You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: کارکردپلیس

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Police Function

    2. تعریف

    کارکرد [ک َ / ک ِ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) در لغتنامۀ دهخدا، کار کردن و عمل؛ رفتار و البته در برخی موارد نیز بازده، راندمان، عملکرد، محصول معنا شده است (دهخدا، ذیل کارکرد).

     

     

    در تعریف تخصصی جامعه‌شناسی، این مفهوم از واژه فانکشن  که خود مفهومی شناخته شده در جامعه‌شناسی (Functionalism) است، اخذ شده است. محوری‌ترین مفهوم در نظریۀ کارکردگرایی واژۀ کارکرد می‌باشد که به معنای نتیجه و اثری است که انطباق یا سازگاری یک ساختار معین یا اجزای آن را با شرایط لازم محیط فراهم می‌کند (اسکیدمور ، 1371: 158). بنابراین، معنای کارکرد در منطق کارکردگرایی، اثر یا پیامدی است که یک پدیده (در اینجا پلیس) در ثبات، بقا و انسجام نظام اجتماعی (کلیت جامعه) دارد. به بیان دیگر کارکردگرایی هر پدیده یا نهاد اجتماعی (در اینجا سازمان پلیس) را از نظر روابط آن با تمامی جامعه (که آن پدیده یا نهاد جزئی از آن است) مورد شناخت قرار می‌دهد (توسلی، 1372:421).

    ب) متن

    کارکردگرایی اساساً می‌کوشد تا هر نهادِ مشخصِ اجتماعی و فرهنگی را در قالب پیامدهایی که برای جامعه، به‌مثابه یک کل دارد، تبیین کند (بنابراین، کارکردگرایی بدیلی است برای تبیین‌های تاریخیِ ظهورِ نهادها یا جوامع گوناگون). تبیین کارکردگرایانه بر این فرض استوار است که همه نهادها، در شکل مطلوبشان، در حفظ ثبات جامعه در نتیجه، بازتولید جامعه از نسلی به نسلی بعد سهیم هستند (راین ، 1367: 120).

    کارکردگرایان به‌طورکلی جامعه را نظامی واجد نظم و ترتیب می‌دانند. این دیدگاه مبتنی بر تمثیل ارگانیک بین جامعه و ارگانیسم است. از این منظر جامعه یک سیستم متشکل از اعضا و اجزای بی‌شماری است که هر یک باید کارکردهایی خاص را برای بقای کلی سیستم و دیگر اجزا و اعضای آن انجام دهد و نظم اجتماعی پدیده‌ای است که کارکردهای اعضای مختلف این سیستم را بهصورت مرتب و در سلسله مراتبی خاص به هم پیوند می‌دهد. کارکردگرایان بر این باورند که اجزای سازنده یک جامعه، نهادهایی چون نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام خانواده، مذهب و سازمان‌های آموزشی و پرورشی‌اند که بدون کارکردهای ضروری و منظم آنها، جامعه‌ای وجود نخواهد داشت و نتیجه فقدان یا اختلال این اجزا، به خطر افتادن حیات و بقای کل سیستم اجتماعی است. به‌طورکلی دیدگاه عمومی کارکردگرایی بر این استوار است که جامعه مانند یک ارگان زیستی بزرگ است که اعضا و جوارح مختلف آن هر کدام وظیفه و کار معینی انجام می‌دهد که دربارۀ کار و وظیفه سایر اعضا و اجزا به کل بدن کمک می‌کند و وظایف هر کدام بهنوبه خود ضروری و اجتناب‌ناپذیر است، چرا که به کلیت نظام و حفظ آن کمک می‌کند (ریتزر ، 1380: 218).

     


     

    کارکرد پلیس در طول تاریخ حیات خود از وضعیت یکسانی برخوردار نبوده و هم اکنون نیز پلیس‌ها در کشورهای گوناگون بعضاً کارکرد یکسانی ندارند. این امر تا حد زیادی وابسته به نوع رژیم سیاسی، ارزش‌ها، هنجارها، تهدیدها و قوانین حاکم بر هر کشور است (رجبیپور، 113:1387). مفهوم کارکرد پلیس در واقع همان اثر و نتیجه‌ای است که پلیس از خود در جامعه برجای می‌گذارد که این اثر به صورتهای گوناگون در همۀ زمینه‌ها قابل مشاهده است (هرناندو ، 1380: 89). بهطور مثال، در ایران یکی از کارکردهای پلیس به استناد بند «د» مادۀ 8 قانون استخدامی ناجا، پیشگیری از جرم است (درویش، 1386: 120). نیروی پلیس دارای کارکردهای مختلفی است. از منظر جامعه، پلیس سازمانی برای حل مشکلات بشری، حراست و نگهبانی از امنیّت، برقراری نظم و مجازات متخلفان است. دستگیری متخلفان و قانون-شکنان، ارائه خدمات اجتماعی و امنیّتی مثل: برقراری نظم در رفت و آمد شهری و حضور بهموقع در مواقع بروز خطر در سطح شهر نیز اجزای تعریف جرم شناسان از کارکرد پلیس را تشکیل می‌دهد (منینگ ، 2018: 469).

     

     

    همچنین از نگاه دولتگرایان (که در واقع متضاد آنارشیسم و معتقد به کنترل حوزه اجتماعی و سیاسی است)، کارکردپلیس جلوۀ اقتدار یک نظام سیاسی و مرجعیت و استقلال آن در عرصۀ جامعه هست (لوی ، 2006؛ شاکری، 1380: 41). از یک چشمانداز دیگر، پلیس دستگاهی است که کارکرد آن ایجاد شرایط برای همکاری میان دولت و حوزۀ عمومی است؛ بنابراین پلیس، نقشی مضاعف دارد، زیرا از یک سو نیروی دولتی اجبارآمیز است که قدرت مشروع اجبار فیزیکی را بهصورت قانونی در اختیار دارد و از سوی دیگر یک نیروی مدنی است که هیچ فاصله‌ای میان او و مردم از این حیث وجود ندارد (روحانی، 1380: 55).

    پلیس باید دارای صفات کارآمدی، تکاملگرایی، سریع و بههنگام بودن، داشتن روحیه، مقتدر بودن، قاطعیت داشتن، هوشمند و پیچیده بودن، برقرارکننده امنیّت اخلاقی در جامعه، شناسایی متخلفان و دشمنان و برخورد با آنها، مبارزه با ناامنی و فساد و مقابله با نفوذ فرهنگی و اخلاقی دشمن باشد (پازوکیان، 1384: 47). در همین راستا، پلیس با طیفی از مداخلات پیشگیرانه اعم از: انتظامی، وضعی و اجتماعی روبروست که در بخش اجتماعی آن نیز ارتباط و تعامل با مدارس و دانشآموزان از ویژگی خاصی برخوردار است (احمدزاده و رجبی‌پور، 1387: 120). البته در اسناد تأسیس و مقررات اجرایی برخی سازمان‌های دیگر مانند قوه قضائیه، سازمان زندان‌ها و ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز پیشگیری از وقوع جرائم مرتبط با آن سازمان لحاظ شده‌اند.

    به این ترتیب می‌توان گفت کارکرد سنتی پلیس که در گذشته صرفاً در چارچوب نظام کیفری تصور و تبیین می‌شد، امروزه توسعه یافته و قلمرو جدیدی به نام پیشگیری را بهویژه از آغاز دهۀ هفتاد میلادی (زمان ظهور پلیس جامعهمحور) در برگرفته است. به این ترتیب و بر اساس این اندیشه، کارکردهای متنوع جدیدی برای نیروی پلیس تعریف شده است که از جملۀ آنها می‌توان به حمایت از قربانیان جرائم و راهنمایی و آشنا کردن آنها با حقوقشان؛ آموزش حقوق شهروندی به شهروندان با اولویت کودکان، نوجوانان و جوانان؛ اتخاذ تدابیر و انجام اقدام‌های مختلف بهمنظور پیشگیری از وقوع جرم اولیه و جلوگیری از استقرار وضعیت‌های خطرناک و جرمزا اشاره کرد. با این حال، پلیس در چارچوب کارکرد پیشگیرانۀ خود به ارائه آموزش‌های عمومی به منظور آشنا کردن شهروندان به حقوق و تکالیفشان می‌پردازد و آنها را از اینکه چگونه ممکن است بزهدیده و مورد جنایت قرار گیرند آگاه ساخته، راه‌های پیشگیری از جرائمی که احتمال دارد علیه آنها اعمال شود را آموزش می‌دهد، زیرا مجرمان هدف‌های خود را بر اساس اطلاعاتی برآورد و انتخاب می‌کنند که این اطلاعات اغلب از سوی مردم عادی نادیده گرفته می‌شوند و ناآگاهی مردم از قوانین و مقررات می‌تواند زمینه فعالیت مجرمان و بزهکاران را بیشتر کند. بههمیندلیل پلیس می‌تواند با استفاده از وسایل و ابزارهای گوناگون و به روش‌های مختلف، برنامه‌های آموزشی خاصی را برای مردم تدارک ببیند و هشدارهای لازم و مناسبی را به آنها ارائه کند. هشدار دادن، متذکر شدن و یادآوری کردن این آموزش‌ها از طرف پلیس و قبول و پذیرش هشدارها و عمل کردن به راهکارهای پلیسی از سوی مردم، همکاری و هماهنگی دو جانبه پلیس و اجتماع را پدید می‌آورد که از بهترین و مؤثرترین روش‌ها برای آموزش حقوق شهروندی و تضمین آن است (کاوه، 1391: 48).

    مسلّم است که پلیس بهعنوان یک نیروی کاملاً دولتی از حیث جایگاه و خاستگاه سازمانی است و ما جلوه‌های دولت نوین را در چهرۀ پلیس مشاهده می‌کنیم. نظم و انضباط شدید، نظام سلسلهمراتب اداری و قانونمندی از خصایص اصلی پلیس است. این خصایص چنان با شاکله پلیس عجین شده که بهنوعی از ویژگی ذاتی پلیس در آمده است. پژوهشگران دولت و جامعه هر کدام از نظرگاه خاصی پلیس را تعریف می‌کنند. برای مثال ماکس وبر  در تعریف خود از دولت به همان دستگاهی که حق استفاده انحصاری از کاربرد زور مشروع را دارد، همانند نظام پلیسی که برای ایجاد نظم و امنیّت و با تجویز قانونگذار از آن بهره می‌گیرد. کارکرهای پلیس به سه بخش اصلی خدمات اجتماعی، ایجاد نظم وکنترل جرائم تقسیم می‌شود (هانتینگتون ، 1375: 114). این سه بخش، سه سبک عملیات پلیسی قانونی، نظارت وخدماتی را نشان می‌دهند. اولویت هر یک از آنها نشانۀ رویکرد پلیس به امنیّت انتظامی باتوجه به شرایط مختلف کشورهاست. پلیسی که بر موضوع خدمات اجتماعی بیشتر متمرکز شده است، نشاندهندۀ آسودگی خاطر یا مسئله نبودن جرائم در آن کشور است.

    در مقولۀ ایجاد نظم، مباحث امنیّت درونشهری، امنیّت برونشهری، کنترل مراکز حساس، امنیّت مرزها و ضابطین قضایی اولویت می‌یابد. در بخش کنترل جرائم، مبارزه بامفاسد اجتماعی، قاچاق و مواد مخدر در اولویت است. مهم‌ترین وظیفۀ پلیس در این خصوص، اعمال قانون و دستگیری مجرمان است (روبرگ و همکاران، 1398: 99). اگرچه پلیس یک سازمان دولتی است که کارکردش برقراری و حفظ امنیّت عمومی، اجرای مقررات ونظارت اجتماعی، پیشگیری از وقوع جرم، تعقیب و کشف جرم، مبارزه با بزهکار، حمایت از بزهدیده و بهطورکلی حفاظت از جان و مال و ناموس و شرافت مردم طبق قانون است، اما مطالعات نشان می‌دهد آمار قابلتوجهی از فعالیت‌های پلیسی به ایفای کارکردهایی مربوط می‌شود که به کنترل پدیدۀ مجرمانه ارتباطی ندارد (رینر ، 1380: 98). برای نمونه، میانجی‌گری و واکنش به درخواست‌های فوری از جملۀ این موارد هستند (روبرگ و همکاران ، 1398: 273). پاسخ‌گویی به برخی درخواست‌های کمک در موارد خشونت خانگی نیز در این گروه از واکنش‌های پلیس قرار می‌گیرد (میلر و براسول و وایتهد ، 1391). از آنجاکه عده‌ای معتقدند در جوامع امروزی، پلیس به یکی از ارکان کاهش خطر در جامعه تبدیل شده است، به این ترتیب می‌توان از پلیس انتظار داشت که با عملکرد خود، خطر وقوع خشونت خانگی علیه زنان و کودکان را نیز تا حدودی کاهش دهد (حسامی، 1384: 258). اما از میان کارکردهای پلیس، کارکردی که بیشتر به موضوع آموزش حقوق شهروندی ارتباط پیدا می‌کند، وظیفه پیشگیری از وقوع جرم است. در واقع موضوع نقش پلیس در آموزش حقوق شهروندی بهطور عمده در چارچوب وظیفه پیشگیری از وقوع جرم قابل تصور است؛ وظیفه‌ای که امروزه مورد توجه متخصصان علم جرمشناسی است (خرازی، 1387: 118).

    کلیدواژه‌ها: پلیس، نظم و امنیّت، کارکرد پلیس، پیشگیری از جرم، خدمات اجتماعی، کنترل جرائم، ایجاد نظم.

    منابع

    - احمدزاده، محمد و علی رجبیپور (1387). انتظامبخشی و مهار اجتماعی، مجموعه مقالات، تهران: معاونت اجتماعی وزارت کشور.

    - اسکیدمور، ویلیام (1372) تفکر نظری در جامعه‌شناسی، گروه مترجمان، تهران: نشر سفیر.

    - پازوکیان، علی (1384). پلیس جامعه محور و امنیّت عمومی، مجموعه مقالات، تهران: معاونت اجتماعی وزارت کشور.

    -  توسلی، غلامعباس (1385). نظریه‌های جامعه‌شناسی، تهران: سمت.

    - حسامی، احمد (؟). امنیّت ملی به ابعاد نظری و راهبردهای علمی، در مجموعه مقالاتی پیرامون امنیّت ملی و نقش نیروی انتظامی، تهران: سازمان عقیدتی سیاسی ناجا دفتر سیاسی.

    - خرازی، علی (1387). انتظامبخشی و مهار اجتماعی، مجموعه مقالات، تهران: معاونت اجتماعی وزارت کشور.

    - درویش، احمدرضا (1386). تاریخچه پلیس ایران، تهران: معاونت آموزش ناجا.

    - دهخدا، علی اکبر (1377). لغتنامه، تهران: دانشگاه تهران.

    -  راین، آلن (1367). فلسفه علوم اجتماعی، ترجمۀ عبدالکریم سروش، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

    - رجبیپور، احمد (1387). پلیس جامعهمحور، تهران: معاونت آموزش ناجا.

    - روبرگ، روی و کنث نوواک و گری کردنر و برد سمیث (1397). پلیس و جامعه، ترجمۀ هاشمی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    - روحانی، حسن (1380). «امنیّت عمومی، امنیّت ملی و چالش‌های فرارو»، فصلنامۀ راهبرد، سال سوم، شمارۀ 20.صص 154-167.

    - ریتزر، جورج (1380). نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.

    - شاکری، رضا (1381) امنیّت اجتماعی وآسیب‌های اجتماعی، مجموعه مقالات، سمنان: دفترتحقیقات.

    - کاوه، محمد (1391). آسیبشناسی بیماری‌های اجتماعی (جلد اول)، چاپ اول، تهران: جامعه-شناسان.

    - میلر، لاری و براسول، مایکل و وایتهد، جان (1391). روابط انسانی و کار پلیس، ترجمۀ سروش بهربر، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    - هانتینگتون، ساموئل (1375). بی سازمانی سیاسی، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران: علم.

    - هرناندو گوهر (1380). جرائم شهری و روش مقابله با آن، ترجمۀ فاطمه گیوه چیان، تهران: نشرنو.

    -Levy, Jonah D (2006). The State After Statism: New State Activities in the Age of Liberalization. Cambridge, MA: Harvard University Press. p. 469. ISBN.

    -Peter K. Manning (2018) Role and Function of the Police. Reference work entry. 27 November 2018. https://doi.org/10.1007/978-1-4614-5690-2_393.

    منابع برای مطالعه بیشتر

    - اکیفی، جیمز (1387). آموزش افسران جدید پلیس، ترجمۀ عباس فرد قاسمی، تهران: معاونت آموزش ناجا.

    - معظمی، غلامعلی (1374). تحولات سازمان پلیس و نیروی انتظامی در ایران، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد دافوس، دانشگاه علوم انتظامی.

    - میرشفیعیان، سیدمهدی (1359). پلیس و اجتماع، تهران: گیتی.

    - میلر، لیندا اس. و هس، کارون ام. (1382). پلیس در اجتماع، ترجمۀ محمدرضا کلهر، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    - وروایی، اکبر (1384). پلیس جامعهمحور: مطالعه تطبیقی شیوه‌های جلب مشارکت مردمی در برقراری نظم و امنیّت اجتماعی، تهران: سازمان عقیدتی سیاسی.

     

    -Ayling J, Grabosky P, Shearing C (2008) Lengthening the arm of the law: enhancing police resources in the twenty-first century. Cambridge University Press, Cambridge.

    Banton M (1964) The policeman in the community. Tavistock, London-

    -Bittner E (1970) The functions of the police in modern society: a review of background factors, current practices, and possible role models. National Institute of Mental Health, Washington, DC.

    -Brodeur JP (2010) The policing web. Oxford University Press, New York City

     

نظر شما