You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان : تهدید متقارن، نامتقارن

    معرف:

    1- معادل انگلیسی: Symmetric/ Asymmetric Threats

    2- تعریف:

    عدم تقارن در امور نظامی و امنیت ملی، به معنای عملیات، سازماندهی، و اندیشه ورزی متفاوت از دشمن برای ارتقای برتری های خودی ، بهره برداری از نقاط ضعف دشمن و به دست گرفتن ابتکار عمل بیشتر است. این عدم تقارن می تواند شیوه ها، فناوری ها، ارزش ها، نسبت های زمانی  یا ترکیب هایی از این ها را شامل شود( متز[1]، 1380 :39).

     تهدیدهای نا متقارن، به تهدیدهایی گفته می شود که در آن نقاط حساس کشور که از آمادگی محدود برای مقابله با آن تهدید برخوردار است، مورد حمله قرار می گیرد . در تعریفی دیگر، هر تهدیدی که نامتناسب باشد، از قبیل خطر حمله یک گروه کوچک به یک کشور بزرگ یا حمله چند نفر که منجر به کشته شدن هزاران نفر شود، به عنوان یک تهدید نامتقارن توصیف می شود (موسسه رند،2015).

     منظور از تهدید متقارن، اعمال تهدید از سوی هر دو بازیگر جنگ علیه یکدیگر است و منظور از تهدید نامتقارن، شرایطی است که بازیگر ضعیف می تواند بازیگر قوی را تهدید کند، در حالی که بازیگر قوی از اعمال تهدید مشابه و مقابله به مثل عاجز است (افتخاری،  1385 : 246).

    متن:

    مفهوم تهدید:

    در نگاه سلبی به مفهوم امنیت، که مبتنی بر «نبود تهدید» است، «تهدید» معمولا با دو رویکرد متفاوت معنا می شود. این رویکردها عبارت اند از: «رویکرد سنتی» و «رویکرد فراسنتی». در رویکرد سنتی، «تهدید در قالب ملاحظات نظامی» شناخته و تعریف می شود؛ اما در رویکرد فراسنتی، «تهدید به صورت چند بعدی» (مشتمل بر ابعاد نظامی، اقتصادی، فرهنگی و...) شناسانده می­شود. علی رغم تفاوت دیدگاه های موجود در تعریف و تحلیل تهدید، تمام رویکردها در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن اینکه تهدید اصولا محصول اقدامات قدرت برتر علیه قدرت ضعیف تر است. از رهگذر این تلقی، می­توان به معیاری مهم برای شناخت تهدیدها دست یافت. آنچه زمینه مناسب برای طرح «تهدیدهای نامتقارن» را فراهم کرده است، همین معیار است که عصر حاضر را به دوره ای متفاوت در قیاس با جنگ های سنتی و متعارف بدل ساخته است. بر این اساس، تهدیدها را می توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: 1-«تهدیدهای متقارن» ، 2- «تهدیدهای نامتقارن» (مرادیان، 1394: 122).

    تهدیدهای نامتقارن:

      در تعریف تهدیدهای نامتقارن، باید به این سوال پاسخ داد که «آیا تعریف تهدید به صورت موثر در موضوعی واحد، از ناحیه هر دو بازیگر امکان عملی دارد یا خیر؟»

        پاسخ به این سوال، بیانگر تقارن یا عدم تقارن است. حالت هایی که در این ارتباط قابل تصور است، در زیر آورده شده است (افتخاری،  1385: 46).

    الف) بازیگر قوی علیه بازیگر ضعیف تر اقدام به تهدید می کند، در حالی که بازیگر ضعیف:

    1 - توان   تهدید مشابه را با تاثیر کمتر دارد.

    2 - اصولاً توان تهدید مشابه را ندارد.

    ب) بازیگر ضعیف تر علیه بازیگر قوی تر اقدام به تهدید می­کند، در حالی که بازیگر قوی تر:

    1 - توان   تهدید مشابه را به صورت موثرتر دارد.

    2 - توان   تهدید مشابه را با تاثیر کمتر دارد.

    3 - اصولا توان تهدید مشابه را ندارد.

     با تامل در گزینه های پیش گفته مشخص می شود که از حیث جریان تهدید، چهار حالت از حالت های پنج گانه بالا با تجارب جنگ های سنتی و جدید یا نظریه های موجود در این زمینه، همخوانی دارند؛ اما یکی از حالت ها در قالب دیدگاه رئالیستی (واقعگرایی)قابل نفسیر نیست و به این ترتیب ، نوع تازه ای از تهدیدها مطرح می شود که با عنوان «تهدید نامتقارن» شناخته شده است.اگر چه در خصوص سابقه وجود این دسته از تهدیدها اجماع وجود ندارد و برخی نویسندگان تهدیدهای نامتقارن را امری تاریخی تلقی کرده اند، اما بسیاری از صاحب نظران قائل به بداعت اینگونه تهدیدها و طرح آن ها در دهه پایانی قرن بیستم هستند.

    از حیث تاریخی، این مفهوم اولین بار در سال 1977 و طی متن تحلیلی منتشر شده از سوی دانشگاه پدافند ملی آمریکا در خصوص برآورد راهبردی سالیانه این کشور، مورد توجه قرار گرفت و در برآورد، فصلی با عنوان «تهدیدهای نامتقارن»  گنجانده شد. در همین زمان و با انتشار سند راهبردی امنیت ملی آمریکا، این اصطلاح دوباره همراه با اصطلاح «جنگ نامتقارن» مورد استفاده قرار گرفت و به عنوان اصطلاحی نو و متمایز از تجربه های پیشین معرفی شد. گذشته از استدلال هایی که طرفداران دو دیدگاه پیش گفته ارائه داده اند، می توان ادعا کرد که تهدیدهای نامتقارن، بر آن دسته از تهدیدها دلالت دارند که بازیگر ضعیف تر علیه بازیگر قوی تر تولید می کند، در حالی که بازیگر قوی تر به دلایل متعدد از تولید آن ها علیه بازیگر ضعیف تر عاجز است (مرادیان،  1385: 122)

    ماهیت تهدیدهای نامتقارن:

    با نگریستن به ماهیت و محتوای تهدید نامتقارن، می توان آن را در چهار محور زیر دسته بندی کرد(مزروعی،1384: 47).

    محور اول، عدم تقارن در شمار نیروها است. ناهمترازی در نیروی انسانی درگیر درصحنه نبرد، بویژه درراهبردها و درگیری برای تصرف سرزمینی، موجب می شود که کشور کوچک تر در یک درگیری رو در رو، از بکارگیری نیروی انسانی در برابر تهاجم دشمن پرهیز کرده و به جای آن، با وارد آوردن ضربات دیگر، مانند حمله های بیولوژیک، شیمیایی و گاه هسته ای، این عدم تقارن را جبران کند.

    محور دوم، بحث فناوری[2] است. نابرابری فناورانه در جنگ نیز می تواند از عواملی باشد که طرف های درگیر را به نوعی رویارویی دیگر بکشاند. ناهمترازی در فناوری های موجود ارتش های جهان، موجب می شود که در این نوع جنگ، طرف های کمتر توسعه یافته به سمت بهره برداری ازفناوری هایی پیش روند که در مقاطع زمانی کمتر بتوانند ضربات مهلک تری وارد آورند.

    محور سوم، قدرت آتش افکنی است. اگرچه این محور به نوعی با فناوری مرتبط است، اما در مجموع به عنوان یک محور جنگ مطرح بوده است. قدرت آتش افکنی، یعنی یک طرف می تواند آنچه در توان دارد، در زمان کمتری برطرف دیگر فرو بریزد و با آتش افکنی مؤثر، نتیجه نبرد را تغییر دهد. در جنگ های نامتقارن، طرف های ضعیف تر می توانند با به کارگیری سلاح های ویژه قدرت آتش افکنی خود را افزایش دهند و اگر نتوانند در صحنه نبرد دشمن را مورد حمله قرار دهند، می توانند زیر ساخت های حیاتی دشمن را در زمان کمی از بین ببرند.

    محور چهارم و مورد نظر غربی ها، آماج قراردادن افراد غیرنظامی و شهروندان است. در جنگ های کلاسیک، جنگ زمانی رخ می دهد که نیروهای نظامی با هم درگیر می شوند، اما در جنگ نامتقارن، ضربه به جایی وارد می شود که شمار زیادی از افراد غیرنظامی در جنگ از بین بروند که در این صورت، هزینه های جنگ بسیار سنگین می شود.  با تصویری که از جنگ نامتقارن و همچنین عدم همترازی میان چهار محور پیش گفته ارائه شد، می توان گفت که جنگ نامتقارن را نباید فقط مجموعه ای از جنگ های چریکی شبه نظامی یا حتی تروریستی در نظر گرفت؛ بلکه جنگ نامتقارن حوزه وسیعی از جنگ ها را شامل می شود. ضمن این که موضوع حمله به غیرنظامیان و غیرمنصفانه بودن این کار و همچنین امکان ایجاد ارتباط بین بحران های محلی و منطقه ای با امنیت سرزمینی قدرت برتر، تقریباً موضوعی جدید است و دهه آخر قرن بیستم را می توان مقطع زمانی این بحث دانست (غرایاق زندی، 1384: 71).

     در مجموع، تهدید نامتقارن مفاهیم جدیدی را وارد جنگ کرده است که این مفاهیم عبارت اند از: الف) طرف قوی تر از تخصیص منابع در همه سطوح جنگ منصرف می شود؛ ب) طرف قوی تر را در مورد نقاط آسیب پذیر خودش به تفکر وا می دارد؛ ج) تعاریف مربوط به جنگ و پیروزی را تغییر می دهد. این طرز تلقی از تهدید نامتقارن، وضعیتی را شکل می دهد که تقریباً نمی توان گفت که در زمان انجام عملیات چه طرفی قدرتمندتر است و همچنین بسیاری از منابع و هزینه ها را در ابعاد مختلف جنگ بی مصرف می کند (مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق، 1383: 12- 9).

    واژه های کلیدی: تهدیدهای نامتقارن، تهدیدهای متقارن، جنگ نامتقارن، جنگ های سنتی، تهدید چند بعدی.

    ارجاعات:

    -افتخاری،اصغر،(1385)،کالبدشکافی تهدید، تهران:دانشگاه امام حسین(ع).

    -غرایاق زندی، داود(1384). جنگ نامتقارن: معمای قدرت و هراس. تهران: راهبرد دفاعی. بهار.

    -متز، استیون(1380). عدم تقارن و جنگ های نامتقارن. ترجمه دکتررضا کلهر. فصلنامه سیاست دفاعی. ش 34 .

    - مزروعی، حسین(1384). جنگ نامتقارن در آیینه تئوری آشوب. فصلنامه سیاست دفاعی، ش 52 و 53.  

    -مرادیان، محسن(1385). درآمدی بر ابعاد و مظاهر تهدیدات. تهران: انتشارات راشا.

    -مرادیان، محسن(1394). شناخت و ارزيابي تهديدات نظامی آينده در حوزه ماموريت آجا. تهران: مرکز مطالعات راهبردی آجا.

    -مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(1383). جنگ نامتقارن. تهران: دانشگاه امام صادق.

    منابع بیشتر برای مطالعه:

    -افتخاری، اصغر(1390). برآورد تهدید؛ رویکردی نظام واره. تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی.

    -ره پیك، سیامك(1378). نظریه امنیت در ج. ا. ا. تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی.

    -مرادیان، محسن(1392). مبانی نظری امنیت. تهران: دانشکده علوم و فنون فارابی.

    -مرادیان، محسن(1389).امنیت خارجی (شاخص­ها و سنجه­ها). تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی.

    -مرادیان، محسن(1387).شاخص‌های اصلی سنجش قدرت نظامی كشورها. تهران: كنگره سراسری اقتدار علمی- اقتدار ملی. 

     

     



    [1]Metz

     Technology    [2]

     

نظر شما