You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • رای دادگاه     Court Ruling

    واژه ی رای دادگاه در فرهنگ لغات فارسی:

    رای: (ماخوذ از رای عربی)، اندیشه، فکر، عقل، عقیده، تدبیر، رهنمود، ایده، فکر، عقیده،نظر+اظهار عقیده برای انتخاب کسی یا چیزی بر روی ورقه ای یا اظهار داوری درباره کسی یا کاری یا متهمی، اعتقاد، حدس، شور، مشورت، قصد، عزم، اندیشه و تدبیر، پنداشتی، تدبیر خردمندانه و از روی بصیرت، نظر، نظریه، توصیه، پیشنهاد - تصمیم مبتنی بر قضاوت شخصی و از نظر اصطلاحی تصمیم قضات در حل و فصل دعاوی، تصمیم نهایی دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی. این تصمیم اگر راجع به ماهیت دعوی و قاطع آن کلاً یا جزواً باشد حکم ((ورالاقرار)) نامیده می شود.

    1- تعریف رای: رای در موردی به کار می رود که خردمندان در آن اختلاف کنند و اوضاع و احوال قضیه در هم آمده باشد سپس انسان به اندیشه خود صواب را دریابد، مفهوم عربی کلمه رای این است که خواه در مسائل حقوقی باشد خواه نه.

    2- از نظر حقوقی تاکنون تعریفی برای کلمه رای ندیده ایمبه نظر ما میتوان از مطالب زیر به عنوان عناصر رای بحث کرد:

    اول" رای عبارت است از نظری که در زمینه حل مجهول قضایی ابراز شود

    دوم" برای تحقق رای باید یک امر ترافعی وجود داشته باشد که درباره آن اظهار نظر شود

    سوم" نظر دادرس(1)

    رای: (فقه) اصطلاح قدیمی قیاس که در صدر اسلام به کار می رفته است.

    (دادرسی مدنی) در دادرسی مدنی رای تعریف نشده است و ماده 154 آیین دادرسی مدنی فقط در مقام بیان رای در امور ترافعی است نه در امور حسبی. رای ترافعی قدر مشترک بین حکم و قرار است. در امور حسبی هم رای صادر می شود بنابراین ترافعی بودن قضیه شرط تحقق رای نیست. (1)

    رای: نتیجه بررسی و رسیدگی دادگاه که پس از ختم دادرسی انشاء و اعلام می گردد و متضمن تاریخ، مشخصات متداعیین، موضوع، جهات و دلایل رای و مواد استناد به و امضای دادرس می باشد.(2)

    انشاء رای:

    دادگاه پس از ختم رسیدگی با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر شرف و وجدان و با توجه به محتویات پرونده و ادله موجود در همان جلسه مبادرت به صدور رای می نماید، مگر اینکه انشاء رای متوقف به تمهید مقدماتی باشد که در این صورت در اولین فرصت ظرف مدت یک هفته مبادرت به صدور رای می نماید.( ماده212 ق.آ.د.ک)

    قاضی دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی ظرف مدت یک هفته مکلف به انشاء رای می باشد.(ماده 17 ق.ت.د.ع.و.ا.)

    پس از اعلام ختم دادرسی در صورت امکان دادگاه در همان جلسه انشاء رای نموده و به اصحاب دعوا اعلام می نماید در غیر این صورت حداکثر ظرف یک هفته انشاء و اعلام رای می نماید.(ماده295 ق.آ.د.م)

    تاخیر یک هفته ای که در عمل در دادگاههای کیفری دیده می شود بدون اینکه نیازمند تمهید مقدماتی باشد، غیر قانونی است.(3)

    رای دادگاه پس از انشاء لفظی باید نوشته شده و به امضای دادرس یا دادرسان برسد و نکات زیر در آن رعایت شود:

    1.تاریخ صدور رای

    2.مشخصات اصحاب دعوا یا وکیل یا نمایندگان قانونی آنان با قید اقامتگاه

    3.موضوع دعوا و درخواست طرفین

    4.جهات، دلایل، مستندات، اصول و مواد قانونی که رای بر اساس آنها صادر شده است

    5.مشخصات و سمت دادرس یا دادرسان دادگاه (ماده 296 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب)

    مستدل بودن رای:

    یکی از تضمینات مهم متهم در دادرسی های کیفری این است که تمامی آراء و تصمیمات کیفری باید موجه و مستدل بوده و مستند به مواد قانونی و اصولی باشد که بر اساس آن حکم یا قرار صادر شده است.(4)

    رای دادگاه باید مستدل و موجه بوده و مستند به مواد قانونی و اصولی باشد که بر اساس آن صادر شده است. دادگاه مکلف است حکم هر قضیه را در قوانین مدون بیابد واگر قانونی در خصوص مورد نباشد با استناد به منابع فقهی معتبریا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و دادگاه ها نمی توانند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض یا ابهام قوانین مدون از رسیدگی به شکایات و دعاوی و صدور حکم امتناع ورزند. (ماده 214 ق.آ.د.ک.)

    ضوابط شکلی رای:

    پس از انشاء رای دادنامه باید ظرف سه روز پاکنویس و با نام خداوند متعال شروع و نکات زیر در آن تصریح و سپس به طرفین ابلاغ گردد:

    الف:شماره دادنامه با ذکر تاریخ و شماره پرونده

    ب:مشخصات دادگاه رسیدگی کننده و قاضی آن

    ج:مشخصات طرفین دعوا

    د:دلایل و مستندات رای

    ه:ماهیت رای و مواد قانونی که رای مستند به آن می باشد. (تبصره ی ماده 213 ق.آ.د.ک.)

    کلیدواژه ها:

    جرم، مجرم، پلیس، دادسرا.

    ارجاعات

    1) جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، جلد سوم، چاپ اول، انتشارات گنج دانش، سال1378

    2) کریمی، حسین، فرهنگ دادرسی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1378

    3) زراعت، عباس، اصول آیین دادرسی کیفری، چاپ اول، انتشارات مجد، سال 1382

    4) آخوندی، محمود، آیین دادرسی کیفری، جلد دوم، چاپ سوم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال1372

    5) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378

    6)  عمید، حسن، فرهنگ عمید، چاپ نهم، انتشارات امیرکبیر، تهران، سال1375

    7) انصاف پور، غلامرضا، کامل فرهنگ فارسی، چاپ دوم، انتشارات زوار، سال1374

    8) معین، محمد، فرهنگ فارسی، جلد دوم، چاپ نوزدهم، انتشارات امیرکبیر، سال1381

    9) دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، جلد هشتم، چاپ دوم، انتشارات کوی دانشگاه تهران، سال 1377

    10) آذزنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربی - فارسی، چاپ دوم، انتشارات نقش جهان، سال 1381

    11) رمضانی نوری، محمود،  فرهنگ حقوقی انگلیسی و فارسی مدین، چاپ اول، انتشارات مدین، سال 1373

    12) کاتبی،حسین قلی،فرهنگ حقوق فرانسه فارسی،چاپ اول،انتشارات گنج دانش،سال1363

    13) آیت الله زاده، سیدمرتضی، مجمع اللغات، چاپ چهارم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال1374 

    14) بشارت، حجت الله، فرهنگ حقوقی معاصر، چاپ اول، انتشارات فرهنگ معاصر، سال 1389

نظر شما