You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: فساد در سازمان پلیس

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Police corruption

    2. تعریف

    فساد در زبان فارسی به­ معنای تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن (فرهنگ عمید: ذیل مدخل فساد) است. بر این اساس فساد پلیس مشتمل بر استفاده از اختیارات پلیسی جهت سود و منفعت شخصی و سوءاستفاده از اختیار، قماربازی، دریافت رشوه، اخاذی از دلالان مواد مخدر، فساد جنسی و... است (روبرگ و همکاران[1]، 1398: 148 و 314). در تمام موارد فوق، نوعی حمایت قوی از همتایان و همکاران برای سرپوش گذاشتن بر فعالیت‌های منحرفانه وجود داشته است. فساد پلیس نوعی رفتار نادرست پلیس است که در آن مأموران اجرای قانون به شکستن قرارداد سیاسی خود (با حکومت و شهروندان) و سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی خود می‌پردازند. این نوع فساد ممکن است یک یا گروهی از افسران را درگیر کند. فساد داخلی پلیس موجب از بین رفتن اعتماد عمومی، نقض حقوق بشر و قانون است و پیامدهای جدی دارد. فساد پلیس می‌تواند اَشکال مختلفی از قبیل رشوه‌خواری به خود بگیرد (اویکویک و همکاران[2]، 2015).

    ب) متن

    یکی از مهمترین مشکلات پیشِ­روی پلیس در کشورهای مختلف، ایفای نقش مجرمانه و ناهنجار از سوی افسران پلیس است (بیلی[3]، 1379). گزارشهای زیادی دربارۀ پلیسهایی وجود دارد که خود مجریان قانون بوده‌اند، اما به کارهای مجرمانه می‌پرداختند. برخی افسران سابق پلیس شهرهای مختلف دنیا (از کشورهای توسعه‌یافته تا جهان سومی) گزارش‌های فراوانی در خصوص فساد پلیس ارائه کرده‌اند. با این وصف مأموران پلیس از حیث آسیب‌پذیری در برابر فساد فرق می‌کنند؛ بیشتر آنها در فعالیت‌های فاسد درگیر نیستند و از نظر اخلاقی، به کارهای خود تعهد داشته و از لحاظ روان‌شناختی، قدرت انجام فعالیت غیرقانونی را ندارند. تنها درصد کمی از آنها به فعالیت‌های غیرقانونی گرایش پیدا می‌کنند (روبرگ و همکاران، 1398: 316).

    یکی از انواع فسادها، فساد در دستگاه‌های مجریه، به‌ویژه دستگاه اداری پلیس است. در جامعه­ای که میزان فساد اجتماعی بالاست، احتمال وجود فساد در دستگاه پلیس نیز افزایش می‌یابد. فساد پلیسی نوع خاصی از سوء رفتار پلیس است که جهت کسب منافع مالی، منافع شخصی و یا ترفیع رتبه برای مأمور(ان) پلیس در ازای عدم تعقیب یا تعقیب انتخابی، تجسس یا دستگیری روی می‌دهد. نوع رایجی از فساد پلیس، چشم‌پوشی از جرم یا دریافت رشوه در ازای گزارش­نکردن موارد مرتبط با مواد مخدر، حلقه‌های فحشا یا فعالیت‌های غیرقانونی است. نوع دیگری از آن تعیین کردن قوانین به شکلی است که از متهمین یا مظنونین رفع اتهام شود. در موارد دیگر، پلیس خود وارد جرائم سازمان‌یافته می‌شود. در بسیاری از شهرهای بزرگ، سیستم‌های نظارتی داخلی برای بررسی چنین مواردی وجود دارد (رضایی نصیر، 1377).

    سازمان‌های امنیّتی، اطلاعاتی، نظامی و به‌ویژه پلیس به‌عنوان یکی از سازمان‌های حکومتی، که برای پیشگیری از جرائم و تبهکاری‌ها به وجود آمده است، گاه خود در فعالیت‌های تبهکارانه شرکت می‌کنند. این مداخلات، به‌عنوان خصیصۀ فراگیر پلیس در برخی کشورها - به‌ویژه کشورهای جهان سوم - در آمده است. و اَشکال دیگر  مداخلات دولتی‌ها شامل طیف وسیعی از اَعمال غیرقانونی و خشن نظیر سوءاستفاده از قدرت، اختلاس، رشوه‌خواری، رانت‌خواری و پورسانت (فساد سیاسی)، تخریب چهره‌های سیاسی - اجتماعی، جاسوسی در ستاد انتخاباتی، انتشار نظرسنجی‌های نادرست، نقل‌قول‌های نادرست (فساد انتخاباتی)، تهدید کردن، کتک زدن یا کشتن افراد مظنون و متهم، کمک به سازمان دادن شبکه‌های تبهکارانه، جعل یا پنهان کردن اَسناد و مدارک، پاپوش دوختن برای افراد جامعه و غیره (خشونت‌های رسمی) است.

    علل فساد پلیس‌ها: فساد و بی‌رحمی پلیس خود از جمله مشکلات جدی است. علیرغم تلاش‌های مکرر برای تعیین علل و تصحیح آن، باید پرسید چرا فساد در سازمان‌های پلیس همچنان ادامه دارد؟ اساساً چهار دلیل برای وجود فساد ذکر شده است: 1. مأموران پلیس بسیار قدرتمندند و با استقلال بیشتر و نظارت کمتر عمل می‌کنند. مأموران به‌موجب اختیاری که دارند، با فرصت‌های زیادی برای انجام فعالیت‌های مفسدانه مواجه می‌شوند. آنها مدام در معرض شرایط و وضعیت‌هایی قرار می‌گیرند که تصمیم‌هایی­شان در آن موقعیت­ها، آثار منفی یا مثبتی بر آزادی و رفاه اشخاص دارد. برخی شهروندان تلاش می­کنند تا با پیشنهاد یک قهوه یا وعده غذایی مجانی، پول، سکس، اموال یا هر کالای ارزشمند دیگری بر مأموران تأثیر بگذارند و باعث شوند که پلیس به نفع آنها نظر بدهد. گهگاه احتمال دارد که یک پیشنهاد به‌طور خارق‌العاده‌ای وسوسه­کننده باشد. پذیرش رشوه‌ها ممکن است، آرام‌آرام بخشی از خلق و خوی مأمور شود؛ 2. محیط اجتماعی و سیاسی در به­وجود آمدن ذهنیت‌ها و نگرش‌ها در مورد فعالیت‌های فاسد تأثیرگذار است. فساد دیگر نهادهای حکومتی، سیاستمداران و تاجران، موجب می­شود که مأموران پلیس رفتار خود را توجیه کنند؛ 3. شهروندان با برخی از کج‌رفتاری‌های مأموران مدارا کرده و پلیس را ترغیب می‌کنند تا مراحل قانونی را جهت دستگیری تبهکارها نقض کند. کسب‌وکارها هم با دادن انعام به پلیس جهت برخورد تبعیض‌آمیز، به فسادهای کوچک دامن می‌زنند. در کل، روشن نیست که آیا شهروندان همیشه از پلیس می‌خواهند «منصفانه برخورد کند یا نه » که این مسئله، خود ترغیب­کننده فساد اخلاقی و مالی است؛ 4. الگوهای انحراف و کج‌رفتاری می‌توانند به استانداردهای رفتاری تبدیل شوند؛ مثلاً ممکن است مأموران توسط مأموران آموزشی خود به رستوران‌هایی معرفی شوند که وعده‌های غذایی همراه با تخفیف برای پلیس ارائه می‌کند (همان 148 و 319).جامعه ­شناسان جنایی و جرم­شناسان، تحقیقات زیادی دربارۀ جرائم و ناهنجاری‌های پلیس، به‌خصوص در شهرهای بزرگ (مانند نیویورک، لندن، پاریس، کبک، شیکاگو) انجام داده و طی آن دریافته‌اند که «رشوه» و «باج‌گیری» مهم‌ترین فساد و آسیب­های دستگاه پلیس در تمامی جوامع است. فسادی که به باور «شرمن[4]» از کیفیتی دوجانبه نشئت می‌گیرد که هم از فرصت‌های نیروی پلیس و هم از پاسخ وی به موقعیت‌هاست. «شرمن» در توضیح دوجانبه بودن ناهنجاری‌های پلیس، با توجه به نظریه بی‌هنجاری «مرتون[5]»، معتقد است بی‌هنجاری هم افراد فاسدکننده و هم افراد فاسد­شونده را، به‌واسطۀ ناهماهنگی میان اهداف فرهنگی و وسایل اجتماعی رسیدن بدان اهداف، تحت تأثیر قرار می‌دهد (احمدی، 1384: 242).

    کاپلر، اسلودر و آلپرت[6] (1994) به نقل از روبرگ و همکاران (1398) به تشخیص چهار نوع فساد بسنده کرده‌اند: 1. فساد مرتبط با استفاده از مواد مخدر توسط پلیس؛ 2. فساد اقتصادی، زمانی رخ می‌دهد که مأموران به دنبال سود شخصی باشند؛ مثلاً احتمال دارد مأموران پول ضبط شده از دلالان مواد را برای خود نگه دارند؛ 3. خشونت پلیسی و استفاده از زور برای اعتراف گیری است؛ و 4. نقض حقوق متهم جهت اعمال محکومیت مشتمل بر شهادت دروغ پلیس یا پاپوش درست کردن برای مظنون جهت به دست آوردن شواهد. وقایع ذکر شده باعث شده است تا گروهی از اندیشمندان حوزههای گوناگون علمی نظیر جرم‌شناسی، جامعه‌شناسی جنایی، روان‌شناسی جنایی و سیاست جنایی، در پی راهکارهایی باشند تا بتوانند از میزان افعال ناهنجار و مجرمانه پلیس کاسته و بر میزان مشروعیت آن بیفزایند (نجفی ابرندآبادی، 1382: 45).


    فساد پلیس در کشورهای غربی: نتایج تحقیقات «واتسون[7]» در کشور انگلستان نشان می‌دهد که نیروهای مسلح، به­دلیل تربیت در محیط‌های سرد، منضبط و خشک (سیدامامی، 1379: 61)، مشاهده و مشارکت دائم در صحنه‌ها و رفتارهای خشونت‌آمیز (بدار و دزیل و لامارش[8]، 1380: 224) و بالاخره به همراه داشتن آلات و ابزار خشونت (کریمی، 1381: 12)، نه‌تنها فرهنگ کاملاً خشنی (در ضرب و شتم، شکنجه و ناقص کردن و حتی کشتن و ترور) دارند، بلکه به نظر می‌رسد برای این کار آموزش می‌بینند. در همین خصوص برخی گزارش‌ها از کشورهای آمریکای لاتین نشان می‌دهد که پلیس این کشورها، جزو خشن‌ترین سازمان‌های رسمی و دولتی است. «مؤسسه مطالعات مذهبی ریودوژانیرو» با ارائه گزارشی از خشونت‌های پلیس کشورهای آمریکای لاتین، اذعان داشت که پلیس و دژبان‌های نظامی این شهر، همه ساله حدود چهارصد نفر را به قتل می‌رسانند. در همین گزارش آمده است که تقریباً 10 درصد کل آدم­کشی‌های شهر «سائوپولو» به‌وسیلۀ پلیس‌های این شهر صورت می‌گیرد (رضایی نصیر، 1377: 23). نتایج تحقیقات بولت و همکاران[9] نشان می‌دهد که مأموران پلیس، دائماً در فکر گرفتن هدیه، شیرینی، مژدگانی، انعام یا رشوه هستند (تای بولت لینچ و مک براید[10]، 1376: 47). آنها به­خاطر کارشان حقوق می‌گیرند، اما برای انجام‌وظیفه کار نمی‌کنند. ساعاتی که آنها مشغول کارند، بیشتر سعی در به حداکثر رساندن منافع شخصی خود دارند. افسران پلیس آمریکا سعی می‌کنند، مرتباً طوری برنامه‌ریزی کنند که نظام کاری برای آنها از نظر مالی به‌صرفه باشد.

    رفتار خشونت‌آمیز، میزان بالای طلاق و خودکشی، انعام و رشوه‌گیری (بیلی 79:1379) از دیگر ناهنجاری و آسیب‌هایی است که به سازمان پلیس و افراد پلیس نسبت داده می‌شود. پژوهش‌ها در این خصوص معطوف به متغیرهایی مانند ماهیت شغلی و مأموریتی سازمان پلیس شامل فشار و اضطراب شغلی، جدایی و بریدن از جامعه، سر و کار داشتن همیشگی با مجرمان و تبهکاران، دوری از زادگاه، خانه و خانواده، تنبیهات سازمانی، نظم و انضباط آهنین است. در یک جمع‌بندی میتوان گفت که پلیس‌های تمامی کشورها، نیازمند توجه بیشتر به ناهنجاری‌ها و فسادهای درون‌سازمانی هستند، تا بتوانند در پیشگیری و کاهش فساد در درون دستگاه پلیس موفق باشند. وجود و گسترش فساد پلیسی نه فقط به مشروعیت و مقبولیت مأموران پلیس، که به نظم و امنیّت کلی جامعه صدمه وارد می‌کند.

    راهکارهای کاهش فساد در دستگاه پلیس (در این خصوص رجوع کنید به: اسکات، 1389؛ فیلدنیگ،1390؛ میس ادوین[11]، 1385).

    * ایجاد مقررات و تدوین و تصویب دستورالعمل‌های داخلی مورد نیاز همراه با ضمانت‌های اجرایی: برخی از جرائم و مفاسد به دنبال نبود ضوابط و مقررات تأمینی و بازدارنده بروز پیدا می‌کند. این مقررات، محدود به مقررات کیفری و جزایی نیست؛ بلکه خلأهای موجود در زمینه‌های مالی، خدمات عمومی و... نیز زمینه‌ساز وقوع جرائم و مفاسد و سوءاستفاده اشخاص فرصت‌طلب خواهد شد؛ بنابراین مسئولان ذی‌ربط باید با بررسی و تشخیص خلأهای قانونی و با مشارکت قسمت‌های مرتبط با موضوع به انجام این مهم همت گمارند.

    * از بین بردن زمینه‌های وقوع جرم یا فساد: بدیهی است انتصاب اشخاص دارای سوابق مثبت در مشاغلی که زمینه‌های ایجاد فساد در آن فراهم است، بسترهای لازم را برای وقوع جرم یا فساد کاهش می‌دهد. ثبت و ضبط اقلام و اموال سرمایه‌ای و غیرسرمایه‌ای سازمان، اعمال نظارت و کنترل از سوی دستگاه‌های نظارتی و برنامه‌ریزی برای جلوگیری از بیکاری کارکنان، می‌تواند موجب کاهش جرائم و مفاسد اداری شود.

    * آموزش و تقویت برنامه‌های آگاه‌سازی: در سازمان پلیس آشنا کردن کارکنان به قوانین، مقررات، ضوابط اداری و تبعات ناشی از ارتکاب جرم یا تخلف، نقش مهمی در کاهش جرائم و مفاسد اداری دارد.

    * انتصاب شایسته مدیریت‌های کلیدی: مسئولیت اولیه کنترل اشخاصی که مرتکب جرم یا تخلف می‌شوند، به عهدۀ مسئول مستقیم آنهاست. مدیرانی که از اعمال کارکنان تحت امر غفلت کنند و به وظیفۀ اصلی خود (به‌دلیل نداشتن تخصص و یا ایفا نکردن نقش مدیریتی) عمل نکنند، به‌صورت غیرمستقیم زمینه‌های ارتکاب جرم یا فساد را فراهم کرده‌اند.

    * تقویت فرهنگ خودکنترلی و ایمان مذهبی: تقویت باورهای معنوی کارکنان یک سازمان، ارتباط مستقیم با تقویت فرهنگ خودکنترلی دارد.

    * تأمین مالی کارکنان با درآمد کم و رسیدگی ویژه به عسر و حرج کارکنان: بررسی ریشه‌های بسیاری از تخلفات و مفاسد، از مشکلات مالی کارکنان حکایت می‌کند.

    * ایجاد عدالت در پرداخت‌ها بین کارکنان و مدیران: ایجاد عدالت مطلق در یک سازمان امری غیرممکن است، اما تلاش مسئولان سازمان، برای ایجاد عدالت نسبی، موجب کاهش تفکرات جرم‌آمیز خواهد شد.

    * تقویت فرهنگ تعلق سازمانی: مشارکت کارکنان در تحقق مأموریت‌های سازمانی و ایجاد تعلق عمیق سازمانی بین کارکنان و اهداف سازمان، نقش بسزایی در کاهش جرائم و مفاسد اداری دارد و کارکنانی که اهداف فردی را جدای از اهداف سازمانی بدانند و به‌عبارت‌دیگر، سازمان را در مقابل خود احساس کنند، ممکن است از فرصت‌ها برای ضربه زدن به این سازمان بهره ببرند.

    * دقت در استخدام اولیه کارکنان: نداشتن شناخت کافی و استخدام بدون انجام بررسی‌های لازم، بعضاً منجر به گزینش اشخاص فاسدی می‌شود که سازمان را برای مدت طولانی، وادار به تحمل آنان می‌کند. ایجاد مقررات استخدام موقت و آزمایشی و دقت در تحقیقات، می‌تواند مانع جذب و پذیرش افراد خاطی و مجرم شود. اشخاصی که مبتلا به ناهنجاری‌های اجتماعی و خانوادگی هستند، قاعدتاً در سازمان نیز مشکلاتی را ایجاد خواهند کرد.

    * اعمال مجازات برای اشخاص خاطی و مجرم: اعمال مجازات اشخاص مجرم و تنبیه افراد متخلف، خود می‌تواند عامل بازدارنده و پیش‌گیرنده از وقوع جرائم و مفاسد باشد و موجب عبرت دیگران شود.

    * علاوه بر موارد یادشده (که می‌تواند برای همه سازمان‌ها و سازمان پلیس ضروری باشد)، برخی راهکارهای ویژه با توجه به وظایف و مأموریت‌های پلیس لازم است که در موارد زیر مورد توجه قرار گیرد: برای نمونه تدبر در خصوص میزان صلاحدید و اختیارات قانونی داده شده به پلیس، میزان به‌کارگیری قدرت و اقتدار از سوی پلیس، استانداردهای متفاوت اجرای قانون در شهرها و مناطق، مأموریت‌های پلیسی که اساساً در ارتباط با مقابله با فساد است، روابط نزدیک میان پلیس و سیاستمداران و غیره.

     

     

     

    کلیدواژه‌ها: فساد پلیس، نقش مجرمانه، خشونت، ضرب و شتم، کشتن، رشوه‌خواری.

    ارجاعات

    -        احمدی، حبیب (1384). جامعه‌شناسی انحرافات، تهران: سمت.

    -        اسکات، مایکل. اس. (1389). «اتخاذ راهبرد مسئله­گرا در خدمات پلیسی»، ترجمۀ غلام چاپلقیان. دوماهنامه توسعه انسانی پلیس، سال هفتم، شماره 28، صص 141 172.

    -        بدار، لوک و ژوزه دزیل و لوک لامارش (1380). روان‌شناسی اجتماعی، ترجمۀ حمزه گنجی، تهران: ساوالان.

    -        بیلی دیوید (1379). پلیس آینده، ترجمۀ غلامرضا زندی، تهران: معاونت آموزش ناجا.

    -        تای بولت، ادوارد ا. لینچ لورنس ام و مک براید بروس (1376). مدیریت پلیس بر اساس پیشگیری از جرم، تهران: اداره کل پژوهش و تألیفات ناجا.

    -        رضایی نصیر، علی (1377). «بحران پلیس در آمریکای لاتین»، مجلۀ ترجمان اقتصادی (برگرفته از مجلۀ تایم). سال اول، شماره 23. صص 17-21.

    -        روبرگ، روی و کنث نوواک و گری کردنر و برد سمیث (2018). پلیس و جامعه، ترجمۀ سید محمد هاشمی. تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    -        سید امامی، کاووس (1379). خشونت و هویت‌سازی: کالبدشکافی خشونت، تهران: نشر نی.

    -        فیلدنیگ، نایجل جر. (1390). پلیس و درگیری‌های اجتماعی، ترجمۀ سپیده یوسفی، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا.

    -        کریمی، یوسف (1381). روان‌شناسی اجتماعی، تهران: ارسباران.

    -    میس ادوین، اورتمایر پی جی (1385). رهبری، اصول اخلاقی و امور پلیس: چالش‌های پیشِ­روی پلیس در قرن بیستم، ترجمۀ حسنا شاکری، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا.

    - نجفی ابرندآبادی، علی حسین (1382). جزوه درسی جرم‌شناسی: امنیّت خصوصی.

    -   Ivković, Sanja Kutnjak., Klockars, Carl., Cajner‐Mraović, Ireana & Ivanušec, Dražen. "Controlling Police Corruption: The Croatian Perspective", 27 October 2010. Retrieved on 10 July 2015.

     

    منابع برای مطالعه بیشتر

    -        رینر، رابرت (1386). نظم و قانون: یک راهنمای مفید برای شهروندان در مورد جرم و کنترل آن، ترجمۀ نعیم یاوری، تهران: معاونت آموزش نیروی انتظامی.

    -          Colonel Frank McKetta, "Police, Politics, Corruption: the mixture dangerous to freedom and justice"

    -          Crank, J., Caldero, M., Police Ethics: The Corruption of Noble Cause, ISBN 978-1-59345-610-8.

    -          http://www.emich.edu/cerns/downloads/papers/PoliceStaff/Police%20Personnel%20(e.g.,%20Selection,%20%20Promotion)/Police%20Recruiting%20and%20Its%20Impact%20on%20Corruption.pdf[permanent dead link]

    -          Lawrence W. Sherman, Scandal and Reform: Controlling Police Corruption (Univ. Calif. Press, 1974)

    -          Roebuck, J. B., & Barker, T. (1973). A typology of police corruption. Social Problems, 21(3), 423-437.

    -          Stanley Einstein, Menachem Amir, Police corruption: paradigms, models, and concepts: challenges for developing countries (Office of International Criminal Justice, 2003; ISBN 0-942511-84-0)

    -          Tim Newburn, "Understanding and preventing police corruption: lessons from the literature", Police Research Series, Paper 110, 1999.

    -          Webmaster. "Not Victimless: Understanding the harmful effects of police corruption". Retrieved 25 April 2015.

     



    [1] Rubberg et al

    [2] Ivković, Sanja Kutnjak., Klockars, Carl., CajnerMraović, Ireana & Ivanušec, Dražen

    [3] Billy

    [4] Sherman

    [5] Merton

    [6] Kapler, Sloder and Alpert

    [7] Watson

    [8] Love and Dazil and Lamar

    [9] Bolt et al

    [10] Tai Bolt Ling and McBride

    [11] Scott, Fielding, Miss Edwin

نظر شما