You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • عنوان: بحران اجتماعی

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی      Social Crisis

    2. تعریف

    بحران که در انگلیسی به­معنای نقد، تفاوت، تضاد و تصمیم‌گیری است، در فارسی یعنی پیشامدی که به‌صورت ناگهانی و گاهی فزاینده رخ می‌دهد و به وضعیتی خطرناک و ناپایدار برای فرد، گروه یا جامعه می‌انجامد. بحران باعث به­وجود آمدن شرایطی می‌شود که برای برطرف کردن آن نیاز به اقدامات اساسی و فوق‌العاده است. بحران اجتماعی عبارت است از: به مخاطره افتادن و به هم خوردن تعادل عمومی و زندگی اجتماعی، بر اثر اختلالات یا مقتضیات پدید آمده در جزء یا اجزایی از جامعه؛ که یا بر اثر ناسازگاری سازمان‌های اجتماعی با یکدیگر و یا به خاطر ناتوانی مؤسسات اجتماعی در تحقّق اهداف ساخت‌ها و نهادهای اجتماعی به­وجود می‌آید (شایان مهر، 1377: 103؛ آراسته خو، 1381: 274).

     

     

    ب) متن

    بحران‌ها بر حسب نوع و شدّت (بحران شخصی، بحران اجتماعی، بحران اقتصادی، بحران سیاسی، بحران بین‌المللی و بحران زیست‌محیطی) تفاوت داشته و بر نظم و امنیّت اجتماعی تأثیر دارند (امیری، 1387). بحران یک فشارزایی بزرگ و ویژه است که باعث در هم شکسته شدن انگاره‌های متعارف و واکنش‌های گسترده می‌شود و آسیب‌ها، تهدیدها، خطرها و نیازهای تازه‌ای به­وجود می‌آورد (تاجیک، 1384؛ دورهام و لیسی[1]، 1383).

    بحران برهه حساسی است که تداوم یا پایان یافتن چیزی را رقم می‌زند. در همۀ بحران‌ها، افراد یا گروه‌ها و سازمان‌هایی که درگیر بحران‌ها هستند، دچار مشکلاتی می‌شوند. بحران‌ها معمولاً علت‌های عینی دارند، که باید بتوان آنها را شناخت، و احساس و تجربه کرد (وبر[2]، 1379).

     

     

     

    چه وضعیتی را می‌توان بحران نامید؟ در علوم مختلف از وضعیت‌های متفاوتی به بحران تعبیر شده است؛ مثلاً در روابط بین‌الملل دل‌مشغولی‌های مرتبط با وضعیت جنگی، ناآرامی و بی‌ثباتی سیاسی، ورشکستگی و فروپاشی یک شرکت یا سازمان، خسارت و خرابی‌های ناشی از بلایای طبیعی یا سوانح صنعتی، نابسامانی روحی و بالاخره همان چیزی که دورکیم و مرتون[3] از آن به «آنومی یا وضعیت بی‌هنجاری» یاد می‌کنند، را بحران می­نامند. وضعیت بحرانی به مراحل مختلف دسته‌بندی می‌شود که وضعیت اضطراری یکی از مراحل آن است. برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های بحران عبارت است از: معمولاً غیرقابل پیش‌بینی است (یعنی نمی‌توان پیش‌بینی کرد که کی و در کجا اتفاق می‌افتد) اما معمولاً غیرمنتظره نیست؛ بیشتر یک وضعیت اضطراری و آنی است تا یک حالت ماندگار؛ و پویا و متغیراست.

    بحران در علوم اجتماعی ریشه‌های عمیقی در مفهوم سیستمی (هِگلی[4]) و در دیدگاه مارکسی[5]، تعارض میان طبقات دارد. بر این اساس بحران هنگامی رخ می‌دهد که تجربه‌های متضاد بر هم انباشته می‌شوند، اما در کلیت واحدی یکپارچه نمی‌شوند. یک بحران اجتماعی عمومی ناشی از آن است که جامعه یا نظام اجتماعی توانایی سازمان‌یابی و حفظ نظم اجتماعی را ندارد و فاقد نیرویی درونی برای حل مسائل مرتبط با تطور و توسعه است. به این معنا که ساخت جامعه، بحران‌زده است و مسائل اجتماعی مطرح (مانند بی­تعادلی ساختاری، نابرابری‌های اجتماعی- سیاسی و...)، چنان گسترده‌اند که نظم اجتماعی موجود را به مخاطره می‌افکنند. گروهی دیگر از جامعه­شناسان معتقدند که بحران اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که کارکردها و اهداف اجتماعی مخدوش و دوگانه شوند؛ لذا باید آن را شناخت و راهبردهایی برای آن طراحی کرد (بوث[6]، 1383: 255) و درصدد حل آنها بر آمد (ربیعی، 1386؛ وبر، 1379: 131). برخی جامعه‌شناسان گسترش افسارگسیخته فقر، مهاجرت‌ها، جرم و ناهنجاری‌های اجتماعی، گسترش عقلانیت ابزاری (وبر، 1371؛ 56)، فردگرایی و خودمحوری و گسست حس اخلاقی مشترک (دورکیم[7]، 1381)، تعارض و تضاد طبقاتی (ریتزر[8]، 1374: 341) را از جمله علل وقوع بحران‌های اجتماعی- اقتصادی می‌دانند.

     

     

     

    بحران‌ها چگونه به وجود می‌آیند؟ مسائل یا بحران‌های اجتماعی هیچ‌گاه تصادفی نیستند، بلکه معمولاً شرایط معینی آنها را به­وجود می‌آورند و با پیدایی‌شان بیشتر جامعه دچار التهاب و تشویش می‌شود. در این‌گونه مواقع تمامی نیروها و منابع از خلال نوعی هماهنگی درصدد حل مشکل برمی­آیند (گیلزپی[9]، 1383). علم جامعه‌شناسی توجه خود را بیشتر به شرایط متمرکز کرده است تا با توجه به آنها بتواند راهکاری برای حل بحران‌های اجتماعی ارائه کند؛ مثلاً فقر مشکلاتی را برای افراد جامعه به وجود می‌آورد، از جمله سختی معیشت و دشواری‌های اقتصادی طولانی، نبود فرصت‌های مساعد در جامعه، ناتوانی در حفظ خود و خانواده، وقوع جرم و جنایت و... . در این موارد، جامعه‌شناسی ابتدا با شناخت دقیق علل و عوامل بروز چنین رخدادی و عمیق‌تر کردن درک ما از آن بحران عمل کرده و سپس با ارائه راهکارها می‌تواند در حل این بحران‌ها مؤثر باشد.

    بحران­های اجتماعی در ایران: ناصر فکوهی، بحران‌های اجتماعی در ایران را در سه بُعد تحلیل می‌کند، وی معتقد است: «بحران، گسست میان ساختار نسلی است زیرا نسل جدید تقاضای فراوانی دارد که امکان برآورده شدن آنها بسیار محدود است. دومین بحران رسیدگی نکردن به موقعیت واقعی زنان در جامعه است. سومین بحران نیز تنش میان سنت و مدرنیته است که ریشه آن به تاریخ صد سال گذشته ایران برمی‌گردد (فکوهی، 1394).

    انواع بحران‌های اجتماعی: بحران اجتماعی سطوحی دارد و شامل آشفتگی اجتماعی، بی‌سازمانی اجتماعی و انقلاب اجتماعی می‌شود. تغییر در ساختارها باعث گسسته شدن رفتار و روابط متقابل می‌شود و درنتیجه فرایند جامعه‌پذیری مختل و غیر مؤثر شده و بحران اجتماعی ظاهر می‌شود. بحران اجتماعی گاهی اوقات فقط جزئی از جامعه را فرا می‌گیرد و با مسائل اجتماعی خاصی مرتبط می‌شود (مانند نابسامانی ناشی از کمی دستمزدها) که در این صورت کنترل و هدایت آن توسط نیروی اجتماعی غالب آسان خواهد بود. گاهی اوقات نیز بحران اجتماعی عمومی است، که در این صورت بر مجموع ساخت‌ها و نهادهای یک جامعه، به‌دلیل تأخیر و تطابق نداشتن آنان با انتظارات موجود در باب پیشروی یک جامعه جدید و مترقّی، اثر می‌گذارد؛ درنتیجه چنان نابسامانی عمومی و بی­تعادلی فراگیر، در جامعه بروز می‌کند، که گسست نظم موجود و پیدایی دگرگونی‌های اجتماعی بنیادی (انقلابی) را قابل پیش‌بینی می‌سازد. بحران اجتماعی عمومی ناشی از آن است که جامعه توانایی سازمان‌یابی و حفظ نظم اجتماعی را نداشته و از نیروی درونی برای حل مسائل مرتبط با تطور و توسعه‌اش برخوردار نیست (بیرو[10]، 1370: 350؛ شایان مهر، 1377: 498- 502).

    «به‌کارگیری زور و قوه قهریه از سوی نیروهای نظامی و پلیس برای به آرامش رساندن یک جامعه»، نوع دیگری از بحران‌های اجتماعی است که اساساً در کشورهای درحال‌توسعه رخ می‌دهد (رضایی نصیر، 1377). ازاین‌رو بحران نظم و امنیّت و شیوه‌های رویارویی با آن در برخی جوامع مهم‌ترین بحران‌هاست (وفادار، 1390: 320). «فقدان یا فرسایش اعتماد اجتماعی» یکی دیگر از بحران­های اجتماعی در ایران است. ریشه این بحران در گذر از جامعه سنتی به مدرن و تغییر گروه‌های هویتی و مرجع فکری جامعه است. «کاهش یا فقدان ارتباط میان نخبگان با توده مردم» یکی دیگر از بحران‌های موجود در ایران است (ربیعی، 1386).

    بر این اساس، می‌توان گفت که تمام انواع بحران‌های موجود در یک جامعه قابلیت فرافکنده شدن در بحران‌های دیگر و ایجاد بحران جدیدی با ابعاد بسیار فراتر از بحران‌های سازنده آن را دارند. بحران‌های کنونی جوامع با مسائلی مثل توسعه، جهانی‌شدن، روندهای نوین، و تحولات ساختاری در جامعه رابطه دارد (ربیعی، 1386: 51- 80). با این همه، جامعه­شناسان باور دارند که اگر یک نیروی اجتماعی غالب و موافق دگرگونی‌ها وجود داشته باشد و اصلاحات اجتماعی ضروری در مواقع لزوم صورت گیرند، چنین بحران‌های اجتماعی قابل‌کنترل و هدایت هستند.

    کلیدواژه‌ها: بحران اجتماعی، خطر، ریسک، بی‌ثباتی، اضطرار.

    ارجاعات

    -        آراسته‌خو، محمّد (1381). فرهنگ اصطلاحات علمی - اجتماعی، تهران: چاپخش.

    -        امیری، عبدالرضا (1387). بحران‌های طبیعی و نظم و امنیّت اجتماعی، انتشارات سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا.

    -        بوث، سایمون (1383). «شبیه‌سازی تعاملی و آموزش مدیریت بحران»، ترجمۀ حسین حسینی، نشریه سیاست دفاعی سال دوازدهم، شماره 46.

    -        بیرو، آلن (1370). فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمۀ باقر ساروخانی، تهران: کیهان.

    -        تاجیک، محمدرضا (1384). مدیریت بحران، تهران: نشر فرهنگ گفتمان، چاپ دوم.

    -        دورکیم، امیل (1381). دربارۀ تقسیم کار اجتماعی، ترجمۀ باقر پرهام، ویراست دوم، تهران: نشر مرکز.

    -        دورهام، تام و لیسی سویتر (1383). دیدگاه‌ها و نقش دولت فدرال و ایالتی در مدیریت بحران، ترجمۀ مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران، تهران: نشر پردازش.

    -        ربیعی، علی (1386). «بحران‌های اجتماعی ایران امروز»، مجله جامعه‌شناسی ایران، دوره هشتم، شماره سوم، صص 51- 80.

    -        رضایی نصیر، علی (1377). «بحران پلیس در آمریکای لاتین»، مجله ترجمان اقتصادی (برگرفته از مجله تایم). سال اول، شماره 23.

    -        ریتزر، جورج (1374). نظریه‌های جامعه‌شناسی، ترجمۀ محمدصادق مهدوی و همکاران، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

    -        شایان مهر، علیرضا (1377). دایرة‌المعارف تطبیقی علوم اجتماعی (کتاب اول). تهران: کیهان.

    -        فکوهی، ناصر (1394). «بحران ما یا بحران هنر ما»، گفت‌وگوی ناصر فکوهی با جواد حسنجانی. مجله تندیس. شماره 308.صص 6-8.

    -        گیلزپی، دیوید (1383). هماهنگی منابع اجتماعی در بحران، ترجمه مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهری تهران، تهران: نشر پردازش.

    -        وبر، ماکس (1371). مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، ترجمۀ احمد صدارتی، تهران: مرکز.

    -وبر، یورگن (1379). «بحران و راه‌های مقابله با آن: مورد خاص ارتباطات سازمانی»، ترجمۀ غلامعلی سرمد، مجله تعاون، شماره 109، صص 38 - 43.

    -        وفادار، حسین (1390). مدیریت بحران در حوزه نظم و امنیّت، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

     

    منابع بیشتر برای مطالعه

    -        اکبری، احمد (1390). «نقش شبکه‌های اجتماعی در ایجاد و مهار بحران‌ها». فصلنامه ره‌آورد، شماره 31، صص 32- 39.

    -        تسلیمی، محمد سعید و دیگران (1384). «بررسی میدانی بحران اولویت در مدیریت بحران»، نشریه دانش مدیریت، شماره 69، صص 23-3.

    Anastasia A. Kurilova, Dmitry Y. Ivanov, Daria O. Zabaznova and Aleksandr V. Malofeev (2019) Crises and Conflicts of Socio-economic Systems: Similarities and Differences. “Conflict-Free” Socio-Economic Systems. https://doi.org/10.1108/978-1-78769-993-920191016.

    KwongLeung Tang (2000) Asian crisis, social welfare and policy responses:Hong Kong and Korea compared. “Conflict-Free” Socio-Economic Systems. https://doi.org/10.1108/978-1-78769-993-920191020



    [1] Durham and Lacey

    [2] Weber

    [3] Madonna

    [4] Hegel

    [5] Marx

    [6] Booth

    [7] Durkheim

    [8] Ritzer

    [9] Gelspie

    [10] Bearu

نظر شما