You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • تنش زدایی       Detente

    تنش زدایی، عبارت است از کم کردن تشنج، کشمکش و تنیدگی میان فرد با خودش، فرد با دیگری، دیگران با دولت و دولت ها با یکدیگر. بنابراین سطوح تنش زدایی از مفهومی درون فردی تا بالاترین سطح بین المللی قابل امتداد است، که در مورد آخر برخی اندیشمندان مانند «دلماس» (1) آن را همزیستی مسالمت آمیز میان دولت ها (در حوزۀ سیاسی) نیز خوانده اند (2). این مفهوم در حوزۀ فنی و مهندسی به ویژه در مهندسی مواد و متالورژی هم کاربرد دارد.

    با این وصف در حوزۀ پلیسی به معنای کاهش یا رفع کشمکش و تشنج درونی پلیس (به عنوان یک فرد با خودش یا) با افراد دیگر (مثلا با همکاران یا ارباب رجوع ها) تا پلیس (به عنوان یک سازمان) با سازمان های دیگر (تنش های بین سازمانی با سازمان های هم عرض یا بالاتر و پایین تر) قابل تسری است. برای نمونه، در مورد آخر، هنگامی که سازمان پلیس برای حفظ نظم و امنیت (در داخل شهر یا در مرزها) با سازمان های دیگر مانند شهرداری، وزارت راه و شهرسازی، وزارت کشور و قوۀ قضائیه،  وزارت خارجه و اطلاعات (به سبب حوزۀ اختیارات، وظایف و ماموریتها) دچار سوء تفاهمها و کشمکش هایی می شود، سپس با مذاکرات و نشست هایی برای رفع آن تلاش میکند، از این دست است.

    در فرهنگ سازماني پليس، داوطلبان تازه وارد پس از چند صباحي با ملاحظۀ  وضعیت ساختاري سازمان، در مي يابند كه بايد تمامي سعي و تلاش های خود را نه براي تغيير دادن فرهنگ سازماني پلیس، بلكه تغيير دادن اخلاق و باورهاي قبلي خود، که از قضا برایشان بسیار اهمیت دارد، به كار بندند. چنین اوضاعی به بروز تنش های درونی داوطلبان جدید و گاه انصراف از خدمت پلیسی می انجامد.

    در عین حال تحقیقات "گلدشتاين" نشان میدهد که افسران پليس قديميتر كه سال هاي زيادتري را در اين سازمان خدمت كردهاند، معمولاً کمتر دچار تنش می شوند تا افسران جوانتر. زیرا آنها دریافته اند، سنت و قواعد پليسي بسيار سخت و مقاوماند و بدين سبب اغلب افسران پليس قدیمیتر نه فقط هرگونه تغييرات را در خود، که تغییرات پيشنهادي در برنامهها و فرهنگ سازماني خود را فوق العاده تهديدآميز ميپندارند (3).

    پژوهش «سري واستاوا» كه با عنوان «حرفه اي گرايي در سازمان پليس هند» و به درخواست «كمسيون ملي – انتظامي پليس» اين كشور صورت گرفت، نشان داد كه تا چه اندازه فرهنگ سازماني پليس اين كشور در مقابل اتخاذ راهبرد جديد سازمان پليس (حرفه اي گرايي پليس) مقاومت كرد. او دريافت با آنكه تغييرات زيادي در حوزه هاي سياسي و اجتماعي جامعۀ هند به وقوع پيوسته، هنوز روشها و ارزش هاي سنتي پليس هند مصرانه به حيات خود ادامه ميدهند و اغلب، هرگونه نوآوري را سركوب ميكنند (4).

    سازمان های پليسی داراي نوعي سخت گيري رسمی و در عین حال پنهانیاند كه كمتر مي توان رفتارهاي تعريف نشده و نوآورانه در آن ديد. سخت گيري و محکم بودن، نخستين چيزي است كه به داوطلبان ورود به حرفه پليسي آموخته ميشود (5). داوطلبان از بدو ورودشان به سازمان پليس نه تنها از نزديك به وسيله تمرين های  جسماني شبانه روزي و بيخوابي ها، بلكه بوسيله امور ديگري چون دوري از خانه، خانواده، و دوستان با مفهوم سخت گيري آشنا مي شوند. تمامي اين سخت گيري ها براي آن است كه در اين سازمان اعضا دائماً" با موقعيت هاي سخت و بالقوه مرگباري كه ديگران قادر به درك آن نيستند (6) ، روبه رويند. برخي بر اين باورند كه اين سخت گيريها تا اندازهاي كمك مي كند تا اعضا تحت هر شرايطي در كنار يكديگر و براي همديگر باشند، برخی دیگر آن را عامل اساسی تنشهای درونی افسران میدانند.

    براي درك كنشهاي گاه تعارض آميز و تنش زای ماموران پليس، توجه به باورهاي مشترك غير رسمي اعضا كه طي تعاملات درون سازماني آموخته، سپس در فرايند اجتماعی‌شدن و درونی‌سازی (7) از طريق برونی‌سازی (8)

    به فرهنگ سازماني بدل ميشود، ضروري است. به باور بيشتر مأموران، كار پليسي اكثراً ناخوشايند و كمتر رضايت بخش است؛ زیرا كه آنان مجبورند هميشه با افرادي درگير شوند، كه اعمال مجرمانه و ضد اجتماعي دارند. سروكله زدن با اين گونه افراد گاه زندگي شخصي و خانوادگي پليس را در بهترين اوضاع دچار فشارها، تنش ها و اضطراب هاي شديدي مي-سازد (9).

    افسران پليس مسئوليت سنگيني را برای انجام وظايف خود به دوش دارند. آنان بسياري از مواقع كنترل اندكي بر اساس نوع مأموريتها بر موقعيتها دارند؛ زيرا اجراي قانون به خوديِ خود با تنشهاي فراوان همراه است. تمامي داوطلبان افسري پليس پس از پوشيدن لباس نظامي، مي آموزند كه بسياري از عادات وارهها، الگوهای رفتاری و تمايلات شخصي گذشته را كناري نهند و با جامعه پذيري دوباره، وضعیت جدید را (ولو نه خیلی عمیق) جايگزين وضعیت قبلي کنند(10) .

    تجربۀ  زیستن در چنین اوضاعی گاه بروز تنشهای درونی و تنش با همکاران و مردم را برای پلیسها اجتناب ناپذیر می سازد. حل چنین تنش های درونی و بیرونی، که ما آن را تنش زدایی می خوانیم، اگر چه بسیار سخت، اما امکان پذیر است. مانند تنش زدایی از طریق انواع آموزش های فردی، اجتماعی، مذهبی و غیره.

    تمامی موارد یادشده در بالا، که به نوعی توضیح تنش های موجود در سازمان پلیس و عوامل ایجاد کننده و برانگیزاننده آن بود، نیازمند بذل توجه از چند جنبه است: نخست این که تنش فردی و روانی پلیسها، خود محصول و فرآوردۀ جامعه، محیط زندگی و البته  اوضاع سازمانی پلیسهاست، و نه تنها شخص پلیس به عنوان یک فرد. دوم، هر یک از تنش های فوق نیازمند توجه در همۀ سطوح فردی، سازمانی و اجتماعی است؛ زیرا تنش زدایی فقط به وسیله خود پلیس ها یا با کمک روان شناسها به هیچ وجه امکان پذیر نیست، اگر هم باشد، پس از قرار گرفتن پلیس در سازمان قبلی و جامعه، دوباره ظهور خواهد کرد. از این رو ما برای کاهش و از میان برداشتن تنش های فوق نیازمند تلفیقی از روش های متکی به فرد، سازمان و جامعه هستیم. 

    کلید واژه ها

     تنش زدایی، تشنج، کشمکش، پلیس.

    ارجاعات

    1- Claude  Delmas

    2- دلماس، کلود. همزیستی مسالمت آمیز. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368.

    3- ميلر، ليندا اس. و  كارون ام هس. پليس در اجتماع. محمدرضا كلهر. تهران: دانشگاه علوم انتظامي، ميلر و هس، 1381،صص 86 و 107.

    4- سري واستاوا. س.پ. حرفه گرايي پليس. اداره اطلاع رساني پليس بين الملل ناجا. فصلنامۀ دانش انتظامي، شماره يك، بهار، 144،ص1379. نمونههایي از اين گونه مقاومتها در سازمان پليس ايران در خصوص «ورود و استخدام دانشجويان فارغ التحصيل ساير دانشگاهها يا فراگير»، «ادغام سه سازمان انتظامي و امنيتي يعني شهرباني، ژاندارمري و كميته انقلاب اسلامي با عنوان نيروي انتظامي» و «استخدام پليس زن» ميتوان مشاهده كرد.

    5- بنت، وين دبليو و ، كارن. ام هس. انضباط و رفتار مسئله ساز. عبدالله مجيدي. فصلنامۀ دانش انتظامي. سال سوم، شماره دوم، 1380، صص160-177.// بنت، وين دبليو و ، كارن. ام هس پليس و تنش(قسمت اول و دوم)  اکبر استركي و تورج ريحاني. فصلنامۀ دانش انتظامي. سال سوم، شماره سوم، صص160- 188. و شماره چهارم.صص167- 201.//بنت، وين دبليو و ، كارن. ام هس. تعارض: امري اجتناب ناپذير در سازمان پليس(قسمت اول و دوم). فصلنامۀ دانش انتظامي. سال پنجم، شماره چهارم، 1380، صص98- 124. و شماره سوم، صص 140- 157.

    6- ميلر، ليندا اس. و ، كارون ام هس. صص 271 و 111 و 112.

    7- Internalization

    8-Externalization

    9- ميلر، ليندا اس. و كارون ام هس. 1382.

    10- تاي بولت، ادوارد ا. و لينچ، لورنس ام. و مك برايد، بروس. مديريت پليس بر اساس پيشگيري از جرم. تهران: اداره كل پژوهش و تاليفات ناجا، 1376، ص44.

نظر شما