You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عدالت ترمیمی و پیشگیری

    عدالت ترمیمی روشی است که در آن با مذاکره و تشکیل جلسات گروهی، ضمن آن­که هزینه‌های نظام عدالت کیفری کاهش می‌یابد، نتایج بهتری نیز برای پیشگیری از تکرار جرم حاصل می‌شود.

    متن

    برنامه‌های عدالت ترمیمی (میانجی‌گری) ابتدا با شروع در مورد بزهکاری نوجوانانی استفاده می‌شد که جرائم خرد و غیر خشونت‌آمیز انجام می‌دادند البته امروزه دامنه آن گسترده شده است و وارد حوزه جرم‌شناسی و پیشگیری از جرم نیز شده است. حامیان رویکرد عدالت ترمیمی در حوزه پیشگیری با طرح نقدهای گسترده نسبت به عدالت سزاگرایانه و ناکامی این رویکرد در تأمین نیازهای بزه­دیده، بزهکار و اجتماع و اینکه موفقیت قابل‌توجهی در امر پیشگیری از جرم نداشته است، عدالت ترمیمی را به‌مثابه یک الگو جایگزین عدالت کیفری معرفی کرده‌اند. طرفداران رویکرد عدالت ترمیمی معتقدند که تأثیر این اقدام در امر پیشگیری از تکرار جرم بسیار قوی است و بنابراین پرداختن به آن امری شایسته و منطقی خواهد بود. از نظر آنان، وارد شدن ضرر به جامعه بر اثر ارتکاب جرم، امری فرضی است و حقیقت امر آن است که فقط بزه­دیده بر اثر ارتکاب جرم متحمل ضرر عینی و واقعی می‌شود زیرا ضرر ناشی از جرم اعم از جسمی، روحی و مالی به‌صورت مستقیم فقط بر اشخاص وارد می‌شود که وجودی حقیقی دارند و نه جامعه که وجودی اعتباری دارد. در مقابل نظام عدالت کیفری معتقد است که مجرم با ارتکاب جرم، نظم عمومی جامعه را متزلزل کرده است و عدالت اقتضا می‌کند که با مجازات او نظم عمومی به جامعه باز گردانده شود (وروایی و فاطمی موحد، 1395:68). اینان معتقدند برای پیشگیری از بزهکاری مجدد و تکرار جرم، باید اقدامات بر افراد اعم از بزهکار و بزه­دیده متمرکز شود.

    عدالت ترمیمی یکی از رویکردهای نوین به عدالت است که بر مبنای جبران خسارت بزه­دیده و مسئولیت‌پذیری مرتکب جرم بنیان نهاده شده است و در آن هدف، سرزنش کردن یا تعیین گناهکار نیست بلکه تشویق و گفتگو میان هر دو سو است (بونی. اس، 1393: 1406). زیرا با گفتگو میان طرفین پرونده، روابط بین دو طرف تسهیل می­شود، سنگینی روابط به سبکی می‌گراید و کینه‌ها از بین می‌رود و همین‌ها خود زمینه پرهیز از جرم و تکرار جرم را فراهم می‌آورد.

    در این رویکرد، تمرکز بر هدف کاهش تکرار جرم تا اندازه‌ای مجاز است که با نیازها و دغدغه‌های بزه­دیدگان و دیگر کنشگران این حوزه ناسازگار نباشد. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد ایجاد همزیستی میان این اهداف چندگانه به لحاظ نظری امکان‌پذیر نیست و انعطاف‌پذیری برنامه‌های ترمیمی این امکان را به وجود می‌آورد تا منافع تمامی کنشگران به‌طور همزمان دنبال شود.

    ویژگی‌های عدالت ترمیمی

    1.       عدالت ترمیمی رویکردی متوازن و همه‌جانبه نسبت به جرم و پیامدهای آن است؛

    2.       تمرکز رویکردهای عدالت ترمیمی بر ترمیم آسیب‌های ناشی از جرم، ایجاد صلح و سازش، تضمین حقوق و کرامت انسانی و توانمندسازی بزه­دیدگان است. بدین‌صورت که بزهکار ضمن جبران خسارات بزه­دیده و عذرخواهی از کرده خود، تألمات روحی و روانی بزه­دیده را ترمیم می­نماید و در ادامه این روند، صلح و سازش بین دو طرف جاری و با این عمل نه‌تنها از بزه‌های احتمالی بعدی پیشگیری می‌گردد بلکه در بسیاری موارد دوستی و مودت بین آن‌ها برقرار می‌گردد؛

    3.       عدالت ترمیمی از روش‌های گوناگون برای باز پذیری اجتماعی مجرم است. مجرم در این رویکرد علاوه بر جلوگیری از ورود به چرخه عدالت کیفری و در امان ماندن از برچسب مجرم بودن، ابراز ندامت و عذرخواهی وی برای او تعهدات و مسئولیت‌هایی را خلق می‌کند که باعث می‌شود درمجموع در نگرش و رفتار خود تغییرات جدی در جهت باز اجتماعی شدن را برنامه‌ریزی و اجرا کند و نتیجه و بازخورد همه این‌ها به پیشگیری از جرم منتهی می‌شود؛

    4.       در این رویکرد به مرتکب جرم نه به‌عنوان فردی نیازمند بلکه به‌مثابه یک منبع خدمت‌رسانی به اجتماع و بزه­دیده نگریسته می‌شود. مجرم وقتی در فرآیند دادرسی کیفری قرار می‌گیرد، هزینه‌هایی را بر خود و جامعه تحمیل می‌نماید و نیازمند کمک و مساعدت دیگران است اما با انجام موفقیت‌آمیز عدالت ترمیمی در مورد وی، موضوع تغییر می­کند و مجرم به یک عنصر حمایتی و مولد تبدیل خواهد شد و نتیجه این پیامد پیشگیری از جرم است؛

    5.       مداخله‌های عدالت ترمیمی، اصلاح و بازپروری را نه با تکیه بر نقاط ضعف مجرم بلکه از رهگذر توانایی‌ها و ظرفیت‌های سازنده او دنبال می‌کند. این به مفهوم تکیه بر عوامل حمایتی به ­جای عوامل خطر است که بر اساس اصل کلی نتیجه اثربخش‌تری در پیشگیری از بزهکاری دارد (سلیمی، 1396).

    6.       الگوهای ترمیمی با تأکید بر افزایش تعهد و پاسخگویی بزهکار در برابر نیازهای بزه­دیده، ترویج و تقویت میزان مسئولیت‌پذیری اعضای خانواده، دوستان و افراد جامعه محلی در برابر مشکلات بزه­دیده، مشارکت دادن بزه­دیده در فرآیند تصمیم‌گیری در مورد روش‌های جبران خسارت‌ها و صدمه‌های ناشی از جرم و نیز هدف قرار دادن شرایط و موقعیت‌های بزه­دیده­زا، زمینه‌های بازگشت وی را به وضعیت پیش از بزه­دیدگی فراهم می‌آورند که درواقع همان تحقق پیشگیری است؛

    7.       در نهایت، برنامه‌های ترمیمی فضای مناسبی را برای احیاء ظرفیت‌های موجود در اجتماع برای ایجاد صلح و سازش فراهم می‌کند و هر جا صلح و سازش به وجود آید کاهش و پیشگیری از جرم طبیعی است. شرکت افراد جامعه محلی در فرآیندهای ترمیمی، درواقع تضمینی برای جلوگیری از سیر اندیشه‌ها و تفسیرهای رسمی و غیر واقع‌گرایانه از جرم، درکی عمیق و همه‌جانبه از ماهیت جرم و عوامل آن و نیز دستیابی به راهکارهای عملی و مؤثر برای حل مشکلات ناشی از جرم است (نوروزی و همکاران، 1391: 134).

    میانجی‌گری میان بزهکار و بزه­دیده یکی از گسترده‌ترین برنامه‌های عدالت ترمیمی در آمریکاست و بیش از سیصد برنامه آن در آمریکا و بیش از هزار برنامه در کشورهای دیگر در حال اجراست (بونی اس، 1393: 1405). نظریه‌ای که می‌تواند جهت توجیه نقش ترمیمی پلیس مورداستفاده قرار گیرد نظریه شرمساری بازپذیرکننده جان برایت ویت، جرم‌شناس استرالیایی، است. این نظریه که درواقع مبنای بسیاری از اقدامات پلیس ترمیمی یا پلیس پیشگیری ترمیمی، ازجمله در استرالیا بوده است، درواقع دارای دو قسمت است؛ اول آنکه جوامعی که نسبت به مرتکبان جرم از الگوی شرمنده­ سازی توأم با الصاق لکه ننگ و انگ استفاده می‌کنند آن‌ها را به خرده‌فرهنگ‌های بزهکاری سوق می‌دهند و درنتیجه آنان را به‌عنوان مجرمان حرفه‌ای و مکرر تربیت می‌کنند. درواقع، برایت ویت شرمنده ­سازی را به دو نوعِ شرمنده­ سازی بازپذیرکننده و شرمنده­ سازی ناشی از الصاق انگ و ننگ تقسیم می‌کند. در شرمنده­ سازی ناشی از الصاق انگ و ننگ که از طریق برخی اقدامات پلیسی مثل گرداندن در خیابان‌ها، تشهیر و ده‌ها روش دیگر مورداستفاده قرار می‌گیرد، بیش از آن‌که زمینه بازگشت بزهکار به جامعه فراهم شود، زمینه طرد او از جامعه و درنتیجه استمرار فعالیت جنایی او فراهم خواهد شد. در مقابل در شرمنده ­سازی بازپذیرکننده هدف آن است که بزهکار با قرار گرفتن در نهادهای اجتماعی و در میان کسانی که برای آن‌ها احترام قائل است یا آن‌ها می‌توانند بر او تأثیر مثبت بگذارند از فعالیت جنایی خود دست بکشد. درواقع، برایت ویت معتقد است برنامه‌های ترمیمی و ازجمله نشست‌های گروهی، زمینه مناسبی برای شرمنده­ سازی یا شرمساری بازپذیرکننده فراهم می‌آورند. (غلامی، 1387، 118).

    تفاوت پلیس سنتی با پلیس ترمیمی

    مدل ترمیمی عدالت، در راستای جامعه‌محوری پلیس و گرایش از سمت پلیس سرکوبگر و دولتی به سمت پلیس مسئله­ محور و مردمی است. مهم‌ترین تفاوت‌های پلیس سنتی، یعنی پلیس قدرت­محور، دولت‌محور یا واقعه­ محور با پلیس ترمیمی یا خدماتی یا پلیس ارائه‌کننده خدمات را می‌توان به این ترتیب خلاصه کرد:

    ·         پلیس سنتی واکنش­گراست، درحالی‌که پلیس ترمیمی کنشگر و به‌اصطلاح پیشگیرانه است.

    ·         پلیس سنتی متمرکز به اجرای قانون است، ولی پلیس ترمیمی مسئله­محور است.

    ·         پلیس سنتی تا حدودی نظامی مسلک است، درحالی‌که پلیس ترمیمی از دل جامعه و با جامعه و با رعایت فرهنگ و آداب‌ورسوم جامعه عمل می‌کند.

    ·         پلیس سنتی دارای سلسله‌مراتب است و خود را در مقابل مافوق و سلسله‌مراتب خود مسئول می‌داند، درحالی‌که پلیس ترمیمی خود را در مقابل جامعه مسئول می‌داند.

    ·         رفتار پلیس سنتی اصولاً مبتنی بر تقبیح و سرزنش است، درحالی‌که پلیس ترمیمی اصولاً با تأکید بر رعایت احترام با بزهکاران و بزه­دیدگان رفتار می‌کند.

    ·         پلیس سنتی گذشته­گراست، اما پلیس ترمیمی آینده‌گرا است.

    ·         پلیس سنتی فقط ضوابط و مقررات را عمل می‌کند، درحالی‌که پلیس ترمیمی به حقوق بزه­دیدگان، شهود و بزهکاران نیز توجه می‌کند.

    ·         پلیس ترمیمی اولویت‌ها، مسائل و پاسخ‌ها را از جامعه و نیازها و ضرورت‌های جامعه می‌گیرد، درحالی‌که پلیس دولت‌محور چنین اولویت‌ها، مسائل و پاسخگویی‌ها را از دولت دریافت می‌کند. درنتیجه، پلیس ممکن است در یک جامعه برخی امور را جزو اولویت‌های خود قرار بدهد، درحالی‌که برای جامعه آن امور جزء اولویت‌ها نیستند یا جزء اولویت‌های دسته چندم‌اند. این امر ممکن است حاکی از آن باشد که پلیس آنجا جامعه ­محور نیست بلکه دولت‌محور است. به هر ترتیب، ممکن است برخی از واکنش‌های پلیس دولت‌محور هیچ تناسبی با نیازهای واقعی و ضرورت‌های اجتماعی نداشته باشد و صرفاً در راستای اهداف سیاسی و حاکمیت دولت باشد.

     واژگان کلیدی: عدالت، عدالت ترمیمی، پلیس ترمیمی.

    منابع

    1. بونی. اس. فیشر و استون. پی.لب (1393) دانشنامه بزه­دیده­شناسی و پیشگیری از جرم، گروه مترجمان، تهران: نشر میزان.

    2. سلیمی، اکبر (1396) الگوی مدیریت پیشگیری اجتماعی از بزهکاری نوجوانان، رساله دکتری، دانشگاه علوم انتظامی امین.

    3. نوروزی، بهرام و همکاران (1390)، پیشگیری از جرم از نظریه تا عمل، تهران: دفتر تحقیقات پلیس پیشگیری نیروی انتظامی.

    4. وروایی، اکبر و حمید فاطمی موحد (1395)، پیمایش جرم، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    منابع بیشتر برای مطالعه

    1. پیترورسلی (1388)، نظریه‌های جامعه‌شناسی نظم، مترجم سعید معیدفر، تهران: انتشارات جامعه شناسان.

    2. دونالدجی (1388)، نظریه‌های بزهکاری، مترجم صغرا ابراهیمی قوام، تهران: انتشارات دانشگاه علوم انتظامی.

    3. سلیمی، علی و محمد داوری (1385)، جامعه‌شناسی کج‌روی، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

     

نظر شما