You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان:  احضاریه

    معرف :
    1-معادل انگلیسی: Citation

    2- تعریف: احضاریه، درلغت به معنای به حضورخواستن ، امربه حاضرشدن وحاضر کردن آمده است(معین، 1378 : 159) و در اصطلاح، عبارت است از  فراخواندن مدعی علیه یا نماینده او،  یا شاهد دعوی و مانند آنها  به وسیله دادگاه یا مرجع صالح دیگر برای بازجویی، پاسخ به اتهام، ادای شهادت یا هر امر دیگری(جعفری لنگرودی، 1374 : 397). احضاریه، ورقه‌ای  است که به وسیله مرجع قضایی خطاب به مظنون، متهم یا شاهد به منظور حضور یافتن در زمان مشخص در دادگاه صادر می‌شود (روستایی ۱۳۷۵ :19-11).

    متن:

    یکی از اقدامات مهم در تحقیق قضایی ، احضار یا دعوت رسمی از شخص یا اشخاص  به عنوان متهم یا مظنون برای بازجویی  یا به عنوان شاهد و مطلع برای ادای توضیحات  یا هر امر لازم دیگر نزد مرجع قضایی(بازپرس یا دادگاه) در زمان معین است (غلامپور وتدین، 1392 : 177). احضار یا دعوت رسمی از شخص یا اشخاص، برای حضور نزد مرجع قضایی، توسط احضاریه یا احضارنامه صورت می گیرد (ایمانی،‌ 1382 : 20 و شاملو احمدی، 1383 : 295). احضاریه، ورقه ای با ظاهری معین و تعریف شده است که به وسیله دادگاه خطاب به مظنون یا متهم یا شاهد، به منظور  حضور در نزد دادگاه یا بازجو، همراه با قید زمان و مکان حضور صادر می‌شود. در مفهوم عام، احضاریه برای حاضرکردن امری اعم از اشخاص‌ و اموال به کار می‌‌رود و در امور مدنی ‌و ‌جزایی، بیشتر به فراخواندن‌ اشخاصی مانند مدعی‌علیه (خوانده) یا نماینده او و شاهد از سوی دادگاه یا مرجع صلاحیت‌دار دیگر اطلاق می‌‌شود(گلدوست جویباری، ۱۳۸۶ :63).

    احضار در قوانین کیفری

    در قانون آیین دادرسی کیفری( 1378 ) با توجه به حذف دادسرا از نظام قضایی و مراجعه مستقیم به قاضی، احضار و برگه احضاریه فقط برای دعوت متهم به محاکمه در دادگاه صادر می‌شد؛ اما با تصویب قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب درسال 1381(قانون احیای دادسرا) و بازگرداندن دادسرا به نظام قضایی، اکنون احضار و صدور برگه احضاریه در دو حالت صورت می‌گیرد:

    1-احضارنامه صادره از سوی دادسرا و دعوت متهم برای بازجویی و تحقیقات مقدماتی؛

    2- احضارنامه صادره ازسوی دادگاه جنایی برای دعوت متهم به جلسه دادرسی(خالقی، 1387 :161).

    احضاریه در حقوق اسلامی

    درکتاب های فقهی، اصطلاح  احضار به دو معنای طلب حضور (درخواست حضور) و نیز حاضر کردن به کار رفته ‌است که درخواست حضور، ‌بیشتر از طریق مراجع قانونی انجام می‌‌شود. با استناد به منابع فقهی، اگر شخصی برای ادای شهادت از سوی قاضی يا مراجع ديگر احضار شود، حضور و ادای شهادت بر او واجب است؛ البتّه در‌صورت تعدّد افراد، اين وجوب، کفایی و در‌صورت تعيّن، وجوب عینی خواهد بود. برخی از فقها حضور و ادای شهادت را در ‌صورتی واجب دانسته‌اند كه ازشهود، درخواست شهادت بشود و در‌صورت عدم درخواست، آن را مستحب دانسته‌اند (جواهر الکلام ، 1362 : 188).

     شرایط و تشریفات ناظر به احضار

    1-احضار متهم: به شخصی که مظنون به ارتکاب جرم است، ولی هنوز انتصاب جرم به او محرز نشده، متهم گفته می‌شود(جعفری لنگرودی،۱۳۷۴ :614). مطابق قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتی می‌توان متهم را احضار کرد که دلایل کافی برای احضار وی موجود باشد(ماده 168 قانون آیین دادرسی کیفری). صرف وجود شکایت یا حتی گزارش ضابطان دادگستری علیه کسی، برای احضار او کاغی نیست؛ بلکه عمل مجرمانه که به شخص نسبت داده می‌شود، باید مستند به قراینی باشد که دست‌کم احتمال ارتکاب آن از جانب وی داده شود( خالقی،1387 :161).

     حضار متهم، با صدور احضارنامه و دستور مقام قضایی  به دفتر دادگاه یا دادسرا صادر می‌شود (مهاجری،1383 :97 و مدنی،1385 :229).

    2- احضار شهود و مطلع: شاهد، کسی است که خبر از وقوع امری در گذشته یا حال می‌دهد؛ درصورتی که خبر او از روی علم و حسّ باشد( جعفری لنگرودی، 1374 :397). مطلع، به کسی گفته می‌شود که علم او به واقعه کیفری، ناشی از حسِّ خود او نبوده، بلکه به واسطه دیگران به آن واقعه علم پیدا کرده باشد؛ خواه علم او قطعی یا ظنّی باشد(جعفری لنگرودی،۱۳۷۴ :659). احضار شاهد یا مطلع، به تشخیص بازپرس یا با معرفی شاکی یا به تقاضای متهم، یا هنگامی صورت می گیرد که مقامات ذی‌ربط حضور یا تحقیق از شاهد را برای روشن شدن موضوع ضروری تشخیص دهند(ماده 204قانون آیین دادرسی کیفری ، مصوب 1392) (مدنی،1385 : 362 و باقری،1384 : 259).

    3-احضار کارکنان نیروهای مسلح: اگر شهود و مطلعان تحقیق، تابع نیروهای مسلح باشند، در احضار آنان علاوه بر شرایط عمومی احضار، تشریفات دیگری هم باید رعایت شود(خالقی ، 1387: 163و ایمانی،1382 : 20). براساس قانون  آیین  دادرسی کیفری «در صورتی که یکی از شهود تحقیق یا مطلعان از کارکنان نیروهای مسلح باشد، باید دست کم ۲۴ ساعت پیش از تحقیق یا جلسه محاکمه، از طریق فرمانده یا رییس او دعوت شود. فرمانده یا رییس مربوط مکلف است پس از وصول دستور دادگاه، شخص احضار شده را در موعد مقرر اعزام کند»( ماده 205 قانون آیین دادرسی کیفری ، مصوب 1392).

    مندرجات احضارنامه:

     مطابق ماده 170 قانون آیین دارسی،  مندرجات احضاریه شامل موارد زیر است:

    1- مشخصات احضار شده: مشخصات احضار شونده شامل نام و نام خانوادگی احضار شونده است؛ علاوه براین، نام پدر و نشانی متهم نیز به طور دقیق در احضارنامه قید می شود تا در هویت احضار شده تردید وجود نداشته باشد (آخوندی ، 1384: 99). نوشتن سایر مشخصات متهم از قبیل مجرد یا متاهل بودن، مسلمان بودن، سواد خواندن و نوشتن و ... در احضارنامه ضرورت ندارد. مشخصات احضار شده به این دلیل درج می‌شود که مأمور ابلاغ بتواند هویت احضار شده را بشناسد و امر ابلاغ را به درستی انجام دهد(خالقی، 1387: 162).

    2- علت احضار: قانونگذار، الزامی بودن ذکرعلت احضار را به صلاحدید قاضی و به اقتضای مصلحت موکول کرده‌است. مقصود از علت احضار "دلیل کلی فراخواندن شخص" است؛ نه جهات جزیی مندرج در پرونده؛ مانند عناوین اتهامی او(خالقی،1387 : ۱۶۲). تبصره ماده 170 آیین دادرسی کیفری مقرر می دارد: «در جرایمی كه به تشخیص مرجع قضایی، حیثیت اجتماعی متهم، عفت یا امنیت عمومی اقتضا كند، علت احضار ذكر نمی‌شود؛ اما متهم می‌تواند برای اطلاع از علت احضار، به دفتر مرجع قضایی مراجعه كند».

    3- تاریخ و زمان حضور متهم: مطابق آیین دادرسی کیفری، دراحضار نامه، تاریخ و محل حضور متهم باید قید شود. مطابق قانون آیین دادرسی کیفری «فاصله میان ابلاغ اوراق احضاریه وزمان حضور نزد بازپرس، نباید کمتر از پنج روز باشد»(ماده 171 قانون آیین دادرسی کیفری). زمان حضور در مرجع قضایی به یکی از دو طریق زیر انجام می شود:

    الف) با تعیین وقت مقرر( زمان مشخصی اعم از ساعت، روز ، ماه و سال تعیین می‌شود و ازمتهم خواسته می شود که در وقت تعیین شده حاضر شود)؛

     ب) تعیین ضرب الاجل(قاضی دادسرا یا دادگاه مهلتی را تعیین می‌کند واز متهم خواسته می شود تا درآن مهلت حاضر شود؛ برای مثال به متهم اخطار می‌شود بیشینه ظرف سه روز پس از رویت احضاریه حاضر شود)(آخوندی ،1384 : 103- 102).

    4- نتیجه عدم حضور: یکی دیگر از مندرجات احضارنامه، ذکر نتیجه حضور نیافتن در مرجع قضایی است. به استناد ماده 170  قانون آیین دادرسی کیفری، نتیجه عدم حضور متهم باید در احضارنامه قید شود. تبصره ذیل این ماده، موارد استثنا را این گونه بیان می­کند: "در جرایمی كه مصلحت اقتضا کند، علت احضار و نتیجه عدم حضور ذكر نخواهد شد(ماده 170 قانون آیین دادرسی کیفری). ضمانت اجرای احضاریه و حاضر نشدن، در تمامی موارد یکسان نیست؛ بلکه با توجه به اینکه احضاریه از سوی دادسرا صادر شده باشد یا دادگاه، متفاوت است (آخوندی، ۱۳84 : 102). اگر احضاریه از سوی دادسرا صادر شده باشد و متهم برای تحقیقات مقدماتی دعوت شده باشد، نتیجه عدم حضور متهم جلب متهم به دستور بازپرس است (ماده 179 قانون آیین دادرسی کیفری)؛ اگر احضاریه از سوی دادگاه صادر شده باشد و متهم برای رسیدگی نهایی دعوت شده باشد، عدم حضور متهم تاثیری در روند رسیدگی ندارد و دادگاه کیفری به صورت غیابی رسیدگی را ادامه می­دهد؛ مگر اینکه رسیدگی مربوط به اموری باشد که رسیدگی غیابی در آن ها جایز نیست (ماده 345 قانون آیین دادرسی کیفری).

    5- درج مشخصات مرجع احضار کننده: در احضارنامه باید مشخصات مرجع احضار کننده ، تاریخ و مصدَّق به مهر و امضای مرجع صادر کننده باشد ، تا احضار شده بتواند به سهولت آن را شناسایی کند (آخوندی،1384 : 102).

    ابلاغ احضارنامه

    قانون آیین دادرسی(1392) مقرر می دارد :« احضار‌نامه در دو نسخه فرستاده می‌شود؛ یك نسخه را متهم یا خوانده می‌گیرد و نسخه دوم را‌ پس ازامضا به مأمور احضار برمی‌گرداند؛ نسخه دوم در پرونده نگهداری خواهد شد»(قانون آیین دادرسی کیفری). احضارنامه باید به متهم، شاکی، مطلع، شهود و ... ابلاغ شود. چنانچه محل اقامت احضار شونده معلوم نباشد و به طریق قانونی دیگری هم نتوان احضاریه را به وی ابلاغ کرد، با موافقت رییس سازمان قضایی استان یا معاون وی، متهم یك نوبت به‌وسیله یكی از روزنامه‌های كثیرالانتشار كشوری یا محلی و با درج مهلت یك ‌ماه از تاریخ نشر آگهی، احضار می‌شود(مدنی ،1385 : 230).

    موارد عذر موجه  عدم حضور متهم؛

    مطابق ماده  ۱۷۸قانون آیین دادرسی کیفری،  متهم باید در موعد مقرر در مراجع قضایی حاضر حاضر شود؛ در غیر این صورت، باید عذر موجه خود را اعلام كند. موارد زیر، عذر موجه محسوب می‌شوند:

    الف) نرسیدن یا دیر رسیدن احضاریه، به‌گونه‏ای كه مانع از حضور شود؛

    ب) بیماری متهم و بیماری سخت والدین، همسر یا اولاد وی كه مانع از حضور شود؛

    ج) همسر یا یكی از اقربا تا درجه سوم از طبقه دوم فوت شود؛

    د) ابتلا به حوادث مهم از قبیل بیماری‌های واگیردار و بروز حوادث قهری، مانند سیل و زلزله كه موجب عدم امكان تردد شود؛ ه) متهم در توقیف یا حبس باشد؛

    و) سایر مواردی كه عرفاً به تشخیص بازپرس عذرموجه محسوب می‌شود(مدنی ،1385 : 235). متهمی كه بدون عذر موجه حضور نیابد یا عذر موجه خود را اعلام نكند، به دستور بازپرس جلب می‌شود (ماده 179 قانون آیین دادرسی کیفری).

     مطابق ماده ۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری، یکی از وظایف  ماموران نیروی انتظامی، ابلاغ اوراق قضایی، از جمله ابلاغ احضاریه به شاکی ، متهم، شهود یا مطلعان  است. در تمام مراحل قضایی، از کشف ، تعقیب تا مرحله رسیدگی بدوی و تجدید نظر، نیاز به ابلاغ اوراق قضایی، از جمله ابلاغ برگ احضاریه است که به وسیله ماموران نیروی انتظامی انجام می شود( مدنی، 1385 : 134). ماموران نیروی انتظامی برای ابلاغ احضاریه باید از تجربه و کارایی لازم برخوردار باشند تا ابلاغ احضاریه در مراحل مختلف دادرسی به درستی انجام شود. طبق ماده 172 و 173 قانون آیین دادرسی کیفری، ابلاغ احضاریه توسط ماموران ابلاغ بدون استفاده از لباس رسمی و با ارائه کارت شناسایی انجام می شود. هرگاه شخص احضار شده بی‌سواد باشد، مأمور ابلاغ، مفاد احضاریه را به وی تفهیم می‌كند( خالقی، 1387 :162). همچنین مطابق ماده ۱۸۵قانون آیین دادرسی کیفری، در اجرای دستور  جلب متهم به دلیل عدم حضور، ضابطان دادگستری ( ماموران نیروی انتظامی ) مكلف اند متهم را جلب و بلافاصله نزد بازپرس دلالت کنند و در صورت عدم دسترسی به بازپرس یا مقام قضایی جانشین، در اولین وقت اداری، این کار را انجام دهند. در صورت تأخیر در تحویل فوری متهم، باید علت آن و مدت زمان نگهداری در پرونده درج شود. به هر حال، مدت نگهداری متهم تا تحویل وی به بازپرس یا قاضی كشیك نباید بیش از بیست و چهار ساعت باشد.

     واژه های كليدي:

    احضاریه، احضارنامه، متهم، شهود، مطلع ، ابلاغ اوراق، مامور ابلاغ.

    ارجاعات:

    -آخوندی، محمود(1384). آیین دادرسی کیفری (اندیشه ها). جلد چهارم. چاپ اول. تهران:نشرمجد.

    -ایمانی،‌عباس(1382). فرهنگ اصطلاحات حقوق کیفری. چاپ اول. تهران: انتشارات آریان.

    -باقری، علیرضا(1384). آیین دادرسی کیفری . جاپ اول . تهران:انتشارات نوای دانش .

    -جعفری لنگرودی، محمدجعفر(1387). ‌ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش.

    -خالقی، علی(1387). آیین دادرسی کیفری. جلد اول. چاپ اول. تهران: نشر شهر دانش.

    -روستایی، محسن(1375). واژگان عدلیه مصوب فرهنگستان ایران (۱۳۲۰ - ۱۳۱۴). نشریه گنجینه اسناد. شماره ۲۱ و ۲۲.

    -شاملو احمدی، محمد حسین؛ دادسرا و تحقیقات مقدماتی، نشر دادیار، 1383، چاپ اول، ص 295.

    -شهید ثانی، زین الدین بن علی (بی تا). الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه . ترجمه محمد کلانتر. جلد 3. بیروت ، لبنان : نشر دارالتعارف المطبوعات.

    -غلامپور،مهدی و تدین،عباس(1392). جلب شاهد ازمنظر حقوق ایران واسناد بین المللی ،از هست ها تا بایدها. پژوهشنامه حقوق کیفری. سال چهارم. شماره دوم. 199-175.

    -قانون  آیین دادرسی مدنی.

    -قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392.

    -گلدوست جویباری، رجب(1386). کلیات آیین دادرسی کیفری. چاپ دوم.تهران: انتشارات جنگل.

    -محمد حسن بن باقر ، صاحب جواهر(1362). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام . ترجمه ابراهیم سلطانی نسب . جلد 41. بیروت، لبنان : تشر داراحیاء التراث العربی.

    -مدنی، سید جلال الدین(1385).آیین دادرسی کیفر۱ و ۲ . چاپ سوم.تهران :انتشارات پایدار.

    -معین، محمد(1378). فرهنگ فارسی. جلد اول. تهران : انتشارات امیر کبیر.

    -مهاجری، علی(1383). آیین رسیدگی در دادسرا. چاپ دوم. تهران: انتشارات فکرسازان. 

     منابع بیشتر برای مطالعه

    -حکیمی نژاد، امرالله و اعتمادی، علی علیزاده( 1386). نهاد دادسرا در نظم حقوقی کنونی. چاپ اول. تهران: انتشارات سپهر ادب.

    -لارگیه، ژان(1378). آیین دادرسی کیفری فرانسه. ترجمه حسن کاشفی اسمعیل زاده. چاپ اول . تهران:کتابخانه گنج دانش.

     

     

نظر شما