You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • معادله امنیت     equation security

    تحصیل امنیت ملی برای یک کشور گاه با ایجاد ناامنی در کشور یا کشورهای دیگر برابر است؛ لذا امنیت ملی یک کشور به زیان امنیت ملی کشور یا کشورهای دیگر تأمین می گردد. اما درزمان­ های دیگر ،امنیت یک کشور مساوی امنیت درسایر کشورهاست؛ بر این مبنا، معادلۀ امنیت ملی یک معادلۀ جبری با حاصل جمع صفر خواهد بود. به عبارت روشن تر، قرار گرفتن امنیت ملی یک کشور در چهارچوب معادلۀ "حاصل جمع جبری صفری " رامعادلۀ امنیت گویند (1).

    تعاریف مختلفی از تهدید و امنیت توسط اندیشمندان ارائه شده است. برای مثال «آرنولد» امنیت را در ُبعد عینی فقدان تهدید نسبت به ارزش­ها و در جهت ذهنی فقدان ترس از اینکه چنین ارزش هایی مورد هجوم واقع شوند تعریف می کند و مکتب کپنهاک نیز امنیت را احساس رهایی از تهدید تعریف می کند و معتقد است امنیت ملی صرفاً پس از درک معقول از ماهیت تهدیدات امکان پذیر است (2).

    برژینسکی نیز در بیانی جامع که با رویکرد عملی دولت ها بیشتر منطبق است، امنیت ملی را به معنی محدود آن، یعنی امنیت نظامی صرف نمی داند و برای امنیت ملی ملاحظات بیشتری را در نظر می گیرد از جمله زمامداری سیاسی، قدرت اقتصادی، نوآوری فناورانه، حیات عقیدتی؛ و معتقد است تلاش برای رسیدن به امنیت ملی بدون عنایت به چنین ملاحظاتی چندان مؤثر نخواهد بود و احتمالاً به شکست می انجامد (3).

    معادلۀ امنیت، در ارتباط با مفهوم امنیت ملی است. تهـديدهاي امنيت ملي به تهديدهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، نظامي و زيست‌محيطي قابل تقسيم  است، که جوهرۀ همۀ آنها صيانت از کشور در قبال خطرها و تهديدهاي اساسي نسبت به سرزمين، جمعيت و نظام سياسي است.به موازات تغییر نگرش به امنیت، مفهوم معادلۀ  امنیت نیز تغییر می­یابد.گرچه اکثر این تغییرات را به دو دوره تقسیم کرده ­اند، ولی به نظر هافندرون امروز با توجه به نظم نوین جهانی می­ توان قائل به وجود سه دوره شد، که هر دوره دارای خصایص و مشخصات خاص خود است:

    1- دورة اول (1945-1700): این دوره با طرح دیدگاه ماکیاول آغاز  می­شود و شاید بتوان به آن دورة سنتی مفهوم معادله امنیت نام داد. ماکیاول می­گفت: "امنیت ما مساوی با ناامنی دشمن است و برعکس؛ یا برای داشتن صلح باید برای جنگ آماده بود". در این دوره، مفهوم معادلۀ امنیت صبغۀ نظامی دارد (4).

    2- دورة دوم (1990-1945): این دوره با رشد اقتصاد، تجارت  بین­المللی، علم،  فناوری، ارتباطات و سلاح­های پیشرفته مشخص می­شود. در این دوره، ابعاد امنیت ملی گسترده­تر شد و دیگر محدود به مسائل نظامی   نمی­ماند و از شکل نظامی به اشکال اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ارتباطی نیز تعمیم یافت. در نتیجه، معادلۀ امنیتی در این دوران به صورتی در می­آید که افزایش قدرت ملی یک کشور برای تأمین امنیت، موجب ضعف قدرت ملی کشور دیگر و در نتیجه ناامنی آن می­گردید. با اقدام مشابه سایر کشورها،این دور پیوسته ادامه یافته که خود سبب تشنج و ناامنی در جهان می ­شد.

    3- دورة سوم (1990 به بعد): این دوره با رشد سریع ارتباطات و اطلاعات و نزدیک شدن هرچه بیشتر  ملت­ها به یکدیگر  آغاز می­گردد، عصری که آن را انقلاب اطلاعات و ارتباطات می­توان نامید. در این دوره، نه مانند دورة اول ُبعد نظامی دارد و نه مانند دورة دوم ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و ... یک­جانبه دارد، بلکه به دلیل یکدست شدن جامعة جهانی، همة مسائل مانند جامعة سیاسی داخلی، به یکدیگر مرتبط و نزدیک می ­شود درنتیجه معادلۀ امنیتی بدین صورت مطرح می­ گردد که امنیت یک کشور مساوی با امنیت همۀ کشورهاست و برعکس (5). اما نباید فراموش کرد که مفهوم اصلی امنیت ملی برای بسیاری از کشورها حاکی از نیاز به حفظ استقلال و تمامیت‌ارضی، حفظ شیوۀ زندگی ملی و جلوگیری از مداخلۀ بیگانگان در امور کشور است.

    پس امنیت ملی یک کشور در درجۀ اول به معنای تأمین شرایطی است که کشور را از تعرض دیگران به استقلال سیاسی، ارزش‌های فرهنگی و رفاه اقتصادی دور نگه دارد. برطرف‌کردن عوامل ترس و ناامنی، چه داخلی و چه خارجی، ازاساسی‌ترین هدف‌های یک کشور است. همۀ دولت‌ها، اعم از بزرگ و کوچک چنین اشتغال خاطری دارند. پس امنیت، هم هدف است و هم وسیله. وسیله است برای اینکه با داشتن آن به هدف‌های دیگری مثل تأمین رفاه و آسایش مردم می‌رسیم و هدف است؛ چرا که با تأمین رفاه و آسایش مردم می‌خواهیم به امنیت برسیم و چون از دیرباز امنیت ملی با امنیت نظامی ارتباط نزدیک داشته است؛ شاید استفادۀ مکرر از نیروی نظامی برای حل اختلاف‌های بین‌المللی، منشأ چنین تصوری باشد.

     در طول تاریخ همواره قدرت نظامی در مناسبات بین کشورها نقش تعیین کننده­ای داشته است. نیروی نظامی، هم برای مقاصد دفاعی و هم برای منظورهای تهاجمی نقش اساسی دارد. قدرت نظامی، هم می‌تواند مانع حملۀ دشمن بالقوه شود و هم می‌تواند در برابر تهدید بالفعل، وسیلۀ ایستادگی باشد . اينجاست كه اهميت نوع نظام سياسي در تعيين موضوع و مصداق امنيت ملي مشخص‏مي‏شود. به طور كلي، ساخت نظام سياسي حاكم، مهم‏ترين نقش را در تعيين معادلۀ ‏امنيتي و تعريف امنيت و تفسير تهديدها ايفا مي‏ كند (6).  

    کلید واژه­ها

     معادلۀ امنیت، معادله جبری، امنیت ملی.

    ارجاعات

    1-            ها فندرون، هلگا. «معمای امنیت: نظریه پردازی و ایجاد قواعد در زمینه امنیت بین المللی.» ترجمه علیرضا طیب، مجله سیاست خارجی، تهران، سال ششم، ش 4، زمستان1371،ص172.

    2-            بوزان، باری . چارچوبی تازه برای تحلیل امنیت. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1386 ،ص 84.

    3-            کارگر، مهدی. مطالعات امنیت اجتماعی. تهران: اداره تبلیغات، 1390،ص 36.

    4- اقلیما، مصطفی.«نگرشی بر مفهوم امنیت ملی و تحولات آن.» فصلنامة مددکاری اجتماعی، سال چهارم شمارة5 ، پاییز 1388،ص16.

    5- M.Hofnung ”Democracy. Civil ibertiesandNational Security: Israel in Comparative Perspective”. University of California.2011,p156.

    6- روشندل،جلیل. امنیت ملی و نظام بین‌المللی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1374، ص 19.

     

     

نظر شما