You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

    عنوان: جامعه ­شناسی امنیّت

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Sociology of Security

    2. تعریف

    جامعه‌شناسی امنیّت از دو واژۀ جامعه‌شناسی و امنیّت تشکیل شده است. جامعه‌شناسی علمی است که به مطالعه پدیده‌ها و نهادهای اجتماعی می‌پردازد؛ و امنیّت اگر خود واژه‌ای گنگ و مبهم است اما در معانی­ای همچون «امن، در امان بودن، فقدان ترس و فارغ و مصون از هرگونه تهدید و یا در معرض خطر بودن» به­کار رفته است.

    ب) متن

    جامعه‌شناسی امنیّت از حیث نظری در حوزه فلسفه علم قرار دارد و منتسب به اندیشمندانی چون «ماکس شلر[1]»، «کارل مارکس[2]»، «نیچه[3]»، «ویلهم دیلتای[4]»، «کارل مانهایم[5]»، و طیف متنوعی از فلاسفه است. این نویسندگان به ­طور مستقل به امنیّت نپرداخته بودند، اما بنیادهای نظری را پی­ریزی کردند که در آن امنیّت به شیوۀ جامعه‌شناسانه قابل تجزیه ­و­تحلیل می‌باشد. آنان گفتند که اساساً واقعیت (که امنیّت نیز جزئی از آن است) ساختی اجتماعی دارد و شناسایی انسان از واقعیت امری اجتماعی است (افتخاری، 1380). بر این اساس سه گونه شناخت، عامیانه (که بیشتر مبتنی بر اعتقادات و باورهای فردی و عادات اجتماعی است و ممکن است به یک باره دگرگون شود)، فلسفی (واقعیت‌ها کمتر به ­عنوان اصلی لایتغیر و مسلم فرض می­شوند و معمولاً راه را برای ارائه یک تصور واقعی از امنیّت سد می‌کنند)، و جامعه ­شناسانه (که بین این دو هستند و واقعیت را مبتنی بر بستر اجتماعی می‌دانند، یعنی هر جامعه می‌تواند واقعیت خود را داشته باشد) از امنیّت قابل تصور است.

    چیستی جامعه‌شناسی امنیّت: موضوع جامعه‌شناسی امنیّت چیست؟ جامعه‌شناسی امنیّت به سازوکارهای ایجاد و گسترش امنیّت در زمینه اجتماعی می‌پردازد. به این معنا که امنیّت و ناامنی چگونه در تعامل بین نهادها و گروه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. بر این اساس در جامعه‌شناسی امنیّت، مؤلفه‌هایی مانند وفاق اجتماعی، همکاری گروه‌های اجتماعی، احساس تعلق خاطر به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، سرمایه و ظرفیت‌های اجتماعی، گروه اندیشی، اعتماد اجتماعی، تشکّل‌ها و جنبش‌های اجتماعی و به ­طور­کلی مرجعیت گروه به ­مثابه شکل­ دهندۀ امنیّت و احساس امنیّت مورد بحث قرار می‌گیرد (نصیری، 1381). هدف جامعه‌شناسی امنیّت آن است که بتواند امنیّت را به ­مثابه فرایند اجتماعی اساسی (عضو متحول لیکن لاینفک همه روابط) مطرح کند؛ یعنی بدون آن زندگی بی معنا و نسبتاً خطرناک می‌شود (کلمنتس[6]، 1384). در جامعه‌شناسی امنیّت از نظم و تغییر و به­طور­کلی قواعد سازمان اجتماعی سخن گفته می‌شود؛ مثلاً به مقوله‌هایی مانند هویت یا تمایزهای زبانی، جنسیتی، فرهنگی، سرزمینی و قومی توجه و تأکید دارد. شاید پیدایش رشته یا حوزۀ جامعه‌شناسی امنیّت، از جایی آغاز شده باشد که امنیّت نه در سطح بین­ المللی و یا ملی و منطقه‌ای، که در سطح امنیّت فردی و اجتماعی مطرح شد.

    جامعه‌شناسی امنیّت در مفهوم گسترده، رشته‌ای از جامعه‌شناسی است که روابط متقابل میان امنیّت و جامعه را بررسی می‌کند (نصری،1381: 114-113). چگونه امنیّت بر ارزش‌ها، آموزش و پرورش، ساخت طبقاتی، شیوه زندگی، تصمیم­ گیری ­های سیاسی مؤثر واقع می‌شود؟ و به همین ترتیب چگونه جامعه موجب تأمین امنیّت می‌شود؟ ابزارهای امنیّت­ بخشی در جامعه کدام ­اند؟

    امنیّت از منظر اجتماعی: از این منظر امنیّت، فرایندی اجتماعی دانسته می‌شود که متناسب با تحول اجتماعی، تغییر می‌یابد. جامعه­ شناس با مفروض گرفتن این اصل که تمام واقعیت‌های اجتماعی با توجه به بسترهای اجتماعی قابل درک‌اند (صدیق اورعی، 1375)، رویکرد هر جامعه را به امنیّت متأثر از بنیاد اجتماعی آن می‌داند؛ بنابراین از این منظر، امنیّت پدیده‌ای نسبی و پیوسته در حال تحول است که باید در ارتباط با سایر عناصر و پدیده‌های اجتماعی دیگر مانند ارزش‌ها، نهادها، طبقات، گروه‌ها و سازمان‌ها تحلیل و تبیین شود. در نتیجه ایدئولوژیک بودن (بوزان[7]، 1378)، ذهنی (افروغ، 1377: 211) و نسبی بودن (ماندل[8]، 1377: 136) از مهم‌ترین مشخصه‌های امنیّت و فهم مبانی خطر، اصلی‌ترین دغدغه جامعه‌شناسی امنیّت است (نصری، 1384).

    رویکردهای جامعه‌شناسی امنیّت[9]: به باور جامعه­شناسانی نظیر «دورکیم[10]»، «لوکمان» و «برگر»، امنیّت امری اجتماعی است که در هر جامعه بنا به فراخور آن تعریف، فهم می‌شود (دورکیم، 1386: 86؛ لوکمان و برگر[11]، 1375: 187). از این رو ما با طیف وسیعی از نظریه‌های امنیّت و ساختارهای تحلیلی روبرو هستیم. در رویکرد مدرن به مطالعات امنیّت اجتماعی­ شده یا امنیّت با تأکید اجتماعی، عمده‌ترین ارکان  به شرح ذیل می‌باشد: امنیّت تولیدی اجتماعی است، رضایت­مندی مولد امنیّت است، امنیّت فرایندی درون­زاست (افتخاری،1384: 97)، امنیّت ماهیتی تطبیقی دارد، و امنیّت دارای ساخت دولتی است (دهدار و ستوان و ایرندگانی، 1396). برای نمونه به باور «مک اینتایر[12]»، دولت نمی‌تواند جامعه را به حال خود رها کند تا مردم به­تنهایی، خودمختاری‌شان را متحقق ساخته و حقوق خود را به­دست آورند، چنین وضعیتی پیش از هر چیزی، نوعی گسیختگی اجتماعی و فاجعه اخلاقی در پی می‌آورد و بنیان‌های داخلی امنیّت را متزلزل می‌کند (نصری،1381: 121). رویکرد اجتماع‌گرایی به ­نوعی معنا، مرجع و سازوکارهای تحقق امنیّت پایدار ملی را تغییر داده است. به­ گونه‌ای که در تعبیر جدید از امنیّت، علاوه بر نقش دولت، بر نقش جامعه تأکید می‌شود. در این آموزه، امنیّت فقط دفع یا فقدان تهدید نیست، بلکه تعقیب مداوم و مرتب ایمنی، از طریق اقدام مثبت و پیشگیرانه است که امنیّت را در پی می‌آورد. «در چهره جدید امنیّت، جامعه به­ عنوان مرجع مستقل و دولت به­ عنوان متغیر وابسته امنیّت، فرض می‌شود و آسیب­ پذیری یا انسجام داخلی، بیش از تهدید خارجی مطمح نظر است و در نهایت، متغیرهایی چون «تساهل در برابر شهروندان، شناسایی حقوق طبیعی بشر و سرمایۀ اجتماعی» بیش از «کنترل شهروندان، انکار حقوق بشر و اعمال ترس و خشونت» منجر به امنیّت پایدار ملی می‌شود» (همان، 119).

    بیات (1388) ویژگی‌های امنیّت در معنای اجتماعی را این­گونه توضیح می‌دهد: امنیّت تولید نظام اجتماعی جامعه است، امنیّت بر مصونیّت متکی است نه بر ممنوعیت صرف، شاخص سنجش امنیّت، ظرفیت‌های تحمل اجتماعی است، امنیّت به ­عنوان اساسی‌ترین حق شهروندان معامله ­ناپذیر و غیرمبادله ­ای است، امنیّت بزرگ­ ترین وظیفۀ نهاد اجتماعی حاکمیت و مهم­ترین حق شهروندان است، بار مسئولیت تولید و حفظ  امنیّت را هیچ حاکمیتی بدون نقش جامعه نمی‌تواند  تحمل کند. امنیّت به­صورت یک کلیّت به ­هم پیوسته و در تعامل با سایر خرده­ نظام‌های جامعه می‌باشد و از قوانین و قواعد نظام‌های اجتماعی باز تبعیت می‌کند و... دانسته شده است.

    بنابراین در جامعه‌شناسی امنیّت متغیرهایی مانند جرم، انحرافات (مک سویینی[13]،1390: 72)، و برخی دیگر مانندوفاق اجتماعی، همکاری گروه‌های اجتماعی، احساس تعلق خاطر به ارزش‌های اجتماعی، سرمایه و ظرفیت اجتماعی، که در بالا نیر بدان های اشاره شد، مورد بحث قرار می‌گیرد. بر اساس مطالعه چنین شاخص‌هایی است که شکنندگی یا استحکام اجتماعی واحدهای سیاسی مشخص می‌شود.» (نصیری،1381: 114-113).

    ساختار تحلیل جامعه‌شناسی امنیّت: جامعه‌شناسی امنیّت امروزه از جمله زیرگروه‌های جامعه‌شناسی است که البته به­دلیل نوپا بودن، از بنیان‌های نظری و تئوریک غنی برخوردار نیست و نیازمند مطالعات و نظریه ­پردازی‌های بیشتر است. به لحاظ ساختار تحلیلی تا اندازه زیادی این حوزه مدیون دیدگاه های کارل مارکس است (بشیریه، 1374: 30-40) و از این منظر می‌توان تفاسیر زیر را از یکدیگر متمایز ساخت:

    تحلیل تقلیل­گرا (در اینجا اقتصاد زیربنا و امنیّت به­ عنوان زیربنا به شکل ایجابی از درون روابط اقتصادی می‌روید و تعریف امنیّت با تأکید بر اقتصاد است)؛

    تحلیل غیر متوازن (رویکرد امنیّتی برگرفته از اقتصاد است، اما در عین حال ساخت اقتصادی از رویکرد امنیّتی حاکم نیز تأثیر می‌پذیرد) و

    تحلیل همه ­جانبه (در این تحلیل، امنیّت و ساخت اجتماعی و اقتصادی، عناصری منفک از یکدیگر تلقی نمی‌شوند که صرفاً بر هم تأثیر بگذارند، بلکه جزئی از یک اندام واحد هستند و لذا پیوسته و در کوچک­ترین تحولات با یکدیگر در ارتباط هستند).

    سطوح جامعه‌شناسی امنیّت: امنیّت همچنان که مالر[1]و دیگران یادآور شده ­اند، در اَشکال یا سطوح مختلفی همچون فردی (نصری،1384: 68)، اجتماعی، انسانی (کلمنتس،1384)، عمومی، محلی، ملی، منطقه‌ای، بین‌المللی وجود داشته، با توجه به ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تحلیل می‌شود (بوزان، 1387). درحالی­که عناصر گوناگونی در حفظ امنیّت دخیل‌اند، «کوین کلمنتس» تعهد اجتماعی شهروندان، در کنار قراردادهای اجتماعی را مهم‌ترین عناصر مرتبط با حفظ امنیّت دانسته است (کلمنتس، 1384: 281- 310).

    جامعه‌شناسی، در دو سطح خُرد و کلان با امنیّت مرتبط است. می‌توان ادعا کرد که اهداف امنیّتی در سطح خُرد و کلان متفاوت نیستند و همچنین ماهیت و نوع امنیّت تفاوتی ندارد، تفاوت تنها در داشتن مرجع امنیّتی است که این مرجع متفاوت، ملزومات خاص خویش را دارد. «مرجع امنیّت» ناظر بر این سؤال اساسی است: که امنیّت چه کسی؟ یا چه چیزی؟ برای نمونه مرجع امنیّت در امنیّت فردی، حق حیات، آزادی (محل زندگی، اعتقادات، شغل)، حق تأمین نیازهای ضروری، حق مالکیت و حفظ کرامت انسانی است. در امنیّت عمومی، جان، مال، آبرو و ناموس شهروندان به اعتبار شهروند بودنشان است؛ و مرجع امنیّت اجتماعی، گروه اجتماعی است. تلخیص مضمون و نکات محوری امنیّت در دو سطح جامعه‌شناسی در قالب جدول زیر آمده است:

    جدول شمارۀ 1: سطوح و قلمرو جامعه‌شناسی امنیّت

    سطوح جامعه‌شناسی

    جامعه‌شناسی خرد

    جامعه‌شناسی کلان

     قلمرو امنیّت

    مرجع امنیّت

    خود (فرد)

    جمع

    وجوه امنیّت

    ابعاد گسترده خود

    ابعاد و ویژگی­های جمع

    سطح امنیّت

    نیازهای اولیه و ثانویه فردی

    نیازهای کارکردی

    کارکرد امنیّت

    تضمین فرد (خود)

    تأمین و تضمین آسودگی جمع

    نوع امنیّت

    سخت­افزاری- نرم­افزاری

    عینی- ذهنی

    پیامد امنیّت

    آسودگی و آرامش

    رفع تهدیدات و خطرات

    ابزار امنیّت

    اولویت بر تعاملات غیر رسمی

    اولویت بر تعاملات رسمی

    برگرفته از نظریات (نصری،1384؛ کلمنتس،1384؛ افتخاری، 1384)

    پلیس و جامعه‌شناسی امنیّت: اگر پلیس را سازمانی اجتماعی در نظر بگیریم و از سوی دیگر موضوع جامعه‌شناسی امنیّت را نیز مطالعه چگونگی شکل­ گیری امنیّت و ناامنی در تعامل بین نهادها و گروه‌های اجتماعی و نیز مطالعه متغیرهایی مانند وفاق اجتماعی، تعامل بین گروه‌های اجتماعی، احساس تعلق خاطر فردی و اجتماعی، سرمایه و ظرفیت‌های اجتماعی، اعتماد و شبکه روابط اجتماعی، دگرگونی‌ها و جنبش‌های اجتماعی بدانیم، از این رو ارتباط تنگاتنگی میان پلیس (به­عنوان سازمانی که مهم‌ترین وظیفه و رسالت آن حفظ نظم و امنیّت فردی و اجتماعی است)، با جامعه‌شناسی امنیّت (که به مطالعه و تحلیل امنیّت و ناامنی به­عنوان واقعیتی اجتماعی می‌پردازد) برقرار است. در اصل جامعه‌شناسی امنیّت به­نوعی جامعه‌شناسی پلیس نیز هست، زیرا این حوزه به یکی از حافظان (یا سازمان‌های تولید و حفظ) امنیّت در جامعه می‌پردازد.

    رویکرد دینی به جامعه‌شناسی امنیّت: در حوزۀ اسلامی دو گونه نگاه به موضوع امنیّت اجتماعی­شده یا نگاه اجتماعی به امنیّت وجود دارد: 1. اسلامی­ سازی نظریه‌های غربی، یعنی مسلمان همان نظریه‌های غربی مانند نظریه بوزان را گرفته، تعدادی آیه و روایت از درون سنت نبوی و علوی پیدا کرده، بعد نشان داده‌اند که مثلاً اگر بحث خرده ­فرهنگ‌ها، زبان و هویت مهم است، در قرآن کریم نیز آیاتی هست که به این موضوعات تأکید دارد یا در سیرۀ نبوی مواردی وجود داشته که مثلاً پیامبر (ص) از این منظر به آن اشاره کرده است. این افراد در واقع با بازخوانی نظریه‌های غربی، برای آن نظریات مستندات دینی پیدا کرده‌اند. 2. زاویه و منظر دیگر که از لحاظ روش­ شناختی بیشتر مورد پذیرش است، تولید گفتمان اسلامی است. ما باید دستگاه معرفتی و جهان­ بینی اسلامی را پیش روی خود گذاشته، موضوع امنیّت اجتماعی ­شده را به اسلام عرضه کنیم. بعد ببینیم از درون اصول و مبانی اسلامی چه راهکاری بیرون می‌آید. هرچیزی که بیرون آمد می‌توانیم آن را به­عنوان نظریۀ اسلامی پیشنهاد دهیم. به باور افتخاری (1392: 76-79) سه سطح در بحث امنیّت اجتماعی­شده از دیدگاه اسلامی وجود دارد: 1. بحث رویکرد است که اصول و مبانی باید مطرح شود؛ 2. آنکه باید نظریه‌ای بر اساس این اصول و مبانی طراحی شود که همان نظریۀ اسلامی امنیّت اجتماعی­شده خواهد بود؛ 3. طراحی الگوست که بر اساس اینها در یک جامعه اسلامی چگونه می‌توان امنیّت اجتماعی­شده را عملیاتی کرد. به هر حال، در حوزه اسلامی وقتی از امنیّت اجتماعی­شده سخن گفته می‌شود، نخستین موضوع، آن است که نگاه اسلامی با نگاه ایجابی تناسب دارد؛ دوم گفتمان ایجابی مورد نظر اسلام، گفتمان ارزش بنیان است؛ سوم، توجه به اصل توحید است؛ به­عبارت­دیگر در نگاه امنیّتی اسلام، قبل از بنیادهای اجتماعی یک لایه دیگری هم (به­عنوان لایۀ تکوینی که توحیدی است) وجود دارد؛ چهارم، در گفتمان هنجاری و امنیّتی اسلام حقایق بر عینیت‌ها اولویت دارد. بر این اساس ما می‌توانیم یک اسلحۀ پیشرفته داشته باشیم در دست فردی که از حوزه‌های حقیقتی بریده باشد و می‌توانیم یک اسلحۀ ساده داشته باشیم در دست کسی که به این حقیقت (توحید و وحدانیت خدا) متصل است. تجربۀ جمهوری اسلامی در جریان دفاع مقدّس نشان داد که این بحث حقیقت بر بحث ابزار اولویت دارد؛ پنجم، موضوع مهم بعدی مفهوم «سعادت» است که امنیّت را از مقوله‌ای متصلب و جغرافیا مدار به مفهومی فراگیر (که «بنای آن بر جامعۀ فراگیر انسانی» است) تبدیل می‌کند؛ ششم، ربط امنیّت اجتماعی­شده با ولایت است که به­عنوان یک نظریۀ سیاسی مطرح شده است؛ و هفتم، اصل هدایت است؛ این اصل در واقع همان چیزی است که ما در جامعه با سازوکارهایی مثل امر به معروف و نهی از منکر می‌شناسیم. امر به معروف و نهی از منکر، اجتماعی‌ترین سازوکار برای تولید امنیّت است.

    کلیدواژه: امنیّت، جامعه ­شناسی امنیّت، واقعیت اجتماعی، تولید اجتماعی.

    منابع

    -        افتخاری، اصغر (1380). «ساخت اجتماعی امنیّت»، فصل­نامۀ دانش انتظامی، سال سوم، شمارۀ چهارم، صص 53-22.

    -        افتخاری، اصغر (1389). نشست علمی: امنیّت اجتماعی­شده؛ رویکردی اسلامی. برگزارکننده: گروه پژوهشی جامعه و امنیّت. http://www.ihcs.ac.ir/csss/fa/page/472

    -        افتخاری اصغر (1392). امنیّت اجتماعی­شده؛ رویکرد اسلامی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

    -        افروغ، غلامعلی (1377). «تأملی بر پارادوکس­های امنیّت»، ماهنامه امنیّت، سال دوم، شمارۀ پنجم و ششم، صص 9-4.

    -        برگر، پتر ل. و توماس لوکمان (1375). ساخت اجتماعی واقعیت (رساله‌ای در جامعه‌شناسی شناخت)، ترجمۀ فریبرز مجیدی، تهران: عصر نو.

    -        بشیریه، حسین (1374). جامعه‌شناسی سیاسی، تهران: نی.

    -        بوزان، باری (1378). مردم، دولت‌ها و هراس، ترجمۀ پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

    -        بیات، بهرام، (1388). جامعه‌شناسی احساس امنیّت، چاپ اول، تهران: انتشارات امیرکبیر.

    -        دورکیم، امیل (1386). قواعد روش جامعه‌شناسی، ترجمۀ علی­ محمد کاردان، تهران: دانشگاه تهران.

    -        دهدار، مجتبی و صادق ستوان و بزرگنمایی، عبدالغفور (1396). جامعه‌شناسی امنیّت. تهران: آذرفر.

    -        صدیق‌اورعی، غلامرضا (1375). تأثیر عوامل ساختاری بر پدیده امنیّت و یا ناامنی اجتماعی. مقالات ارائه شده در همایش توسعه و امنیّت عمومی. تهران: وزارت کشور. صص 160-130.

    -        کلمنتس، کوین (1384). «به سوی جامعه‌شناسی امنیّت»، محمدعلی قاسمی، فصل­نامۀ مطالعات راهبردی، سال هشتم، شمارۀ دوم (مسلسل 28)، صص 281 310.

    -        ماندل، رابرت (1377). چهره متغیر امنیّت ملی. مترجم پژوهشکده‌مطالعات‌راهبردی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

    -        مک سویینی، بیل (1390). مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی امنیّت، ترجمه محمدعلی قاسمی و محمدرضا آهنی، چاپ اول، تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

    -        نصیری، قدیر (1381). «معنا و ارکان جامعه‌شناسی امنیّت»، فصل­نامۀ راهبرد، شمارۀ 26، . صص 112- 133. تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک قابل دسترس در www.noormages.com

    -        نصری، قدیر (1384). «جامعه‌شناسی امنیّت ملی: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایران»، فصل­نامۀ مطالعات راهبردی، سال هشتم، شمارۀ دوم (مسلسل 28)، صص 211 235.

     

    منابع بیشتر برای مطالعه

    -        گنزاله، آ و شوفیلد، و، و هرایز، د (1387). «همکاری بخش خصوصی و پلیس برای بهبود امنیّت داخلی»، مندرج در کتاب برون­سپاری و مشارکت مردم در امور پلیسی، ترجمۀ ساسان رستمی و الهام علی­نسب، تهران: سازمان مطالعات و تحقیقات ناجا.

    -        نیلد، راشل (1387). «نظارت شهروندان بر امنیّت»، مندرج در کتاب برون­سپاری و مشارکت مردم در امور پلیسی، ترجمۀ ساسان رستمی و الهام علی­نسب، تهران: سازمان مطالعات و تحقیقات ناجا.

    منابع انگلیسی برای مطالعه بیشتر

    Theiler, T. (2003), "Societal security and social psychology", Review of International Studies, 29: 249-268.

    Navidnia, Manijeh (2009). Societal Security. Iran, Tehran: Research Institute of Strategic Studies

    Wæver, Ole, 1993. Identity, Migration and the New Security Agenda in Europe, p. 23.

    Sáenz Rogelio Reflections on the Sociology of Security and Surveillance in the Study of Immigration. Sociological Forum.Vol. 28, No. 3 (SEPTEMBER 2013), pp. 624-626

     



    [1] Max Scheler

    [2] Karl Marx

    [3] Niche

    [4] Wilhelm Dilthey

    [5] Karl Mannhaim

    [6] Clements

    [7] Busan

    [8] mandel

    [9] https://khateetedal.ir. تاریخ دسترسی 1398: تاریخ ثبت: شهریور 1394

    [10] Durkheim

    [11] Lukman and Burger

    [12] MacIntyre

    [13] McSweeney



     

نظر شما