You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: تنگنای امنیتی

    1- معادل انگلیسی: Security Dilemma

    2- تعریف: تنگنای امنیتی، مفهومی در امنیت بین الملل میان دو بازیگر است که هر دو به دنبال امنیت هستند. زمانی که یکی از این دو، اقدامات دفاعی را برای افزایش امنیت خود در دستور کار قرار می‌دهد، بازیگر دیگر این اقدامات را بر اساس تخمین اشتباه، به‌ منزله افزایش توان برای تهاجم در نظر می‌گیرد و درنتیجه، برای افزایش توان دفاعی خود تلاش می‌کند و این مسئله تا به آنجا به پیش می رود که منجر به بروز جنگ می‌شود. رابرت جرویس[1] این الگو  را الگوی "مارپیج" جنگ می‌نامد که طی آن بازیگران با تخمین اشتباه از اقدامات دفاعی خود، وارد منازعه می‌شوند. الگوی دیگری که جرویس به آن اشاره می‌کند مربوط به تخمین اشتباه در مورد نیت هجومی بازیگران است. در این الگو، بازیگری که توان مقابله با تهاجم بازیگر دیگر را دارد، با در نظر نگرفتن نیات تهاجمی بازیگر اول، از اقدامات توازن بخش صرف‌نظر کرده و درنتیجه، بازیگر اول فرصت کافی برای تجمیع قوا و ورود به جنگ را به دست می‌آورد. الگوی جنگ اول جهانی، در نظر جرویس بارزترین شاهد در این مورد است(جرویس،1383 : 327-293).         

     «تنگنای امنیتی یا دوراهی امنیت، وضعیتی است که در آن تلاش­های هر دولت برای افزایش امنیت به شکل تناقض­آمیزی موجب کاهش امنیت دولت دیگر خواهد شد. در این وضعیت، هر دو بازیگر با آنکه ممکن است قصد تهدید طرف مقابل را نداشته باشند، خود را در کلافی از خصومت در حال افزایش گرفتار می­یابند. در این میان، شدت تنگنای امنیت به عواملی چون میزان اعتماد و میزان عدم قطعیت (دفاع یا تهاجم) بستگی دارد.

     متن:

    مفهوم تنگنای امنیتی

    وضعیتی که تلاش‌های یک دولت برای افزایش امنیت خود به شکل تناقض‌آمیزی موجب کاهش امنیت دولت‌های دیگر می‌شود، تنگنای امنیت خوانده شده است. جان هرتز[2] پایه‌گذار این ایده می‌گوید: «این مفهوم یک باور ساختاری است که در آن تلاش‌هایی که کشورها برای تقویت امنیت خود انجام می‌دهند یک اقدام دفاعی تفسیر شده، ولی اقدامات مشابه از سوی دیگر کشورها به‌صورت بالقوه تهدیدآمیز قلمداد می‌شود» (عبداله خانی،  1382: 72).

     هرتز معتقد بود «این مفهوم اندیشه ای ساختاری است که در آن دولت ها با اقدامات فردی(خودیاری) سعی می کنند نیازهای امنیتی خود را برطرف کنند؛ صرف نظر از اینکه چه اقداماتی احتمالاً سبب افزایش ناامنی دیگران می شود. هر یک از بازیگران اقدامات خود را دفاعی قلمداد می کند و اقدامات حریف را بالقوه تهدید آمیز می­بیند.» براساس این دیدگاه، در محیط خودیاری مانند نظام بین المللی، دولت ها با یک «عدم قطعیت غیر قابل حل» درباره افزایش آمادگی نظامی کشور ها روبه رو خواهند بود.

      این سوال همیشه وجود خواهد داشت که آیا ساز و برگ نظامی تدارک دیده شده فقط برای دفاع از خود طراحی شده ، یا بخشی از یک برنامه تهاجمی است؟ از آنجا که عدم قطعیت غیر قابل حل است، احتمالاً کشور ها نسبت به یکدیگر همواره شک و تردید خواهند داشت. اگر شک و تردید ها متقابل باشد ممکن است چرخه فعال «عمل- عکس العمل» ایجاد شود، که نگرانی های هر دو طرف را افزایش خواهد داد. ناامنی، سبب بروز ناامنی بیشتر می شود و خطر بروز جنگ نیز همواره وجود خواهد داشت؛ بنابراین، ریشه های تنگنای امنیتی، عدم اطمینان و ترس است.

     حتی زمانی که تصور می شود کشورها هدف های خیرخواهانه ای دارند، همواره بیم آن می رود که این هدف ها تغییر کند. اعتماد بیش از حد سبب می شود احتمال سواستفاده از کشور افزایش پیدا کند که پیامد های فاجعه باری می تواند داشته باشد. به نظر باترفیلد[3] این ترس دائمی، سبب شکل گیری تراژدی وحشتناکی می شود که بر روابط بین الملل تاثیر منفی خواهد گذاشت.

      نظام مبتنی بر خودیاری، چرخه ای از رقابت را ایجاد می­کند که هدف آن افزایش امنیت هر کشور است؛ اما در کل سبب ناامنی می­شود که این مسئله، معمای مشهور امنیت را شکل می دهد.

     در دهه ۱۹۶۰ با بحران موشکی کوبا، که نقش یک عامل تسریع کننده را داشت، به نحو فزاینده ای آشکار شد که «معمای امنیت» لزوماً بازی با حاصل جمع صفر (برد- باخت) نیست؛ بلکه می توان با راهبرد های مبتنی بر همکاری بر آن غلبه کرد.

    نظریه های تنگنای امنیتی

    مسئله دوراهی یا تنگنای امنیتی، به عنوان یکی از عوامل بروز ناامنی و غلبه آن بر امنیت، از سوی واقع گرایان مطرح شده است. رفع و حذف تنگنای امنیتی، همان طور که جرویس بیان داشت، غیرممکن است؛ اما می توان آن را کاهش داد.

     واقع گرایان معتقدند دو اصل خودیاری[4] و عدم قطعیت، بازیگران را در خصوص قدرتمند شدن و آمادگی افزون‌تر نظامی دیگران دچار شک و نگرانی می‌کند و این تردید و نگرانی دوجانبه، احتمال ایجاد یک چرخه عمل و عکس‌العمل را تشدید می کند که نتیجه آن نیز ناامنی بیشتر است. آنان معتقدند تنگنای امنیتی در صورتي‌که با دیپلماسی و مهارت سیاسی مدیریت نشود، موجب بروز منازعه مسلحانه خواهد شد.

     سه عامل اساسی موجب وخیم یا بحرانی‌شدن تنگنای امنیتی خواهد شد. این سه عامل عبارت اند از:

    تحلیل بدترین وضعیت؛

    سلطه تفکر تهاجمی؛

    عوامل ادراکی و ذهنی.

     تحلیل بدترین وضعیت،[5] به معنای آن است که در خصوص نیت و توانمندی دشمنان بالقوه یا بالفعل، بدترین طرح نامه(سناریو) را در نظر بگیریم. جهل، نادانی و ناتوانی نظام‌های اطلاعاتی از عوامل اصلی شکل گیری طرح نامه ی بدترین وضعیت است. سلطه تفکر تهاجمی، یعنی این که بازیگران به‌طور متقابل معتقد باشند بهترین شکل دفاع، آمادگی برای حمله است. چنین رویکردی علاوه بر افزایش رقابت تسلیحاتی، منجر به کاهش اعتماد و افزایش سوءظن خواهد شد. عوامل ادراکی و ذهنی، به‌عنوان آخرین و بنیادی‌ترین عامل تنگنای امنیتی، به معنای آن است که برخی دولت‌ها اعمال و نیت های دیگران را جنگ‌طلبانه می‌دانند، در حالی‌که همواره اعمال و نیت های خود را معقول و صلح‌طلبانه معرفی می‌کنند و همین عامل باعث فقدان درک متقابل می شود (عبداله خانی،1382: 84- 80).

     از نظر واقع گرایی کلاسیک، هدف دولتمرد مصلحت اندیش باید تخفیف آثار تنگنای امنیت باشد تا خطر جنگ کاهش یابد؛ هرچند می داند که در نظام بین الملل ، از بین بردن کامل خطر جنگ ممکن نیست. هرتز در همین خصوص می گوید: "خاندان ها و قبایل ممکن است در روابط داخلی خود به منظور مقابله با سایر خاندان­ها و قبایل بر بازی قدرت غلبه کنند. گروه­های بزرگ­تر ممکن است برای رویارویی با اتحاد سایر طبقات بر بازی قدرت غلبه کنند و کل ملت ممکن است برای رویارویی با ملل دیگر، تضادهای داخلی خود را حل کنند؛ اما سرانجام، در جایی دیگر تضادهای ناشی از تنگنای امنیت، بین واحدهای سیاسی قدرت ظهور خواهند یافت". از سوی دیگر، آرنولد ولفرز[6] استدلال می کند که با متقاعد کردن افرادی که ممکن است احساس کنند در معرض تهدید قرار دارند و با اجتناب از حرکت های ناگهانی و افراطی و اعمال تعادل و خویشتن داری بیشتر می توان تنگنای امنیت را در محدوده قابل کنترل نگاه داشت (طیب، ۱۳۸۰: 38).

        در تنگنای امنیتی، دولت­های رقیب ممکن است به اقداماتی روی آورند که برای دولت­های دیگر نا امنی ایجاد کند؛ مثل ایجاد پایگاه نظامی کشور ثالث در مرزهای دولت های دیگر. فرق تنگنای امنیتی با معمای امنیت در این است که در معمای امنیت، اقدامات دولت رقیب برای سایر دولت ها به اقدامات ناامن کننده تعبیر می­شود و  منجربه رقابت تسلیحاتی و افزایش قدرت نظامی خواهد شد؛ اما در تنگنای امنیتی، دولت­های رقیب عملا اقدامی انجام می دهند که برای دولت های منطقه ناامنی ایجاد خواهد کرد؛ مثل دعوت از یک نیروی بیگانه در منطقه برای حفظ امنیت یک کشور.

    جمهوری اسلامی ایران و تنگنای امنیتی غرب آسیا

    در نگاه جمهوری اسلامی ایران، عامل ایجاد تنگنای امنیتی غرب آسیا از دو بعد قابل بررسی است. بعد اول، حضور و مداخله کشورهای استعماری و استکباری در منطقه است؛ حضوری که دامنه اختلاف های مذاهب اسلامی و همچنین اختلاف های قومی را از بعد نرم افزاری( از طریق رسانه های عمومی) و سخت افزاری (با تجهیز سلاح و تجهیزات نظامی)، گسترده و عمیق کرده است. اقدام هایی که موضوع فلسطین را به حاشیه رانده و راهبرد رژیم اشغالگر قدس(اسرائیل) در تجزیه و تبدیل کشورهای بزرگ غرب آسیا به کشورهای کوچک و ضعیف را به پیش می برد. به همین دلیل است که مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه آمریکایی ها با اصل اسلام مخالف هستند و نباید فریب اظهارات آنان را در حمایت از برخی فرقه ها خورد می فرمایند: «اظهارات رییس جمهور قبلی آمریکا بعد از ماجرای یازده سپتامبر که سخن از جنگ صلیبی بر زبان آورد، در واقع نشان دهنده جنگ دنیای استکبار با اسلام است.» اما بعد دوم، بی کفایتی و خیانت سران کشورهای به ظاهر مسلمان غرب آسیا است. اذعان، آموس یادلین[7] رییس پیشین اطلاعات ارتش اسرائیل به همکاری بین عربستان و این رژیم علیه تهدیدات ایران، نامه صمیمانه محمد مرسی به شیمون پرز در اوج شروع بیداری اسلامی در مصر، اعتراف شیمون پرز مبنی بر اینکه «عربستان امروز، اسرائیل را تهدیدی برای بقای خود نمی بیند، بلکه از بنیادگرایی اسلامی واهمه دارد» و سرکوب مردم بحرین توسط رژیم آل خلیفه و موارد متعدد دیگر، در این بعد از تحلیل قرار می گیرند. دراین باره مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه اکنون نوبت دنیای اسلام است تا در جهت پایه ریزی شالوده تمدن نوین اسلامی گام بردارد می فرمایند: "برای رسیدن به این هدف، امیدی به سیاستمداران دنیای اسلام نیست و باید علمای دین و روشنفکران راستین که قبله آن ها غرب نیست، اقدام به روشنگری در میان امت اسلامی کنند و بدانند که برپایی این تمدن، امکان پذیر است" . در جایگاه مقابله با این دو بعد از مشکل تنگنای امنیتی غرب آسیا، جمهوری اسلامی ایران ترکیبی از عوامل مادی و ذهنی را مدنظر قرار داد. در بعد مادی، توجه جدی به تقویت زمینه های اقتصادی از طریق معیار های اقتصاد مقاومتی و استحکام سایر ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مدنظر است؛ معیارهایی از قدرتمند شدن که وابستگی های اساسی به خارج را کاهش می دهد. در بعد ذهنی نیز، تلاش نخبگان در تغییر ذهنیت غلط برخی از مردم منطقه از جنگ شیعه و سنی در دنیای اسلام است. تصوری که از سوی رسانه های مورد حمایت عربستان با عنوان تلاش ایران شیعی برای بازیابی قلمرو  دوران صفوی و بالاتر از آن بازیابی قلمرو امپراتوری پارس مطرح شده است؛ از این رو، تا زمانی که نگاه تقابل شدید، به خصوص از لحاظ ایدئولوژیکی، وجود داشته باشد، هرگونه تقویت امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران با برداشت های ناصحیح القا می شود.

        بنابر این، جمهوری اسلامی ایران می بایست ضمن افزایش قدرت دفاعی در حوزه   سخت ، با استفاده از منابع وحدت بخش اسلامی، بر توسعه  بیداری اسلامی در منطقه افزوده و از طریق ارتباط با علما و مردم منطقه و جهان اسلام ، نفوذ معنوی و قدرت نرم خود را تقویت کند؛ تجربه ای که درعراق و سوریه و لبنان به خوبی جواب داد و مردم این کشورها را برای مبارزه با ریشه های نفاق و گروهک های مزدور وابسته بسیج کرد و در نتیجه، افزایش قدرت ایران منجر به افزایش امنیت منطقه ای در این کشورها شد.

    واژه های کلیدی: تنگنای امنیتی، معمای امنیت، دوراهی امنیت، عوامل بروز ناامنی، اصل خودیاری، عدم قطعیت.

    فهرست منابع:

    -جرویس، رابرت (1383). دکترین دولت نومحافظه کار آمریکا. ترجمه سیداصغر کیوان حسینی. فصلنامه مطالعات بسیج. شماره25.

    -طیب، علیرضا(1380). نظریه‌هاى انتقادى در زمینه امنیت بین‌الملل. تهران: نشر نی.

    -عبداله خانی، علی(1382). نظریه‌های امنیت مقدمه‌ای بر طرح ریزی دکترین امنیت ملی. تهران: ابرارمعاصر.

     - Jervis, R. (2003) Perception and Misperception in International Politics (Princeton, N.J. : Princeton University Press, ,


    منابع برای مطالعه بیشتر:

    - افتخاری، اصغر(1384). معمای امنیت عمومی در كنكاشی بر جنبه های مختلف امنیت عمومی و پلیس- تهران : دانشگاه علوم انتظامی امین.

    - عبداله­خانی، علی(1386).رهیافت‌ها و مدل‌های امنیتی در دوران معاصر.تهران: ابرارمعاصر.

    - متقی، ابراهیم(1383). معمای سیاست خارجی و گزینه‌های مداخله‌گری آمریكا- همشهری دیپلماتیك- ۳بهمن.

    - مرادیان، محسن(1385). درآمدی بر ابعاد و مظاهر تهدیدات. تهران: انتشارات راشا.

    - مرادیان، محسن،(1389)، امنیت خارجی (شاخص ها و سنجه ها)،تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی.

    مرادیان، محسن،(1392)، مبانی نظری امنیت،تهران: دانشکده علوم و فنون فارابی.



    Jervis, Robert  1-

    2-John Hertz

    3Butterfield

    4- -Self help

    5- Worst-Case Analysis

    6-Arnold Wolfers

    Amoos adlin 7-

نظر شما