You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.




  • عنوان: گروه فشار

    الف) معرف

    1. معادل انگلیسی:  Pressure Group

    2. تعریف

    سازمان یا گروهی که برای تأمین منافع خاص خود می‌کوشد با اقداماتی هماهنگ و ازپیش‌طراحی‌شده، افکار عمومی و بخش‌های تصمیم‌گیرندۀ حکومت را به اتخاذ تصمیم یا سیاست‌هایی سوق دهد. این اصطلاح را نخستین بار روزنامه‌نگاران ایالات متحده در اواخر دهۀ 1920 به کار گرفتند. هدف گروه‌های فشار به زانو درآوردن سیاست دولت‌ها یا سازمان‌های بین‌المللی برای نیل به منافع یا ترویج گرایش‌های ویژه است.

      

    ب) متن

    در جامعه‌های صنعتی جدید، چون عقاید عمومی، نفوذ عمیقی دارند گروه‌های مختلف اجتماعی به‌خصوص گروه رسمی، می‌کوشد تا با وسایل گوناگون عقاید عمومی را با عقاید خود همساز کنند. زمانی گروهی را دارای فشار یا ذی‌نفوذ می‌خوانند که به طور منظم دست به اعمال نفوذهای گوناگون برای وارد کردن فشارهای اخلاقی بر نیروها یا گروه‌های گوناگون بزند (بیرو ، 1380: 291). به این منظور مؤسسات بسیار متشکل و مجهزی که در جامعه‌شناسی «گروه فشار»، یا «گروه تحمیل» خوانده می‌شود به‌وجود می‌آیند. در کاربرد اصطلاح گروه فشار ، دو نوع تعبیر وجود دارد؛ برخی گروه فشار را تشکیلاتی می‌دانند، که برای تحت فشار قرار دادن مقامات رسمی حکومتی به وجود می‌آید، تا در تصمیمات خود، منافع اعضای گروه فشار را در نظر بگیرند. برخی دیگر معتقدند گروه فشار وسیله‌ای است در دست طبقات حاکم، برای مسخ مردم که می‌توانند دگرگونی‌هایی بر عقاید مردم از راه های غیر مستقیم و به کمک وسایل گوناگون از جمله تصویر و زبان و خط و غیره، ایجاد کنند. برانگیختگی عواطف عمومی و مهیا ساختن مردم برای پذیرش عقایدی معین از اهداف گروه‌های فشار حاکم است (علی بابایی و آقایی، 1366: 679).

    برانگیختگی عواطف عمومی و مهیا ساختن مردم برای پذیرش عقایدی معین از اهداف گروه‌های فشار است. این گروه‌ها همواره با شیوه‌های مختلف می‌کوشد تا عقاید عمومی را با مقاصد خود، موافق گردانند و یا عقاید مطلوب خود را بر عامه جامعه تحمیل کنند؛ به عبارت دیگر گروه فشار، متشکل از افرادی است که دارای منفعت مشترکی هستند و می‌خواهند از آن دفاع کنند. «گروه فشار» گروهی است که اغلب در جامعه نقش منفی دارد. البته در مواردی هم نقش مثبت آن قابل ذکر است. برای نمونه کلیت گروه‌های فشار (اتحادیه‌ها، انجمن‌ها و..)، فارغ از دغدغه‌های گفته شده، می‌توانند از این حیث که برای تأمین خواسته‌ها و مطالبات اجتماعی اعضای جامعه امکانی را فراهم می آورند، و در سیستم سیاسی سهیم می‌شوند، مثبت باشند.

    گروه‌های فشار یا «ذی‌نفوذ » گروه‌هایی هستند که ظاهراً در جامعه ظهور عینی ندارند ولی با دخالت‌ها و اعمال نفوذها به‌طور نامرئی، به شکل مثبت و یا منفی، روند امور اجتماعی را برابر دلخواه خود به حرکت درآورده مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند. این گروه‌ها در همه سطوح جامعه وجود دارند. در مجالس قانون گذاری، در هیئت حاکمه، در اتحادیه‌ها و سندیکاها، در شوراهای شهری، بخش و روستا، بین بانکداران، سرمایه‌داران، مالکان و کارفرمایان، حتی در اتحادیه‌های کارگری و غیره، گروه‌های «ذی‌نفوذ» گاهی به‌صورت شبکه خویشاوندی (هزارفامیل) و گاه به‌صورت عضویت در طبقه اجتماعی به اعمال نفوذ می‌پردازند و گاه به شکل عضویت در اجتماعات سیاسی، مذهبی و حتی ادبی و علمی مبادرت به فشار و نفوذ می‌کنند (عبدالحمید، 1365: 300).

    پیشینه گروه‌های فشار: این گروه‌ها به شکل‌های مختلف سعی دارند تا سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها را برای رسیدن به منافع خود تحت تأثیر قرار دهند. مفهوم رسمی گروه های فشار، ابتدا در آمریکا ترسیم شد و برای مطالعه تأثیر سازمان ها و انجمن‌های خصوصی بر دولت مورد مطالعه قرار گرفت. و اولین کتاب مطرح شده در این زمینه از «آرتور بنتلی » بوده که در سال 1908 میلادی با عنوان «روند حکومت» به رشته تحریر درآورد و به نقش این گروه ها پرداخت. وی در این کتاب، این گروه‌ها را به صورت یک فرایند سیاسی در جریان زمان، مورد توجه قرار داده است (کرد نائیج،67:1385) امروزه مفهوم گروه ذی نفوذ این امتیاز رادارد که مفهوم عمومی است و مطالعه تطبیقی پیکارهای سیاسی را در رژیم های دموکراتیک و نظام های قدرت گرا در میان ملل جدید و ملل قدیمی را امکان پذیر می‌سازد (دوورژه ،175:1386) و شاید به این صورت بتوان گفت، که گروه های فشار در قالب سازمانی برای دفاع از منافع خود دست به اعمال فشار بر قدرت عمومی و دولتی زده تا تصمیمات آنها را با منافع خود همراه سازند (نقیب زاده،1387).

    نظریه پردازان گروه‌های فشار: آلموندو پاول  سازمان‌های گروه فشار را به چهار دسته تقسیم کرد:

    1.       منفعتی، بی نام و نشان: خودجوش بوده و در حالت ناپایداری به سر برده و دست به خشونت می‌زنند؛

    2.       منفعتی، غیر انجمنی، غیر ارادی: مانند پیوندهای خویشاوندی یا اعتقادی؛

    3.       منفعتی، نهادینه و رسمی: سازمان‌های دولتی مانند ارتش و پارلمان؛

    4.       منفعتی، انجمنی، ارادی: از منافع گروه دفاع می‌کند (نقیب زاده،1387).

    همچنین چایلدز  سه روش را برای نفوذ و تأثیر این گروه‌ها مطرح می‌کند:

    1.       با تحت تأثیر قرار دادن توانایی تعقل مردم با برگزاری سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های مطبوعاتی؛

    2.       با تحت تأثیر قرار دادن هرگونه عقیده و ترغیب آن، مانند عواطف، نفرت، ترس، عشق؛

    3.       برای جلب توجه به خواسته‌های خود از هر تاکتیکی استفاده و با تبلیغات ویژه بر انتخابات تأثیر می‌گذارند. (عالم،363:1388 به نقل از کرد نائیج،1385: 67).

    موریس دوورژه اگرچه گروه‌های فشار را به سازمان‌های 1. منحصراً سیاسی؛ 2. بعضاً سیاسی؛ 3. غیرسیاسی تقسیم کرد؛ اما او معتقد بود اغلب این گروه‌ها، غیر سیاسی‌اند. اگر یک گروه ذی نفوذ و فشار، کارش فقط دخالت در قلمرو سیاست و تشبث به قوای عمومی باشد «منحصراً سیاسی» است؛ مثلاً جمعیت مجلسیان مدافع آزادی تعلیم و تربیت در آمریکا. برعکس، یک گروه، هنگامی «بعضاّ سیاسی» است که فشار سیاسی تنها جزئی از فعالیتش باشد و علل وجودی دیگر و وسایل اجرایی دیگری نیز داشته باشد؛ مانند اتحادیۀ کارگری (دوورژه،172:1386).

    کوکسال  گروه‌های فشار را به دو دسته تقسیم می‌کند، گروه‌های صنفی و گروه های ایدئولوژیک. گروه صنفی: گروهی است که عضویت در آن، مستلزم داشتن منافع شخصی مشابه است و بیشتر این منافع جنبه‌های اقتصادی را مدنظر دارد؛ مانند خانه کارگر. گروه ایدئولوژیک: گروهی است که اعضا دارای منافع مادی مشترک نیستند بلکه دارای منافع ایدئولوژیک و به قولی منافع غیرمادی مشترک هستند و نگرششان مشابه است (کرد نائیج،1385: 71).

    تمایز گروه‌های فشار از هم: گروه‌های فشار با توجه به معیارهایی چند از یکدیگر متمایز می‌شوند:

    1- ماهیت آنان (گروه‌های ذی‌نفوذ حرفه‌ای، سیاسی یا اندیشه‌ای و ...)؛

    2- وسایلی که در عمل به کار می‌گیرند (افکار عمومی، تبلیغات سیاسی و ...)؛

    3- روش‌های آنان (امتناع، تهدید، خرابکاری، فساد، عمل مستقیم و ...)؛

    4- صوری از قدرت؛ که در اختیار دارند و بدان تمایل می‌ورزند (بیرو، 1380: 292).

    تدابیر گروه فشار: گروه فشار تلاش می‌کند تا به طور مستقیم در عقاید عمومی راه یابد و وسایل روا یا ناروایی را بر اساس تسلط بر عقاید عمومی به کار می‌برند. در این جا چهار وسیله را که عمومیت و اهمیت بیشتر دارند، نام می‌بریم: (قرائی مقدم، 1374: 179).

    تدابیر اقتصادی: در این شیوه، گروه فشار با دادن وام، رشوه یا هدیه، به جمع‌های انسانی مدنظر خود، آنها را به فرمان خود درمی‌آورند.

    تدابیر حقوقی: گروه فشار کوشش می‌کند تا خواست‌هایشان با قوانین و مقررات جامعه بر مردم تحمیل شود؛ مانند وضع قوانینی در شوراهای شهر که به نفع آنها باشد.

    تدابیر تخریب: گروه فشار ممکن است در نهان یا آشکار برای درهم شکستن مقاومت مردم و ربودن عقاید عمومی، به خرابکاری و انهدام سازمان‌ها و جماعات مخالف همت گمارند و گناه آن را بر گردن گروه مخالف بیندازند؛ مثل آتش زدن مجلس قانون‌گذاری آلمان توسط طرفداران هیتلر برای بدنام کردن چپ نمادها.

    تدابیر تبلیغی: گروه فشار با وسیله ماهرانه که «تبلیغ یا (آوازه‌گری) نام دارد به دگرگون کردن یا ساختن عقاید عمومی می‌پردازد.

     

    انواع گروه فشار: ژان می‌نی  جامعه‌شناس معاصر فرانسوی، گروه‌های فشار را بر اساس هدفی که تعقیب می‌کنند به دو دسته تقسیم کرده است: الف) گروه‌های شغلی: شامل گروه‌های فشاری هستند که هدف اصلی آنها به دست آوردن امتیازات مادی بیشتری برای اعضایشان است. در این دسته می‌توان اتحادیه‌های کارگری، سندیکاهای کارفرمایان، تعاونی‌های تولید و غیره را نام برد؛ ب) گروه‌های ایدئولوژیک: در این دسته گروه‌های مذهبی، ملی‌گرایان، آزادی‌خواهان، طرفداران افکار بشردوستانه و غیره قرار می‌گیرند. گروه‌های دیگری نظیر مدافعین حقوق بشر و حقوق زنان را نیز به این رده می‌توان اضافه کرد (وثوقی و نیک‌خلق، 1377: 210).

    در یکی دیگر از دسته بندی‌ها، گروه‌های فشار به گروه‌های بخشی  (گروه‌هایی هستند که منافع یک بخش از جامعه را تأمین می‌کنند مانند گروه «واحد ملی معلمان»، «انجمن پزشکی بریتانیا»، جامعه تاجران و صاحب کارخانه‌های ماشین و از این قبیل) و گروه‌های تبلیغاتی  (این گروه‌ها سعی در ترویج یک مسئله و موضوع ویژه هستندکه برخی آنها را «گروه‌های سببی» می‌نامند. این گروه ها منفعت مستقیم و اقتصادی را جویا نیستند؛ مانند مبارزه برای خلع سلاح هسته‌ای و یا صلح سبز). وین گرنت  گروه‌های فشار را بر اساس موقعیت و روش به دو گروه تقسیم کرده است (وین گرنت به نقل از کردنائیج، 1385): خودی یا عضو دستگاه  (این گروه‌ها روابط قوی با تصمیم گیرنده‌ها داشته و به طور مرتب با آنها مشورت دارند و حتی به طور مرتب جلساتی را با هیئت وزیران و یا کارمندان دولت دارند) و غیر خودی یا خارج از دستگاه  (این گروه‌ها امکان دسترسی به وزیران را نداشته و منتظر به دست آوردن موقعیت‌های سیاسی هستند. این گروه‌ها به طور ایدئولوژی مدار با سیستم سیاسی مخالف بوده و منتطر تغییر شرایط سیاسی، مانند تغییر در حکومت هستند (دوورژه، 1372: 221). وتن  نیز یک طبقه بندی از گروه‌های فشار بر اساس تخصص گرایی سیاسی، ارائه داده که در جدول زیر آمده است.

    تخصص گرایی سیاسی

    کم

    زیاد

     

     

     

    عضویت

    بسته

    گروه‌های فشار عملیاتی

    اتحادیه کارگری خاص

    اتحادیه تاکسیران‌ها اتحادیه‌های کارگری خط مونتاژ

    گروه‌های فشار معرف

    انجمن‌های کشاورزی کانون وکلا

    احزاب و گروه‌های سیاسی جامعه پزشکان

    باز

    گروه‌های فشار بیرونی

    انجمن‌های آموزشی

    انجمن‌های اولیا و مربیان

    گروه‌های فشار تبلیغاتی (ترویجی)

    دوستداران حقوق بشر

    صلح سبز

     

    ویژگی‌های گروه‌های فشار: برخی ویژگی‌های گروه‌های فشار عبارت است از: 1. نفع شخصی: ریشه تکوین گروه فشار است؛ 2. چهره پنهان سیاسی: این گروه ها رنگ چهره سیاسی خود را بنابه اقتضا حفظ می‌کنند یا از دست می‌دهند؛ 3. تفاوت با حزب سیاسی: این گروه ها، برخلاف احزاب سیاسی، درپی کسب قدرت عمومی نیستند؛ 4. سیاسی یا نیمه سیاسی‌اند؛ 5. جهان گستری: این گروه ها در همه کشورها وجود دارند و دربرگیرنده انواع سازمان های بازرگانی، کارگری، کشاورزی، نهادهای دینی و سایر گروه های اقتصادی و حرفه‌ای است (عالم،1388: 360 به نقل از کرد نائیج،1385: 67)

    پلیس و گروه‌های فشار

    گروه‌های فشار از زمانی که پا به عرصه گذاشته‌اند، با پلیس به انحای مختلف رو در رو بوده‌اند. در دهۀ 1960 وقوع انواع رخدادهای اجتماعی مانند اغتشاشات، تظاهرات، درگیری ها، که از سوی برخی گروه‌های فشار در آمریکا و اروپا می‌شد، اغلب پلیس را وادار به موضع گیری درمورد موضوعات مهم می‌کرد. در همین زمان منابع پلیس و تمایل به کنترل مرکزی نیز افزایش یافته است که امکان برخورد با این گروه‌ها را فراهم می‌کند. پلیس آمده است که گروه‌های فشار را به عنوان نشانه‌ای از مشکلات اجتماعی که دولت باید با آنها مقابله کند و وظیفه مداخله را هنگام بروز اختلافات در بیان منافع ویژه به عهده می‌گیرد، و از پلیس می‌خواهد دخالت کند؛ روبرو شود. در این‌گونه مداخلات، پلیس البته باید بی طرف باشد و جلوی بروز برخی وقایع ناگوار را بگیرد (گودندروپ و استریجک ، 1978: 581-588.). برخی مطالعات مانند مطالعه ژائو  (1996) که بر روی 228 سازمان پلیس انجام گرفته بود؛ مشخص شد که تغییرات در راهبردهای خلاقانه پلیس جامعه محور به احتمال زیاد به واسطه فشارهای بیرونی محیطی و نه ملاحظات درونی بوده است. این به آن معناست که فشارهای بیرونی اهمیت دارند و مدیران پلیس باید از فشارهای گروه‌های مختلف خصوصاً در ارتباط با فرهنگ خیابانی و چگونگی اثرگذاری آنها بر رفتار مأمور خواه به صورت منفی و مثبت آگاه باشند (روبرگ و همکاران ، 1398: 152). علاوه بر این‌ها تنوع فرهنگی و شکل گیری گروه‌های مختلف قومی، اجتماعی، زبانی و... (که به عنوان گروه‌های فشار برون زا محسوب می‌شوند) فشارهای منحصر به فردی را بر مدیران پلیس تحمیل می‌کند. فشار بیرونی دیگر بر روی پلیس از سوی رسانه‌هایی مانند مطبوعات، تلویزیون، و سایر رسانه‌های مجازی است (مور و دیگران ، 1387: 134 و 85 و 192). در این خصوص رینر (1380: 21) نیز به نقل از جاک یونگ  تأکید کرده که رسانه‌ها با استفاده از فرهنگ تبلیغات سبب تحریک جوانان شده و در آنان رغبت و اشتیاق سیری‌ناپذیری برای دستیابی به بسیاری از مطالبات جدید می‌شوند. این وضعیت که گاه زمینه های سرخوردگی و در نتیجه وقوع رفتارهای جمعی در خیابان‌ها را منجر می‌شود. رینر همچنین به فشارهای دیگری از سوی برخی گروه‌های اجتماعی اشاره کرده که به سبب انجام برخی مأموریت‌های پلیسی مانند گشت، بازدید، دستگیری، دستبند زدن، و... انجام می‌شود. علاوه بر اینها برخی مقولات مانند سوءاستفاده سیاست‌مداران از نظم و قانون، ناامنی و احساس وحشت و نگرانی، افزایش جرم و ناهنجاری‌های اجتماعی، فشار ناشی از احساسات عمومی، فشارهای اقتصادی و تجمعات، فشارهای اصناف مختلف، و فشار عامة مردم از جمله دیگر موضوعاتی است که می‌تواند به عنوان عاملی برای اعمال فشارهای گروهی به پلیس مورد توجه قرار گیرد

    کلید واژه: گروه فشار، گروه ذی نفعان، افکار عمومی، تبلیغات، نفوذ.

    منابع

    - ابوالمحمد، عبدالحمید (1365). مبانی سیاست، تهران: توس.

    - بیرو، آلن (1380). فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمۀ باقر ساروخانی، تهران: کیهان.

    - دوورژه، موریس (1369). اصول علم سیاست، ترجمۀ ابوالفضل قاضی، تهران: دانشگاه تهران.

    - دوورژه، موریس (1372). جامعه شناسی سیاسی، ترجمۀ ابوالفضل قاضی، تهران: امیرکبیر.

    - روبرگ، روی و کنث نوواک و گری کردنر و برد سمیث (1397). پلیس و جامعه، ترجمۀ هاشمی. تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    - رینر، رابرت (1380). نظم و قانون، تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    - علی بابایی، غلامرضا و بهمن آقایی (1366). فرهنگ علوم سیاسی، تهران: نشر ویس.

    - قرائی مقدم، امان‌الله (1374). مبانی جامعه‌شناسی، تهران: ابجد.

    - کردنائیج، اسدالله (1385). «نقش گروه‌های فشار در شکل دهی خط مشی عمومی»، فرهنگ مدیریت، سال چهارم، شمارۀ دوازدهم، (پیاپی 1674). صص 65-82.

    - مور هری، دبلیو و همکاران (1387). مدیریت و رفتار سازمانی نیروی پلیس، ترجمۀ سید محمد اعرابی.تهران: دانشگاه علوم انتظامی امین.

    - نقیب زاده، احمد (1386). «آفت‌های پنهان نظام دموکراسی»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، سال چهارم، شمارۀ 32. صص 12-15.

    - وثوقی، منصور و علی‌اکبر نیک‌خلق (1377). مبانی جامعه‌شناسی، تهران: خردمند.

    - وفادار، حسین (1390). مدیریت بحران در حوزه نظم و امنیّت، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.

    -A Goedendorp; P A Struijk (1978) Police and Pressure Groups. Tijdschrift voor de Politie Volume:40 Issue:12 Dated: (1978) Pages:581-588.

    منابع بیشتر برای مطالعه

    -        کوئن، بورس (1373). مبانی جامعه شناسی، ترجمۀ غلامعباس توسلی و رضا فاضل، تهران: سمت.

    -        نیک گهر، عبدالحسین (1383). مبانی جامعه شناسی، تهران: توتیا.

    -Obar, Jonathan; et al. (2012). "Advocacy 2.0: An Analysis of How Advocacy Groups in the United States Perceive and Use Social Media as Tools for Facilitating Civic Engagement and Collective Action". Journal of Information Policy.

    -Obar, Jonathan (2014). "Canadian Advocacy 2.0: A Study of Social Media Use by Social Movement Groups and Activists in Canada". Canadian Journal of Communication

     

     

        

نظر شما