You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • بحران سياسي      Political Crisis

    حالتی که در آن ثبات و توازن نظام سیاسی و اجتماعی برهم خورد (1). بحران سیاسی، بحران مشروعیت نظام حاکم است. آن گاه که نخبگان سیاسی یک جامعه استعداد و قابلیت تولید و بازتولید ارتباطات و مناسبات مبتنی بر اعتماد و مقبولیت خود را از دست می­ دهند و نظام سیاسی دچار ناکارآمدی می ­شود، بحران­ های سیاسی حادث می­ شوند(2).

     

    بحران سیاسی، وضعیتی است که در نتیجه آن، توازن نظام اجتماعی دگرگون می شود و دولت ­ها و نظام ­های اجتماعی ناچار به سقوط یا ترمیم و تعویض می­ گردند (3).

    بحران­ های سیاسی را برحسب وسعت مکانی، عوامل درگیر و گسترة جغرافیایی تعارضات، به دو دستة داخلی و بین ­المللی تقسیم می­کنند.

     بحران­های سیاسی داخلی، شرایط غیرمتعارفی است که معمولاً در ساختار سیاسی یک کشور بروز می­کند و برحسب ماهیت، زمان، دامنه، شدت و نوع عوامل درگیر در آن، شامل اشکال گوناگونی است، مثل مبارزه سیاسی گسترده و شدید بین احزاب و سازمان ­های سیاسی رقیب برای کسب قدرت، ایجاد اختلافات شدید بین جناح­ های مختلف حکومت، کودتای نظامی، اعتصابات دامنه ­دار، شورش ­های خیابانی، درگیری­ های قومی و جنگ­ های چریکی. بحران­های سیاسی داخلی، فقط ناشی از عملکرد عوامل داخلی یک کشور نیست؛ بلکه در عصر حاضر، اغلب تحت تأثیر جریان­های سیاسی و اقتصادی است که از طرف کشورهای دیگر و نظام­ های مسلط منطقه ­ای و بين ­المللی اعمال می­ شود.

     بحران­های سیاسی بین ­المللی در کلی­ترین تعریف خود، اشاره به نقطه­عطف دیپلماتیک، اقتصادی یا نظامی دارد که در آن، مناسبات میان دولت­های مورد بحث، پیوسته تغییر می­ کند یا در حالت بحران نظامی، از صلح به جنگ می­گراید. نمونه­ های هر یک از این دو نوع بحران عبارت اند از: بحران میان دولت­ها در ستیزی که به علت تهدید یا به صحنه آوردن نیروها پدید آمده باشد (نظامی)؛ بحران میان دولت­های ثروتمند و فقیر که به دلیل امکان استنکاف دولت­ های فقیر از بازپرداخت بدهی­هایشان ایجاد شده باشد (اقتصادی)؛ بحران میان امضا کنندگان یک پیمان هنگامی که یک دولت تصمیم خود را برای زیر پا گذاشتن مقررات آن پیمان اعلام کند (دیپلماتیک). در هر یک از این موارد، برخی ویژگی ­های مشترک نیز وجود دارد که آنها را به عنوان بحران مشخص می­سازد. آنها متضمن تهدیدی برای ارزش­های محوری دست­کم یک دولت، ابهام آلودگی فزون­تر الگوی آیندة مناسبات میان دولت­ های مطرح، و نوعی احساس فوریت هستند که نمایانگر آن است که گسیختگی مناسبات وضعیت ناپایداری است که باید به ثبات مبدل شود (3).

    بحران ­های سیاسی داخلی و بین ­المللی، به­ عنوان تهدیدی علیه نظم و امنیت کشور تلقی می­شوند. مسئله اینکه چه موقعی یک تهدید به موضوع امنیت ملی تبدیل می­شود، بستگی به نوع تهدید، چگونگی نگرش به آن و نیز میزان جدی بودن آن دارد. عوامل مؤثر در جدی بودن تهدید عبارت است از: مشخص بودن هویت آن، قریب­الوقوع بودن یا نزدیکی آن از لحاظ فاصله، شدت احتمال وقوع آن، میزان عواقب احتمالی آن و اینکه آیا اوضاع و شرایط تاریخی باعث تقویت آن تهدید می­ شود یا خیر (4).

    به هر حال، نتایج بحران ­های سیاسی داخلی و خارجی (مقاومت و رفع بحران، ترمیم، تعویض و سقوط نظام­سیاسی، جنگ) در نظم و امنیت عمومی تأثیر دارد و پلیس را به خصوص دربحران ­های سیاسی داخلی، درگیر رویدادهای جدیدی می ­نماید.

    پلیس در اجرای وظایف قانونی خود، مبنی بر حفظ نظم، امنیت و آرامش در جامعه، موظف به اقدام، مداخله، کنترل و مدیریت بحران سیاسی است.

    وظایف پلیس در برابر بحران­های سیاسی در مراحل سه­گانه قبل، حین و بعد از بحران به شرح زیر است:

    1- مرحلۀ قبل از بحران

    در این مرحله شناخت، پیش­ بینی، پیشگیری از وقوع بحران و ایجاد آمادگی سازمانی انجام می ­شود. پیش گیری از وقوع بحران اساسی­ ترین و مهم­ترین اقدام در مدیریت بحران است.

    2- مرحلۀ حین بحران

    پلیس برای برخورد با معترضان در چنین شرایطی باید سازمان ­یافته و آموزش ­دیده باشد. اعمال پلیس نباید بحران را گسترده و تشدید کند. پلیس باید بر نحوۀ بهره ­گیری از قوۀ قهریه و استفاده از ابعاد نرم ­افزاری این قوه، همانند دستگیری، بازداشت معترضان و احالۀ پروندۀ آنها به مقامات قضایی توانایی و اشراف کامل داشته باشد.

    3- مرحلۀ بعد از بحران

    هر چند وظیفه اصلی پلیس و انتظارات بیشتر در مدیریت بحران، ایجاد آمادگی برای اقدام مؤثر در دو مرحلۀ قبلی است؛ ولی عادی ­سازی شرایط پس از بحران نیز مهم است. شناخت نقاط قوت و ضعف اقدامات مربوط به مراحل قبلی بحران از اهمیت خاص برخوردار است.

    کلیدواژه ­ها

    نظام سیاسی، نظام اجتماعی، بحران­ های سیاسی داخلی، بحران­ های سیاسی بین­ الملل.

    ارجاعات

    1- آقابخشی، علی و مینو افشاری­راد. فرهنگ علوم سیاسی. تهران: نشر چاپار، 1383، ص 518.

    2- تاجیک، محمدرضا. مدیریت بحران. چاپ دوم. تهران: انتشارات فرهنگ گفتمان،1384، صص 33- 29.

    3- دهخدا، علی­اکبر. لغت­نامۀ دهخدا. ج4. تهران: مؤسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، ص 4390.

    4- گریفیتس، مارتین (ویراستار). دانشنامة روابط بین­الملل و سیاست جهان. ترجمة علیرضا طیب. تهران: نشر نی، 1390، صص 184-182.

    5- بوزان، باری. مردم دولت­ها و هراس. ترجمة پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1389، ص 159.

    6- حسینی، حسین؛ سیدمجید جدی. مدیریت بحران. تهران: معاونت آموزش ناجا، 1385، صص 64- 33.

    منابع بیشتر

    1- امیری، عبدالرضا. بحران­های طبیعی و نظم و امنیت اجتماعی. تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا، 1387.

نظر شما