You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.



  • پليس جنوب                       South Parsian Riflers- S.P.R

    پليس جنوب با عنوان اختصاري اس. پي. آر، نيروي نظامي بود که بريتاينا در سال 1294 شمسي طي جنگ جهاني اول در مناطق جنوبي کشور (بوشهر، شيراز، کرمان، فارس، بندرعباس، يزد، کازرون) تشکيل داد (1).

    در دهم دي ماه 1294 و در كشاکش جنگ اول جهاني دولت انگلستان اعلام كرد قصد دارد يك نيروي نظامي در جنوب ايران به دليل آنچه كه «ناامني در استان‌هاي فارس و بوشهر» خوانده شد، به وجود آورد. اين تصميم در حقيقت در دومين سال جنگ اول جهاني اتخاذ شد.

    ژنرال «سایکس» انگلیسی مأمور تشکیل «پلیس جنوب» شد (2). سایکس که به زبان فارسی تسلط کامل داشت، در سال ۱۸۹۴ کنسولگری انگلستان را در کرمان و درسال ۱۸۹۸ کنسولگری انگلیس را در سیستان تأسیس کرده بود. او از سال ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۳ سرکنسول انگلیس در خراسان بود و در سال ۱۹۱۵ همین سمت را در ترکستان چین عهده‌دار شد.

    سایکس عملیات سربازگیری خود را به محض ورود به ایران از بندرعباس آغاز کرد (3) پليس جنوب متشكل شده بود از افراد انگليسي، هندي و ايراني. نيمي از افراد ايراني را نيروهاي كوچ‌نشين و نيمه كوچ‌نشين محلي، نيمي ديگر را نيروهاي ژاندارمري و نيروهاي امنیۀ سابق و جمعي نيز از طبقات پايين جامعۀ شهري، طبقات پايين بازار، شاگرد نانواها، حمالان مغازه‌ها و بيكاران شهري و روستايي (كارگران كشاورز بي‌زمين) تشكيل مي‌دادند (4). اهداف واقعی تشکیل این پلیس، مقابله با گسترش نفوذ آلمانی هادرایران، تأسیس نیروی مشابه با قزاق­ها، حفاظت از راه­های تجاری و چاه­های نفت جنوب، مقابله با عشایرمخالف بود (5).

    افراد پلیس جنوب از یک لباس هماهنگ استفاده می­کردند. لباس آنها مطابق با لباس قشون هندی موجود در پلیس جنوب بود، به استثنای کلاه که ایرانی بود و یک دست لباس خاکی برای خدمت و یک دست لباس آبی برای بیگاری. افراد سواره نظام به جای پیراهن نظامی، نیم تنه و شلوار سواری داشتند (6).

     کلاه آنان دارای نشانی با نقش شیر و خورشید بود که زیر آن حروف اِس.پی.آر. به لاتین و پلیس جنوب ایران به فارسی نوشته شده بود (7). سلاح پیاده نظام تفنگ بلند (لی انفیاد) بود و سلاح سواره نظام کارابین 303 و سلاح توپخانه، توپ کوهستانی انگلیسی (ده پوندی) به علاوه دو توپ شنیدر فرانسوی  بود (8).

    مخارج پلیس جنوب از وجوه استمهال قروض ایران به دولت انگلستان پرداخت می­ شد (9) که در سال اول تأسیس  600000و در سال های بعد اندکی کمتر از یک میلیون لیرة انگلیسی بود (10).                      

    مردم مناطق تحت نفوذ نيروهاي پليس جنوب صدمات فراواني از حضورآنها متحمل شدند. يكي از اقدامات اين نيروها ايجاد ناامني و نابساماني در ابعاد گوناگون، براي القاء اين فكر بود كه در آن شرايط، تنها نيروي توانا براي رفع مشكلات مردم، نيروي پليس جنوب است.

    آنان در فارس به خريدن گندم، جو و ساير اجناس، به چند برابر قيمت معمول و ذخيره كردن يا سوزاندن آنها، براي ايجاد قحطي در شهر، اقدام كردند. در اين شرايط، مردم حتي مجبور به خوردن آرد ذرت و خاك‌اره مي‌شدند (11). نیروهای پلیس جنوب به دفعات اتومبیل‌های عبوری مردم را برای رفع نیازهای خود به اتهامات واهی توقیف می‌کردند و مورد استفاده قرار می‌دادند.

    آنان بسیاری از املاک و اراضی و باغ‌های مردم را در سال‌های حضور خود در شهرهای جنوبی ایران به نفع پایگاه‌های خود مصادره کردند. مأموران نظمیه و ژاندارمری را نیز با وعده و پول و رفاه تحت نفوذ و سلطۀ خود درآورده و حاکمیت دولت مرکزی را بر نواحی جنوبی تا سرحد امکان کم رنگ و ضعیف کرده بودند.

     اگرچه ژاندارمري در پليس جنوب ادغام شد ولي واقعيت اين بود كه ژاندارمري ايران بافتي ملي‌گرايانه داشت كه با اهداف انگلستان در تعارض آشكار قرار گرفته بود. سايكس از بيم اقدامات آنها عليه پليس جنوب و فرار آنها، سياست تنبيه را برگزيد و قوانين سختي را براي فرار و خيانت افراد ايراني پليس جنوب وضع كرد كه با وجود اعدام و شلاق زدن فراريان، تعداد دفعات و نفرهای فراري رو به فزوني گذاشت (12).

    در زمینة اقدامات فرهنگی، پلیس جنوب به انتشار روزنامة فارس در شیراز پرداخت. این روزنامه به عنوان سخنگوی پلیس جنوب عمل می کرد و به توجیه اقدامات نظامی این نیرو می­پرداخت (13).     

    مقاومت و مبارزات مردم جنوب ایران در برابر پلیس جنوب تا آخرین روزهای حضور این نیرو در ایران، اعتراضات مکرر دولت­های شوروی و فرانسه و آمریکا به ادامة حضور نیروهای انگلیسی در ایران پس از پایان جنگ جهانی اول (14)، اعتراض نمایندگان مجلس انگلستان به هزینه های گزاف نظامی دولت و بروز مشکلات مالی برای دولت انگلستان پس از پایان جنگ جهانی اول (15) و ناتوانی دولت ایران از پرداخت مخارج این نیرو، همگی که موجب گردید دولت انگلستان نتواند بودجة جدیدی برای پلیس جنوب درنظر بگیرد و انحلال آن قطعی شود.

    درسال 1300 به کار پلیس جنوب در ایران خاتمه داده شد و ادارة مرکزی آن که از شیراز به بوشهر منتقل شده بود تعطیل گردید. انگلستان به دولت ایران اعتماد نداشت تا قوای منظم و مسلح شش هزار نفری را به آنان واگذارند  لذا مقداری از مهمات و تسلیحات نیرو در محل توسط افراد پلیس جنوب منهدم شد. انحلال پلیس جنوب به تدریج انجام گرفت ؛ بدین ترتیب که در سه نوبت و در هر نوبت یک سوم از هر واحد تعطیل شد (16).

    کلید واژه­ ها 

    پلیس جنوب، جنگ جهانی اول، سرپرستی سایکس.

    ارجاعات

    1- راضی، منیره. پلیس جنوب. تهران: مرکزاسناد انقلاب اسلامی، ص24

    2- دانشنامۀ جهان اسلام، غلامعلی حداد عادل، ص ۷۰۴.

    3- سپهر، احمدعلی. ایران در جنگ بزرگ  1918ـ1914.  تهران: 1336.ص131

    4- سفیری، فلوریدا. پلیس جنوب ایران: اس.پی.آر. ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی )، تهران: 1364، صص 130-134.

    5- راضی، منیژه. همان، ص61-103

    6- سپهر، احمد علی.همان، ص 130

    7- سفیری، فلوردیدا. همان، ص187

    8- سپهر، احمد علی. همان، ص 130

    9- کحال زاده، ابوالقاسم. دیده­ها و شنیده­ها. تهران: فرهنگ، 1363، ص292.

    10- سفیری، فلوردیدا. همان، صص 175ـ176

    11- فصلنامۀ تاريخ روابط خارجي، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت خارجه، سال پنجم، شماره 18، بهار 1383، ص 159.

    12- سایکس، سرپرسی مولزورث. تاریخ ایران. ترجمة محمدتقی فخر داعی گیلانی. تهران: 1362، ص764.

    13- رکن زادة آدمیت، محمد حسین. فارس و جنگ بین الملل. تهران:1357، صص 381ـ382

    14- ذوقی، ایرج. تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرت­های بزرگ: 1925ـ1900. بخش 1، تهران: 1368.صص 318ـ340

    15-  ذوقی، ایرج. همان،ص408

    16- بریتانیا. وزارت امور خارجه، اسناد محرمانة وزارت خارجة بریتانیا درباره قرارداد 1919 ایران و انگلیس. ترجمة جواد شیخ الاسلامی، تهران: 1365ـ 1368، ص142.

    منابع بیشتر

    1 - شاهدی. مظفر.استمهال قروض ایران و نتایج آن  در تاریخ معاصر ایران. مجموعه مقالات، کتاب دهم، تهران،1375

    2- فرامرزی، احمد. شیخ حسین خان چاه کوتاهی در جنگ مجاهدین دشتستان و تنگستان با دولت انگلیس. چاپ قاسم یاحسینی. تهران:1377

    3- فرمانفرمائیان، مهرماه. زندگی نامة عبدالحسین میرزا فرمانفرما. تهران، 1377 .

    4- قائم مقامی، جهانگیر. تاریخ ژاندارمری ایران: از قدیمترین ایام تا عصرحاضر. تهران، 1355.

    5- کیانفر، عین الله و پروین استخری.کشف تلبیس  یا دورویی و نیرنگ انگلیس  از روی اسناد محرمانه انگلیس در باب ایران. تهران، 1363.

    6- گرکه، اولریش. پیش به سوی شرق، ایران در سیاست شرقی آلمان در جنگ جهانی اول. ترجمة پرویز صدری، تهران، 1377.

    7-گزیدة اسناد دریای خزر و مناطق شمالی ایران در جنگ جهانی اول. به کوشش محمدنادر نصیری مقدم، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1374

     

نظر شما