You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • بحران مشارکت                   Participation Crisis        

    وقتی نخبگان حاکم ، تقاضا ها و یا رفتار افراد و گروه هائی را ، نامشروع و غیر قانونی تلقی نمایند که ، خواستار مشارکت در نظام سیاسی اند ، تعارضی روی می دهد ، این تعارض را، بحران مشارکت می نامند . بحران مشارکت در شرایط متفاوتی روی می دهد (1).

    مشارکت ، به معنی شرکت کردن می­ باشد(2). مشارکت ، شرکت فعالانه انسان­هاست درحیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات. از این رو ، تشویق به مشارکت و تسهیل در فرایند تحقق آن ،همواره مورد توجه برنامه­ ریزان و مصلحان اجتماعی بوده است (3).

    اختلال در نظام کثرت­ گرا و همگرای جامعه ، باعث بروز بحران مشارکت می­گردد. لوسین پای (Lucian w.Pye) معتقد است، این بحران با استقرار دمکراسی، تحزب سیاسی و زمینه ­سازی فعالیت احزاب و گروه ­ها در زندگی سیاسی و مشارکت آن­ها در تصمیم ­گیری امور مختلف مربوط به منافع عامه، حل می ­شود (4).

     مشاركت سياسي، تركيب وصفي است كه دخالت مردم در امور سياسي يعني حكومت داري را ، معنا مي‌كند.

      مشاركت سياسي ، در پی فرايند اجتماعي شدن انسان ها و دخالت در امور مديريت سياسي كشورها وارد ادبيات سياسي نظريه پردازان دنياي سياست شد. مشاركت سياسي داراي دو تقسيم بندي يا نوع است: 1- مشاركت مستقيم؛ 2- مشاركت غيرمستقيم.

    دخالت در تعيين سرنوشت وانتخاب ونظارت بر نظام سياسي حاكم بر خود به صورت رأي دادن درچارچوب احزاب فراگير را، مي‌توان مشاركت سياسي مستقيم ناميد، همچون انتخابات مجلس و رياست جمهوري در ايران؛ اما مشاركت سياسي غيرمستقيم، راهكاري برای دخالت مردم ، در امور سياسي است؛ به طوری که در اين سيستم سياسي، فعاليت هاي حزبي اولويت اول را داراست. در اين سيستم،  نظام سياسي و دولت حاكم بر آن، برآمده از راي مستقيم و انتخاب رهبر سياسي كشور به وسيله مجلس مي‌باشد،

    در نظام جمهوري اسلامي ايران مشاركت سياسي به معناي حق دخالت مردم در تعيين سرنوشت خود با توجه به آموزه‌هاي سياسي ديني است. بر همين اساس دخالت مردم در امر تصميم‌گيري‌هاي سياسي و نظارت بر آنها با توجه به اصل اول قانون اساسي به رسميت شناخته شده است اين مشاركت مبتني بر اصول‌ قانونی، مذهبی و عرفي حاكم بر روابط اجتماعي مردم ايران، لازمۀ حفظ و انسجام نظام جمهوري اسلامي ايران است.

      مي‌توان گفت كه مشاركت سياسي هر گونه رفتار و عمل فردي است كه، هدف آن تحت تأثير قرار دادن سياست گذاري هاي عمومي يا انتخاب رهبران سياسي و يا اعمال نظر رهبران بر مردم ؛يا به طور خلاصه‌ ،حوزۀ تصميم گيري و تقاضا در بين مردم و دولت است(5) .

    بحران مشارکت،آیینة تمام­نمای رخداد تغییرسیاسی امروزین است. مفهوم کلی واژه مشارکت به دخالت در فرایند سیاسی اشاره دارد.مشارکت سیاسی عبارت است از میزان بهره­ مندی افراد جامعه از حق خود برای دخالت در مسائل و تصمیم­ گیری ­های سیاسی، که این میزان برای افراد مختلف، متفاوت است.

    حالت اصلی که در آن بحران مشارکت روی می ­دهد، حالتی است که تعداد اشخاص مشارکت­ کننده در فرایند سیاسی افزایش یابد. همراه با افزایش تعداد مشارکت­ کنندگان، انتظار می­ رود که گروه­ های جدیدی که در گذشته نه چندان دور از مشارکت سیاسی مشروع (یا نامشروع) منع شده­ اند، به مشارکت پذیرفته شوند. در نهایت به دلیل پذیرش بی ­قاعدة تمامی گروه­ ها به مشارکت تقریباً برابر، بحران مشارکت وسیع و کنترل ناشدنی روی می­ دهد. بحران مشارکت عموماً در شکل رشد احزاب و جنبش­ های توده­ای و نیز در سیاسی شدن کاست و گروه­ های قومی یا در اعتصابات و حتی در تظاهرات از نوع حمایت سیاسی، خود را نشان می ­دهد (6).

    واژه­ های کلیدی:

     مشارکت، مشارکت سیاسی، احزاب، دمکراسی، بحران مشروعیت.

    ارجاعات:

    1- پای لوسین دبلیو، بحران ها و توالی ها در توسعه سیاسی ، پژوهشکده مطالعات سیاسی ، چاپ اول ف سال 1380 ، ص 280

    2- معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: نشر سرایش؛ 1383. صفحه 981.

    3-  ساروخانی، باقر. درآمدی بر دایرة­المعارف علوم اجتماعی. تهران: انتشارات کیهان. 1380،ص 54 ، 6.  

    4-  کاظمی، علی­اصغر، بحران نوگرایی وفرهنگ سیاسی درایران معاصر،تهران: نشرقومس؛ 1382 ،ص60 و 58.

    5-  عبدالرحمن عالم؛ بنيادهاي علم سياست، تهران، نشر ني، 1380، ص 234 .

    6-بایندر، لئونارد. بحران توسعة سیاسی. ترجمه خواجه سروری. فصلنامه مطالعات راهبردی. 1377. شماره

        2-1. پژوهشکده مطالعات راهبردی. صفحات 238 و 237.

    منابع بیشتر:

    1- پورسعید، فرزاد. فرهنگ توصیفی اصطلاحات امنیت. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ 1393. صفحات 65- 63.   

    2- نوروزی، محمدتقی. فرهنگ دفاعی و امنیتی. تهران: انتشارات سنا؛ 1385. صفحه 171.

نظر شما