You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان : قدرت سخت

    معرف

    1-معادل انگلیسی:   Hard power

    2-تعریف: قدرت به لحاظ لغوى، به معناى توانايى داشتن و توانستن است (معین،1376: 2644). از نظر گیدنز[1]، قدرت، توانایی افراد یا اعضای یک گروه برای دستیابی به هدف‌ها یا پیش‌برد منافع خود عنوان شده است (گیدنز، 1379: 77).  شوارزبنگر[2] در تعریف قدرت می‌نویسد: «قدرت، توانایی تحمیل اراده‌ خود بر دیگران است» (عبدالرحمان، 1373: 89)؛  به عبارت دیگر، توان وادار ساختن مردم به انجام کاری است که در غیر این صورت انجام نمی‌دادند (مک لین[3]، 1381: 647). در تعریف کلی و موجز از قدرت که فراگیرنده‌ همه‌ تعریف‌های گفته شده‌ یا مفاهیم نهفته در آنها باشد، می‌توان گفت:  «قدرت ، عبارت است از توانایی فکری و عملی برای ایجاد شرایط و نتایج مطلوب» (عالم، 1373: 91). شکل‌ها و سطوح این "توانایی" متفاوت است: هم تحمیل اراده را دربر می‌گیرد، هم به رابطه‌ کسانی اشاره می کند که می‌خواهند نتایج مطلوب به بار آورند ، و هم انواع مشارکت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز یا غیرمسالمت‌آمیز افراد، گروه‌ها ، احزاب، حکومت‌ها و دولت‌ها را دربر می‌گیرد. توانایی هرکدام از این نیروهای اجتماعی و سیاسی، برای ایجاد شرایط و نتایج مورد خواست خود در عرصه‌ سیاست‌های داخلی و خارجی، قدرت مربوط به آن نیرو محسوب می‌شود؛ بنابراین، از قدرت فرد، قدرت گروه، یا حزب، قدرت یک حکومت، یا قدرت یک دولت می‌توان نام برد. این نیروها، توانایی فکری و عملی خود را در عرصه‌ مبارزه‌ سیاسی( داخلی یا خارجی) در برابر نیروهای دیگر (که آنها هم می‌توانند افراد، گروها ، احزاب، حکومت‌ها و دولت‌ها باشند) به کار می‌بندند تا به هدف خود برسند (عالم، 1373: 91). در یک تعریف جامع، قدرت سخت این گونه بیان شده است: «توانایی تغییر رفتار دیگران از طریق اجبار و تهدید، به گونه ای که مطلوب ما باشد» (نای[4]، 2004: 37)؛ بر این اساس، قدرت سخت بر بعد اجبار و عوامل مادي همچون قدرت نظامي متکی بوده و ابزارهای آن مبتنی بر زور و اجبار و هدف های آن عینی و قابل لمس است.   قدرت سخت پلیسی، عبارت است از وادار کردن مجرمان و خلافکاران به اطاعت پذیری و تسلیم در برابر دستورات و فرامین پلیس، با  استفاده از ظرفیت های انسانی، مالی، امکانات و تجهیزات سازمانی؛ برای مثال: هنگامی که یک فرد شرور ، منطقه ای را ناامن می کند، پلیس با حضور به موقع خود در صحنه، او را وادار به تسلیم در برابر قانون کرده و زمینه انتقال وی به مقر انتظامی را فراهم می کند. اگر این اقدام با موفقیت انجام شود، می توان ادعا کرد که پلیس در به کارگیری از قدرت سخت موفق بوده است. لازمه چنین امری، وضعیت فیزیکی و میزان آمادگی رزمی پلیس، صلابت، توانمندی، نوع تجهیزات و امکانات متناسب  با ماموریت های محوله است (اسدی فرد، 1397).

     

      متن:

     قدرت، یک جنبه‌ فراگیر‌ روابط انسانی است. بسیاری از ستیزه‌ها در جامعه برای قدرت است؛ زیرا میدان توانایی یک فرد یا گروه در دستیابی به قدرت بر این که تا چه اندازه می‌تواند خواست‌های خود را به زیان خواست‌های دیگران به مرحله‌ی اجرا در آورد، تأثیر می‌گذارد. به تعبیر گالبرس[5]، قدرت در بالاترين شكل آن عبارت است از بيشترين اطاعت و كمترين هزينه (لوکس[6]،1370: 4). در قدرت، مجموعه‌ منابع و ابزارهای اجبارآمیز و غیر اجبارآمیزی وجود دارد که حکومت‌ها برای انجام کار ویژه‌های خود آنها را به کار می‌برند (بشریه،1382: 33). از آن جایی که مفهوم قدرت سخت با رویکرد سنتی قابل تبیین است، ابتدا به تشریح این موضوع می پردازیم. يكي از تعابیر مشهور در مورد قدرت سخت، توسط  رابرت دال[7] مطرح شده است. از نظر دال، قدرت عبارت است از اينكه بازيگر A باعث شود  بـازيگر  B كاري را انجام دهد كه در غير اين صورت انجام نمي داد. ايـن تعريـف، مبتنـي بـر درك «مكتـب واقع گرايي[8] » است كه به بعد اجبار و عوامل مادي همچون قدرت نظامي اهميت زيادي مي دهـد. اين اغراق و توجه زياد به نيروي نظامي، در تعریف قدرت نيز تأثيرگذاشته و مطالعه قدرت در تئوري سنتي روابط بين الملل و حتي در برخي مطالعات معاصر، بـه عنـوان مطالعـه توانـايي براي شروع جنگ تعريف شده است. اين درك محدود از قدرت، موجب شده تا ديگر ابعاد آن ناديده گرفته شده يا به آن اهميت كمتري داده شود.   رويكرد سنتي مربوط به تحليل قدرت در روابط بين الملل، متكي بـر قـدرت عناصـر ملي است كه ميزان قدرت كشورها را برحسب عواملي همچـون جمعيـت، سـرزمين، رفـاه مـادي و ميزان نيروي نظامي محاسبه مي كند؛ اما بـه تـدريج، از نيمـه دوم قـرن بيسـتم، رويكرد قدرت رابطه اي، رهيافت قبلي را با چالش مواجه كـرد. قـدرت رابطـه اي، بـه عنـوان نوعي عليت توضيح داده مي شود كه در آن، رفتار بازيگر A موجـب تغييـر در رفتـار بـازيگر  Bمي شود. رفتار نيز شامل باورها، ديدگاه ها، عقايد، انتظارات و آن چیزی می شود که زمينه كنش است. تغيير رويكرد از مفهوم قدرت (به عنوان منابع مادي، به قدرت به عنوان نـوعي رابطـه)، موجـب تحول در تحليل هاي قدرت شد. اين درك رابطه اي از قدرت، توسط رشته هـاي مختلفـي چـون روان شناسي، فلسفه، جامعه شناسي، اقتصاد و علوم سياسي توسعه داده شده است (بالد وین[9]، 2003: 177-191).

       

     

    یکی از مهم ترین ابزارهای قدرت سخت، توسل به ابزار نظامي است؛ اين ابزار در طول تاريخ جذابيت زيادي  داشته است، اما بـه اعتقـاد ويـن[10] تقويت و انسجام جامعه جهاني و اهميت افكار عمومي و همچنين، افزايش قدرت اقتصـادي و شناختي بازيگران غيردولتي، مشـروعيت و مطلوبيـت كـاربرد نيـروي نظـامي را كـاهش داده و روش هاي مسالمت آميز حل اختلافات بين المللي اهميت بيشتري پيدا كرده است. بـه نظـر وين، از مقايسه ميزان واكنش جهاني به جنگ های اول (1991) و دوم (2003)آمريكا عليه عـراق مي توان به اهميت نقش جامعه جهاني، بازيگران غيردولتي و شبكه هـاي اطلاعـاتي در كاهش اعتبار و شكست سياست هاي هژموني طلبانه دولت نومحافظه كار آمريكا پي برد. (وین، 2007: 13). مشكلي كه در رويكرد واقع گرايي كلاسيك وجود دارد، اين است كه به قـدرت بـر اسـاس توانايي و منابع مي نگرد و بيشتر بر بعد نظامي آن تأكيد می کند. ايـن در حـالي اسـت كـه قـدرت، مفهومي چند بعدي است و معيار يكساني براي اندازه گيري آن وجود ندارد. درك قدرت بـدون توجه به ابعاد، قلمرو و بعد رابطه اي و اجتماعي آن مشكل است؛ علاوه بر اين، قدرت اجبـاري به منافع مادي محدود نمي شود و منابع هنجاري و نمادين را نيز در بر مي گيـرد؛ موضـوعي كـه واقع گرايان كمتر به آن توجه داشته اند.

    قدرت در اسلام:

    در اسلام و دیگر ادیان توحیدی، نگاهی خاص به قدرت وجود دارد. از دیدگاه علمای اسلامی و بر اساس قرآن، منشأ قدرت، خداوند تبارک و تعالی است. خداوند قدرت مطلق و قادر به انجام هر کاری است و این کلمه، آیتی از شأن و عظمت و جلال خداوند است. در قرآن کریم آمده است: «والله علی کلّ شیءٍ قدیر؛ یعنی این که خداوند بر همه چیز تواناست». در تفکّر اسلامی، در عرصه سیاست، قدرت در دولت اسلامی یک امانت الهی است و قدرت همراه با عظمت، برترین آرزوی نوع بشر و بزرگ ترین پاداش اوست. در حکومت اسلامی، حاکم اسلامی وارث این امانت الهی بوده و بر اساس قوانین جاری، حقّ مجازات و تنبیه بزهکاران و گردن کشان را دارد (نشریه موعود، 1392: 3). در اسلام دو نوع قدرت وجود دارد: قدرت ناملموس «نرم» که منابع آن دین، ارزش ها، باورها، ایدئولوژی و دانش هستند، و قدرت سخت یا ملموس که در مواردی چون منابع طبیعی، جمعیت، ثروت و ابزار نظامی و جنگی و غیره ریشه دارد. به اعتقاد مولانا، قدرت نرم زیربنای قدرت سخت بوده و ماهیت آن را مشخص می کند (مولانا، 1386). شهید مطهری در زمینه قدرت می گوید: هیچ کار و عملی بدون قدرت و نیرو میسر نیست و در اسلام تحصیل قدرت واجب است (واعدّوا لهم ما استطعتم من قوه). این قوّه اختصاص به تجهیزات جنگی ندارد؛ جنگ، مبارزه و تنازع بین حق و باطل همیشه با شکل‌های مختلف وجود دارد. از طرفی، قدرت بدون اتحاد و اتفاق حاصل نمی شود و اتحاد هم هنگامی به شکل یک قدرت و نیرو در می‌آید که منظم، تشکیلاتی، مرکزی و به شیوه فرمانی (اطاعتی- اجرایی) باشد. به خصوص اینکه، سرعت اجرا بدون نظم و تشکیلات ، قابل دسترس نیست (مطهری، 1393: 138).

    تهدیدات مربوط به قدرت سخت:

    به کارگیری قدرت سخت، تهدیدات زیادی را برای جامعه بشری به همراه داشته است؛ اگرچه در مورد تهدیدات سخت، تلقی واحدی وجود ندارد (لوییس[11]،2011: 8)، اما این تهدیدات از دو جهت قابل بحث هستند:

    الف) از جهت ابزار و شیوه های تهدید: که در تهدیدات سخت، ابزار توام با زور و اجبار است، مانند تهدید نظامی؛ ب) از جهت هدف و سوژه تهدید: که در تهدیدات سخت، موضوعات عینی و قابل لمس است ، مانند تخریب اماکن و تاسیسات نظامی و سیاسی و کشتن انسان ها و ... (گروه مطالعاتی پدافند غیر عامل، 1386: 94).

    کاربرد قدرت سخت در امور پلیسی:

    از گذشته این بحث مطرح بوده که شأن شغلی پلیس، وابسته به توانایی تعقیب و دستگیری مجرمان و مبارزه با جرم و جنایت است. از آنجایی که مجرمان اصلی معمولا سارقان و دزدان جوانی هستند که آمادگی استفاده از خشونت برای فرار و درگیری را دارند، پلیس باید در صورت لزوم توانایی و اراده اقدام متقابل را داشته باشد (وست مارلند، 1384: 89). در هر حال، ماموران پلیس باید ویژگی ها و توانمند های  لازم برای مقابله و کنترل مقتدرانه در برابر جرایم خشن را داشته باشند که در این مقاله از آن به عنوان قدرت سخت پلیسی تعبیر می شود. قدرت سخت پلیسی، با نظریه های جسمیت و نقش های جنسیتی همخوانی دارد؛ به طوری که فیزیک و بدن مامور پلیس، به واسطه شکل و تصویر بیرونی جسم، به آنان ارزش و معنی می دهد (ترنر[12]، 1386: 23). از آنجایی که ظاهر متحد الشکل ماموران پلیس به عنوان نماد قدرت قانونی آنان (قدرت سخت) برای متوقف کردن مجرمان مورد استفاده قرار می گیرد، توجه به قدرت جسمانی پلیس ضرورت می یابد.    این موضوع که پلیس باید است از قدرت سخت استفاده کند یا  قدرت نرم، منوط به میزان هوشمندی پلیس در درک شرایط موجود و نوع تهدیدها است. پلیس باید قادر باشد به درستی انتخاب کند که بهترین کارآمدی در انجام هریک از وظایف، در حوزه قدرت نرم اثر گذار خواهد بود یا استفاده از قدرت سخت؛ البته باید توجه داشت که هرچند استفاده از قدرت نرم بر قدرت سخت، تقدم و ارجحیت دارد، ولی در شرایطی که نیاز به استفاده از قدرت سخت احساس می‌شود، باید آمادگی لازم وجود داشته باشد. نکته مهم این است که هیچ مدیری نباید خودش را در زمان فعلی محدود کند و شرایط آینده را مثل شرایط حال حاضر ببیند؛ بنابراین، مدیران باید با پیش بینی شرایط و تغییرات پیشِ‌رو، تهدیدات آینده را احصا کرده و آمادگی لازم برای مواجهه با آن‌ها را داشته باشند (رادان، 1396)؛ برای مثال، هنگامی که نارضایتی اجتماعی در بخشی از جامعه شیوع پیدا می کند، پلیس باید با کمک سایر دستگاه های مسئول، در صدد ترمیم و اقناع سازی افکار عمومی بر آمده و با بهره گیری از قدرت نرم به مطالبات بجا و خواسته های معقول جامعه پاسخ دهد. اما اگر عده ای بخواهند از وضعیت موجود بهره برداری سیاسی و امنیتی کنند، پلیس باید با بهره گیری از توان عملیاتی خود، مقابل هنجارشکنان و اوباش بایستد و نظم و امنیت عمومی را به حالت اولیه برگرداند.

     

    شکل شماره 1-یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی نماد قدرت سخت پلیس

    مؤلفه قدرت سخت پلیس؛

    1-     اقتدار ظاهری؛

    2-     توان عملیاتی بالا؛

    3-     قانونمندی؛

    4-     اعتماد به نفس بالا؛

    5-     قاطعیت و برخورد بدون اغماض با مجرمان؛

    6-      حرفه ای گرایی؛

    7-     تخصص گرایی؛

    8-     رویت پذیری؛

    9-     حضور ملموس در جامعه؛

    10- سرعت و دقت برای مداخله در جرم؛

    11- به هنگام بودن؛

    12- در دسترس بودن؛

    13- برقراری نظم و امنیت و آرامش در جامعه؛

    14- جلوگیری از وقوع جرم؛

    15- عملیات پیشگیرانه در نقاط جرم خیز (اسدی فرد، 1397: 196).

    منابع قدرت سخت و کاربرد آن در امور پلیسی:

    اجبار:  در لغت به معنی بازداشتن  یا واداشتن کسی از کاری/ به انجام کاری از طریق فیزیکی است. در این جا اراده طرف مقابل دخیل نیست ، بلکه با قدرت اجبار فیزیکی، در رفتار او تغییر ایجاد می شود. اجبار، مطلق ترین منبع قدرت است؛ چرا که هیچ گزینه ای برای انتخاب از سوی طرف مقابل باقی نمی گذارد. مشکل اصلی این نوع استفاده از قدرت سخت، در پرهزینه بودن، زود گذر بودن و دقیق نبودن آن است؛ برای مثال، هنگامی که پلیس فردی اوباش را که در ملا عام ، مردم را با سلاح سرد تهدید می کند، با استفاده از قدرت فیزیکی، سلاح سازمانی و اسپری اشک آور مجبور به تسلیم می کند، این اقدام وی به نوعی اجبار مجرم به تسلیم در برابر قانون است که با حمایت های قضایی  و مردمی روبرو می شود.

    تهدید: یعنی بازدارندگی برای تغییر در گزینه های مورد انتخاب دیگران. این قدرت می تواند تهدید به آسیب رساندن طرف مقابل یا حتی تهدید به بازداشتن او از رسیدن به اهدافی باشد که در پی تحقق آن است. باید توجه داشت که این نوع قدرت، مبتنی بر ادراک دیگران است و طرف مقابل باید شما را قادر به تحقق تهدیدات بداند؛ از این رو، تهدید نیازمند مدیریت دقیق نمادهایی است که این ادارک را شکل می دهند. برای این کار، اطلاعات دقیقی مورد نیاز است که تهیه آنها نیازمند هزینه های زیادی است؛ برای مثال، هنگامی که پلیس در جریان محاصره یک خانه تیمی مربوط به قاچاقچیان مواد مخدر با مقاومت آنان مواجه می شود، باید از ابزار تهدید استفاده کرده و به آنان تفهیم کند که در صورت عدم تسلیم در مقابل ماموران،  از خشونت استفاده خواهد کرد. البته این نوع تهدید اگر با اشراف کامل اطلاعاتی، برنامه ریزی قبلی و به کارگیری توان و تجهیزات پلیسی توام باشد، از اثرگذاری لازم برخوردار است؛ در غیر این صورت، مجرمان حالت تهاجمی به خود خواهند گرفت (آشنا و اسماعیلی، 1390: 7).  

     ترس: سومین منبع قدرت سخت، جایی است که هیچ گونه اجبار فیزیکی یا تهدید آشکار صورت نمی گیرد؛ بلکه پیامدهای انتخاب هر یک از گزینه های موجود برای طرف مقابل تشریح و چنین وانمود می شود که این پیامدها، پیامدهای طبیعی عمل او هستند، نه واکنش خصمانه به اقدامات او . در این جا، نوعی ترس ایجاد می شود که منشا آن طرف اعمال کننده قدرت نیست. این قدرت نیاز به میزانی از اعتماد متقابل دارد؛ بنابراین، به کنش های گذشته دو طرف اتکای زیادی دارد؛ برای نمونه، بسیاری از خلافکاران و مجرمان به لحاظ تجربه ای که از اقتدار پلیس و توانایی او در کشف جرم دارند، از ترس گرفتار شدن در چنگال قانون، از ارتکاب جرم منصرف می شوند (آشنا و اسماعیلی، 1390: 8).

    طمع: این منبع قدرت مبتنی بر مدیریت نیازها و خواسته های طرف مقابل است. به این صورت که هر چند طرف مقابل ممکن است همکاری و انجام کنش مورد نظر ما را جذاب و مشروع نداند، اما برای رسیدن به هدفی خاص  یا پاداشی مهم، خود را مجبور به انجام خواسته های ما می داند. این منبع، سخت متکی بر اطلاعات ما از وضعیت طرف مقابل و میزان دسترسی ما به منابع مطلوب اوست (آشنا و اسماعیلی، 1390: 9). پلیس در راستای جلب همکاری مخبرین، از این ابزار برای رسیدن به هدف های خود استفاده می کند؛ به عبارت دیگر، با شناسایی نیازهای مخبرین ،که عمدتا مادی است، اطلاعات با ارزشی را در راستای برقراری نظم و امنیت عمومی کسب کرده و باعث پیشگیری از وقوع جرم می شود.   

     

    شکل شماره 2- دسته بندی منابع قدرت سخت

    منبع: اسدی فرد: 1397به نقل از آشنا و اسماعیلی، 1390

     

    واژه های کلیدی:

    قدرت، قدرت سخت، منابع قدرت، اجبار، زور، واقع گرایی.

    منابع:

                     منابع فارسی:

    اسدی فرد، محمد (1397). الگوی تعاملات اجتماعی پلیس در مدیریت پیشگیری از جرم. پایان نامه دکتری. تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین. دانشکده فرماندهی و ستاد.

    آشنا، حسام الدین و محمد صادق اسماعیلی (1390). درآمدی بر قدرت هوشند، مطالعاتی برای جمهوری اسلامی ایران، تهران: مرکز آینده پژوهی علوم و فنآوری دفاعی.

    بشریه، حسین (1382). آموزش دانش سیاسی.  تهران، نگاه معاصر.

    ترنر، برایان (1386). شرق شناسی، پسامدرنیسم و جهانی شدن، ترجمه سعید وصال. تهران: بنیاد نهج البلاغه.

    رادان، احمد رضا (1396). استفاده از قدرت نرم بر قدرت سخت تقدم دارد. به نقل از خبرگزاری نسیم. بازنمایی از : https://www.tasnimnews.com

    عالم، عبدالرحمان (1373). بنیادهای علم سیاست. تهران: نشر نی.

    عبدالله خانی، علی (1383). نظریه های امنیت مقدمه بر طرح ریزی دکترین امنیت ملی. جلد اول. چاپ دوم. تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر.

    گروه مطالعاتی پدافند غیر عامل (1386). تهدیدات قدرت سخت، تهران، دانشگاه عالی دفاع ملی.

    گیدنز، آنتونی (1379). جامعه شناسی. ترجمه منوچهر صبوری. تهران: نشر نی.

    لوكس، استيون(1370).  قدرت فرا انسانى يا شر شيطانى. ترجمه فرهنگ رجايى. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى.

    معين، محمد(1376). فرهنگ فارسى. چاپ يازدهم. تهران: اميركبير. 

    مک لین، ایان (1381). فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد. ترجمه احمدی. تهران: نشر میزان.

    مولانا، حمید (1386). اطلاعات و ارتباطات جهانی: مرزهای نو در روابط بین الملل. ترجمه مریم اخوتی؛ اسدالله آزاد و محمد حسن زاده. تهران: نشر کتابدار. 

    وست مارلند، لوئیز (1384). جنسیت و پلیس، جنس، قدرت و فرهنگ پلیس. ترجمه فرزان سجودی. تهران: مرکز تحقیقات و پژوهش های ناجا.

    منابع لاتین:

    -          Baldwin,D (2003)."Power and International Relations", in W. Carlsnaes et al. (eds). Handbook of International Relations, London: Sage, pp177-191.

    -          Luis, Gonzalez, (2011). Softy blando contagion lexicoy empobrecimento semantico, commission Europea, p.8: www.esletra.org/luis- gonzalez.

    -          Nye, joseph. (2004) soft power. The means to success in world publics. New york public press.

    -          Wyne, Ali (2007). "The Future of Power", MURJ,VOlum13, Spring,                                               at:http://web.mit.edu/murj/www/v13/v13- Features/v13-f4.pdf.

     

    منابع  برای مطالعه بیشتر :

    ارک‍ان‌، م‍ائ‍ده‌ (1380). پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه‌ نظم‌ ن‍وی‍ن‌ ج‍ه‍ان‍ی‌ و ت‍ح‍ول‌ در م‍اه‍ی‍ت‌ ق‍درت‌. تهران: دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌، واح‍د ت‍ه‍ران‌ م‍رک‍زی‌. دان‍ش‍ک‍ده‌ ح‍ق‍وق‌ و ع‍ل‍وم‌ س‍ی‍اس‍ی‌.

    اول‍س‍ن‌، ج‍ان‌ آن‍دری‍اس‌ (1384). ج‍ن‍گ‌ ن‍ام‍ت‍ق‍ارن‌: ق‍درت‌ ه‍وای‍ی‌. گ‍روه‌ م‍ت‍رج‍م‍ان‌. تهران: س‍پ‍اه‌ پ‍اس‍داران‌ ان‍ق‍لاب‌ اس‍لام‍ی‌. دان‍ش‍ک‍ده‌ ف‍رم‍ان‍ده‍ی‌ و س‍ت‍اد. دروه‌ ع‍ال‍ی‌ ج‍ن‍گ‌.

    ج‍م‍ال‍ی‌، ع‍ل‍ی‌اص‍غ‍ر (1374). ن‍ق‍ش‌ ق‍درت‌ ن‍ظام‍ی‌ در اف‍زای‍ش‌ ق‍درت‌ م‍ل‍ی‌. ص‍ف‌.‌ ۱۸۳.‌ ۲5 ـ ۲2.

    زر چینی، محمد (1394). قدرت‌های نظامی برتر دنیا در سال 2013 از نگاه Global Fire Power. تهران : انتشارات نظری‏.

    س‍ن‍ج‍اب‍ی‌، ع‍ل‍ی‍رض‍ا (1375). اس‍ت‍رات‍ژی‌ و ق‍درت‌ ن‍ظام‍ی‌: م‍س‍ای‍ل‌ ن‍ظام‍ی‌ اس‍ت‍رات‍ژی‍ک‌ م‍ع‍اص‍ر. ت‍ه‍ران‌: پ‍اژن‍گ‌.

    عس‍گ‍ری‌، م‍ح‍م‍ود (1389). قدرت افکنی؛ الزامی برای بازدارندگی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی‏.

    کلانتری، فتح الله؛ افتخاری، اصغر (1393). بررسی و تبیین راهبرد «تهدید در مقابل تهدید» در سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران» مجله سیاست دفاعی. شماره 88. 90-63.

    م‍س‍ت‍ق‍ی‍م‍ی‌، ب‍ه‍رام‌ (1371). ک‍ارب‍رد زور، ق‍درت‌ ن‍ظام‍ی‌ و س‍ی‍اس‍ت‌ ب‍ی‍ن‌ ال‍م‍ل‍ل‌. م‍ج‍ل‍ه‌ س‍ی‍اس‍ت‌ خ‍ارج‍ی‌. س‍ال‌ ۶. ش‌ ۴.

    مطهری، مرتضی (1393). مجموعه آثار استاد مطهری. جلد اول . تهران : انتشارات صدرا.

    نشریه موعود (1392). قدرت از دیدگاه اسلام و غرب. شماره 137 و 138، بازنمایی از: https://hawzah.net/fa/Magazine



    [1] Giddens

    [2] Showarzbenger

    [3] McLean

    [4] Nay.J

    [5] Glubbes

    [6] lux

    [7] Robert Dahl

    8. مکتب واقع گرایی یا رئالیسم، مبتنی بر اندیشه های توسیدید و هابز است. وجه تسمیه این مکتب به واقع گرایی این بود که آنان جهان را چنان که بود و نه آن چنان که می خواستند باشد نظاره می کردند. رئالیست ها امنیت را بر اساس مرجعیت دولت و تلاش در جهت افزایش قدرت و بکارگیری زور، آن هم در صحنه بین المللی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. ستیز در جهت دستیابی به قدرت دائمی ، محور تمرکز واقع گرایان در موضوع امنیت نظامی است (عبدلله خانی، 1383: 87).

    [9] Baldwin

    [10] Wyne

    [11] Luis

    [12] Turner

     

     

نظر شما