You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.




  • عنوان: جنبش‌های اجتماعی

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی: Social Movements

    2. تعریف

    فعالیت‌های جمعیِ سازمان یافته در جهت ایجاد تغییر بنیادی در یک گروه یا جامعه [و] یا مقاومت در برابر آن. یکی از انواع رفتارهای اجتماعی است که از روابط متقابل میان افراد در درون یک جامعه ناشی می‌شود. رفتاری اجتماعی است که در حد وسط میان رفتار بوروکراتیک و رفتار انقلابی قرار دارد؛ با این ویژگی که کمتر از اولی و بیشتر از دومی سازمان‌دهی شده است و مردم از طریق آن در پی هدف یا اهدافی هستند (جلایی پور، 1381: 24). بیشتر پژوهش‌گرانی که جنبش‌های اجتماعی را بررسی کرده‌اند، این جنبش‌ها را گروه‌های عمل هماهنگ و سازمان‌یافته ای دانسته اند که دارای ارزش‌های مشترک بوده و هدف‌شان ایجاد دگرگونی یا مقاومت در برابر دگرگونی در نهادهای اجتماعی یا در نظم اجتماعی است (صبوری، 1385: 85).

     


    ب) متن

    بیشتر نظریه پردازان اجتماعی توافق دارند که این مفهوم مستلزم نوع خاصی از رابطه تعارض آمیز اجتماعی است. نمونۀ کلاسیک این نوع رابطه «جنبش‌های کارگری» و نمونه‌های جدیدتر آن «جنبش‌های دانشجویی، جنبش‌های حقوق مدنی، جنبش‌های صلح، جنبش‌های محیط زیست، زنان، ضدهسته ای و آزادی بخش» است. جنبش‌های اجتماعی پیوند نزدیکی با اصلاحات و تغییرات دارند. این مفهوم در مرکز مباحث علوم اجتماعی است. اگرچه در یک تعریف ساده، جنبش اجتماعی هرگونه کوشش جمعی برای پیش‌برد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی است؛ این یک واقعیت است که کاربرد فعلی اصطلاح جنبش اجتماعی (به سبب پارادایم‌های مختلف مانند مارکسیسم، نومارکسیسم، تعامل گرایان، کارکردگراها، محرومیت نسبی، رفتارگرایی، رویکرد نهادی و...) کاملاً مبهم، فاقد دقت و انسجام است، زیرا کوشش‌های جمعی یا فعالیت‌های مشترک زیادی در جامعه رخ می‌دهد که نمی‌توان همه آنها را جنبش نامید (آوتویت و باتومور ، 1393: 453).

    اصطلاح جنبش اجتماعی در اوایل سدۀ نوزدهم در اروپای غربی معمول شد و یکی از نخستین بحث‌های نظام‌مند دربارۀ جنبش‌های اجتماعی را می‌توان در کتاب «تاریخ جنبش اجتماعی در فرانسه در 1789 م تا امروز» اثر لورنتس فون اشتاین  یافت که جنبش اجتماعی را در ارتباط با مبارزه برای استقلال اجتماعی بیشتر که در مبارزات طبقاتی پرولتاریا به اوج می‌رسد توصیف کرده است (صبوری، 1385: 84).

    «جنبش اجتماعی» شکلی از رفتار اجتماعی است که به میانجی آن، گروه عظیمی از انسان‌ها اعتراض و نارضایتی خود را در قالب عمل جمعی  از وضع موجود بیان می‌کنند. این نارضایتی می‌تواند طیف وسیعی از موضوعات را در بر گیرد، از نابرابری و تبعیض گرفته تا رفاه و بهبودی اوضاع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه. الگوی غالب جنبش‌های اجتماعی، اعتراضات مسالمت‌آمیز خیابانی است، اما اَشکال و شیوه‌های دیگر نافرمانی مدنی نیز از اعتصابات شهری گرفته تا تظاهرات خشن در آن معمول است (صبوری، 1385: 85).

    ویژگی‌های جنبش‌ها: برای تشخیص جنبش اجتماعی و متمایزسازی آن از سایر پدیده‌های اجتماعی، توجه به این سه خصیصه و محورهای اهمیت دارد: جمعی بودن عمل ، خواست تغییر وضعیت  و سوم، عمل جمعی غیرنهادمند و سازمان‌نیافته . (کوئن،1377: 405) این ویژگی‌ها را برای جنبش‌های اجتماعی برمی شمارد: مشخص بودن هدف، داشتن برنامه برای نیل به اهداف و ایدئولوژی (مسلک). به باور وی برنامه‌های موجود برای نیل به این اهداف بسیار متنوع‌اند و ممکن است طیفی از تحصن‌های بدون خشونت، تظاهرات آرام، تظاهرات خشونت آمیز، ترور و انهدام اموال دولتی را در برگیرد. ایدئولوژی جنبش اجتماعی عامل گردآوری اعضای جنبش است، زیرا ایدئولوژی نه تنها وضع اجتماعی موجود را به باد انتقاد می‌گیرد، بلکه علاوه برآن، اهداف جنبش و روش‌های نیل به این اهداف را نیز روشن می‌کند.

    اندازۀ جنبش اجتماعی بستگی به تعداد اعضای آن جنبش دارد؛ جنبش‌های اجتماعی کوچک، جنبش‌هایی هستند که اعضای آنها کمتر از صد نفر است. جنبش‌های اجتماعی بزرگ، جنبش‌هایی هستند که هزاران یا میلیون‌ها نفر را در برمی‌گیرند. بعضی از جنبش‌ها در چارچوب قوانین جوامعی فعالیت می‌کنند که در آن حضور دارند، در حالی که جنبش‌های دیگر به صورت گروه‌های غیرقانونی یا زیرزمینی فعالیت می‌کنند. عمل جنبش‌های اجتماعی بر قوانین تأثیرگذار است.

     

     


    اگر به پیروی از تعریف وسیع واژگان آکسفورد از جنبش اجتماعی، در وهلۀ نخست آن را «جریان یا مجموعه‌ای از کنش‌ها و تلاش‌ها از سوی مجموعه‌ای از افراد» تعریف کنیم که «به شکلی کم و بیش پیوسته به سمت هدف خاصی حرکت می‌کنند یا به آن گرایش دارند»، آن را رفتاری اجتماعی می‌بینیم که مانند سایر رفتارها و کنش‌های اجتماعی می‌تواند موضوع مطالعات جامعه‌شناختی قرار گیرد. در ادامه می‌توان به مفاهیم دیگری که با جنبش اجتماعی پیوند دارند و هر یک به تنهایی از صورت‌های کنش اجتماعی محسوب می‌شوند، اما در مقایسه با جنبش‌های اجتماعی جنبۀ عام‌تر یا خاص‌تری دارند و یا نسبت به یکدیگر و نیز نسبت به مفهوم جنبش اجتماعی «عموم و خصوص من وجه» دارند، می‌توان به رفتار جمعی ، کنش یا اقدام اجتماعی  در مقابل کنش فردی، اعتراض اجتماعی ، تعارض یا تضاد اجتماعی ، مبارزه اجتماعی ، اقدام مستقیم ، و خشونت اجتماعی  اشاره کرد (مشیرزاده، بی تا).

    ماهیت جنبش‌های اجتماعی: جنبش‌های اجتماعی همواره به واسطۀ «تضاد» اجتماعی، یعنی به وسیلۀ رقیبان آشکارا تعریف شده، مشخص می‌شوند. کنش‌گران غالباً کنش‌های خود را قبل از همه به‌عنوان گسست از ارزش‌های فرهنگی غالب یا قواعد نهادین خلق می‌کنند. یک جنبش اجتماعی نمی‌تواند به واسطۀ کثرت [نیروهای] خود، هیجانات خود، یا نیروی «انفجاری» خود تعریف شود. جنبش‌های اجتماعی و کنش سیاسی، کنش سازمان‌یافته نیست که هدفش کنترل قدرت دولتی باشد. ما هنوز تحت تأثیر سنت طولانی هستیم که بر عکس این مطلب را القاء می‌کند. در تفکر اروپایی، این آشفتگی اساسی بوده است.

    طبقه‌بندی جنبش‌های اجتماعی: جنبش‌ها به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند. در ذیل به چهار دسته از آنها اشاره شده است (جلایی پور، 1381: 26؛ دلاپورتا و دیانی ، ۱۳۸۳: 189؛ مشیرزاده، ۱۳۸۱: 98).


     

     

    جنبش دگرگون‌ساز یکی از انواع جنبش‌های اجتماعی است که هدف آن دگرگونی فراگیر در جامعه است. تغییراتی که اعضای این جنبش‌ها در پی آن هستند، دگرگونی‌های سریع و عظیم، جامع و فراگیر و همراه با خشونت است. این جنبش‌ها اغلب به انقلاب منجر می‌شود و ساختار جامعه را تغییر می‌دهد.


     

    جنبش اصلاحات معمولاً هدف‌های محدودتری دارد و می‌خواهد تنها برخی جنبه‌های نظم اجتماعی موجود را تغییر دهد. این جنبش به انواع ویژه‌ای از نابرابری یا بی‌عدالتی و تبعیض توجه نشان می‌دهد. جنبش‌های دگرگون‌ساز و اصلاح‌طلب هر دو خواهان تغییرات در سطح جامعه‌اند؛ تفاوت اصلی این است که جنبش‌های اصلاحات یک فرایند اجتماعی درازمدت را در برمی‌گیرد.

    جنبش رستگاری‌بخش جنبشی است که در صدد نجات افراد از آن شیوه‌های زندگی است که به نظر آنها فاسدکننده‌است. بسیاری از جنبش‌های مذهبی، اگر توجه خود را به رستگاری شخصی معطوف کنند؛ از جنبش‌های رستگاری‌بخش محسوب می‌شوند. رهبران این جنبش‌ها معتقدند رشد معنوی افراد نشانه حقیقی ارزش آنهاست.

    جنبش تغییردهنده دسته‌ای دیگر از جنبش‌های اجتماعی است که با هدف ایجاد تغییر جزئی در رسم‌ها، عادت‌ها و هنجارهای افراد فعالیت می‌کند و می‌خواهد ویژگی‌های معینی را تغییر دهد.

    بروس کوئن  انواع جنبش‌های اجتماعی را به جنبش‌های نمایشی (هنگامی که افراد خود را در وضعیت مأیوس کننده‌ای می‌بینند، جنبش نمایشی پدید می‌آید)، جنبش‌های واپسگرا (تلاش می‌کند که جامعه را به وضعیت گذشته باز گرداند)، جنبش‌های ترقی خواهانه (جنبشی است که می‌کوشد با ایجاد تغییرات مثبت در نهادها و سازمان‌ها وضع جامعه را بهبود بخشد)، جنبش‌های محافظه کار (مرکب از افرادی است که از وضع موجود راضی هستند و در برابر نوآوری های مقاومت می‌کنند)، جنبش‌های انقلابی (این نوع جنبش خواستار تغییر سریع و بنیادی در جامعه است. هدف جنبش انقلابی سرنگون کردن نظام حاکم و جایگزینی یک نظام دیگر است)، جنبش اصلاح طلب (این جنبش تلاش می‌کند که برخی از شئون جامعه را تغییر دهد، بدون اینکه قصد دگرگون کردن کامل جامعه را داشته باشد)، جنبش‌های آرمان گرا (این نوع جنبش کوششی است به منظور ایجاد محیط اجتماعی ایده آل برای گروه کوچک پیروان)، و جنبش‌های کوچنده (مهاجرت یهودیان سراسر جهان به فلسطین نمونه‌ای از جنبش اجتماعی کوچنده است) دسته بندی کرده است (کوئن، 1377: 406).

    در یک دسته بندی دیگر جنبش‌ها بر اساس ماهیت شان، به سه نوع عمده تقسیم شده‌اند: «جنبش‌های اجتماعی»، به‌معنی دقیق کلمه، تلاش تضادمند برای کنترل الگوهای فرهنگی (دانش، سرمایه‌گذاری، اخلاق) را در نوع معینی از جامعه بیان می‌کنند. «جنبش‌های تاریخی» که عبارت اند از کنش‌های سازمان‌یافته برای برای کنترل فرایند عبور از یک نوع جامعه به نوع دیگر هستند. در اینجا کنش‌گران دیگر منحصراً از حیث اجتماعی تعریف نمی‌شوند بلکه پیش از همه به واسطۀ روابط‌شان با دولت، که عامل اصلی چنین دگرگونی‌هایی است، تعریف می‌شوند. با وجود این، جنبش‌های تاریخی، به‌طور کامل، از جنبش‌های اجتماعی جدا نمی‌شوند، زیرا آنها همان‌طور که در جنبش‌های کمونیستی و رژیم‌های ملی- توده‌ای قابل رؤیت است، بُعد طبقاتی را با بُعد ملی و مدرن سازنده ترکیب می‌کنند. همچنین پیچیدگی مشخصه «جنبش‌های فرهنگی» است. جنبش فرهنگی، در مقابل نوعی جنبش اجتماعی است که در آن دگرگونی ارزش‌های فرهنگی نقش اصلی را ایفا می‌کند، در عین حال تضاد اجتماعی درون این فرایند دگرگونی ارزش‌ها پدیدار می‌شود. جنبش زنان یک نمونه معاصر خوب است (کوهن و دیگران ، 1386: 96- 101).

    شرایط پیدایش جنبش‌های اجتماعی: نیل اسملسر  شش شرط را در مورد پیدایش جنبش‌های اجتماعی و عمل جمعی به‌طور کلی مطرح می‌کند که عبارت اند از (اسملسر، 1381):

    زمینۀ ساختاری: یعنی شرایط کلی اجتماعی که مشوق یا مانع تشکیل انواع گوناگون جنبش‌های اجتماعی است.

    فشار ساختاری: یا تنش‌ها و تضادهایی که باعث ایجاد منافع متعارض در درون جامعه می‌شود. این‌گونه فشارها به شکل نگرانی دربارۀ آینده، اضطراب‌ها، ابهامات و یا اصطکاک مستقیم هدف‌ها نمایان می‌شوند.

    گسترش باورهای تعمیم‌یافته: جنبش‌های اجتماعی معمولاً تحت تأثیر ایدئولوژی‌های معینی شکل می‌گیرند که نارضایی‌ها را متبلور ساخته و راه‌های عملی رفع آنها را نشان می‌دهند.

    عوامل شتاب‌دهنده: این عوامل در واقع رویدادهایی هستند که موجب می‌شود کسانی که در جنبش شرکت می‌کنند مستیما وارد عمل شوند.

    وجود یک گروه عمل هماهنگ: که از رهبری و نوعی وسایل ارتباط منظم بین شرکت‌کنندگان، همراه با پشتوانه‌ای از منابع پولی و مادی برخوردار باشد (اپتر و اندی پین ،1380: 428)

    عملکرد کنترل اجتماعی: چگونگی پیدایش و توسعۀ جنبش اجتماعی به شدت از عملکرد کنترل اجتماعی تأثیر می‌پذیرد. مقامات حاکم ممکن است با تعدیل زمینۀ ساختاری و فشار که انگیزۀ ظهور جنبش را ایجاد کرده است واکنش نشان دهند. (صبوری، 1385؛ 91- 92).

    علل شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی: از دهۀ 1960 م به بعد شماری از جنبش‌های اجتماعی جدید (شفیعی، 1382؛ مشیرزاده، 1378) مانند جنبش‌های دانشجویی، جنبش‌های گوناگون قومی و ملی، جنبش زنان (شادلو، 1378) و جنبش محیط زیست در زندگی سیاسی بسیار فعال شدند. این جنبش‌ها که در دهه‌های بعد افزایش یافتند زمینۀ گسترش فعالیت‌های سیاسی بسیار سازمان‌یافته‌تری را تشکیل دادند و همچنین به‌صورت نیروهای سیاسی مستقل گاهی در کنار احزاب سیاسی و گروه‌های فشار و گاهی رویاروی احزاب سیاسی رسمی به مبارزه پرداخته‌اند (صبوری، 1385: 85).

    شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی علل مختلفی دارد که در رویکردهای جامعه شناسانه بدان اشاره شده، و برخی از آنها به قرار زیر است: کوئن (1377: 410) جنبش‌های اجتماعی معمولاً هنگامی به موفقیت دست می‌یابند که وضع نامطلوب جامعه موجب شود که مردم به یکدیگر نزدیک‌تر شوند. عواملی از قبیل نارضایتی وسیع، سرخوردگی، بی سامانی اجتماعی، ناامنی، بی هنجاری و از خود بیگانگی، مردم را به یافتن زندگی بهتر سوق می‌دهد. هرگاه این عوامل با بی عدالتی اجتماعی همراه شود، انگیزه‌های پیوستن به جنبش اجتماعی شدّت بیشتری می‌یابد. از دیدگاه مارکسیست‌ها، جنبش اجتماعی حاصل تضاد موجود میان دو طبقۀ سرمایه‌دار و کارگر است. مطابق دیدگاه تعامل‌گرایی افراد و گروه‌های اجتماعی بر مبنای «فهم و تجربۀ مشترک» با یکدیگر تعامل می‌کنند. حال وقتی جامعه با خلأ معیارها و راهنماهای مشترک فرهنگی روبروست و یا اینکه آن معیارها از کارآیی افتاده و در حال بازتعریف است، در این حالت مردم در جنبش‌های اجتماعی به‌عنوان مؤسسه‌ای برای فهم و تجربه جدید در جامعه شرکت می‌کنند. در دیدگاه ساختی کارکردی سه قرائت مطرح شده است: اول: نظریه‌های جامعۀ توده‌ای است. دوم: نظریۀ «فشار ساختاری» است. و سوم: نظریۀ «محرومیت نسبی» است. رویکرد بعدی در خصوص جنبش‌ها، «بسیج منابع» است. در این دیدگاه، بیشتر از هر چیز فعالیت سازمانی و آگاهانه حاملان جنبش مهم است. در این دیدگاه، فشارهای روانی و سرخوردگی به خودی خود مهم نیست؛ بلکه سازمان‌هایی دارای اهمیت هستند که بتوانند به‌لحاظ مادی و معنوی از این سرخوردگی‌ها استفاده کنند. نظریۀ بعدی، «جنبش‌های جدید اجتماعی» است: مطابق این دیدگاه، خاصیت جنبش‌های جدید (دلفروز، 1387: 131 و 296؛ جمعی از نویسندگان، 1387). این است که مردم آگاهی جدیدی دربارۀ توان خود برای ایجاد معنای جدیدی از زندگی و عمل اجتماعی پیدا می‌کنند. آخرین دیدگاه با عنوان «جامعه‌شناسی عمل» متعلق به آلن تورن  است (جلایی پور، 1381: 144). به باور وی هسته اصلی زندگی، در حول تضاد و چالش دائمی میان کاربرد فناوری جدید با توانایی‌های جامعه در کنترل اجتماعی آن است. جنبش‌های اجتماعی مد نظر تورن، حاملان این تضادند (تورن، 1985: 749- 788).

    ویژگی‌های جنبش‌های اجتماعی امروزی: در مقایسه با جنبش‌های گذشته این جنبش‌ها در مقیاس بزرگ‌تری وجود دارند؛ دارای هدف‌های مشخص و برنامۀ از پیش تعیین‌شده هستند که راهنمای فعالیت آنهاست؛ ایدئولوژی‌های دقیق‌تر و پیچیده‌تری دارند؛ کم و بیش سازمان یافته‌اند (کلیریانگ ، 1383: 80)؛ بادوام و کمتر زودگذرند (صبوری، 1385: 80). جنبش‌های اجتماعی و سیاسی معمولاً می‌کوشند نهادهای موجود را با استفاده از وسایلی غیر از شیوه‌های نهادی شده یا متداول دگرگون کنند. به طور کلی می‌توان شیوه‌های عمل جنبش‌های اجتماعی را به دو دسته تقسیم کرد: شیوه‌های خشن مانند اعتراضات خودجوش ناگهانی، تظاهرات خیابانی که معمولاً همراه با برخورد با پلیس است، آشوب، بمب‌گذاری و تروریسم؛ شیوه‌های غیرخشن، مانند تظاهرات آرام خیابانی یا شرکت در اجتماعات و گردهم‌آیی‌های سیاسی و اجتماعی، اعتصاب، تحریم (صبوری، 1385: 85).

    پلیس و جنبش‌های اجتماعی: جنبش‌های اجتماعی از نمودهای جهان جدید به شمار می‌رود، تغییرات و تحولات فزاینده فرهنگی و اجتماعی در دهه‌های اخیر، گستره متنوعی از جنبش های اجتماعی را در جوامع جدید مطرح کرده است، چالش‌ها و مسائلی چون مسائل زنان، حرکت‌های دانشجویی، مسائل قومی، دمکراسی خواهی، سبک‌های نوین زندگی، محیط زیست و شکاف‌های نسلی از مهم ترین جنبش‌هایی است که نمودهای آن در ایران هم قابل مشاهده می‌باشد. بعد از حوادث سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی اروپا و نیز تحولات فزاینده عرصه‌های ارتباطات و توسعۀ سیاسی، این جنبش‌ها در اَشکال تازه‌ای تجلی یافته‌اند. اگر جنبش‌های سنتی به-صورت سازمان یافته کانون‌های قدرت سیاسی را نشانه گرفته بودند جنبش‌های جدید ماهیتی نامشخص، بدون شکل، سیال و بازیافته‌اند که بر سلول‌های ریز جامعه می‌نشینند و به تولید و بازتولید هنجارها، ارزش‌ها، نمادها و خرده فرهنگ‌های خاص می‌پردازند و هویت‌های فرهنگی را نشانه گرفته‌اند. در این بین یکی از مهم‌ترین پرسش آن است که چگونه می‌توان جنبش‌های فوق را مدیریت کرد که کمترین خسارات را به بار آورند. یافته‌های برخی محققان نشان می‌دهد که در سیاست‌های حفظ نظم ومدیریت این جنبش‌ها، نقش اقتدار پلیس نبایدکمرنگ شود، اما استفاده از زور مشروع با استفاده ازاطلاعات، تخصصی شدن ساختار مبارزه، استفاده از سیاست‌های پیشگیرانه، توجه به مذاکره و... می‌تواند اثرگذار باشد.

    کلیدواژه: جنبش، انقلاب، رفتار جمعی، محرومیت نسبی، فشار ساختاری.

    منابع

    -        اپتر، دیوید ای؛ و اندی پین، چالرز اف (1380). اعتراض سیاسی و تغییر اجتماعی، ترجمۀ محمدرضا سعیدآبادی، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.

    -        اسملسر، نیل (1381). تئوری رفتار جمعی، ترجمۀ عماد افروغ و رضا دژاکام، تهران: دواوین.

    -        آوتویت، ویلیام و باتومور، تام (1393). فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم، ترجمۀحسن چاوشیان، تهران: نی.

    -        جلایی پور، حمیدرضا (۱۳۸۱). جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی، تهران: انتشارات طرح نو.

    -        جمعی از نویسندگان (1387). جامعۀ مدنی جهانی، ترجمۀ حسین شریفی طرازکوهی، تهران: نشر دادگستر و میزان.

    -        دلاپورتا، دوناتلا و ماریو دیانی (۱۳۸۳). مقدّمه‌ای بر جنبش‌های اجتماعی، ترجمۀ محمدتقی دلفروز، تهران: نشر کویر.

    -        شادلو، شیده (1379). «جنبش اجتماعی زنان در غرب»، مجلۀ حقوق زنان، شمارۀ 14، صص 17-12.

    -        شفیعی، جمال (1382). «جنبش‌های اجتماعی در ایران؛ زمینه‌ها و چالش‌ها»، فصل نامۀ مطالعات راهبردی، سال ششم، شمارۀ سوم، صص 658- 643.

    -        صبوری، منوچهر (1385). جامعه‌شناسی سیاسی، چاپ اول، تهران: سخن.

    -        کلیریانگ، بلاد (مرداد 1383). «جنبش اجتماعی: به مثابه شبکه، ترجمۀ محمود دیبایی»، مجلۀ کتاب ماه علوم اجتماعی، شمارۀ 82، ص 80 - 82.

    -        کوهن، جین و دیگران (1386). فهم و مطالعۀ جنبش‌های اجتماعی جدید، ترجمۀ علی حاجلی، تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ.

    -        مشیرزاده، حمیرا (۱۳۸۱)، درآمدی نظری بر جنبش‌های اجتماعی، تهران: پژوهشکده امام خمینی.

    -        مشیرزاده، حمیرا (1378). «تجدد و زمینه‌سازی ظهور جنبش‌های اجتماعی در غرب»، مجلۀ دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شمارۀ 46، صص 194-149.

    Touraine, Alain. (۱۹۸۵) “An Introduction to the study of social Movements” Social Research, 52, pp ۷۴۹۸۸.

    منابع برای مطالعه بیشتر

    -        جان بزرگی، ابراهیم (1389). «جنبش‌های اجتماعی به مثابه قدرت نرم»، فصل نامۀ مطالعات مدیریت انتظامی، سال پنجم، شمارۀ سوم.

    -        کوزر، لوئیس و برنارد روزنبرگ (1378). نظریه‌های بنیادی جامعه شناسی، ترجمۀ فرهنگ ارشاد. تهران: نی.

    -        گیدنز، آنتونی (1373). جامعه شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران: نی.

    -        لارنا، انریک؛ هانک جانستون و ژوزف گاسفیلد [ویراستاران]. (۱۳۸۷). جنبش‌های نوین اجتماعی، ترجمۀ محمد سروریان و علی صبحدل، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

    -        ممن، تی کی. (۱۳۸۶). جنبش‌های اجتماعی جدید، ترجمۀ احمد احمدلو، اصفهان: انتشارات گلبن.

    De la Porta, D. & Diani, M. (2006). Social movements: An introduction (2nd Ed). Malden MA:Blackwell Publishing.

    Giugni, M. (1999). How social movements matter: Past research, present problems, future Developments. In Giugni, M., McAdam, D., & Tilly, C. (Ed.). How social movements matter. (pp. xiii-xxxii). Minneapolis: University of Minnesota Press.

    Lewis M. Killian Ralph H. Turner Neil J. Smelser (2010)Social movements. Encyclopædia Britannica. https://www.britannica.com/topic/social-movement/The-consequences-of-social-movements.

    Martin, Douglas E. Collective Behavior and Social Movements. [cited 10 January 2003]. Available from http://info1.nwmissouri.edu/nwcourses/martin/socialpsych/collbeh/.

     

     

نظر شما