن ها پیرو نظر دادستان خواهد بود (حسن زاده و صفری نیا، 1390: 165).

       تامل در ماده 92 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب1392، نشان می دهد که قانونگذار امکان ورود دادستان ودادیار به امر تحقیقات مقدماتی را پذیرفته است. این ماده مقرر می دارد که تحقیقات مقدماتی تمام جرایم، بر عهده بازپرس است و در غیر جرایم مستوجب مجازات های مقرر در ماده (302) این قانون، در صورت کمبود بازپرس ، دادستان نیز دارای تمام وظایف و اختیاراتی است که برای بازپرس تعیین شده است. در این حالت، چنانچه دادستان انجام تحقیقات مقدماتی را به دادیار ارجاع دهد، دادیار به عنوان مقام قضایی دادسرا ، عهده دار انجام بخشی از همان وظایفی است که دادستان به عنوان رییس دادسرا برعهده دارد. همچنین  دادیار ممکن است با ارجاع پرونده ها توسط دادستان یا دادیارارجاع، در مقام دادیارتحقیق  همانند بازپرس، اقدام به انجام تحقیقات مقدماتی کند و در پایان با صدور قرار نهایی، عقیده ی خود مبنی برمجرمیت یا منع تعقیب متهم را ابراز کند؛ براین اساس، مطابق قانون آیین دادرسی ، پلیس(به عنوان ضابطان دادگستری) مکلف است در اسرع وقت و در مدتی که مقام قضایی(دادیار) تعیین می‌کند، نسبت به اجرای دستورات ، تحقیقات مقدماتی، حفظ آثاروادله وقوع جرم وتعقیب متهم، پیگرد قانونی، شناسایی و دستگیری متهم، تکمیل پرونده و....  اقدام کند. چنانچه اجرای دستور یا تکمیل پرونده میسر نشود، باید در پایان مهلت تعیین شده، گزارش آن را با ذکر علت، برای مقام قضایی (دادیار)مربوط ارسال کند.

    واژه های كليدي:

    جرم، پليس، مجرم، دادسرا، دادیار ، قرار ، دادستان.

    ارجاعات:

    -حسن زاده ، مهدی و صفرنیا شهر ، محمد رضا(1391). اعتبار اظهار نظر دادیار. مجله حقوقی دادگستری. سال 75. شماره ی 76 . 183-157 .

    -خالقی ، علی(1387). آیین دادرسی کیفری. چاپ نخست. تهران: موسسه ی مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش.

    -درویشی هویدا، یوسف(1391). بازشناسی جایگاه و اعتبار تصمیمات دادیار در نظام قضایی ایران. مجله حقوقی دادگستری. شماره 79 .33-9 .

    -شاملو ، محمد حسین(1383). دادسرا و تحقیقات مقدماتی. چاپ دوم. اصفهان: نشر دادیار.

    -کاشانی، سید محمود(1383). استانداردهای جهانی دادگستری. چاپ نخست. تهران: نشر میزان.

    -منصور، جهانگیر(1391). قانون آیین دادرسی مدنی -دادگاه‌های عمومی وانقلاب. تهران: نشر دوران.

    -عباس زاده ، فخرالدین(1396). آیین دادرسی کیفری(مطابق با قانون ایین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی مصوب 1392). نشر میزان.

    -عمید، حسن(1375). فرهنگ فارسی عمید. چاپ هشتم. تهران: انتشارات امیرکبیر.

    -قانون آیین دادرسی کیفری ، مصوب 1392.

    -قانون تشکیل دادگاه های عمومی وانقلاب در امور کیفری.

    -قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب سال1381.

    -مهاجری، علی(1388). ارتقای کیفیت رسیدگی در دادسرا. چاپ اول. قم: نشر قضا.

    -هاشمی، سید محمد(1379). حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران. جلد دوم. چاپ چهارم. تهران: نشر دادگستر.

    منابع برای مطالعه بیشتر :

    -دفتر تحقیقات قضایی(1382). دادسرا و دادستان. چاپ اول. قم : معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه.

    -سوادکوهی، عبدالله(1382). دادسرا در نظام دادرسی کیفری. ماهنامه دادرسی. شماره ی 39. شهریور 1382.

    -معاونت آموزش قوه قضاییه(1386). رویه قضایی ایران در ارتباط با دادیار. جلد های اول تا چهارم. قم: نشر قضا.

     

     

     

     

     

     

نظر شما