You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • تنش        Tension

     

    در معنای لغوی تنش، مفاهیمی مانند کشش، فشار و تعارض آمده است (1).

    در روان شناسي و روان پزشکی عمومي، تنش که با مفهوم کشش، سائق، انگیزش نیز آمده، ناظر بر حالتی از فشار در شخصیت  است  که ناشی از انگیزه­های متعارض در درون فرد است. جامعه شناسان، روان شناسان اجتماعی و پژوهشگران حوزۀ پویایی شناسی گروه­ها، اگر چه تنش را به همین مفهوم گرفته­اند، لکن آنها این مفهوم را آنچنان بسط و گسترش داده­اند که بر فشارهای درون گروهی یا بین گروهی نیز دلالت کرده است.

    برای نمونه هنگامی که یک مأمور پلیس به سبب فشارها، خستگی­ها و خطرهای  کاری دچار تعارضات مختلف می­شود، ممکن است رفتارهایی از خود بروز دهد که در حالت عادی چنین نباشد. به هر ترتیب تنش همواره با فشار ناشی از تعارض انگیزه برای حل مسئله و مشکل همراه  است و ارتباط نزدیکی با سن، جنس، شغل، و طبقۀ اجتماعی دارد. برای نمونه تحقیقات در خصوص مشاغل نشان می دهد که شغل پلیسی یکی از پرتنش ترین مشاغل است.

    بر همین اساس افسران پليس مسئوليت سنگيني را  به منظور انجام وظايف و مأموریت­های خود به دوش دارند. آنان بسياري از مواقع بر اساس نوع مأموريت­ها، کنترل اندکی  بر موقعيت­ها دارند؛ زيرا اجراي قانون به خوديِ خود با تنش­هاي فراوان همراه است.

    سرقت­های مسلحانه اساساً همراه با تيرندازي كه خطر مرگ ماموران را افزايش مي دهد، مواجهه و تماس هاي مكرر با انبوهي از جرايم و خشونت­هاي خياباني، و حتي مشاهدۀ مداوم صحنه­هاي تکان دهندۀ تصادف جاده­اي، مأموران را در معرض فشارها و تنش های زيادي قرار مي­دهد (بنت 165:1380).  افزون بر اين كه بسياري از محيط هاي خدمتي پليس، به همراه انجام انواع عمليات صحرايي و مرزي، جدايي طولاني مدت از خانه و خانواده و زندگي در مناطق دور افتاده، نقل و انتقالات مكرر، بروز مشكلات فردي و اجتماعي مأموران و میزان تنش را افزايش مي­دهد (2).

     تنش مفهومی است که به لحاظ روش شناسی، با تأکید بر تجلیات فیزلوژیکی (تن شناسی)، احساسات ذهنی یا رفتارهای آشکار، مطالعه و سنجش می شود.

    این مفهوم بخش اصلی «نظریه میدان» کورت لوین (روان شناس آمریکایی)  است (3). وی بر این باور بود هر فردی که دارای یک نیاز روان شناختی باشد، نیروی تنش در وی  برافروخته می-شود و به محض برطرف شدن نیاز فوق، تنش نیز برطرف می­شود. در غیر این صورت تنش در اشکال دیگری مانند «کناره گیری» یا «جایگزینی» ظاهر می­شود. برای مثال زمانی که یک افسر پلیس نتواند در اثر بروز تنش های مختلف به برطرف کردن آن موفق شود، به باور «لوین» و نظریه پردازان روان شناسی گشتالت، دچار نوعی اثر «تصلب» یا «ناکامی» می­گردد.

    گروه زیادی از روان شناسان و روان تحلیلگران  تنش را حالتی ناهوشیارانه می­دانند. برای مثال «فروید» بر این باور است که «خود» در تلاش برای مطابقت دادن تقاضاهای نهادِ «فراخود» و واقعیت تحت کنترل، ملاحظاتی کششی ایجاد می­کند که از طریق محرک­هایی پدید می­آید و فرد را از درون دچار تنش می­کند (4).

    فرافکنی، پالایش، برگشت و تخیل همه سازکارهای کاهش تنش تلقی می­شوند که روان شناس ها و روان­کاوها با توجه به وضعیت فرد یا شدت تنش، برای معالجۀ بیماران و افراد در معرض تنش به کار می­گیرند.

    کلیدواژه ها

    تنش، کشش، تعارض، فشار.

    ارجاعات

    1- بنت، وين دبليو و  كارن. ام هس. پليس و تنش(قسمت اول). ترجمۀ اکبر  استركي و تورج ريحاني. فصلنامۀ دانش انتظامي. سال سوم، شماره سوم، 1380، صص160- 188. // بنت، وين دبليو و كارن. ام هس، (1380) پليس و تنش(قسمت دوم).  ترجمۀ اكبر استركي و تورج ريحاني. فصلنامۀ دانش انتظامي. سال سوم، شماره چهارم، 1380، صص167- 201.

    2- مير زماني، سيد محمود. روان پزشكي كار بردي در نيروهاي نظامي. تهران: دانشگاه بقيه الله، 1379، گلبان، صص 22و23و45.

    3- بدار، لوك و ژوزه دزيل و لوك لامارش. روان شناسي اجتماعي.  ترجمۀ حمزه گنجي. تهران: ساوالان، 1380،  ص231.

    4- گولد، جولیوس و ویلیام .ل کوکب. فرهنگ علوم اجتماعی. ویراستار محمد جواد زاهدی مازندرانی، تهران: مازیار، 1376، ص 690.

نظر شما