You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: قدرت اجتماعی

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:   Social Power

    2. تعریف

    قدرت در اصطلاح دانش جامعهشناسی، به­معنی توانایی افراد یا اعضای یک گروه برای دستیابی به هدفها و یا پیشبرد منافع خود از راه واداشتن دیگر افراد جامعه به انجامدادن کاری خلاف خواسته آنان است. قدرت، یک مزیت اجتماعی است که در قشربندی مورد توجه قرار میگیرد (رفیع­پور، 1377) و بدون پذیرش و توافق دیگران پدید نمی‌آید؛ یعنی دیگران باید بپذیرند که مطابق آنچه از آنها خواسته می‌شود، عمل کنند.

     

     

     

    ب) متن

    بسیاری از ستیزهها در جامعه، مبارزه برای قدرت است؛ زیرا میزان توانایی یک فرد در دستیابی به قدرت - بر این امر که تا چه اندازه میتواند خواستهای خود را به زیان خواستهای دیگران به مرحله اجرا درآورد - تأثیر میگذارد. قدرت میتواند از طریق عضویت در یک طبقۀ اجتماعی یا پذیرفتن یک نقش سیاسی به دست آید. فعالیتها و ویژگیهای فرد، ثروت فرد و عامل زور نیز میتواند در افزایش قدرت نقش داشته باشد (گیدنز[1]، 1386: 238؛ کوئن[2]، 1377: 387). قدرت اجتماعی هنگامی پیدا می‌شود که انسان‌ها برای رسیدن به اهداف خود بتواند بر ارادۀ دیگران تأثیر بگذارد و کار ارادی دیگران را به خدمت بگیرد. کسانی که توان تأثیرگذاری بیشتری بر ارادۀ دیگران دارند، از قدرت اجتماعی بیشتری برخوردارند.

    یکی از مشهورترین تبیین‌ها درزمینۀ قدرت در روان‌شناسی، نظریۀ «شخصیت قدرت‌طلب[3]» آدورنو[4] و همکارانش است. این پژوهش تحت تأثیر این دیدگاه بود که شخصیت، نخستین عامل تعیین‌کننده در نابرابری، تعصب و نگرش‌های اجتماعی (پیش‌داوری و قوم محوری) است. آنها استدلال کردند که شیوه‌های والدین برای تنبیه و تهدید کودکان، موجب ایجاد پیش‌داوری‌های نژادی در آنها می‌شود؛ زیرا فرزندانی که چنین تنبیه‌ها و تهدیدهایی را تجربه کرده‌اند، خود (من)، در آنها کمتر رشد یافته است. آدورنو و همکارانش اعتقاد داشتند که والدین خشن، ممکن است فرزندانشان را مجبور کنند که نگرش تهاجمی به اعضای دیگر گروه‌ها داشته باشند (اگوزشن و رینولدز[5]، 2001: 91).

    بر اساس نظریۀ شخصیت قدرت‌طلب، سه عنصر ضروری برای ایجاد این‌چنین شخصیتی عبارت‌اند از:

    رشد در فرهنگی که برخی گروه‌ها را تحقیر کند؛

    احساس نیاز به محبت یکی از والدین؛

    داشتن والدینی که تنبیه‌گر و بی‌احساس (سرد مزاج) باشند (اشرف نظری، 1390: 1-24).

    تحقیقات درزمینۀ «شخصیت قدرت‌طلب» نشان می‌دهد که افراد از والدین خود نگرش‌های مبتنی بر اقتدار را می‌آموزند و افرادی که دارای والدین مستبد هستند، معمولاً تمایل جدی به ارائه رفتارهای پرخاشگرانه بر اساس رفتار والدین خود دارند. درواقع رفتار والدین در کودکان، تضاد روان‌شناختی ایجاد می‌کند، به‌طوری‌که آنها الگوهایی مشاهده می‌کنند که دارای بینش مقتدرانه هستند، درنتیجه این حالت کودک را وا می‌دارد که رابطه‌اش را با احساسات هدایت شده به سوی والدین و دیگران تنظیم کند (آذربایجانی، 1382: 212).

     

     

     

     

    منظور جامعه­ شناسان از قدرت این است که یک فرد قدرت آن را دارد که اراده‌اش را بر شخص یا اشخاص دیگر تحمیل کند. درنتیجه، این فرد می‌تواند از طریق رفتار دیگران را تحت نظارت خود در آورد. سازمان‌ها نیز می‌توانند همین قدرت را اعمال کنند. فردی که می‌تواند مسیر زندگی‌اش را بدون دخالت دیگران تعیین کند، قدرتی شخصی دارد. اما کسی که می‌تواند اعمال آدم­های پیرامون خودش را به گونۀ مؤثری تحت نظارت داشته باشد، دارای قدرت اجتماعی است (حاجی یوسفی و محمدیان، 1397).

    سازمان‌ها نیز می‌توانند همین قدرت را اعمال کنند. تقریباً در همه گونه روابط اجتماعی، اقتصادی و دولتی، قدرت به‌کار گرفته می‌شود. اگر دقت کنیم، حتی در جرگه‌های دوستانه نیز یک چنین اعمال قدرتی به‌چشم می‌خورد، اما امکان و گرایش سوءاستفاده از قدرت برای یک دستگاه دولتی از همه سازمان‌های دیگر بیشتر است، زیرا دولت‌ها برای جلوگیری از زورگویی افراد به یکدیگر و نیز پاسداری از مرزهای کشور، صاحب اقتدار قانونی هستند و همیشه در آستانه آن قرار دارند که از این قدرت برای سرکوب شهروندان و جلوگیری از آزادی عمل قانونی آنها استفاده کنند.

    سرچشمه‌های قدرت و تا اندازه‌ای قدرت اجتماعی در جوامع، متفاوت است. برای نمونه برخی از سرچشمه‌های قدرت اجتماعی عبارت است از: توانایی نگهداری و نظارت بر منابع مالی در جامعه یا گروه (مانند قدرت بازاری‌های ثروتمند)؛ توانایی ناشی از اشغال یک سمت بانفوذ دولتی (قدرت تازه­به‌دوران­رسیده‌های دولتی، مانند آنچه وبلن[6] یادآور شده)؛ توانایی ایجاد و حفظ یک کسب و کار موفق (قدرت صاحبان صنایع یا شبکه‌های اجتماعی مجازی)؛ توانایی کسب قدرت سیاسی (قدرت بلندپایگان حزب حاکم یا سازمان‌های مدنی).

     

     

     

    قدرت اجتماعی از راه­های مختلف قابل شناسایی است، که سه نوع از مهم‌ترین آنها به قرار زیر است: رهیافت اشتهاری (برپایه این روش، پژوهشگر قدرت، قابل اعتمادترین افراد اجتماع مورد بررسی را که با جمعیت محلی به‌خوبی آشنا هستند، انتخاب می‌کند و سپس از آنها می‌پرسد که افراد قدرتمند اجتماع چه کسانی هستند)؛ رهیافت مقامی (در این روش، پژوهشگر نخست باید فهرست دقیقی از افراد صاحب قدرت اجتماع را فراهم کند و در مرحله بعد، تعیین کند که کدام‌یک از سمت‌ها برای بقای اجتماع، ضروری هستند و سرانجام، با پیدا کردن افراد صاحب قدرتی که دارای آن سمت‌ها هستند، تشخیص دهد که چه کسانی از همه بیشتر قدرت دارند)؛ و رهیافت تصمیم‌گیری (در این روش، پژوهشگر به مشاهده گروهی می‌پردازد که در فراگرد تصمیم‌گیری دخالت دارند و سپس با توجه به روابط متقابل درون‌گروهی آنها، تعیین می‌کند که چه کسی و یا چه کسانی از همه بیشتر قدرت دارند).

    مهم‌ترین مشخصۀ قدرت اجتماعی و تفاوت آن با قدرت‌های دیگر (سیاسی، اقتصادی و نظامی) اجتماعی بودن آن است؛ به این معنا که به خلاف قدرت اقتصادی که اساساً وابسته به پول و ثروت، یا قدرت سیاسی که منوط به داشتن یک پُست و مقام سیاسی است؛ وابستگی قدرت اجتماعی به جامعه و مردم است، درواقع وابسته به خودش است و نه متعلقات دیگری چون ثروت، و مقام رسمی (کوئن، 1377: 393). برای نمونه اگرچه یک مأمور (یا سازمان) پلیس وابسته به قدرت سیاسی و یک پُست دولتی است، اما اگر در میان مردم مشروعیت و محبوبیت داشته و مردم به او اعتماد داشته باشند، او نه فقط قدرت سیاسی و سازمانی، که قدرت اجتماعی نیز دارد.

     مقبولیت و مشروعیت حقیقی می‌تواند با هم باشد و یا از یکدیگر جدا باشند. اگر قدرت مطابق قانون و حکم الهی باشد و تبعیت از آن نیز با رضایت و میل همراه باشد، قدرت هم مشروعیت حقیقی دارد و هم مقبولیت اجتماعی. هنگامی که قدرت برخلاف حکم و قانون الهی باشد اما تبعیت از آن، از روی رضایت باشد، قدرتی مقبول ولی غیرمشروع وجود دارد.

    کلیدواژه‌ها: قدرت اجتماعی، اقتدار، سمت سیاسی، دولت، شخصیت اقتدارطلب.

         منابع

    -         آذربایجانی مسعود و دیگران (1382). روان شناسان اجتماعی. تهران: سمت.

    -         اشرف نظری، علی (1390). «شخصیت قدرت‌طلب و تأثیر آن بر شکل‌گیری پیش‌داوری و تصورات قالبی» فصلنامۀ مطالعات سیاسی، سال چهارم، شماره چهاردهم، صص 24-1.

    -         حاجی‌یوسفی، امیرمحمد و محمد محمدیان (1397). «منابع قدرت اجتماعی، ساختار دولت و روابط خارجی قاجار»، دانش سیاسی. دوره چهاردهم. شماره اول (شماره پیایی 27)، صص 91-116.

    -         رفیع­پور، فرامرز (1377). آناتومی جامعه: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی، تهران: انتشارات کاوه.

    -         کوئن، بورس (1377). مبانی جامعه‌شناسی، ترجمۀ غلامعباس توسلی و رضا فاضل، تهران: سمت.

    -         گیدنز، آنتونی (1386). جامعه‌شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

    -         هام، پیتروان (1395). قدرت اجتماعی در سیاست بین‌الملل، ترجمۀ ارسلان قربانی و رضا سیمبر، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

    منابع انگلیسی

    -          Augoustions Martha & Katherine j Reynolds. Understanding prejudice, racism and social conflict. London: sage publications;2001.p.91.

    منابع برای مطالعه بیشتر

    -         فوکو، میشل (1376). «سوژه و قدرت»، در کتاب میشل فوکو فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک، هیوبرت دریفوس و پل رابینو، ترجمۀ حسین بشیریه، تهران: نشر نی.

    -         مارلند، لوئیز وست (1384). جنسیت و پلیس (جنس، قدرت و فرهنگ پلیس)، ترجمۀ فرزان سجودی، تهران: مرکز تحقیقات و پژوهش‌های ناجا.

    -         میلز، چالرز رایت (1382). نخبگان قدرت، ترجمۀ مؤسسه غرب‌شناسی، تهران: فرهنگ مکتب.

    -         نویمان، فرانتس (1373). آزادی و قدرت قانون، ترجمۀ عزت‌الله فولادوند، تهران: خوارزمی.

    -          Carson, Paula P.; Carson, Kerry D.; Roe, C. William (July 1993). "Social power bases: A meta-analytic examination of interrelationships and outcomes". Journal of Applied Social Psychology. 23 (14): 1150–1169. doi:10.1111/j.1559-1816.1993.tb01026.x.

    -          French, J.R.P., & Raven, B. (1959). 'The bases of social power,' in D. Cartwright (ed.) Studies in Social Power. Ann Arbor, MI: University of Michigan Press. 259-269.

    -          French, J.R.P., & Raven, B. (1959). 'The bases of social power,' in D. Cartwright (ed.) Studies in Social Power. Ann Arbor, MI: University of Michigan Press. 259-269.

    -          Handgraaf, Michel J. J.; Van Dijk, Eric; Vermunt, Riël C.; Wilke, Henk A. M.; De Dreu, Carsten K. W. (1 January 2008). "Less power or powerless? Egocentric empathy gaps and the irony of having little versus no power in social decision making". Journal of Personality and Social Psychology. 95 (5): 1136–1149. doi:10.1037/0022-3514.95.5.1136. PMID 18954198.

    -          Keltner, D., Van Kleef, G. A., Chen, S., & Kraus, M. W. (2008). A reciprocal influence model of social power: Emerging principles and lines of inquiry. Advances in Experimental Social Psychology, 40, 151-192.

    -          Kipnis. D. (1974). The powerholders. In J. T. Tedeschi (Ed.). Perspectives on social power (pp. 82- 122). Chicago; Aldine.

    -          Schein, Larry E. Greiner, Virginia E. (1988). Power and organization development: mobilizing power to implement change (Repr. with corrections. ed.). Reading, Mass.: Addison-Wesley. ISBN 978-0201121858..



    [1] Giddens

    [2] Coen

    [3] The Theory of Powerful Personality

    [4] Adorno

    [5]Augoustions Martha & Katherine j Reynolds

    [6] Veblen

     

نظر شما