You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • تنش اجتماعی           Social Tension

    تنش اجتماعی حالتی انفعالی و عاطفی مبتنی بر تخلف یا تعرض بین اشخاص یاگروه ­هاست. علاوه بر این، این اصطلاح حاوی اندیشة کشمکشی نهان و تا حدودی سرکوب شده است،که هنوز «به حد انفجار» نرسیده است (1).

    واژة تنش در فیزیک به معنای «سخت ساختن» و «کشیدن» یک چیز است. در معنای مجازی، اندیشة «شقه ساختن»، «تفکیک نیروهای مخالف» و کشمکش­های پنهان را به ذهن متبادر می­سازد. از نظر روان­شناسی فردی، این واژه را در معنای میزان توانایی یک فرد در دست­یابی به حدی از توانایی­هایش، به­کار می­گیرند.

    تنش اجتماعی، دو یا چند گروه را با یکدیگر مرتبط می­سازد. برای آنکه تنش اجتماعی پدید آید، باید بین این گروه­ها فاصله و افتراقی از نظر وضع (پایگاه)، همچنین زمینة مشترکی حاوی اصطکاک منافع- که در آن مخالفت­ها بروز می­کنند، وجود داشته باشد. منظور از تنش اجتماعی، نوعی تیره شدن روابط متقابل اعضای گروه است که از ستیز یا عدم همکاری آنان، ناشی می­شود (2).

    زمانی که کشمکش بروز می­کند، از حالت تنش به حالت بحران رسیده­ایم که به منزلة تخلیة تنش است. متعاقب آن می­توان شاهد بروز «انفجارهایی» بود که راه­هایی نادرست در حل کشمکش­ها هستند؛ مخصوصاً هر بار که رقبا خشم خود را بر سر قربانی­هایی فرو ریزند که در واقع گناهکار نیستند و بدین سان از حمله به علل و عاملان حقیقی تخلفاتشان، اجتناب کنند (1).

    کشمکش که حالتی دوره­ای دارد، مبارزه مستقیم و آگاهانه میان افراد و گروه­هاست وبرای دست­یابی به یک هدف به­کار می­رود. در کشمکش، به دلیل خصومت قوی و نیرومند میان رقبا، شکست رقیب می­تواند مهم­تر از رسیدن به هدف تلقی شود.

    مهم­ترین کشمکش­های تنش­های اجتماعی، قوم­مداری، دین­مداری و مذهب­مداری است. این کشمکش­ها، ممکن است به­صورت­های طغیان، حملات تروریستی و بمب­گذاری، شورش و درگیری، حمله به مناطق مسکونی طرف مقابل، صورت گیرد (3).

    مهم­ترین وظیفه پلیس استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی است. برای تحقق این وظیفه در ارتباط با تنش­های اجتماعی، به خصوص تنش­های اجتماعی که منجر به بحران می­گردند، باید در سه مرحله اقدامات لازم به شرح زیر را انجام دهد:

    1) مرحلۀ قبل از ایجاد تنش­های اجتماعی

    در این مرحله پلیس باید با جمع­آوری اطلاعات، شناسایی و اشراف به موضوع، مذاکره و مراوده با عوامل اصلی، از گسترش دامنۀ تنش جلوگیری کند. هم­زمان پیش­بینی امکانات و نیروی لازم برای جلوگیری از بحران احتمالی به عمل آورد.

    پلیس باید تلاش نماید تا از ناهنجاری­های ناشی از تنش­های اجتماعی جلوگیری کند، باید مدنظر داشته باشد که همیشه پیشگیری این نابسامانی­ها، ساده­تر و کم­هزینه­تر از مقابله و کنترل آنهاست.

    2) مرحلۀ وقوع تنش­های اجتماعی

    پلیس در این مرحله باید نیرو امکانات لازم به منظور مداخله، برخورد و مقابله با تنش­های اجتماعی را داشته باشد. در این مرحله باید تلاش شود تا از گسترش تنش جلوگیری شود. عوامل محرک اصلی از افراد عادی جداسازی شوند و در خصوص افراد تنش­ساز اعمال قانون گردد.

    3) مرحلۀ بعد از تنش­های اجتماعی

    در این مرحله باید نسبت به پاکسازی، ترمیم و بازسازی محل اقدام کرد و پیش­بینی لازم برای جلوگیری از وقوع مجدد تنش­های اجتماعی به عمل آورد.

    کلیدواژه ­ها

    تنش­های اجتماعی، کشمکش­ ، بحران، دگرگونی اجتماعی، پلیس.

    ارجاعات

    1- بیرو، آلن. فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمة باقر ساروخانی. تهران: انتشارات کیهان، 1380، صص 386 و 385.

    2- صلیبی، ژاسنت. فرهنگ توصیفی روانشناسی اجتماعی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،1382، ص 365.

    3- عضدانلو، حمید. آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه ­شناسی. تهران: نشر نی، 1384، صص 499-498.

     

     

     

     

     

نظر شما