You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  •  

     

    عنوان: پلیس

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی      Police

    2. تعریف

    پلیس یا پولیس به مأمور اجرای قانون گفته می­شود (فرهنگ معین، ذیل مدخل پلیس). این کلمه از کلمۀ یونانی πόλις به­معنی «شهر» گرفته شده است (پایگاه اطلاع‌رسانی اتیموآنلاین[1]2020). (پُ) [فر.] (اِ.) 1 - مجموعة نیروهای انتظامی یک کشور، شهر یا جامعه؛ 2- پاسبان، آژان. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال‌ها واژه‌ای برای جایگزینی «پلیس» ساخته نشده بود، در سال ۱۳۸۸ واژۀ پارسی «پاس‌ور» از سوی نیروی انتظامی ایران جایگزین واژه «پلیس» شد. واژۀ «پاس­ور» در لغت‌نامۀ دهخدا به­معنای پلیس است. بر همین اساس این واژه مرکب از «پاس» به­ معنای نگهبانی و «ور» از ریشۀ ورزیدن است. همچنین پلیس به کارکنان و افسران و درجه‌داران شاغل در این سازمان نیز اطلاق می‌شود (میرزایی، 1383: 271- 272).

     

     

     

     

    ب) متن

    سازمان پلیس یک سازمان رسمی و انتظامی و تا حدی مدنی است که وظیفۀ آن حفظ و حمایت از قانون و نظم و امنیت فردی عمومی؛ جلوگیری و بررسی جرم و بزه؛ بازداشت، نگهداری، تحقیق و انجام امور بازرسی و تمام مراحل پیش از دادگاه بزهکاران و نظایر این وظیفه پلیس است (میرزایی، 1383: 271- 272). واژۀ «پلیس» ناظر بر کارکرد و نقش حفظ نظم و کنترل اجتماعی (پاسبانی و حراست) و درهرحال برای پرداختن به آن با مسئله پیچیده، پرمناقشه و پر تنش سر وکار داریم.

    همه افراد جامعه در هر زمان و مکان پاییده و کنترل می‌شوند، اینکه در جامعه چه کسی پاییده و کنترل می‌شود، توسط چه کسی و با چه طریقی و با چه توجیهی، به بطن بحث‌ها و جدل‌های مربوط به فرایندهای سیاسی و اجتماعی راه می‌یابد. پاسبانی یا حراست می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم، دولتی یا خصوصی، آشکار و پنهان، محلی یا مرکزی، واکنشی یا پیشگیرانه، صلح‌آمیز و خشونت‌آمیز، اجتماعی بنیاد یا شبه‌نظامی، با رضایت و وفاق همگانی یا به‌رغم مخالفت و مقاومت باشد. به‌طور سنتی، پاسبانی و حراست بر اساس نیاز به کنترل جرم و دستگیر کردن قانون‌شکنان مشروعیت می‌یابد و بااین‌حال بسیاری از کارهای پلیس، ربطی به جرم ندارد و پلیس نقش اصلی را در حفظ نظم و امنیت و کنترل مخالفان سیاسی نیز دارد (آوتویت و باتامور[2]، 1392: 209).

    ضرورت وجودی سازمان پلیس: پلیس یکی از سازمان‌های رسمی کنترل اجتماعی نهاد حکومت است، که در راستای پاسخ به یک نیاز اساسی یعنی حفظ امنیت اجتماعی طراحی و ایجاد شده است. این سازمان که به‌نوعی نماد اقتدار و منزلت خرده‌نظام سیاسی در افکار عمومی است، نقشی مضاعف در دولت مدرن برعهده دارد (شپوسکی[3]، 1995: 613-635). زیرا از یک‌سو تنها نیروی مشروع اجبارکننده است و از سوی دیگر، خود از جملة سازمان‌های مدنی واسط محسوب می‌شود که در حد فاصل حکومت و شهروندان قرار می‌گیرد. بدین ترتیب، سازمان پلیس همواره ناگزیر از برقراری تعادل میان تأمین مقتدرانه نظم و استقرار امنیت اجتماعی، و از سوی دیگر تأمین مشارکت مدنی است. برای بیان ضرورت وجودی سازمان پلیس همین‌قدر بس است که می‌تواند از طریق کاستن احساس ناامنی، کاهش تعداد شکایات علیه خود و افزایش اطلاعات عمومی در خصوص شیوه‌های پیشگیری از جرائم و از طریق جلب مشارکت شهروندان، موجب افزایش رضایت مردم از خود و ارتقای میزان اعتماد عمومی به پلیس و درنتیجه ایجاد احساس امنیت شود (معظمی، 1374: 77).

     

     

     

     

    پیشینۀ تاریخی پلیس

    پیدایش پلیس جدید: ادارۀ امور پلیسی به شکل پیشرفته با تشکیل پلیس شهری لندن که «سِر رابرت پیل[4]» در سال 1829 آن را بنیان‌گذاری کرد، آغاز شد. در زمانی که نیروی پلیس در کلان‌شهر لندن مستقر شده بود، در ایالات‌متحده هنوز هم شیوۀ نگهبانی شب و روز، مشابه شیوۀ سابق در انگلستان رایج بود. در دهۀ 1930 چند شهر بزرگ، سیستم‌های نگهبانی روزانه حقوق‌بگیر به وجود آوردند که البته وظایف نخستین آنها، بیشتر شامل کمک و خدمت به افراد جامعه بود؛ مثلاً پلیس در نیویورک میان فقرا، زغال‌سنگ توزیع می‌کرد؛ مراقب سلامت شهروندان آسیب‌پذیر بود؛ مأمور پیگیری مجازات تعلیقی و آزادی مشروط بود و به تأسیس زمین‌های بازی کودکان کمک می‌کرد. به‌هرحال ادارۀ امور پلیسی در ایالات‌متحده دارای دوره‌های مختلفی است که بررسی آنها می‌تواند نقش عمده‌ای در تحلیل وظایف کنونی پلیس داشته باشد (پرتال پلیس ایران، بازبینی‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۰۹؛ (اورنگ، 1374: 33؛ معاونت اجتماعی نیروی انتظامی، 1383: 87).

     دوره‌های پلیس: در جریان شکل‌گیری ادارۀ امور پلیسی در ایالات‌متحده سه تغییر الگوی عمده رخ داده است؛ این دوره‌ها به­ترتیب عبارت‌اند از: دورۀ سیاسی، دورۀ اصلاحات و دورۀ جامعه‌گرایی.

     نقش و وظایف پلیس: امروزه پلیس با وجود سازمان یکپارچه، به­شکل یکپارچه و واحد عمل نمی‌کند، بلکه دارای سه مأموریت و کارکرد اصلی است که منطق عملکرد آنها یکسان نیست (بیلی[5]، 1379: 39؛ شاکری، 1381: 43).

     پلیس حاکمیت؛ که از لحاظ تاریخی و به‌طور تنگاتنگ با پیدایش دولت‌های مدرن و پیشرفته مرتبط است. پلیس نظم در مرحلۀ اول از دولت و نهادهای آن، حمایت و پشتیبانی کرده و به‌عنوان ابزار کنترل و مهار خشونت‌های جمعی تلقی می‌شود؛ در مرحلۀ بعد این پلیس ابزار دفاع از میراث ملی است (پلیس اطلاعات) (هانتر[6]، 1994: 4-21). پلیس مزبور همچنین ابزاری برای حفظ و کنترل قلمروی حاکمیت دولت بوده و به‌عنوان پلیس مرزها یا نظارت‌کننده بر ورود اتباع خارجی از آن یاد می‌شود سیاست‌های مربوط به این نوع پلیس عبارت‌اند از:

    سازوکار حمایت از نظم عمومی از طریق مقابله با شکل‌های مختلف خشونت‌های شهری؛ پلیس حاکمیت با ایجاد نیروهای ضد شورش نقش مؤثری در مهار خشونت‌ها و شورش‌های شهری ایفا می‌کند.

    سازوکار استفاده از سرویس‌های اطلاعاتی برای نظارت و کنترل به­منظور پیشگیری از تروریسم؛ پلیس حاکمیت می‌تواند از طریق به‌کارگیری مأمورین ویژه برای جمع­آوری اطلاعات دربارۀ گروه‌های تروریستی اقدام کرده و بدین‌ترتیب نقش مؤثری در کشف و خنثی‌سازی طرح‌های تروریستی ایفا کند.

    مدیریت و کنترل جریان رفت‌وآمدهای بین مرزی؛ پلیس حاکمیت عهده‌دار حفاظت و حراست از تمامیت قلمروی حاکمیت دولت است؛ بنابراین سرمایه‌گذاری وسیعی درزمینۀ مبارزه با ورود غیرقانونی اتباع بیگانه به قلمرو کشور می‌کند (ناتان[7]، 1376: 97؛ پایگاه اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی، 1388).

    پلیس قضایی: مهم‌ترین و اصلی‌ترین وظیفۀ این پلیس درزمینۀ بزهکاری حرفه‌ای و پس از ارتکاب جرائم است (رکاسنس برنه[8]، 1377؛ هیندارتو[9]، 1376). این پلیس یک نوع کارشناس مسائل قضایی است که به کشف و تعقیب مجرمین کمک می‌کند. در کشورهای متمدن، پلیس قضایی بدنۀ اصلی ضابطین دادگستری را تشکیل می‌دهد. اصل قانونی بودن جرم و مجازات در حقوق جزا یکی از اصول بنیادین است که موجب از بین رفتن خودکامگی قضات می‌شود.

     

     

     پلیس روزمره (پلیس شهری): وظیفۀ اصلی پلیس شهری، ایجاد آرامش و آسایش عمومی و کمک به مردم است. این پلیس بیشتر از سایر پلیس­ها درگیر ناهمگونی، نابسامانی و آسیب‌پذیری اجتماعی است؛ و نخستین پلیسی است که با بی‌نظمی‌های کوچک شهری، بزهکاری‌های کوچک و متوسط و برخی رفتارهای ناهنجار درگیر می‌شود. دولت مرکزی (در برخی کشورهای غربی) متأسفانه ارزش کاری چنین پلیسی را بالا نمی‌برد و به آن ارج نمی‌نهد و حال آنکه این پلیس روزمره است که نظم را حفظ می‌کند و ازاین‌رو برنامه‌ریزی و مدیریت بهتری لازم است تا این پلیس بتواند آسایش عمومی را تأمین کند (شاکری، 1381: 48).

    سازمان پلیس ایران: ایران در بیش از دو هزار سال قبل و در دوران سلسلۀ هخامنشیان، اولین بنیان‌گذار سیستم حکومتی گستردۀ امپراتوری بود. ازآنجاکه هر حکومتی نیازمند به نظم و امنیت است، درنتیجه کشور ایران انواع سیستم‌های ایجاد نظم و امنیت را در طی تاریخ آزمایش کرد؛ اما پلیس نوین در ایران حدود ۱۴۰ سال پیش در دورۀ ناصرالدین‌شاه که در سفر خود به اروپا، با سازمان جدید پلیس آشنا شده بود - و با استخدام یک مستشار بلژیکی پایه‌گذاری شد. پلیس ایران در زمان محمدرضا پهلوی به دو قسمت «ژاندارمری و شهربانی» تقسیم می‌شد، که پس از انقلاب اسلامی و در سال 1371 (به همراه کمیته انقلاب اسلامی و پلیس قضایی) به نیروی انتظامی تغییر نام داد. نام پلیس در زمان‌های مختلف تاریخ از محتسب، شُرطه، شِحنه، معاون، دیوان‌بیگی داروغه، میرشب گَزمه، شبگرد، پاکار (دورۀ صفویه)، داروغه، کدخدا، سرهنگ، خلیفه (افشاریه)، تا فراش‌باشی، ده‌باشی، پنجاه‌باشی، یوزباشی، میرغضب (قاجار) و پاسبان، ژاندارم، پلیس، آژان (پهلوی) متفاوت بود (اورنگ، 1374؛ معاونت اجتماعی نیروی انتظامی، 1383: 59).

    نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (نیروی انتظامی یا همان پلیس کشور) همانند هر سازمان رسمی دیگر بر اساس مستندات قانونی به‌منظور برآوردن اهدافی خاص (در حوزه‌های اطلاعاتی، امنیتی، مرزبانی و به‌ویژه انتظامی) تأسیس شده و طی سالیان در چارچوب قوانین و مقررات مربوط، پیوسته با پذیرفتن تغییرات ساختاری و اتخاذ رویکرد‌های تازه به انجام وظیفه پرداخته است؛ ازاین‌رو، سازمان نیروی انتظامی را باید از سویی، مجموعه قوانین و مقرراتی دانست که مأموریت‌ها، اهداف، وظایف، ساختار، و ارتباطات (فرایندهای) سازمانی آن را مشخص می‌سازد و از سوی دیگر رویکرد‌های عملی در دست اقدام و به‌اصطلاح جاری آن که بنا بر آنها به ایفای نقش و انجام وظیفه می‌پردازد (روزنامۀ رسمی جمهوری اسلامی ایران، 1369؛ مجیدی و دیگران، 1384: 76).

     


     

    از میان تمامی سازمان‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، شاید نتوان هیچ سازمانی را یافت که همچون سازمان پلیس با شبکه‌ای از پدیده‌های بنیادی اجتماعی نظیر قدرت، اقتدار، نظم، شهروندی، قانون، مدنیت، آزادی و از همه مهم‌تر امنیت، پیوند داشته باشد (شاکری، 1381:15). چنین پیوندی موجب می‌شود سازمان پلیس از بالاترین میزان تأثیرگذاری بر سرنوشت تک تک افراد جامعه برخوردار باشد؛ بنابراین، عدم شناخت کافی و روزآمد آن ممکن است نه‌تنها اسباب پایمال شدن حق و حقوق افراد جامعه و نارضایتی عمومی، که در عالی‌ترین سطح باعث اختلال کارکردی و در نهایت اضمحلال نظام اجتماعی شود (ریسس و آلبرت[10]، 1992: 51-97).

    درواقع، سازمان پلیس، به‌عنوان اصلی‌ترین سازمان در نهاد نظم و امنیت اجتماعی، علاوه بر کارکردهای آشکار و پنهان سیاسی که دارد، به­شکل مستقیم و غیرمستقیم در طیف گسترده‌ای از کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی جامعه درگیر است. درعین‌حال باید این نکته را نیز افزود که سازمان پلیس به‌واسطۀ برخورداری از قدرت و اختیارات قانونی و ویژه (مانند سلب آزادی با استفاده از قوه قهریه و یا از طریق استراق سمع) از سوی حکومت‌ها، در عین ضمانتی که برای پاسداشت حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی وجود دارد، همواره به‌طور بالقوه تهدیدی - بزرگ‌تر و جدی‌تر از تهدیدات دیگر سازمان‌های دولتی - برای حقوق شهروندی به‌حساب می‌آید؛ ازاین‌رو مطالعه دربارۀ سازمان پلیس نه‌تنها در کشورهای درحال‌توسعه که در جوامع توسعه‌یافته نیز حائز اهمیت است (نولوکوس[11]، 2004: 93-94).

    اهمیت سازمان پلیس: اهمیت سازمان پلیس به اَشکال گوناگون آشکار می‌شود: نخست از طریق ملاحظۀ سهم بودجه پلیس از بودجه سالانه کشوها؛ دوم نقش آن در پیشگیری، کشف و کاهش جرائم و ناهنجاری‌های اجتماعی؛ سوم میزان موفقیت آن در برقراری نظم و امینت عمومی (فردی - اجتماعی، احساس امنیت). بر همین اساس رسالت یا عمده دلایل به­وجود آمدن نیروی انتظامی (بر اساس مادۀ 4 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1369) عبارت‌اند از: «پاسداری از امنیت عمومی در سطح عملیاتی»، «استقرار نظم»، «تأمین آسایش عمومی»، «تأمین آسایش فردی»، و «پاسداری و نگهبانی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در چارچوب قانون، در قلمرو کشور جمهوری اسلامی ایران». با این تفاصیل، نیروی انتظامی چهار مأموریت یا هدف کلی (اصلی و فرعی) را تعقیب می‌کند (پایگاه اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی 2007؛ مجیدی و دیگران، 1383).

    اهداف انتظامی: منظور آن دسته از اهدافی است که نائل شدن به آنها، نظم جامعه را به همراه دارد. شاید بتوان برقراری نظم را (انتظام به لحاظ لغوی از ریشۀ نظم است)، مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدف نیروی انتظامی به‌حساب آورد.

    اهداف قضایی: منظور اهدافی است که نیروی انتظامی برای تعقیب و دستگیری متهمان و مجرمان به‌عنوان ضابط قوه قضائیه دنبال می‌کند.

    اهداف امنیتی، اطلاعاتی و مرزبانی: منظور اهداف نیروی انتظامی به‌عنوان پلیس سیاسی است و همان‌طور که از نامش پیداست امنیت جامعه، داشتن اطلاعات جامع و دقیق از جامعه و آرامش مرزها را شامل می‌شود.

    اهداف فرعی (پشتیبانی): منظور اهدافی است که به‌منظور پشتیبانی برای برآوردن اهداف اصلی نیروی انتظامی تعریف شده است.

    بر این اساس مهم‌ترین وظایف نیروی انتظامی عبارت است از: وظایف انتظامی (جلوگیری از وقوع جرم به‌طورکلی، برقراری نظم، اجرای قوانین و مقررات)، وظایف قضایی (برای نمونه مبارزه با مواد مخدر، قاچاق کالا، منکرات و مفاسد، پیشگیری از وقوع جرائم، کشف جرائم، اجرا و ابلاغ احکام قضایی)، وظایف امنیتی، اطلاعاتی و مرزبانی (مثلاً کسب اخبار و اطلاعات در محدودۀ وظایف، همکاری با سایر سازمان‌های یگان‌های اطلاعاتی کشور در حدود وظایف آنها و مطابق با قوانین و مقررات مربوط، انجام امور مربوط به تشخیص هویت و کشف علمی جرائم، مراقبت و کنترل مرزهای جمهوری اسلامی ایران).

     رویکردهای جدید پلیس در پیشگیری انتظامی: تحقق اهداف پیشگیری انتظامی مستلزم استفاده نیروی پلیس از رویکردهای جدید انتظامی است که با رویکردهای کلاسیک متفاوت‌اند؛ زیرا اهداف پیشگیری انتظامی تنها با پیش‌بینی وظایف پیشگیرانه برای نیروی پلیس محقق نمی‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر نیروی پلیس نمی‌تواند با پیروی از رویکردهای سابق درصدد تحقق اهداف پیشگیرانه برآید. رویکردهای جدید پلیس درزمینۀ پیشگیری انتظامی عبارت‌اند از:

    رویکرد نظم­مداری؛ در پیشگیری انتظامی، کارکرد پلیس تنها به کشف و سرکوب جرائم منحصر نمی‌شود، بلکه ایجاد نظم و جلوگیری از هرج‌ومرج‌ها و جرائم خرد نیز از وظایف پلیس محسوب می‌شود؛ زیرا پیشگیری انتظامی اساساً از یک رویکرد کنشی و پیش جنایی تبعیت می‌کند و از رهگذر برقراری نظم درصدد ایجاد جامعه‌ای امن برمی‌آید.

    رویکرد مشارکت‌پذیری؛ در پیشگیری انتظامی سعی بر آن است که با به‌کارگیری شیوه‌های جلب مشارکت‌های مردمی از مشارکت‌های مردمی در ایجاد نظم و امنیت استفاده شود و حفظ نظم و امنیت از یک پدیدۀ رسمی و آمرانه به یک پدیدۀ مشارکت­محور تبدیل شود.

    رویکرد شهروندمداری؛ پلیس سنتی با تأکید بر ایجاد امنیت در جهت تحقق یک جامعه «قلعه گونه» حرکت می‌کرد؛ اما امروزه در مقابل امنیت‌مداری پلیس سنتی؛ رویکرد پیشگیرانه مدعی حفظ حقوق شهروندی و احترام به حقوق و آزادی‌های فردی است؛ در این رویکرد با تأکید بر جنبه‌های کنشی نهاد پلیس؛ هدفی همچون حفظ امنیت به‌تدریج به حفظ نظم تبدیل شده و حقوق شهروندی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شده است. در خصوص مبانی و منابع این رویکرد در نظام پلیسی ایران می‌توان به قانون حقوق شهروندی اشاره کرد.

    رویکرد دانایی محوری؛ رویکرد پیشگیری انتظامی با ارتقای سطح دانش پیشگیری از جرم در میان افراد نیروی پلیس و آموزش راهکارهای تخصصی پیشگیری از جرم به آنها برای تحقق خصیصۀ «دانایی محوری» حرکت می‌کند؛ این در حالی است که پلیس سنتی از رویکردهای قهرآمیز و قدرت­محور استفاده می‌کرد.

    رویکرد رؤیت‌پذیری؛ در رویکرد پیشگیرانه به حضور مظاهر دولت و حاکمیت در جامعه و نقش آن در حفظ نظم و امنیت تأکید می‌شود؛ ازاین‌رو نیروی پلیس با رؤیت‌پذیری در سطح جامعه از یک‌سو هزینۀ ارتکاب جرم را در نزد بزهکاران احتمالی بالا می‌برد و از سوی دیگر احساس ترس از جرم را در میان شهروندان جامعه کاهش می‌دهد؛

    رویکرد میانجیگری؛ نهاد پلیس نه‌تنها بایستی پس از خاتمه درگیری‌ها و منازعات به‌عنوان ضابط قضایی مداخله کند، بلکه این نهاد بایستی همچنین با حضور در میان افراد جامعه به حل و فصل درگیری‌ها و اختلافات بپردازد و نقش میانجیگری را به‌درستی ایفا کند.

    رویکرد آموزشی؛ در پلیس سنتی، نقش آموزشی پلیس در روابط این نهاد با افراد جامعه بسیار کم‌رنگ است؛ اما در رویکرد پیشگیرانه؛ یکی از شیوه‌های مناسب برای آموزش روش‌های پیشگیری از بزهکاری و بزه‌دیدگی به افراد جامعه، استفاده از نیروی پلیس به‌عنوان یک نهاد آموزشی است.

    رویکرد سرعت‌پذیری و دقت در مداخله؛ مداخلۀ پلیس در بحران‌های اجتماعی یکی از راهکارهای کاهش تلفات و هزینه‌هاست؛ اما مداخلۀ پلیس در بحران‌های اجتماعی باید مبتنی بر سرعت‌پذیری و دقت در تصمیمات باشد؛ زیرا کندی نیروهای پلیس و تصمیمات نادرست آنها نه‌تنها باعث کاهش تلفات و هزینه‌ها نمی‌شود بلکه می‌تواند منجر به افزایش آثار و تبعات این‌گونه بحران‌ها شود.

    رویکرد تفکیک‌پذیری؛ نیروی پلیس برای تحقق اهداف پیشگیرانه باید از یک سیاست افتراقی در مورد مخاطبان خود استفاده کند؛ این سیاست افتراقی که در حوزۀ فعالیت‌های پلیسی اعمال شده و مبتنی بر یافته‌های جرم‌شناختی است؛ با عنوان «سیاست افتراقی انتظامی» مشخص می‌شود (روبرگ و همکاران[12]، 1398: 13 و 17 و 41 و 58؛ کرینگ و مایکوف[13]، 2002؛ والکر[14]، 1977: 143).

    مطابق با تحولات اجتماعی و سیاسی جامعه و تغییر در وجود گروه‌ها و نیروهای اجتماعی مختلف، پلیس کشور نیازمند اتخاذ راهبردهای جدید در مواجهه با گروه‌های مختلف اجتماعی اعم از کودکان و نوجوانان، زنان، اقلیت‌ها، اقوام و... - بود. بر همین اساس، پلیس‌های تخصصی مختلفی در سازمان نیروی انتظامی (مانند پلیس راهور، پلیس پیشگیری، پلیس اطلاعات، پلیس اجتماعی، پلیس فتا و فاوا و...) به­وجود آمده است.

    کلیدواژه: پلیس، پاسبان، حراست، امنیت، نظم.

    فهرست منابع

    اورنگ، محمد (1374). سیر تکاملی پلیس (نیروی انتظامی، اداری و شرح وظایف آن). پایان‌نامۀ، کارشناسی‌ارشد دافوس دانشگاه علوم انتظامی. به راهنمایی میرسلیمی.

    آوتویت، ویلیام و باتامور، تام (1392). فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم، ترجمۀ حسن چاوشیان، تهران: نشر نی.

    آی لویی، ف ـ ناتان (1376). مدیریت پرسنل پلیس، معاونت آموزش نیروی انتظامی. تهران: معاونت آموزش نیروی انتظامی.

    بیلی، دیوید (1379). پلیس آینده، ترجمۀ غلامرضا زندی، تهران: معاونت آموزش نیروی انتظامی.

    پایگاه اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی (1388). قوانین نیروهای مسلح. قانون مقررات استخدامی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران. دسترسی در 1/12/1388 در سایت www.police.ir.

    رکاسنس برنه، آمادو (1377). پلیس و دستگاه قضایی، ترجمۀ روح‌الدین کردعلی‌وند. ماهنامۀ داخلی امنیت، سال دوم، شمارۀ چهارم، صص 42-40.

    شاکری، رضا (1381). پلیس، مردم و امنیت عمومی، تهران: سازمان عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.

    قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران. روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران(1369). شماره‌های 13239 و 44982.

    مجیدی، عبدالله و همکاران (1384). آشنایی با ساختار و مقررات استخدامی نیروی انتظامی، تهران: نشر جهان جام جم.

    معظمی، غلامعلی (1374). تحولات سازمان پلیس و نیروی انتظامی در ایران، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد دافوس دانشگاه علوم انتظامی.

    میرزایی، خلیل (1393). فرهنگ توصیفی علوم اجتماعی، تهران: فوژان.

    معین، محمد (1388). فرهنگ فارسی معین، تک­جلدی، تهران: زرین.

    نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران: معاونت اجتماعی نیروی انتظامی (1383). سیر تحولی نیروی انتظامی، تهران: معاونت اجتماعی نیروی انتظامی.

    هیندارتو، محمد (1376). «پلیس و دستگاه‌های عدالت کیفری»، مهرا (ماهنامۀ داخلی امنیت)، سال دوم، صص 50-46.

    Hunter, Virginia J. (1994). Policing Athens: Social Control in the Attic Lawsuits, 420-320 B.C. Princeton, NJ: Princeton University Press. p. 3. ISBN 978-1-4008-0392-7. Archived from the original on 2007-04-21..

    Kelling, George L., Mary A. Wycoff (December 2002). Evolving Strategy of Policing: Case Studies of Strategic Change. National Institute of Justice. NCJ 198029.

    Neocleous, Mark (2004). Fabricating Social Order: A Critical History of Police Power. Pluto Press. pp. 9394. ISBN 978-0-7453-1489-1.

    Reiss Jr; Albert J. (1992). "Police Organization in the Twentieth Century". Crime and Justice. 15: 5197. doi:10.1086/449193. NCJ 138800.

    Sheptycki, J. (1995) 'Transnational Policing and the Makings of a Postmodern State', British Journal of Criminology, 1995, Vol. 35 No. 4 Autumn, pp. 613635.

    Walker, Samuel (1977). A Critical History of Police Reform: The Emergence of Professionalism. Lexington, MT: Lexington Books. p. 143. ISBN 978-0-669-01292-7.

    منابع برای مطالعۀ بیشتر

    رایت، آلن (1386). «مدیریت آینده از دیدگاه نظری»، چاپ­شده در کتاب امور پلیس و مسائل حیاتی آن، نگاشته فرانک لیشمن و باری لاودی و استفان ساویج. ترجمۀ حسین شاکری، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات نیروی انتظامی.

    رینر، رابرت (1386). حقیقت‌گرایی رؤیایی، امور پلیسی و رسانه: چاپ­شده در کتاب امور پلیس و مسائل حیاتی آن، نگاشته فرانک لیشمن و باری لاودی و استفان ساویج. ترجمۀ حسین شاکری، تهران: سازمان تحقیقات و مطالعات نیروی انتظامی.

    ریچارد، جی. (1378). «روابط کارآمد پلیس و اجتماع»، ماهنامۀ داخلی امنیت، سال اول، شمارۀ دوم، صص 32 38.

     

    Amanda Reavy. "Police review board gets started". The State Journal-Register Online. Archived from the original on 2016-03-04.

    Das, Dilip K., Otwin Marenin (2000). Challenges of Policing Democracies: A World Perspective. Routledge. p. 17. ISBN 978-90-5700-558-9.

    Sherman, L.W. (1983). 'Reducing Police Gun Use: Critical Events, Administrative Policy and Organizational Change', in Punch, M. (ed.) Control in the Police Organization, Cambridge, Massachusetts: M.I.T. Press.

    Walker, Samuel (2005). The New World of Police Accountability. Sage. p. 5. ISBN 978-0-534-58158-9.

     



    [1] https://www.etymonline.com/search?q=police

     

    [2] Autvit and Batamor

    [3] Shepusky

    [4] Sir Robert Peel

    [5] Billy

    [6]Hunter, Virginia

    [7] Nathan

    [8] Racasons

    [9] Hindarto

    [10] Reiss Jr; Albert J

    [11] Neocleous

    [12] Robert and colleagues

    [13] Kelling, George L., Mary A. Wycoff

    [14]Walker

نظر شما