You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • جرم­شناسی زنان       women’s Criminology

     

    جرم شناسي مجموعه علومی است که موضوع آنها مطالعه جرم و مجرم از نظر شخصی و اجتماعی است. شامل انسان شناسی جزایی، و روان شناسی جزایی و آمار جزایی است (1). اگر چه جرم شناسي موضوع مطالعه عمده خود يعني جرم را از حقوق كيفري مي­گيرد، ليكن براي انجام تحقيقات و مطالعات خود به عنوان رشته­ اي مستقل، از مفاهيم و روش­هاي خاص خود استفاده مي ­كند (2). در سال 1317 کمیسیون بررسی اصطلاحات دادگستری در فرهنگستان  زبان فارسی تشکیل و در سال 1320 برخی اصطلاحات فارسی برای استفاده در دادگستری ابلاغ شد؛ مثلا به جاي جرم از اصطلاح و مفهوم بزه استفاده شود (3) كه معنا و آثار خاص خود را در اين علم دارد؛ جرم شناسي براي مطالعات، تحقيقات و هدف­هايي كه دنبال مي­ كند دست به طبقه بندي بزهكاري مي­ زند. در اين خصوص، جرم شناسي معيارهايي را براي طبقه بندي لحاظ مي­كند. مثلا بر اساس معيار «جنسيت» بزهكاري مردان و بزهكاري زنان؛ با معيار «سن»  بزهكاري اطفال و بزهكاري كبار (بزرگسالان)؛ با معيار «مليت»  بزهكاري بيگانگان (خارجي ها) و بزهكاري بومي­ها  را تقسيم بندي مي­كند (4).

    اصطلاح جنسیت(5)، یک مقوله اجتماعی و دربرگیرنده رفتارها، نقش‌ها، کنش‌ها و اندیشه‌های اجتماعی است که فرهنگ هر جامعه بر عهده دو جنس زن و مرد می‌گذارد. جنسیت در مقابل جنس(6) قرار دارد؛ در حالی که جنس، مفهومی‌ زیست‌شناختی است، جنسیت به حقوق و تکالیف زن و مرد بازمی‌گردد؛ یعنی هویت اجتماعی آنان که جنس در آن نقش دارد(7). گیدنز معتقد است که جنسیت بیولوژیک چیزی است که از هنگام تولد در زنان و مردان وجود دارد ولی زنانگی و مردانگی یا جنسیت اجتماعی از طریق الگوپذیری و آموزش اجتماعی به دست می آید. بنابر این تفاوت های جنسیتی تعیین زیست شناختی ندارد، بلکه به صورت فرهنگی خلق مي­شوند (8).

    در جرم شناسی به تاثیر جنس مؤنث بر بزهکاری و تفاوت آن با میزان بزهکاری در جنس مذکر پرداخته می­ شود (9). یکی دیگر از ابعاد مورد بررسی در جرم­شناسی زنان، بزه دیدگی آنها در وقوع پدیده مجرمانه است و بررسی اینکه آیا جنس مونث به عنوان یک عامل، بزه دیدگي است يا نه ؟ (10).

    متن

    رشته های مختلف علمی ، تلاش برای بررسی و یافتن رابطه احتمالی میان جنسیت و جرم انجام داده­اند. این پژوهش­ها محدود به جرم شناسی نبوده بلکه زیست شناسی، جامعه شناسی، و حتی رشته های جدیدی چون زیست شناسی اجتماعی که در پی کشف روابط میان عوامل زیست شناسی و رفتارهای انسانی هستند نیز به این مسئله توجه كرده­اند. تمام دیدگاه­های جرم­شناسانه و مکاتب عدالت کیفری، در مورد غلبه حضور مردان در عرصه­های مختلف بزهکاری، همنوا هستند. از نظر برخی جرم­شناسان بزهکاری همواره پدیده­ای مردانه محسوب می­شود و بزهکاری زنان را استثنایی بر اصل مردانه بودن جرایم تلقی می­کنند. بنابر این آنچه در مباحث جرم شناسی جنسیتی مورد بحث قرار می­گیرد کیفیت و چگونگی تاثیر عوامل مؤثر بر بزهکاری زنان است، نه ماهیت و طبیعت آن (11). بر اساس دیدگاه­های جرم شناسی باید تمایزی اساسی بین جنس و جنسیت اعمال شود. جنس (مذکر/ مونث) یک نوع طبقه­ بندی بیولوژیکی است که در مرحله اول به ­وسیله مشخصه­ های اندا­م­های تناسلی بیرونی نشان داده می­شود. جنسیت (مردانه/ زنانه) یک ساختار اجتماعی است و موضوعی نیست که مربوط به مسائل بیولوژیکی باشد. مفاهیم مرد و زن بودن بخشی از فرهنگ آموخته شده فرد مجرم است که به وسیله نحوه پوشش، ایماء و اشاره، زبان، شغل و موارد نظیر آن نشان داده می­ شود. این­گونه مفاهیم با توجه به فرهنگ­ های مختلف مخصوص همان فرهنگ­هاست و از لحاظ تاریخی و فرهنگی متغیراست. (12). بر اساس اینکه نقش­های ایفا شده به­وسیله جنسیت موضوعاتی بیولوژیکی یا اجتماعی هستند دیدگاه ها و نظریات متعددی در خصوص بزهکاری و بزه دیدگی زنان در طول زمان ایجاد شده است.

    جرم­شناسی سنتی به طرز چشمگیری نسبت به جنسیت خنثی بود؛ یعنی هم در مورد مردان اعمال می­شد و هم درباره زنان؛ و بنابر این تفاوت­های زنان و مردان را در میزان نقش آنها در جرم تبیین نمی­کردند. هنگامی که سرشت جنسیتی جرم مورد توجه قرار گرفت نظریه ­ها به ویژگی­های مفروضی توجه کردند که تبیین نظریه ­های جرم شناسی از مجرمیت زنان را تحت تاثیر قرار داد. (13).

    در خصوص تبیین انحرافات رویکردهای متفاوتی وجود دارد. مهم­ترین این رویکردها در سه بخش تقسیم بندی شده­اند: رویکردهای زیست شناختی، رویکر­ های روان­شناختی و رویکردهای جامعه شناختی (14). که در زیر به هر یک از این رویکردها در حوزه زنان اشاره می شود.

    الف- رویکردهای زیست شناختی

    به طور کلی آمار جنایی و زندانیان نشان دهنده آن است که تعداد مجرمان مرد از لحاظ کمی بسیار بیشتر از تعداد مجرمان زن است. نظریات و باورهای سنتی در زمينه جرم شناسی بر این پایه استوار است که بزهکاری اعم از ظاهری و قانونی و قضایی پدیده ای ذاتا مردانه است. از جمله مهم­ ترین نظریات زیست شناختی مرتبط با جرم شامل جمجمه شناسی (بروکا(15)، لومبروزو (16)) نظریه های بازپیدایی ژنتیکی (لومبروزو، هوتن (17)، وروانگ(18) ) نظریه­ های تیپ­شناسی یا سنخ­شناسی (کرچمر(19)، ویلیام شلدون (20)) نظریه های مرتبط با غدد درون ریز (پنده(21) ، دی تولیو(22)) نقش وراثت (مندل (23)، کالمن(24)) نقش ناهنجاری­های کروموزومی، نقش ژن مبارزه (کوین بیور) و ... بوده است.

    لومبروزو اعلام نمود که رفتار جنایی زنان در مقایسه با مردان کمتر است؛ زيرا  زنان به علت دارا بودن غریزه مادری، ضعف جسمانی و هوشی و دل رحمی، کمتر مرتکب جرم می­شوند. به عقیده وی در حقیقت علت اصلی بزهکاری زنان «دغدغه­ های جنسی» است. (25).

    در نظریه غدد درون ریز به طور مثال به «تنش پیش قاعدگی» در مورد زنان اشاره شده است که در بین حدود 25 در صد از کل جمعیت زنان مشترک است و عدم تعادل در دو هورمون زنانه استروژن و پروژسترون همبستگی دارد. همچنین رابطه معناداری بین ظهور علائم «تنش قاعدگی» و برخی خودکشی ها، مصرف داروهای روانی و اعمال جنایی دیده شده است (26).

    در نظریه وراثت نیز به این مطلب اشاره شده است که در طول تاریخ، جنگ­ها بیشتر توسط مردان شروع شده است ضمن اینکه ارتکاب جرایم و پای­بند نبودن  به هنجارهای اجتماعی در بین مردان بیشتر از زنان مشاهده می­شود؛ بنابراین از آن جایی که در بیشتر تحقیقات انجام شده، رفتارهای نابهنجار و هنجارشکنی مردان از فراوانی و شدت بیشتری نسبت به زنان برخوردار است، از این رو می­توان نقش تغییر جنسیت را در تبیین ناهنجاری­هاي اجتماعی مهم قلمداد کرد (27).

    نظریه ناهنجار­ي­های کروموزومی نیز بیان می­دارد از نظر زیست شناختی، کروموزوم X مخصوص زنان و کروموزوم Y مخصوص مردان است. مردانی که اختلال کروموزومی ندارند کرموزوم ­های آنها به شکل XY و زنان بدون اختلال کروموزمی شکل کروموزوم هایشان XX  است و در صورت اختلال در کروموزوم­ هاعوارضی نظیر کودنی، خرفتی، حالت اسکیزوفرنی، افسردگی، انزواطلبی، وسواس، صرع و ناسازگاری مشاهده مي ­شود (28).

    پیناتل (29)عقیده دارد که چون توانایی جسمی زنان کمتر از مردان است، بنابراین جنایت­کاری زنان مخصوصا در مورد جرایمی که قدرت و توانایی بدنی را  مي­ طلبد کمتر از مردهاست. علاوه بر این، بزهکاری زنان در مراحل مختلف تغییرات فیزیولوژیک مثلا سن بلوغ، قاعدگی،رشد و نمو و پایان فعالیت جنسی آنها، اهمیت خاصی پیدا می کند (30).

    امروزه نظریه های مرتبط با اندام شناختی ( زیست شناختی ) مردان و زنان به عنوان علت تفاوت  ميزان جرایم مردان و زنان به چالش کشیده شده است و عملا مورد تایید جرم شناسان نیست (31).

    ب- رویکردهای روان­شناختی

    بسیاری از روان شناسان علل رفتار جنایی را بر حسب نقص شخصیت مجرم توجیه می­کنند. آنان بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت بیشتر از گونه­های دیگر گرایش به تبهکاری و ارتکاب جرم دارند. در واقع آنان رفتار جنایی را بیش از آنکه به ژن های غیرعادی نسبت دهند به تجربه­های نابهنجار دوران کودکی که معلول روابط ناسالم فرد و محیط اجتماعی اوست، نسبت مي دهند (32).

    در این میان نظریات متعددي چون نظریه شرطی سازی کلاسیک (پاولوف33)؛ نظریه شرطی سازی کنشگر (اسکینر34)؛ نظریه پردازش اطلاعات، مدل یادگیری شناختی رفتار (بندورا35)؛ نظریه­های دلبستگی (بالبی36)؛ نظریه­های پرخاشگری (فروید37، لورنز38) و... مطرح می­شود. (39).

    ریگ 40درمورد علل جرایم زنان بیان می دارد که ضعف رابطه پدر عامل اصلی جرم زنان است و در مطالعه مقایسه ای که بین یک گروه از زنان بزهکار و زنان غیر بزهکار انجام داد به این نتیجه رسید دختران مجرم پدران خود را به عنوان پدری می­شناسند که در دوستی با آنها کوتاهی کرده و دختران مجرم کمتر از افراد غیر مجرم از راهنمایی والدین برخوردار شده­اند و خود والدین سرمشق های بدی بوده اند؛ همچنین دختران مجرم در مقایسه با دختران غیر مجرم جدایی پدرانشان را بیشتر تحمل کرده و بسیاری از آنها در اوایل سال­های بلوغ از داشتن پدر محروم بوده­اند (41).

    ج- رویکردهای جامعه شناختی

    به اعتقاد جرم شناسان، جامعه شناسی جزایی شاخه­ای از جامعه شناسی حقوقی است که جنبه­های مختلف واکنش اجتماعی علیه بزهکاری را مطالعه می­کند. از دیدگاه جامعه شناسی، نظریات مرتبط با انحراف اجتماعی به سه دسته کلی ساختارگرایی، فرآیند اجتماعی و تضاد تقسیم می­شود. از جمله مهم­ترین نظریات مرتبط با ساختار گرایی شامل  نظريه آنومی (دورکیم42)، نظریه فشار (رابرت مرتن43) و فرصت افتراقی (کلوواد و اوهلین) است. در حوزه فرآیند اجتماعی نیز نظریاتی همانند پیوند افتراقی یا معاشرت تدریجی (ساترلند44) ، کنترل اجتماعی (هیرشی) مطرح است. نظریه های تضاد نیز شامل نظریات مارکسیستی (بونکر) نظریه تضاد فرهنگی (سلین)، نظریه واقعیت اجتماعی (کوینی) و نظریه (جرج ولد) است و در نهایت جرم شناسی انتقادی شامل جرم شناسی مارکسیستی  و جرم شناسی پسا مدرنیسم و جرم شناسی فمینیستی است.

    در رویکرد واکنش اجتماعی به جای اینکه جرم یا مجرم در محور مباحث جرم شناسی باشد، دستگاه عدالت کیفری محور مباحث و انتقادات جرم شناسان قرار می­گیرد. نگاه جرم شناسان مکتب واکنش اجتماعی نسبت به بزهکاری زنان این است که از نظر آنها بیشتر نهادهای کنترل جرم در جامعه در دست مردان است. مردان با کمک این ابزار سعی می­کنند جنس مخالف را تحت کنترل خود داشته باشند و او را از رقابت با خویش دور سازند. به همین منظور نهادهای کنترل با کمک وسایل اقناع آمیز که بیشتر در محیط خانواده مورد استفاده قرار می­ گیرد و همچنین وسایل قهر آمیز یعنی استفاده از وسایل تنبیهی  براي کنترل دختران و زنان مانند محدود ساختن او به محیط خانه، در صدد نظارت بر زنان و اعمال تبعیض نسبت به جنس مؤنث در زمینه واکنش اجتماعی هستند. سه نظریه معاصر مختص بزهکاری زنان بر اساس مطالعات جرم شناسی نظریه ملاحظه کاری (اتوپولاک)(45) ، نظریه کنترل قدرت (جان هاگان)(46) و نظریه عمومی فشار (رابرت اگنیو)(47) می باشند (48).

    ساترلند نیز اختلاف جرایم زنان و مردان را بیشتر ناشی از اختلاف موقعیت دو جنس در جامعه می­داند و معتقد است در کشورهایی که زنان حقوق مساوی با مردان کسب کرده­اند، این اختلاف بسیار ناچیز است و نشان دهنده آن است که زنان در اغلب کشورها چون کمتر در فعالیت­های اجتماعی شرکت می­کنند کمتر امکان ارتکاب جرم را دارد (49).

    به نظر لئوته(50)، از هم پاشیدگی خانواده­ها در اشخاصی که واجد خصوصیاتی مثل وجود استعداد جنايي و آثار خرده فرهنگ جرم ز ا هستند، محروم بودن از خانواده­ای که  آنان را در مسیر فضائل اخلاقی سوق دهد و از انحرافات بازدارد، همگي از عوامل جرم زا هستند (51).

    اسمارت عامل مؤثر در بزهکاری دختران را اختلافات فرهنگی در مقوله اجتماعی کردن آنها می­دانست. چسنی لیند هم بر این باور بود که ریشه بسیاری از بزهکاری دختران را می­توان در سوءرفتاری جنسی و جسمی در خانواده جستجو كرد. (52)

    دوهرتی(53).  یکی دیگر از عوامل جرم زای زنان را رانده شدن به زور یا فرار آنها از خانه­های خود و سپس رجوع آنها به محیط­های نامناسب و  اردوگاه­هاو در معرض ارتباط با افراد بی­بند و بار اجتماعی و یاغی دانسته است (54(.

    تفاوت جنسیت در جرم­شناسی

    مسئله جنسیت در جرم شناسی را به طور کلی به دو شکل مورد توجه قرار داده­اند: اول مسئله تعمیم پذیری بر این موضوع متمرکز است که آیا نظریه­های سنتی جرم شناسی را که برای تبیین رفتار مجرمانه مردان صورت بندی شده اند، می­توان برای تبیین رفتار مجرمانه زنان تعمیم داد یا خیر؟ دوم مسئله نسبت جنسیت که بر تبیین این موضوع تمرکز دارد که چرا احتمال درگیری زنان در رفتار مجرمانه کمتر از مردان است؟ (55) به نظر دیلی و چسنی لیند(56) جنسیت باید به یکی از مفهوم های اصلی در نظریه­های جر-شناسی تبدیل مي­شود و جرم­شناسان باید در نظریه ­های جرم خود جنسیت را نظریه پردازی کنند (57). نظریه ­های جرم شناسی سنتی با سمت و سوی مردانه برای تبیین مجرمیت زنانه ارزش محدودی قائل شده اند و بسیاری از آنها (به خصوص در نظریه­ های زیست شناختی و روانشناختی) مسئله جرم را به عنوان یک مسئله فارغ از جنسیت بررسی كرده­اند.

    مشکلی که برای جرم شناسان زن وجود دارد، این است که متخصصان به بحث­های نظری جهانی یا کلان و تحلیل­های آماری با فن آوری پیشرفته بهای بیشتری می­دهند؛ بنابر این زنان جرم­شناس با این خطر مواجه­اند که رهیافت ­هايشان تا حد نمونه پژوهشی صرف، ناچیز جلوه داده شود یا با این عنوان که به اندازه کافی نظری نیستند بر آنها خط بطلان کشیده شود (58).

     

    کلید واژه ­ها 

    جر م­شناسی، بزهکاری زنان، بزه دیدگی زنان، نظریه­هاي بزهكاري زنان.

     

    ارجاعات

     

    1-     جعفری لنگرودی، محمدجعفر. مبسوط در ترمینولوژی حقوق. جلد دوم، تهران: گنج دانش، 1386، ص1540

    2-     نجفي ابرندآبادي، علي حسين. صاحب يك تخصص علمي يا صاحب يك كار حرفه اي؟، مجله كانون وكلا شماره 7-6، 1371، ص415

    3-      زرینی ، حسین، حسین هژبریان. تاریخ معاصر دستگاه قضایی ایران و تحولات آن. تهران: روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران،  1388، صص 259-264

    4-     نجفي ابرند آبادي، علي حسين. پيشگيري از بزهكاري و پليس محلي. معاونت حقوقي و امور مجلس (بي تا) http://www.hvm.ir

    5-      Gender (masculine/ feminine)

    6-      Sex(female/male)

    7-     نجفي ابرند آبادي، علي حسين. تقريرات درس جرم شناسي، جرم شناسي كليات. دوره كارشناسي، دانشكده حقوق دانشگاه امام صادق، تنظيم حميد بهره مند و محمد صادري، 1382.

    8-     گیدنز، آنتونی. جامعه شناسی. ترجمه حسن چاووشيان، تهران: ني، 1386، ص 157

    9-     نجفی ابرند آبادی ، علی حسین. 1382، همان

    10-  نجفی ابرند آبادی ، علی حسین. تقریرات درس جرم شناسی، بزهکاری زنان، دوره کارشناسی، دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق، تنظیم حسن قاسمی مقدم، 1384-1383 و انجمن ايراني حقوق جزا. زن و حقوق کیفری. مجموعه مقالات  «نتایج کارگروه ها و اسناد نخستین همایش بین الملل زن و حقوق کیفری، گذشته، حال، آینده »، تهران: انتشارات سلسبیل، 1383

    11-  کی نیا، مهدی. مباني جرم شناسي. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، 1388، ص144

    12-  وایت، راب و فیونا هینس. در آمدی بر جرم و جرم­شناسی.ترجمه میر روح الله صدیق بطحایی اصل، تهران: نشر دادگستر، 1381، ص171

    13-  ولد ،جرج؛ توماس برنارد و جفری اسنیپس. جرم شناسی نظری (گذری بر نظریه های جرم¬شناسی). ترجمه علی شجاعی، تهران: انتشارات سمت، 1394، ص354

    14-  قربانی، اسماعیل و حسین فیض آبادی.  واکاوی دیدگاه های جامعه شناختی انحرافات اجتماعی. فصلنامه دانش انتظامی خراسان شمالی، 1392،  سال اول شماره سوم، پاییز 93، صص 97-120

    15-  Broca

    16-  Lombroso

    17-  Hooten

    18-  Vervaeck

    19-  Kretschmer

    20-  W.A. Sheldon

    21-  Pende

    22-  Di Tullio

    23-  Mendel

    24-  Kalman

    25-  جربانی ، حمید.  بررسی آماری جرایم زنان ایران با تاکید بر محکومیت به حبس. مجله حقوقی دادگستری، سال 89 و 74، شماره 72 ، صص 91-117

    26-  کاوه ، محمد. آسیب شناسی بیماری¬های اجتماعی. تهران: نشر جامعه شناسان، 1391

    27-  فیروزجائیان ، علی اصغر. فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی، فصلنامه راهبرد فرهنگی، سال اول، شماره دوم، صص 123-147

    28-  شامبیاتی، هوشنگ. حقوق کیفری اختصاصی جرایم نسبت به اشخاص. تهران: نشر دانشور، 1385، ص 135

    29-  Pinatel, Jean

    30-  مساواتی آذر، مجید. آسیب شناسی اجتماعی ایران، (جامعه شناسی انحرافات). تبریز، انتشارات نوبل، 1374، ص42

    31-  محسني، .................................................. 1394، ص225

    32-  هوسرل، ادموند. تاملات دکارت مقدمه ای بر پدیده شناسی. ترجمه عبدالکریم رشیدیان ، نشر نی، چاپ اول، 1386، ص87.

    33-  Pavlov

    34-  Skinner

    35-  Bandura

    36-  Bowlby

    37-  Freud

    38-  Lorenz

    39-  ابراهیمی قوام، صغری.  بررسی نظریه ها و فرآیند های روانشناختی در تبیین جرایم و کاربرد آنها در تدوین برنامه های کاهش جرم، فصلنامه کارآگاه ،1387 ،دوره دوم ، سال دوم ، شماره 5، صص 101-122

    40-  Rige

    41-  مساواتی آذر، مجید، همان،ص138

    42-  Durkheim

    43-  Robert king Merton

    44-  Sutherland

    45-  Otto Pollak

    46-  John Hagan

    47-  Robert Agnew

    48-  وظیفه، علیرضا.جنسیت و بزهکاری. تهران: کتاب آوا، 1391، ص71

    49-  صلاحی ، جاوید . کلیات جرم شناسی و تئوری­های جدید.  تهران: مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1393، ص37

    50-  Leote

    51-  کی نیا، مهدی. مبانی جرم شناسی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، 1364، ص 797

    52-  وظیفه، علیرضا. همان،107

    53-  Doherty

    54-  Doherty,T.A.(2009). Closing Remarks Colloquium on violence as an International Crime Special Court for Sierra Leone.

    55-  ولد ،جرج؛ توماس برنارد و جفری اسنیپس. همان،361

    56-  Daly & Chesney Lind

    57-  برنارد تاس، جفری و الکساندر جرولد  اسنیپس. جرم شناسی نظری. ترجمه علی شجاعی ، تهران: دادگستر،1392،صص363-365

    58-  Daly , kathtleen and meda Chesney-lind (1988), feminism and criminology, justice Quartely 5(4)

     

     

     

     

     

نظر شما