You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • امنیت     Security

    عبارت است از مصونيت و نداشتن بيم و احساس تهديد نسبت به منافع اساسي، نگاهباني از جامعه در برابر آفت ها و آسيب ها و جلوگيري از تبديل اين آفت ها و آسيب ها به تهديد و نيز مقابله با تهديدهاي موجود (1).

    فرهنگ لغات کلمه امن را، بی ترسی، اطمینان، آسایش، آرامش قلب، ضد خوف معنی کرده است. براین اعتبار، کلمه امنیت یعنی در امان بودن، ایمنی، بی ترسی، آرامش، آسودگی، امنیه یا سرباز مامور حفظ نظم و آرامش در راه ها و خارج از شهر است که امروزه ژاندارم خوانده می شود (2).

    امنيت واژه اي است عام با مفهومي بسيط  که بر موضوع آن حمل مي گردد  و در طول تاريخ با مقتضاي زمان دچار تحول شده و در حوزه عمل فرماندهي انتظامي و مبادي اطلاعاتي آن نياز به تکرار و باز تعريف دارد. در کتاب فقه سياسي آمده است: «  امنيت، از مصدر جعلي يا صناعي فارسي است به معني ايمن شدن، در امان بودن. کلمات هم خانواده آن عبارتند از: امن، امان، ايمن، ايمان، تامين. مفهوم امنيت، مرکب از چندين ارزش ملي است و اين ارزش ها عبارتند از: پاسداري از بقاي سياسي و سرزميني کشور، تضمين بقاي ارگانيک ( فيزيکي و جمعي ) مردم، ايجاد شرايط لازم براي رفاه اقتصادي، تامين و حفظ هماهنگي ميان اقوام و طوايف درون کشور. مفهوم امنيت، مصونيت از تعرض و تصرف اجباري بدون رضايت است و در مورد افراد بدان معني است که مردم هراس و بيمي نسبت به حقوق و آزادي هاي مشروع خود نداشته و به هيچ وجه حقوق آنان به مخاطره نيفتد و هيچ عاملي حقوق مشروع آنان را تهديد ننمايد (3). گاه امنيت به مفهوم حالتي که افراد در شرايط خاص نسبت به حفظ و صيانت حقوق مشروع خود احساس مي کنند نيز اطلاق مي شود که متلازم و مترادف با حالت آرامش و اطمينان در برابر اضطراب دروني است. معني مقابل امنيت، در اين صورت احساس خوف و وحشت و خطر است. بديهي است، امنيت به مفهوم عام آن که ابتدا گفته شد، شامل اين معني رواني هم خواهد شد » (4).

    ساده ترین تعریف از امنیت، نبود تهدید است. اگرتهدیدی نباشد، امنیت حاصل است. چلبی می گوید:« علقه امنیت، یکی از عناصر پنجگانه سیاست است، که مبتنی بر امنیت مالی، امنیت جانی، امنیت فکری و امنیت جمعی است. این علقه شامل: چهار بعد تسلط اقتصادی، هجوم نظامی، هجوم فرهنگی، تجزیه و اضمحلال است » (5).

    در مقاله تحول تاريخي گفتمان مفهوم امنيت: « آن را در ابعاد جامعه بدوي - گفتمان سنتي، جامعه ملي - گفتمان مدرن، جامعه جهاني - گفتمان فرا مدرن مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهد. براين اساس براي هر کدام از اين گفتمان ها مولفه هاي خاصي را تعيين و به شرح زير تبيين مي نمايد.

    جامعه بدوي - گفتمان سنتي: در اين بعد مولفه هائي مثل تعريف امنيت به حفظ بقا ء و موجوديت، طبيعت منشاء اصلي تهديد، اصالت همکاري، فرد - گروه محوري، تقدم امنيت ذهني، استقلال مفهومي امنيت تبيين مي گردند.

    جامعه ملي - گفتمان مدرن: جنگ و نزاع براي دستيابي به زمين که آشفتگي و تضعيف نظام فئودالي را به دنبال داشت زمينه ظهور شکل تازه اي از اقتدار سياسي در قالب رشد شهرها و در نهايت شکل گيري دولت مدرن را فراهم ساخت. شهر ها از نظر ماهيت با جوامع قبلي متفاوت بودند و شکل گيري آنها با ورود نيروي سياسي تازه اي در يک نظام حکومتي همراه بود که نظم جديدي را طلب مي کرد. در اين چهره از الگوي دولت مدرن، مفهوم امنيت واجد تعريف ويژگي ها و مولفه هاي: تعريف امنيت به کسب قدرت و توانائي، قدرت طلبي منشاء اصلي تهديد، اصالت رقابت و نزاع و تبعيت، دولت -  ملت محوري امنيت، امنيت عيني و ذهني، وابستگي مفهومي امنيت مي باشد.

     جامعه جهاني - گفتمان فرامدرن: تحول اساسي در دولت مدرن که زمينه ساز شکل گيري جامعه اي جديد و گفتماني متفاوت شد را نه در پيشرفت و توسعه چهره سياسي آن، در قالب برداشت هاي واقع بينانه و جهاني نگر، بلکه در چهره اخلاقي و هنجاري و در قالب برداشت آرمان گرايانه که ريشه در انديشه هاي کانت دارد بايد يافت. بر اساس زمينه هاي فکري و نمود هاي ذهني تحقق يافته يا قابل تحقق اين گفتمان مولفه هاي آن عبارتند از: تعريف امنيت به همکاري و همگرائي، دولت منشاء اصلي تهديد، اصالت همگرائي بين المللي و همکاري جهاني، انسان - جهان محوري امنيت، امنيت ذهني و زباني، استقلال مفهومي امنيت (6).

    کلید واژه ها

     امنیت، نداشتن بیم، ضدخوف، بی ترسی.

    ارجاعات:

    1 - فرهنگ اصطلاحات اطلاعاتی و امنیتی، دانشکده اطلاعات، چاپ اول، سال 1376، ص 222.

    2 مقاله نظم اجتماعي و امنيت عمومي، فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، سال، ص 47 

    3   عمید حسن، فرهنگ فارسی، امیر کبیر، چاپ سیزدهم، سال 1358، ص156.

    4 زنجانی عمید، فقه سیاسی، دانشگاه تهران،چاپ اول، سال، ص 548.

    5 چلبی محمود، جامعه شناسی نظم، نشر نی، چاپ اول، سال 1375، ص76.

    6 - خليلي، سال  1383، ص 26 - 10.

     

     

نظر شما